آخر الزمان در احادیث پیامبر اکرم(ص)

آخر الزمان در احادیث پیامبر اکرم(ص)


تعدادی از احادیث گوهر بار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(ص) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی آمده است که به روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان و ظهور امام عصر( عج) مربوط می باشد. اخر الزمان

 احادیث آخر الزمان

حضرت محمد  مصطفی ( که درود خدا بر او باد) در روایتی فرمود:روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند .مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد ، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است .در آن هنگام خداوند ، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد .

 

اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند

 مواقعی بر مردم بیاید که چهره هایشان چهره های آدمیان ولی دل هایشان دل های شیاطین باشد ، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند . افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.

 

شکم هاشان خدایان آنها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دین شان

 در جایی دیگر رسول خدا فرمود :زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند .از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود .

به چهار بلا مبتلا شوند

 در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد . نخست:تجاوز به ناموسشان و دوم:هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان ، سوم:خشکسالی، چهارم:ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان .اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند :یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود :آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند .

آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد

 از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود:روزگاری بیاید که مردم شان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد :نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد ، دوم:ستمگران را بر آنها مسلط سازد و سوم انکه بی ایمان از دنیا بروند .

 یکی از اصحاب از پیامبر پرسید:یا رسول الله دین مردم شان چگونه خواهد بود؟پیامبر فرمود :زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دینداری شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.
همچنین بخوانید : مجری سیمای خانواده دوباره مادر شد + عکس

از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند

 در جایی دیگر در بحارالانوار جلد52ص190 پیامبر فرمود :زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند ، آنچنانکه گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد.در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند .

به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند

 در بحار ج 77ص369 آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند:زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی .دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبان شان رباخوار و فریبکار ، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .

آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که...

روزگاری خواهد امد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها . از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد

 در کنزالاعمال حدیث 31008 آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟پیامبر(ص) فرمود :زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد .

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد ، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود ، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنندو بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه های هلاکت سقوط کند .

از علی بن ابی طالب(ع) درباه آخرالزمان پرسیده شد :آیا در آن زمان مومنانی وجود دارند؟ فرمود:آری . باز پرسیده شد:آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه ها چیزی کاسته می شود؟ فرمود:نه ، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج بسر برند.

امیرالمونین (ع) فرمود :زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی ، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن ، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف وبزرگواری بشمار آید .(نهج/حکمت 102).

امام سجاد(ع) فرمود :چون خداوند می دانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار 60/18

 بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید

 امام صادق(ع) فرمود :چون قائم ما قیام کند خداوند انچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام اور نیازی نداشته باشند و به هرکجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. بحار 36/45<

حوادث و نشانه های ظهور در ماه محرم

حوادث و نشانه های ظهور در ماه محرم


در سال فرد

 عن أبی عبد الله قال: لا یخرج القائم إلا فی وتر من السنین، سنة إحدى أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع.

 از امام صادق است که فرمود، قیام قائم نیست مگر در سال فرد، یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.

 

شب جمعه، شب تاسوعا، جمع شدن 313 نفر در مکه به طی الارض، اصلاح امور در یک شب

عن علی قال: قال رسول الله’: المهدی منا أهل البیت یصلح الله له أمره فی لیلة

 از پیامبر خدا (ص): مهدی از ما اهل بیت است و خداوند امر او را در یک شب اصلاح می کند.

   وفی دلائل الإمامة/307: یجمعهم الله إلى مکة فی لیلة واحدة وهی لیلة الجمعة فیتوافون فی صبیحتها إلى المسجد الحرام ، لایتخلف منهم رجل واحد.

 خداوند آنان را در یک شب جمعه، در مکه جمع می کند پس صبح به سوی مسجدالحرام روانه می شوند.

اصلاح امور در یک شب. همان طور که در متن روایات مربوط به قتل نفس زکیه، اشاره شده، در آستانه ی ظهور، شرایط مکه، بر حسب ظاهر، اصلاً آماده نیست. خود امام می فرماید: اهل مکه مرا نمی خواهند، فرستاده ی امام، نفس زکیه هم که کشته می شود. اما در تنها یک شب، ورق بر می گردد و شرایط به نفع امام تغییر می کند. این است معنای اصلاح امور در یک شب، نه چنانکه برخی گمان کرده اند، که ظهور بدون هیچ مقدمه ای و ناگهانی اتفاق می افتد.

در روز جمعف، تاسوعا، خسف بیداء

 عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... ویبعث السفیانی بعثاً إلى المدینة فینفر المهدی منها إلى مکة، فیبلغ أمیر جیش السفیانی أن المهدی قد خرج من المدینة، فیبعث جیشاً على أثره فلا یدرکه، حتى یدخل مکة خائفاً یترقب على سنة موسى بن عمران، وینزل أمیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا بیداء أبیدی القوم، فیخسف بهم البیداء فلا یفلت منهم إلا ثلاثة ... والقائم یومئذ بمکة، قد أسند ظهره إلى البیت الحرام مستجیراً به ینادی: یا أیها الناس إنا نستنصر الله ومن أجابنا من الناس فإنا أهل بیت نبیکم ونحن أولى الناس بالله وبمحمد ... الخ.

 از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: ... و سفیانی لشکری به سوی مدینه می فرستد، پس مهدی از مدینه به قصد مکه بیرون می رود. به امیر لشکر سفیانی خبر می رسد که مهدی از مدینه خارج شده است. پس لشکری به دنبال او می فرستد که به او نمی رسند و مهدی وارد مکه می شود، ترسان و پاینده ی پیرامونش، مانند موسی بن عمران، و امیر لشکر سفیانی در بیداء [(خروجی مدینه به سوی مکه، امروزه داخل شهر مدینه است)] فرود می آید، در آن هنگام، ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد که ای بیداء، این قوم را نابود کن. پس زمین آنان را در خود فرو می برد و جز سه نفر باقی نمی مانند .... و قائم در آن روز در مکه است، به دیوار خانه ی کعبه تکیه کرده، گویی که به آن پناه آورده است، و فریاد می زند: ای مردم، ما از خدا یاری می جوییم و از هر که از مردم که ما را پاسخ دهد. ما اهل بیت پیامبرتان هستیم و ما نزدیکترین مردم به خدا و رسولیم و ...

در روز تاسوعا، سپاه عثمان سفیانی در خروجیِ مدینه، در زمین فرو می رود و این از معجزات است.

این که خسف بیدا در روز تاسوعاست از اینجا فهمیده می شود که در روایت آمده که "والقائم یومئذ بمکة ... ینادی" یعنی در همان روز، سخنرانی اول در مکه انجام می شود و ما می دانیم که سخنرانی اول، در شب عاشوراست بعد از نماز عشا.

سخنرانی - در شامگاه جمعه، شب عاشورا - در کنار کعبه

 ابن حماد: 1/345، عن أبی جعفر قال: ... ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ...

 از امام باقر:  ... مهدی، هنگام عشا، در مکه ظهور می کند ...

عن الإمام الباقر قال: یقول القائم لأصحابه: ... وهی النفس الزکیة. فإذا بلغ ذلک الإمام قال لأصحابه: أما أخبرتکم أن أهل مکة لایریدوننا! فلایدعونه حتى یخرج فیهبط من عقبة طوى فی ثلاث مئة وثلاثة عشر رجلاً عدة أهل بدر حتى یأتی المسجد الحرام فیصلی عند مقام إبراهیم أربع رکعات، ویسند ظهره إلى الحجر الأسود ثم یحمد الله ویثنی علیه ویذکر النبی ویصلی علیه ویتکلم بکلام لم یتکلم به أحد من الناس ...

از امام باقر: [پس از ذکر قتل نفس زکیه در کنار کعبه که در بالا ترجمه شد] پس هنگامی که خبر قتل او به امام می رسد، به یارانش می گوید، نگفتم، اهل مکه ما را نمی خواهند؟ اما یارانش او را رها نمی کنند تا هنگام قیام که از گردنه ی طــُـوا [(نزدیک مکه)] پایین می آید در میان سیصد و سیزده مرد، به تعداد سپاه بدر، و به مسجد الحرام وارد می شود و نزد مقام ابراهیم، چهار رکعت نماز می خواند [(نماز عشا)] و سپس به حجر الاسود تکیه می کند و رو به مردم، پس از حمد خدا و یاد پیامبر، و درود فرستادن بر او، سخنانی می گوید، که هیچ یک از مردم، چنان سخنانی هرگز نگفته است ....
گویا امام در فاصله ی قتل نفس زکیه و روز تاسوعا که پانزده روز است، سفری هم به مدینه خواهد داشت، و درست در روز تاسوعا بر می گردد.
 

بیعت - در روز عاشورا، روز شنبه - در کنار کعبه

  قال أبو جعفر: یخرج القائم یوم السبت یوم عاشوراء الیوم الذی قتل فیه الحسین.

ترجمه: ابوجعفر (امام باقر علیه السلام): قائم در روز شنبه، روز عاشورا، قیام می کند، همان روزی که حسین (علیه السلام) کشته شد.

عن أبی جعفر قال: کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن والمقام، بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله، فیملؤها عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً.

مضمون: گویی قائم را می بینم در روز عاشورا، روز شنبه، که بین رکن و مقام (کنار کعبه) ایستاده است، در پیشگاهش جبرئیل ندا می دهد: بیعت [کنید] برای خدا ... پس زمین را پر از عدل می کند، همانگونه که پر از ستم شده است.

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر

تطبیق نشانه های ظهور، علائم ظهور، نشانه های ظهور، علامات ظهور، علامات الظهور، علامت های ظهور، نشانه های ظهور، پیشگویی ظهور، پیشگویی ظهور، پیش بینی زمان ظهور، پیش بینی زمان ظهور، پیش بینی ظهور، پیش بینی ظهور، ظهور نزدیک است، ظهور بسیار نزدیک است، عصر ظهور، اخبار ظهور، اخبار لحظه به لحظه ظهور

حوادث و علائم ظهور در ماه ذی حجه

حوادث و علائم ظهور در ماه ذی حجه



ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)


دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است.

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد.

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است.

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد.

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است:
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
2- آشوب‌های منا
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند.

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند.

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند.

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند.

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد.

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند.

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد.

آشوب‌های منا
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود.

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد.

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند.

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند.

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است.
 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند.

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند.

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142
2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


منبع: besuyezohur.ir

اوضاع شهر حلب در آخرالزمان و آستانه ظهور

اوضاع شهر حلب در آخرالزمان و آستانه ظهور

عصر ظهور در کلام امام باقر علیه السلام

عصر ظهور در کلام امام باقر علیه السلام

چگونگی خروج قوم ترک در آخرالزمان

چگونگی خروج قوم ترک در آخرالزمان

چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(عج) در سرزمین شام

چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(عج) در سرزمین شام

پایان فتنه شام با ظهور امام عصر علیه السلام

پایان فتنه شام با ظهور امام عصر علیه السلام

شیطان از نگاه امیرالمومنین علی علیه‌السلام

شیطان از نگاه امیرالمومنین علی علیه‌السلام

هالیوود پیامبر شیطان پرستی

هالیوود پیامبر شیطان پرستی

نشانه‌های ظهور از زبان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله

نشانه‌های ظهور از زبان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله

ثروتمندان در آخرالزّمان

ثروتمندان در آخرالزّمان