آیه ای که امام زمان (عج) هنگام تولد خواندند

آیه ای که امام زمان (عج) هنگام تولد خواندند


 حضرت حکیمه(س) می‎گوید بعد از آنکه امام زمان(عج) به دنیا آمد دیدم ولىّ خدا سجده می‎کند؛ او را برداشتم و در دامن خود گذاردم، دیدم پاک و پاکیزه است ... امام عسگری(ع) دست بر سر او کشید و فرمود: فرزند! به قدرت الهى با من سخن بگو ...

زمان ولادت و یا شهادت اهل‎بیت(ع) همواره نقطه آغاز بزرگ‎ترین تحولات بشری بوده است که می‎تواند حاوی درس‎های فراوانی باشد؛ زیرا پیام‎هایی که در این مقطع حساس از زندگی امامان(ع) صادر می‎شود حاوی معانی و مفاهیم پربارتری است. از جمله این مقاطع حساس مربوط به ولادت امام زمان (عجل ‌الله تعالی فرجه) است که حضرت در آغوش پدر بزرگوارشان امام حسن عسگری(ع) به تکلم در آمدند و در اولین کلامشان آیه‎ای از قرآن تلاوت کردند.

حکیمه(س) در این باره می‎گوید: [بعد از آنکه امام زمان(عج) به دنیا آمد] دیدم ولىّ خدا صلوات اللَّه علیه سجده می‎کند. او را برداشتم و در دامن خود گذاردم دیدم پاک و پاکیزه است. ابومحمد [امام حسن عسگری(ع)] صدا زد عمه! فرزندم را بیاور! او را نزد پدرش بردم. حضرت نور دیده‎اش را گرفت و زبان مبارک بر وى چشمهاى او مالید تا دیده گشود، سپس زبان در دهان و گوش‏هاى طفل نهاد و او را در دست چپ گذارد و بدین گونه ولىّ خدا در دست پدر نشست. آنگاه دست بر سر او کشید و فرمود: فرزند! بقدرت الهى با من سخن بگو!

آن نوزاد عزیز گفت: «اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ‏، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُون‏؛ و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم‏] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین‏] کنیم و در زمین قدرتشان دهیم و [از طرفى‏] به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از جانب آنان بیمناک بودند، بنمایانیم.» (القصص5 و 6) آنگاه بر پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و امیر مؤمنان و همه ائمه تا پدرش درود فرستاد. (الغیبة طوسی، ص184)

بله؛ امام زمان(عج) یکی از آیات مربوط به وعده خداوند نسبت به مکنت دادن مستضفان در زمین و نابودی فرعونیان را تلاوت کرد.<

امام مهدی عج در نهج البلاغه

امام مهدی عج در نهج البلاغه


نوشتار حاضر با این نگرش تدوین شده است که اگر خواهان آن هستیم که علوم انسانی را با استفاده از تعالیم نهج البلاغه متحول نماییم, باید به آن بخشهایی از سخنان حضرت امیر ع مراجعه کنیم که ایشان در آن, حکومت جهانی آخرین ذخیره خداوند و برپا دارنده ی حقیقی و تام تعالیم الهی یعنی حضرت بقیه الله روحی و ارواحنا فداه را توصیف نموده اند

● چکیده

نوشتار حاضر با این نگرش تدوین شده است که اگر خواهان آن هستیم که علوم انسانی را با استفاده از تعالیم نهج البلاغه متحول نماییم، باید به آن بخشهایی از سخنان حضرت امیر (ع) مراجعه کنیم که ایشان در آن، حکومت جهانی آخرین ذخیره خداوند و برپا دارنده ی حقیقی و تام تعالیم الهی یعنی حضرت بقیه الله (روحی و ارواحنا فداه) را توصیف نموده اند. به عبارت دیگر این نوشتار، سخنان حضرت علی (ع) درباره ی امام عصر (عج) را ذیل ۶ عنوان دسته بندی کرده و معتقد است که برنامه ریزی برای تحول در علوم انسانی بایست با عنایت به چشم انداز حکومت کریمه حضرت حجت (عج) که توسط امیرالمومنین (ع) ترسیم شده است صورت گیرد مثلا وقتی بدانیم حضرت علی (ع) فرموده اند: «زمانی که مهدی بیاید نظرها را تابع قرآن می سازد در حالیکه تفسیر قرآن قبل از ظهور او تابع هواهای نفسانی شده است»، سبب می گردد تا بدانیم اگر خواهان تحول در علوم انسانی هستیم و می خواهیم آن را مطابق تعالیم الهی و علی الخصوص زمینه سازی قیام حضرت حجت (عج) (که در حقیقت انقلاب اسلامی ما و خون شهدایی که برای بقای آن ریخته شده، قطعا در راستای تحقق آن مهم بوده است) سازماندهی کنیم، باید شرایط را برای جلوگیری از تفسیر قرآن مطابق هواهای نفسانی، فراهم ساخته و با تحول در علوم انسانی به تفسیر قرآن مدنظر حضرت حجت (عج) نزدیک شویم.

واژ های کلیدی: حضرت علی (ع) - نهج البلاغه - امام مهدی (عج) – آخرالزمان.

● مقدمه

نوشتار حاضر سعی در شناخت ابعاد دولت کریمه مهدوی دارد که امیرالمومنین (ع) آن را در حدود ۱۴۰۰ سال پیش مطرح نموده اند. این مقاله معتقد است که برای سیاستگذاری در علوم انسانی با استفاده از نهج البلاغه بایست آن مطلوبی که تمام انبیا و اولیا علی الخصوص حضرت علی (علیهم السلام) برای تحقق آن مبعوث و منصوب شده اند یعنی تحقق دولت کریمه ی امام مهدی (عج) مدنظر قرار بگیرد و باید دید امام علی (ع) شرایط قبل، حین و بعد از تحقق جامعه ی وارثان صالح زمین به رهبری مهدی موعود (عج) را چگونه تصویر و ترسیم کرده اند، تا از آن معبر به برنامه ریزی در علوم انسانی نائل آییم مثلا وقتی حضرت امیر (ع) گفته اند که یاوران مهدی فاطمه (سلام الله علیها) «جام های حکمت را سر کشیده اند»، برنامه ریزی سیاستگذاران در حوزه ی علوم انسانی باید به گونه ای انجام شود که افراد را در راستای کسب حکمت تربیت کند. لازم به ذکر است که این نوشتار فقط به بیان مطالبی که امیرالمومنین (ع) درباره ی حضرت حجت (عج) مطرح کرده اند بسنده کرده است و بحث را در حد کلیات و صرفا به صورت طرح بحث پردازش کرده است و توصیف جزء به جزء مطالب و توصیف یبانات حضرت امیر (ع) درباره ی اوضاع و احوال قبل و بعد از ظهور امام عصر (عج) و اینکه چگونه می توان آن را در مهندسی علوم انسانی بکار برد را به زمان دیگری موکول نموده است.

الف) بشارت

حضرت علی (علیه و آله السلام) در خطبه ۱۵۰ عبارات زیر را بیان فرموده اند که مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند این جملات، جملاتی است که بیانگر بشارت امیرالمؤمنین (ع) درباره ی ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) می باشد. حضرت علی (ع) می فرمایند:

و لا تستبطئوا ما یجی‌ءُ به الغد ... و ما اقرب الیوم من تباشیر غد یا قوم! هذا ایان ورود کل موعود و دنو من طلعه ما لا تعرفون (آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید ... و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده آن خواهد دمید. ای مردم! زمان وقوع آنچه وعده داده شده فرا رسیده است و آنچه از آن بی خبرید به تحقق نزدیک است.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۴۹)

آنچه با توجه به معانی عبارات فوق مسلم است این است که حضرت امیر (ع) ظهور حضرت حجت (عج) را بشارت می دهند اما سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که چرا امیرالمؤمنین (ع) به مخاطبان خود که قطعاً تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از دنیا خواهند رفت می فرمایند: و لا تستبطئوا ما یجیءُ به الغد (آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید) در حالیکه قیام امام مهدی (عج) مربوط به آینده می شود اما عبارت فوق به گونه ای بیان می گردد که گویی مخاطبین امیرالمؤمنین (ع) زمان ظهور امام زمان (عج) را درک خواهند کرد.

چرا حضرت علی (ع) به این صورت بیانات خود را عرضه داشته اند؟! آیا اشتباهی در عبارات ایشان بوجود آمده است؟!

در پاسخ باید گفت که از شخصیت معصومین از جمله حضرت امیر (ع) اشتباه صادر نمی شود بلکه استفاده از عبارات مذکور توسط امام علی (ع) از آن روست که امام (ع) امام تمام امت و برای کلیه ی ادوار تاریخی است پس خطاب ایشان به حاضران در آن جمع، به منزله ی خطاب ایشان به تمام امت اسلامی است و دارای عمومیت و شمولیت زمانی و مکانی است و این مانند خطابهایی است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) با هم عصران خود داشته اند یا مثل خطابهایی است که قرآن کریم با مردم هم عصر حضرت محمد (ص) دارد در حالیکه در واقع مخاطب سخنان نبی اکرم (ص) و مصحف شریف، همه ی امت اسلامی تا روز رستاخیز می باشند. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳ قمری. صص ۲۱۴-۲۱۳)

ب) توصیف

حضرت امیر(ع) در چند مورد اقدام به بیان اوصاف متعالی حضرت مهدی(عج) می کنند از جمله:

۱) در خطبه شماره ۱۰۰ امام علی(ع) می فرمایند:

الا ان مثل آل محمد صلی الله علیه و آله کمثل نجوم السماء اذا خوی نجم طلع نجم (آگاه باشید مثل آل ‌محمد(ص) مثل ستارگان آسمان است. اگر ستاره‌ای غروب کند. ستاره‌ی دیگری طلوع خواهد کرد. (تا ظهور حضرت حجت(عج)) ) (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹.ص ۵۰۶)

به نظر مترجمین و شارحین نهج البلاغه، عبارت فوق حضرت امیر(ع)، علاوه بر معرفی امامان معصوم(ع)، عنایت خاصی به معرفی امام دوازدهم(عج) داشته است.

در جملات مذکور نهج البلاغه، حضرت علی(ع)، امامان شیعیان از جمله امام عصر(عج) را به ستاره تشبیه فرموده اند. به نظر مترجمین و شارحین نهج البلاغه، بکارگیری این تشبیه دو دلیل دارد:

الف) یکی اینکه مردم در راه شناخت و اطاعت خدا، از انوار هدایت امامان معصوم(ع) بهره مند می شوند هم چنانکه مسافر در پیمودن راه، از ستارگان آسمان، روشنی و هدایت می گیرد. (انصاری قمی. ۱۳۴۵.ص ۲۶۳)

ب) مناسبت دیگر همان است که خود حضرت علی(ع) فرموده اند که حجت های خدا (ع) مثل ستارگان آسمان هستند که هر گاه یکی غروب کند، دیگری طلوع خواهد کرد پس در نتیجه جهان هیچ گاه از وجود حجت که مردم را بسوی خدا رهنمون باشد خالی نیست. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱.ص ۲۹۶)

۲) حضرت امیر در خطبه ۱۸۲ می فرمایند:

بقیه من بقایا حجته، خلیفه من خلائف انبیائه (او باقی مانده ای از حجت های خدا و جانشینی از جانشینان پیامبر خداست.)

عبارت فوق عبارتی است که مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند در آن، امام علی(ع) به توصیف امام مهدی (عج) پرداخته اند. (شریعتی.ص ۱۲۳)

نکته ای که در جمله مذکور خودنمایی می کند عبارت بقیه من بقایا حجته (او باقی مانده ای از حجت های خداست) می باشد که با آیه شریفه ی «بقیه الله خیرلکم ان کنتم مؤمنین» (باقیمانده ی خدا برای شما بهتر است اگر مومن باشید) که در آیه ی ۸۶ سوره هود می باشد، شباهت ظاهری و معنایی بسیار زیادی دارد، به گونه ای که مفسرین مصحف شریف قرآن معتقدند آیه فوق در وصف امام زمان (عج) نازل شده است که این مسئله اشراف کامل حضرت امیر(ع) بر قرآن و همچنین الهام پذیری ایشان از آیات آن کتاب مجید را به وضوح نشان می دهد. (زمانی. ۱۳۷۴. صص ۴۵۱-۴۵۰)

۳) امام علی (ع) باز در توصیف حضرت حجت (عج) در جایی دیگر از خطبه ۱۸۲ می فرمایند:

قد لبس للحکمه جنتها و اخذها بجمیع آدابها من الاقبال علیها و المعرفه بها (زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل آن را فراگرفته است.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۲۴۹)

مفسرین و شارحین نهج البلاغه، عبارات فوق را در وصف امام غائب (عج) می دانند اما نکته ایی که در عبارات فوق خودنمایی می کند این است که حضرت امیر(ع) برای نشان دادن اینکه حضرت مهدی (عج) بر دانش اشراف دارند از لفظ «زره» استفاده کرده اند. در بیان علت بکارگیری این لفظ برای نشان دادن احاطه امام دوازدهم (عج) بر دانش توسط امیرالمؤمنین(ع) باید گفت که زره، رزمنده ی در حال جنگ را از گزند ضربات و زخم ها مصون می دارد پس اگر کسی زره دانش بر تن داشته باشد، قطعاً مراتب حکمت را شناخته و خود را از طریق زهد، از علایق دنیوی وارسته ساخته است. در نتیجه امیرالمؤمنین(ع) با بکارگیری این کلمه یعنی زره برای دانشی که حضرت مهدی (عج) دارای آن است، به صورتی بسیار زیبا و ظریف، علم و معرفتی که در نزد حضرت مهدی (عج) موجود است را به تصویر می کشند. (معادیخواه. ۱۳۷۳. صص ۲۱۶-۲۱۵)

۴) امیرالمؤمنین(ع) در ادامه توصیف امام مهدی (عج) در همان خطبه ۱۸۲ می فرمایند: والتفرغ لها فهی عند نفسه ضالته التی یطلبها و حاجته التی یسأل عنها (حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن می باشد و نیاز اوست که در به دست آوردنش می پرسد.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۳۱۴)

مترجمین و مفسرین نهج البلاغه بیان عبارات فوق توسط امام علی(ع) را توصیف ایشان از آخرین ذخیره الهی (عج) می دانند.

علاوه بر اینکه در عبارات فوق با اوصاف امام زمان (عج) در کلام حضرت امیر(ع) آشنا می شویم اما نکته ی مهمی وجود دارد که باید به آن توجه کرد و آن است که این جمله ی امیرالمؤمنین (ع) درباره حضرت مهدی (عج) که می فرمایند «حکمت گمشده اوست» با این حدیث از حضرت محمد(ص) که می فرمایند الحکمه ضاله المؤمن (حکمت گمشده مؤمن است) دارای قرابت کاملی است، به گونه ای که پیامبر(ص) می فرمایند، حکمت گمشده مؤمن است و از آنجایی که مؤمن به معنای کامل کلمه، حضرت مهدی (عج) می باشند، طبق حدیث پیامبر (ص) می توان نتیجه گرفت که حضرت حجت(عج) طالب حکمت اند که بواسطه ی این تفاسیر می توان شباهت لفظی و معنایی کامل جملات حضرت علی (ع) با پیامبر اسلام (ص) درباره جستجوگران حکمت را مشاهده کرد و به ارزش سخنان امیرالمومنین(ع) که در مطابقت کامل با کلام پیامبر خاتم(ص) است بیش از بیش پی برد. (میثم البحراتی. ۱۴۰۳.صص ۳۹۳ - ۳۹۲)

ج) اوضاع قبل از ظهور امام دوازدهم (عج)

امام علی (ع) در چند مورد به بیان اوضاع و احوال قبل از ظهور خلیفه ی دوازدهم پیامبر اسلام (عج) می پردازند:

۱) مترجمین و شارحین نهج البلاغه معتقدند که عبارات زیر که مربوط به خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه است، به بیان حضرت امیر(ع) از شرایط قبل از ظهور امام مهدی (عج) اختصاص دارد. ایشان در این خطبه می فرمایند:

فی ستره عن الناس لا یبصر القائف اثره و لو تابع نظره (او (یعنی حضرت حجت (عج)) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آنچنان که اثر شناساندن اثر قدمش را نمی شناسند گرچه در پیدا کردن اثر و نشانه هایش تلاش فراوان کنند.) (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹.ص ۶۵۶)

۲) امام علی (ع) در خطبه ۱۸۲ درباره ی اوضاع و احوال قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) می فرمایند: فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و ضرب بعیسب ذنبه و الصق الارض بجرانه (او (منظور امام زمان(عج)) پنهان خواهد شد در زمانیکه اسلام غروب می کند و چونان شتری در راه مانده، بر زمین می ماند و سینه به زمین می چسباند.) (انصاری. ۱۳۴۵.ص ۵۰۹)

دو نکته در بیانات فوق حضرت امیر (ع) بیشتر خودنمایی می کند:

الف) شتری که زانو به زمین زده عبارتی است که معنای ناتوانی و کم سود رسانی را بیان می دارد. امام علی(ع) با این استعاره کوشیده اند تا وضعیت اسلام را در زمان غیبت امام عصر (عج) نشان دهند و آن را به شتری که زانو به زمین زده تشبیه نموده اند چون همانگونه که بوضوح قابل مشاهده است، اسلام و تعالیم الهی آن در جهان کنونی در غربت به سر می برد و از سودها و فواید آن در حل امور بشر و بکارگیری آن در متن زندگی جوامع بشری، چیز زیادی مشاهده نمی شود. (زمانی. ۱۳۷۳.ص ۴۵۱)

ب) عبارت حضرت امیر (ع) مبنی بر اینکه قبل از ظهور امام زمان (عج) اسلام غروب می کند، با حدیثی از پیامبر(ص) که در آن ایشان بیان می دارند: «اسلام در آغاز غریب بود و به غربت پیشین خود بازخواهد گشت» دارای قرابت کامل است که این مسئله بار دیگر به تطابق کامل اظهارات امیرالمؤمنین (ع) با معلم و استاد ایشان یعنی پیامبر خاتم (ص) صحه می گذارد. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۵۹۵)

۳) امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۳۸ یکی دیگر از اوصاف زمان قبل از ظهور حضرت حجت (عج) را بیان می دارند:

اذا عطفوا الهدی علی الهوی ... اذا عطفوا القرآن علی الرأی (مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می دهند ... به نام تفسیر قرآن، نظرات خود را بر قرآن تحمیل می کنند.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۸۳)

۴) حضرت امیر (ع) در خطبه ۱۵۰ نیز می فرمایند:

و اخذوا یمیناً و شمالاً ظغنا(طغنا) فی مسالک الغی و ترکا لمذاهب الرشد (به راه های چپ و راست رفتند و راه ضلالت و گمراهی پیمودند و راه روشن هدایت را گذاشتند.) (معادیخواه، ۱۳۷۳.ص ۱۶۷)

مترجمین و مفسرین نهج البلاغه عبارات فوق امیرالمؤمنین (ع) را در شرح اوضاع قبل از ظهور امام عصر (عج) می دانند و در آن به توصیف مسلمانان که صراط مستقیم را رها کرده اند و سبب غیبت امام زمان (عج) شده اند می پردازد. این عبارات اشاره ای است به فرقه هایی که در اسلام از راه راست که مبتنی به کتاب و سنت الهی است منحرف و گمراه شده و به سوی افراط و تفریط گراییده اند و در زمان قبل از ظهور امام عصر (عج) در گوشه و کنار عالم در حال جولان دادن هستند. (شریعتی. صص ۱۲۱-۱۲۰)

۵) مترجمین و شارحین نهج البلاغه عبارات زیر که در خطبه ۱۳۸ آمده است را عباراتی می دانند که در آن حضرت امیر(ع) به توصیف اوضاع و احوالی دیگر از اوضاع و احوال زمان قبل از ظهور امام دوازدهم (عج) پرداخته اند.

ایشان می فرمایند: حتی تقوم الحرب بکم علی ساق بادیاً نواجذها مملوءَه اخلافها حلواً رضاعها علقماً عاقبتها الا و فی غدٍ (و سیأتی غد بما لاتعرفون) (در آینده (منظور آخر الزمان) آتش جنگ میان شما افروخته می گردد و چنگ و دندان نشان می دهد. با پستان های پرشیر که مکیدن آن شیرین اما پایانی تلخ و زهرآگین دارد به سوی شما می آید. آگاه باشید فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۳۳)

عبارات فوق توصیف حضرت امیر (ع) از اوضاع قبل از ظهور امام عصر (عج) را بیان می دارد که عنایت به ترجمه فارسی آن، بسیاری از مفاهیم مدنظر امیرالمؤمنین (ع) را آشکار می کند اما برای درک بهتر آن مفاهیم به چهار نکته زیر اشاره می کنیم:

الف) بیان اصطلاح «تقوم علی ساق» به معنای آن است که جنگ به منتهای شدت و اوج خود خواهد رسید. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳.ص ۱۶۸)

ب) عبارت «بادیاً نواجذها» (دندان های خود را آشکار می کند) به یکی از اوصاف حیوانی به نام شیر اشاره دارد که آن حیوان هنگام خشم دندان های خود را آشکار می کند که استفاده از این استعاره توسط حضرت امیر (ع) این معنا را می رساند که در جنگ هایی که در آخرالزمان به وقوع می پیوندد، سختی های زیادی رخ خواهد داد. (نواب لاهیجانی ۱۳۷۹.ص ۶۲۶)

ج) عبارت «مملوءَه اخلافها» در توصیف ناقه (شتر ماده) است، که برای بیان آمادگی جنگ استعاره شده است، یعنی همانگونه که پستان های ناقه از شیر پر می گردد و آماده دوشیدن می شود، جنگ نیز افراد و وسایل خود را به حد کمال فراهم می سازد و شرایط درگیری مهیا می گردد. (انصاری قمی. ۱۳۴۵. ص ۳۶۰)

د) وسیاتی غد بما لا تعرفون (فردایی است که خواهد آمد و شما به چگونگی آن آگاهی ندارید) عبارتی است که توسط حضرت امیر(ع) برای توصیف شرایط قبل از ظهور امام زمان (عج) بکار رفته است تا بزرگ و عظیم بودن رویدادهایی که در آن زمان به وقوع خواهد پیوست را به ما یادآوری کند. (شریعتی- ص ۱۱۸)

د) لحظه قیام امام دوازدهم در کلام حضرت علی(ع)

امام علی (ع) در کلمات غریب شماره ی (۱) به توصیف لحظه ای که حضرت مهدی (عج) قیام خود را آغاز می کند پرداخته است. ایشان می فرمایند:

فإذا کان ذلک ضرب یعسوب الدین بذنبه (پیشوای دین با طوفندگی قیام می کند.) (انصاری قمی. ۱۳۴۵.ص ۱۱۳۲)

استفاده از عبارت «ضربه بذنبه» از آن جهت مورد استفاده حضرت علی (ع) قرار گرفته تا لحظه قیام حضرت مهدی (عج) را به حمله و خشم شیر درنده تشبیه کند. مترجمین نهج البلاغه علاوه بر معنای فوق، بیان می دارند که عبارت «ضربه بذنبه» کنایه از طوفندگی و خشم حضرت مهدی (عج) هنگام قیام است که این طوفندگی به خاطر احیای دین خدا بوجود آمده است. (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹. ص ۱۲۸۹)

شریعتی در این باره معتقد است این جمله که حضرت مهدی (عج) با طوفندگی حرکت خود را آغاز می کنند، این محتوا را می رساند که ایشان زنده و غایب هستند و زمانی که لازم شد قیام می کنند. این مسئله تأیید ادعای شیعیان درباره حضرت مهدی (عج) است مبنی بر اینکه شیعه معتقد به تولد و زندگی و غیبت امام عصر (عج) است اما اهل تسنن معتقدند مهدی موعود (عج) هنوز به دنیا نیامده است. شریعتی می گوید که اثبات ادعای تشیع درباره ی حیات امام زمان (عج) در ابتدا مورد توجه یکی از مترجمین و شارحین غیر شیعه ی نهج البلاغه یعنی ابن ابی الحدید معتزلی هم قرار گرفته اما او در انتهای مباحثش به خاطر تعصب، حرف خود را انکار و از اعتقاد معتزله جانبداری می کند. (شریعتی . ص ۱۳۵)

هـ) اوصاف یاران امام مهدی(عج)

۱) امام علی (ع) در کلمات غریب شماره (۱) به یکی از اوصاف یاران حضرت مهدی (عج) اشاره می کنند. ایشان می فرمایند:

فیجتمعون الیه کما یجتمع قزع الخریف (پس پیرامون او چونان ابر پاییزی گرد آیند.) (انصاری. ۱۳۴۵.ص ۱۱۲۲)

مفسرین و شارحین نهج البلاغه بیان می دارند که این عبارت، مربوط به لحظه قیام امام مهدی (عج) است و با آن توصیفی که در سایر روایات آمده است مبنی بر اینکه یاران حضرت مهدی (عج) به محض ظهور ایشان به واسطه ی مراتب معنوی زیادی که دارند، با استفاده از طی الارض، خود را به محل خروج ایشان یعنی خانه کعبه می رسانند، دارای قرابت زیادی است به گونه ای که استفاده از استعاره ابر پاییزی توسط امیرالمؤمنین(ع) برای توصیف یاران حضرت حجت (عج) از آن روست که بین جمع شدن یاران امام زمان (عج) و ابر پاییزی، وجه شبهی وجود دارد و آن، سرعت زیاد هر دوی آن ها در اجتماع و جمع شدن در کنار یکدیگر است. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳. صص ۲۱۴)

۲) حضرت علی در خطبه ۱۵۰ به توصیف کامل تری از ویژگی های یاران امام غائب (عج) می پردازند. ایشان بیان می دارند:

ثم لیشخدن فیها قوم شخذ القین النصل تجلی بالتنزیل ابصارهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح. (پس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیر صیقل می خورند. دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین می افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.) (زمانی. ۱۳۷۴. صص ۳۴۳-۳۴۲)

عبارات فوق، آنچه مدنظر حضرت علی(ع) بود را تا حد قابل توجهی بیان می دارد اما ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد:

الف) ویژگی یاران امام زمان (عج) از نظر حضرت علی (ع) این است که آنها «برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند».

به نظر می رسد شرط این آماده شدن برای نابود کردن فتنه ها، به دست آوردن بصیرت برای درک خوب اوضاع و اقدام به انجام دادن بهترین عمل در بهترین زمان است پس می توان نتیجه گرفت که کسانیکه می خواهند به یاوری امام زمان (عج) نائل شوند بایست به بصیرت دست یابند تا آن ویژگی که حضرت علی (ع) برای یاران امام زمان (عج) بیان داشتند را بتوانند کسب کنند.

ب) یکی از اوصاف یاران امام زمان (عج) به نظر حضرت علی (ع) این است که آنها «دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین می افکند».

این عبارات اهمیت این مسئله را گوشزد می کند که عاشقان یاوری حضرت حجت (عج) باید با قرآن مأنوس باشند تا بتوانند به مقام خادمی امام کریم (عج) نائل آیند.

در توضیح باید اضافه کرد، شاهد بودیم مقام معظم رهبری (حفظه الله) در دیدار با قاریان که در رمضان ۱۳۹۰ انجام شد عبارت زیر را بیان داشتند:

«هر بار نشست و برخاست با قرآن، پرده ای از پرده های جهالت را از آدمی می زداید.»

با این جملات، معنای سخن حضرت علی (ع) بیشتر مشخص می شود زیرا می توان از سخنان امام خامنه ای (حفظه الله) اینگونه نتیجه گرفت که هر کس با قرآن مأنوس تر است، دارای جهالت کمتری است، به عبارت بهتر، سخنان حضرت علی (ع) مبنی بر اینکه یاران امام زمان (عج) دیده هایشان به قرآن روشنایی می گیرد را می توان به کمک سخنان مقام معظم رهبری (حفظه الله)، اینگونه فهم کرد که یاران حضرت مهدی (عج) قطعاً دارای جهالت بسیار کمی هستند چون با قرآن مأنوس می باشند و لازمه ی یاری امام زمان (عج) مأنوس بودن با قرآن است چون قرآن جهل زداست و قطعاً یاران امام زمان (عج) از جرگه ی جاهلان خارج اند.

و) اوضاع بعد از ظهور امام زمان (عج) در کلام امیرالمؤمنین (ع)

حضرت امیر (ع) در چند مورد به ایراد مطالبی می پردازند که آن مطالب، توصیف اوضاع زمان بعد از ظهور حضرت حجت (عج) می باشد از جمله:

۱) حضرت علی (ع) در خطبه ۱۳۸ مطالب زیر را بیان می دارند:

یأخذ الوالی من غیرها ( زمامداری حاکمیت پیدا می کند که غیر از خاندان حکومت های امروزی است.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۸۳)

در اینجا منظور آن است که حضرت مهدی (عج) به شیوه ی حکام ظالم که قبل از ایشان بر جهان حکم می رانند، حکمرانی نخواهند کرد.

شریعتی معتقد است از قرائن پیداست که حضرت (ع) در این خطبه از طوائفی هم نام برده اند که در آینده خواهند آمد و دارای پادشاهان و امیرانی ستمگر یا عمال و کارگزارانی تبهکار خواهند بود که متأسفانه نام آنها از خطبه ساقط شده است. وی معتقد است که ابن میثم و ابن ابی الحدید هم این مطلب را بیان داشته اند. (شریعتی. ص ۱۱۹)

ب) عمالها علی مساوی اعمالها (عمال و کارگزاران حکومت ها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد.) (معادیخواه. ۱۳۷۳.ص ۱۵۶)

ج) فیریکم کیف عدل السیره و یحیی میت الکتاب و السنه (او روش عادلانه در حکومت حق را به شما می نمایاند و کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) را که تا آن روز متروک مانده را زنده می کند.) (فیض الاسلام. ۱۳۵۱.ص ۴۲۵)

نکته ای که باید اشاره کرد این است که در اینجا هم ملاحظه می شود که امیرالمؤمنین (ع) برای توصیف آینده برای مخاطبان شان که قطعاً آن مخاطبان، روزهای مدنظر حضرت علی (ع) را درک نخواهد کرد به گونه ای سخن می گویند که گویی مخاطبان ایشان تا آن زمان یعنی دوران بعد از ظهور حضرت حجت (عج) زنده اند. علت اینگونه سخن گفتن را پیش از این و در قسمت الف توضیح دادیم، به همین علت از تکرار مباحث اجتناب می کنیم.

د) یعطف الهوی علی الهدی (او (عج) خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند.) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۳۳)

هـ) یعطف الرأی علی القرآن (او نظرها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد.) (میثم البحرانی. ۱۴۰۳.ص ۱۶۸)

و) و تخرج له الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما مقالید ها (زمین میوه های دل خود (منظور معادن طلا، نقره و ... است) را برای او بیرون می ریزد و کلید هایش را به او می سپارد.) (زمانی. ۱۳۷۴. ص ۳۱۷)

در توضیح باید بیان داشت که جملات فوق از حضرت علی (ع) با حدیثی از پیامبر (ص) که درباره امام مهدی (عج) می فرمایند: وفادت له الارض افلاذ کبدها (زمین پاره های جگرش را برای او می برد) دارای تطابق و قرابت کامل است. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۴۲۵)

علاوه بر این، شارحین قرآن، آیه ی «و اخرجت الارض اثقالها» (و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند) (زلزال/۲) را مربوط به حضرت قائم (عج) می دانند به گونه ای که مفسرین معتقدند آیه فوق این معنا را می رساند که زمین، داشته هایش را در اختیار حضرت مهدی (عج) قرار خواهد داد. این مورد، یکبار دیگر تطابق کامل سخنان حضرت امیر (ع) با آیات قرآن مجید را به اثبات می رساند. (شریعتی . ص۱۲۰)

۲) حضرت امیر در خطبه ۱۵۰ نیز با عبارات زیر به توصیف اوضاع بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) می پردازند:

الف) الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر (آگاه باشید آن کس از ما (حضرت حجت (عج)) که آن فتنه ها را دریابد، با چراغی روشن در آن گام بر می دارد.) (دشتی. ۱۳۸۴.ص ۱۹۵)

توضیح آنکه حضرت علی (ع) با استفاده از کلمات «سراج و منیر» سعی داشته اند عمق روشنگری امام مهدی (عج) را تبیین فرمایند. (معادیخواه- ۱۳۷۳- ص ۱۶۸)

ب) و یحذو فیها علی مثال الصالحین لحیل فیها ربقا (بر سیره صالحان رفتار می کند تا بندهایی که بر گردنهاست بگشاید) (شیروانی. ۱۳۸۸.ص ۲۵۰)

ذکر دو نکته در اینجا ضروری است:

۱) حضرت علی (ع) شیوه ی عمل امام مهدی (عج) را منطبق بر شیوه ی صالحان می دانند. (نواب لاهیجانی. ۱۳۷۹- ص ۶۵۷)

۲) میثم البحرانی معتقد است که امام مهدی (عج) بندهای بر گردنها را می گشایند که به نظر می رسد منظور از بند، هر نوع بند از قبیل مادی یا معنوی، کوچک یا بزرگ، ایجاد شده توسط خود یا توسط دیگران و امثالهم می باشد که به قول حضرت علی (ع)، امام زمان (عج) آنها را از بین خواهند برد. (میثم البحرانی. ۱۴۰۳- ص۲۱۵)

ج) و یصدع شعبا (جمعیت گمراهان را متفرق می نماید)

در اینجا منظور از جمعیت گمراهان، دشمنان خدا هستند که برای نابودی مظاهر و مفاهیم الهی همواره در طول تاریخ و تا به امروز با یکدیگر دست اتحاد داده اند که با استناد به سخنان امیرالمومنین علی (ع) می توان فهمید که مهدی موعود (عج) آنها را تار و مار خواهند کرد. (زمانی. ۱۳۷۴.ص ۳۴۵-۳۴۴)

د) و یشعب صدعا (حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند) (معادیخواه. ۱۳۷۳- ص ۱۶۸)

شارحین و مفسرین نهج البلاغه معتقدند منظور حضرت علی (ع) آن است که طرفداران خدا و تعالیم حضرت حق که همواره در طول تاریخ پراکنده و غیرمتحد بوده اند، به واسطه ی امام مهدی (عج) متحد شده و با هماهنگی و وحدت، در راه احیای تعالیم وحیانی عمل می نمایند. (فیض الاسلام. ۱۳۵۱. ص ۴۵۸)

هـ) یعتق فیها رقاً (اسیران (به هر شکل و در هر نقطه) را آزاد می سازد) (دشتی- ۱۳۸۴- ص۱۹۵)

۳) حضرت امیر (ع) در ادامه همین مبحث، در خطب ۱۰۰ بیانات گهربار زیر را می فرمایند:

فکانکم قد تکاملت من الله فیکم (اتاکم) الصنائع و اراکم ما کنتم تأملون (گویا می بینیم در پرتوی خاندان پیامبر (ص) نعمات خدا بر شما تمام شد. شما به آنچه آرزو دارید رسیده اید.) (شیروانی- ۱۳۸۸- ص۱۶۷)

عبارت حضرت علی(ع) اشاره ای است بر منت و نعمت خدا بر مردم که با ظهور امام زمان (عج) اوضاع و احوال آنان را اصلاح می نماید. (نواب لاهیجانی- ۱۳۷۹- ص۵۰۶)

● نتیجه گیری

نوشتار حاضر با این دید تالیف شده است که اگر خواهان تحول در علوم انسانی با استفاده از تعالیم نهج البلاغه هستیم بایست به آن بخش از سخنان حضرت امیر (ع) مراجعه نماییم که ایشان در آن به توصیف اوضاع قبل، حین و بعد از ظهور آخرین ذخیره ی خداوند یعنی امام زمان (روحی و ارواحنا فداه) پرداخته اند چون علوم انسانی در کشوری که برای زمینه سازی ظهور حضرت حجت (عج) انقلاب اسلامیی را شکل داده و با خون هزاران شهید در آن راه قدم گذاشته، باید به گونه ای تئوریزه شود که از جای جای آن رنگ و بوی امام عصر (عج) به مشام برسد. مثلا وقتی حضرت علی (ع) در توصیف شرایط قبل از ظهور امام مهدی (عج) بیان می دارند که جنگ های سختی در آخرالزمان به وقوع می پیوندد، سیاستگذاران تدوین علوم انسانی باید این مهم را مدنظر داشته باشند که هشدار حضرت امیر (ع) درباره ی اوضاع آخرالزمان بایست برای محصلین حوزه علوم انسانی تبیین شود تا آن تبیین به بصیرت زایی افراد منتهی گردد تا در آینده شاهد باشیم که این افراد از وقوع حوادث آخرالزمان غافلگیر نشده و اسیر فتنه ها نگردند و بتوانند با انجام بهترین عمل در بهترین زمان، شرایط برای ظهور امام زمان (عج) را نه تنها تاخیر بلکه تعجیل نیز بنمایند. لازم به ذکر است که این مقاله فقط به طرح بحث مباحث پرداخته است و تبیین جزء به جزء مطالب گفته شده در نوشتار و اینکه هر یک از بخش های ۶ گانه را به چه ترتیبی می توان سامان داد تا به تحول در علوم انسانی و تبدیل شدن آن علوم به علوم زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (عج) بیانجامد را به زمان دیگری موکول می نماید.

رضا نکوهی

منابع

۱) انصاری قمی- محمدعلی- ۱۳۴۵- ترجمه و شرح نهج البلاغه- قم.

۲) خلیلی- سیدجعفر- ۱۳۷۸- نسیم ولایت- نشر همسایه - قم- چاپ اول.

۳) دشتی- محمد- ۱۳۸۴- ترجمه نهج البلاغه- انتشارات قدس- قم- چاپ پنجم.

۴) زمانی- مصطفی- ۱۳۷۴- ترجمه نهج البلاغه- نشر پیام اسلام- تهران.

۵) شریعتی مزینانی- امامت در نهج البلاغه- نشر بعثت.

۶) شیروانی- علی- ۱۳۸۸- ترجمه نهج البلاغه - نشر نسیم حیات- قم- چاپ پنجم.

۷) فیض الاسلام- حاج سید علینقی- ۱۳۵۱- ترجمه و شرح البلاغه.

۸) معادیخواه- عبدالمجید- ۱۳۷۳- خورشید بی غروب- نشر ذره- تهران- چاپ اول.

۹) میثم البحرانی- کمال الدین- ۱۴۰۴ قمری- شرح نهج البلاغه- نشر دفتر نشر الکتاب- چاپ دوم.

۱۰ و ۱۱) نواب لاهیجانی- میرزا محمدباقر- ۱۳۷۹- شرح نهج البلاغه- جلد اول و دوم- نشر میراث مکتوب- تهران- چاپ اول.

<

خطبه 150 نهج البلاغه – در آن اشاره به فتنه ها دارد

خطبه 150 نهج البلاغه - در آن اشاره به فتنه ها دارد


و من خطبة له (علیه السلام) يومي فيها إلى الملاحم و يصف فئة من أهل الضلال:
وَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالًا ظَعْناً فِي مَسَالِكِ الْغَيِّ وَ تَرْكاً لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ، فَلَا تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ كَائِنٌ مُرْصَدٌ وَ لَا تَسْتَبْطِئُوا مَا يَجِيءُ بِهِ الْغَدُ، فَكَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَكَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ يُدْرِكْهُ وَ مَا أَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَبَاشِيرِ غَدٍ. يَا قَوْمِ هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ كُلِّ مَوْعُودٍ وَ [دُنُوٌّ] دُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لَا تَعْرِفُونَ. أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً، فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ. ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَيْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ وَ يُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهِمْ وَ يُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.

 

ترجمه:
خطبه اى از آن حضرت (ع) به حوادث بزرگ اشارت دارد:
گاه به راست رفتند و گاه به چپ، ولى، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طريق هدايت. پس، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبيد و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دير مشماريد. بسا كسى كه چيزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسيده بود. چقدر امروز به سپيده فردا نزديك است.اى مردم، زمان فراز آمدن چيزهايى است كه شما را وعده داده اند. و نزديك است كه فتنه اى را، كه نمى دانيد چيست، ديدار نمايد.
بدانيد، كه از ما هر كه آن را دريابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاريكيها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهايى را كه بر گردنهاست بگشايد و اسيران را آزاد كند و جمعيت باطل را پريشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و اين كارها پوشيده از مردم به انجام رساند. آنكه در پى يافتن نشان اوست، هر چه به جستجويش كوشد، از او نشانى نيابد.
پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصيرت خويش را چنان صيقل دهند كه آهنگر تيغه شمشير را. ديدگانش به نور قرآن جلا گيرد و تفسير قرآن گوشهايشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند.

 

نابسامانى ها در پرتو وجودش سامان مى يابد:
اين خطبه در مجموع پيش گويى از حوادث آينده، مى کند و قرائن و تعبيرات موجود در خطبه، به خوبى نشان مى دهد که سخنان امام (عليه السلام) در اين خطبه اشاره به حوادثِ پيش از قيام مهدى (عليه السلام) و سپس قيام مبارک اوست.
نخست مى فرمايد: «مردم به چپ و راست متمايل شده در مسير ضلالت و گمراهى گام نهاده، و راه هاى مستقيم را رها کرده اند» (وَأَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالاً ظَعْناً فِي مَسَالِکِ الْغَيِّ، وَتَرْکاً لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ).
سپس مى افزايد: «درباره آنچه بايد رخ دهد و مورد انتظار است عجله مکنيد و آنچه را فردا با خود مى آورد، دور مشمريد» (فَلاَ تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ کَائِنٌ مُرْصَدٌ(1)، وَلاَ تَسْتَبْطِئُوا مَا يَجِيءُ بِهِ الْغَدُ).
آن گاه به ذکر دليل براى ترک شتاب پرداخته مى افزايد : «چه بسيارند کسانى که براى چيزى عجله مى کنند که اگر آن را به دست آورند (پشيمان مى شوند و) دوست دارند که به آن نمى رسيدند. و چه نزديک است امروز به آغاز فردا». (فَکَمْ مِنْ مُسْتَعْجِل بِمَا إنْ أَدْرکَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمُ يُدْرِکْهُ. وَمَا أَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَبَاشِيرِ(2) غَد).
اشاره به اين که، براى پيروزيهايى که بعد از فتنه ها وعده داده شده (به خصوص ظهور مهدى که در عصر خود پيامبر وعده هاى صريح درباره اقامه عدل و داد در سراسر جهان به وسيله او داده شده است) عجله مکنيد چرا که هر چيز، زمانى دارد و شرايطى، و تا شرايط آن حاصل نشود، همچون ميوه خامى است که آن را از درخت بچينند که موجب پشيمانى و ندامت خواهد شد.
آن گاه، مردم را مخاطب قرار داده مى فرمايد : «اى جماعت ! اکنون، هنگام فرا رسيدن تمام آنچه (به شما) وعده داده شده است، مى باشد (از ظهور فتنه ها و آشوبها و سلطه ظالمان و تحت فشار قرار گرفتن مظلومان) و نيز هنگام نزديک شدن طلوع چيزى است که از آن آگاهى نداريد (از حکومت عدل و داد و برچيده شدن ظلم و فساد)» (يَا قَوْمِ، هذَا إبَّانُ(3) وُرُودِ کُلِّ مَوْعُود، وَدُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لاَ تَعْرِفُونَ).
سپس با بيان روشن ترى از اين ظهور بزرگ، سخن مى گويد و مى فرمايد : «آگاه باشيد ! آن کس از ما (اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه وآله)) که آن فتنه ها را دريابد با چراغ روشنى بخش، در آن گام مى نهد و به سيره و روش صالحان (پيامبر و ائمه اهل بيت) رفتار مى کند» (أَلاَ وَإنَّ مَنْ أَدْرَکَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاج مُنِير، وَ يَحْذُو(4) فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ).
و در ادامه اين سخن برنامه هاى آن مصلح بزرگ را در چند جمله کوتاه و پرمعنى بيان مى کند، مى گويد : «او مى آيد تا در آن ميان گره ها را بگشايد، بردگان (ملّتها و افراد اسير) را آزاد سازد، گمراهان و ستمگران متحد را پراکنده کند و حق جويان متفرق را گردهم آورد، او (مدّتى) در پنهانى از مردم به سر مى برد آن گونه که پى جويان اثر قدمش را نبينند، هر چند براى يافتن او بسيار جستجو کنند» (لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً(5)، وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً، وَ يَصْدَعَ(6) شَعْباً(7)، وَ يَشْعَبَ صَدْعاً، فِي سُتْرَة عَنِ النَّاسِ لاَ يُبْصِرُ الْقَائِفُ(8) أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ).
اين تعبيرات کاملاً بر مسأله ظهور مهدى (عليه السلام) تطبيق مى کند زيرا او زنجيرهاى اسارت را پاره مى کند و مظلومان در بند را آزاد مى سازد، شوکت ظالمان را در هم مى شکند و جمع آنها را پراکنده مى سازد، سال ها در خفا زندگى مى کند بى آن که تيزبين ترين جستجوگران بتوانند جاى او را پيدا کنند.
بعضى از شارحان در تفسير جمله هاى بالا احتمالات ديگرى داده اند، که چون شايان توجه نبود از ذکر آن صرف نظر شد.
جالب توجه اين که «ابن ابى الحديد» با تعصب خاصى که در بسيارى از مسائل مربوط به امامت دارد در شرح عبارات فوق تصريح مى کند که منظور از جمله «وَإنَّ مَنْ أَدْرَکَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاج مُنِير...» مهدى آل محمّد (صلى الله عليه وآله) است و اوصاف بعد را نيز منطبق بر او مى داند هر چند طبق عقيده اى که اهل سنّت درباره مهدى (عليه السلام) دارند مى گويد او در آخرالزمان متولد مى شود(9).
و در پايان اين بخش به اصحاب و ياران آن حضرت و اوصاف آنها اشاره کرده چنين مى فرمايد : «سپس گروهى (براى يارى او) مهيّا مى شوند همچون مهيّا شدن شمشير به دست آهنگر تيزگر، چشم آنان با قرآن روشنى مى گيرد و تفسير آياتش به گوش آنها افکنده مى شود، و هر صبح و شام از جام حکمت سيراب مى شوند» (ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ(10) فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَيْنِ(11) النَّصْلَ. تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ، وَ يُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهمْ، وَ يُغْبَقُونَ(12) کَأْسَ الْحِکْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ).

از اين تعبيرات پر معنا به خوبى استفاده مى شود که ياران آن پيشواى بزرگ و دادگر، مردانى شجاع و بيدار و آگاهند که از قبل ساخته شده اند و سازندگى درباره آنها همچنان ادامه دارد، قلبشان با آيات قرآن و تفسير کلمات الهى، روشن شده و صبح و شام آموزشهاى تازه اى مى بينند و هر زمان برآمادگى آنها افزوده مى شود.
اما چه کسى اينها را از قبل ساخته است ؟ آيا خودشان يا معلّمان و استادانى که مأموريت شکوفا کردن اين استعدادها را دارند ؟ ويا ارتباط معنوى آنها با امام (عليه السلام) و رهبر غايبشان ؟ درست بر ما روشن نيست ولى به هر حال آنها افرادى هستند که لباس همکارى در اين انقلاب بزرگ، بر قامتشان دوخته شده است و شايستگى آن را دارند و به گفته «ابن ابى الحديد» «اين گروه عارفانى هستند که زهد و حکمت و شجاعت را در وجود خود جمع کرده اند و امثال آنها بايد ياران ولى اللهى باشند که خدا او را برگزيده است»(13).
از مجموع آنچه در اين بخش از خطبه گذشت، به خوبى برمى آيد که امام آينده بسيار روشنى را بعد از بروز تاريکى ها و آشکار شدن ظلمتها به مسلمين نويد مى دهد، آينده اى که به دست تواناى فرزند رشيدش مهدى (عج) رقم مى خورد، و با طلوع خورشيد جمالش، تاريکها و ظلمتها رخت برمى بندد.
* * *
نکته:
قيام مهدى موعود (عليه السلام) قطعى است:
در اين خطبه شريفه در فصلى که گذشت ـ مانند چندين خطبه ديگر از نهج البلاغه ـ بشارات ظهور مهدى (عج) ديده مى شود. بشارتى که در روايات متواتر از پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) به ما رسيده است و به همين دليل هم علماى اسلام اعم از شيعه واهل سنّت بر آن اتفاق نظر دارند و جز افراد بسيار معدودى که گرفتار نوعى انحراف فکرى هستند آن را انکار نکرده اند و حتى بعضى از علماى معروف اهل سنّت کتاب و يا کتابهايى تحت عنوان تواتر روايات مهدى (عليه السلام) نگاشته اند(14).
از خطبه مورد بحث مانند بسيارى از رواياتى که پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) و ائمه اهل بيت نقل شده دو امر مهم استفاده مى شود.
نخست اين که : اين ظهور مقدّس که براى برچيدن بساط ظلم و گسترش توحيد و عدل، صورت مى گيرد. زمانى خواهد بود که فساد صحنه جهان را گرفته باشد، يعنى انسانها از ظلم و جور و ستم خسته مى شوند و راههاى اصلاح بسته مى شود و تمام مکتبها و قانونهاى بشرى ناکارآمدى خودرا عملاً ثابت مى کنند و همين امر آمادگى براى پذيرش آن حکومت الهى را افزايش مى دهد.
ديگر اين که : ياران مهدى (عليه السلام) و اصحاب او براى پياده کردن اين طرح عظيم جهان انسانى افرادى هستند آگاه و دانشمند، شجاع با شهامت و دلسوز و مهربان و همواره گوش به فرمان.
اين بحث کوتاه را با حديثى از صحابى معروف «ابو سعيد خدرى» که در کتاب «مسند احمد حنبل» آمده است پايان مى دهيم او مى گويد : پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) فرمود : «لاَتَقُومُ السَّاعَةُ حَتّى تَمْتَِلأُ الاَْرْضُ ظُلْماً وَ عُدْواناً قَال : ثُمَّ يَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ عِتْرتِي أَوْ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَمْلاَُها قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَعُدْواناً; قيامت بر پا نمى شود تا آن زمانى که زمين پر از ظلم و ستم گردد، سپس مردى از عترت من ـ يا از اهل بيت من ـ خروج مى کند و زمين را پر از عدل و داد مى کند آن گونه که از ظلم و ستم پرشده است»(15).
همين معنا در «سنن ابى داود» نيز با مختصر تفاوتى نقل شده است(16).
* * *
پی نوشت:
1. «مرصد» از مادّه «رصد» (بر وزن صمد) در اصل به معنى مراقبت از چيزى است و «مرصد» به چيزى گفته مى شود که مورد مراقبت و انتظار قرار گرفته است.
2. «تباشير» به معنى بشارت و آغاز هر چيزى است (که در واقع بشارت ورود آن را مى دهد) و «تباشير صبح» به معنى اوايل آن است. بعضى تباشير را جمع تبشير مى دانند ولى از تعبیرات عده اى استفاده مى شود که مفرد است يا جمعى است که مفرد ندارد.
3. «ابّان» به معنى آغاز و ابتدا و وقت هر چيزى است.
4. «يحذو» از مادّه «حذو» (بر وزن حذف) به معنى پيروى و همانند ساختن گرفته شده است.
5. «ربق» به معنى طنابى است که در آن گره هاى متعددى باشد و هر گرهى را «ربقه» مى گويند و در جمله بالا به معنى گره هاى مشکلات است.
6. «يصدع» از مادّه «صدع» در لغت به معنى شکافتن به طور مطلق و يا شکافتن اجسام محکم است و از آن جا که با شکافتن چيزى درونش آشکار مى شود اين کلمه به معنى «اظهار و افشا و آشکار کردن» نيز آمده است.
7. «شعب» به معنى گروه عظيمى از مردم است و در ادبيات امروز به معنى ملت به کار مى رود.
8. «قائف» از مادّه «قوف» (بر وزن خوف) به معنى جستجوى آثار چيزى است و «قائف» به کسى مى گويند که جستجوگرى در آثار اشيا يا افراد مى کند. قيافه شناسى هم در اصل به همين معناست.
9. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 9 صفحه 128.
10. «ليشحذنَّ» از مادّه «شحذ» در اصل به معنى تيزکردن چاقوست ولى اين واژه به معنى تيزکردن هوش و آماده ساختن نيز به کار مى رود.

11. «قَيْن» به معنى آهنگر است. اين واژه معنى مصدرى هم دارد يعنى آهنگرى و آماده کردن و مرتب ساختن.
12. «يغبقون» از «غبوق» گرفته شده که به معنى نوشابه اى است که در عصر مى نوشند در مقابل «صبوح» که به معنى نوشابه صبح است و مصدر آن «غبق» (بر وزن غبن) مى باشد.
13. شرح ابن ابى الحديد، جلد 9 صفحه 129.
14. از جمله کتابى است که دانشمند معروف «شوکانى» به عنوان «التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر...» نگاشته است (براى توضيح بيشتر به کتاب «پيام قرآن» جلد 10 صفحه 423 مراجعه کنيد).
15. مسند احمد، جلد 3 صفحه 36.
16. سنن ابى داود، جلد 4 صفحه 152.
<

نشانه های ظهور در ماه مبارک رمضان

نشانه های ظهور در ماه رمضان


 

نزدیک به ۳۰۰ روایت از شیعه و سنی درباره ی صیحه آسمانی نقل شده است که اشاره میکنند این واقعه در بیست و سوم ماه مبارک رمضان شنیده می شود.

در این روز خداوند به وسیله جبرئیل ندایی را در عالم منعکس می کند که همه آن را می شنوند و امام علیه السلام را به عالم معرفی میکند و از مردم خواسته می شود که به ایشان بپیوندند چرا که او حق است و به سوی حق دعوت می کند. این محور نیز اهمیت ماه مبارک رمضان را می رساند که پیوندی عمیق و وثیق با ظهور دارد و آشکارترین نشانه ظهور که همگان شاهد آن خواهند بود علامتی است  که در این ماه اتفاق می افتد.

صیحه آسمانی ۴ ماه قبل از ظهور اتفاق می افتد. حتی برخی معتقدند که با آمدن این ندای آسمانی امام زمان(عج) یک نوع ظهور خاص برای افرادی خاص خواهند داشت و نائبانی را تعیین خواهند کرد و فعالیت ها از ماه مبارک رمضان آغاز می شود تا چهار ماه بعد که محرم می رسد و در روز عاشورا ظهور می کنند.

امام صادق(ع) در اینباره میفرمایند : «هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می ظهد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند».

بحار الأنوار، ج۵۲،ص۲۰۴-۲۸۸-۲۹۰

 

 

اَبُوالادْيــان

اَبُوالادْيــان


 

از شاهدان نماز حضرت مهدي (عليه السلام) بر پيكر امام عسکري (عليه السلام)

«اَبُوالادْيــان» از خـدمتکاران خانة امام حسن عسکري (عليه السلام) بود که افزون بـر حــضور در خــانة آن بزرگــوار، سرپرست امور نامه‏هاي آن حضرت و بردن آن‌ها به شهرهاي مختلف نيز بود.

او از کساني است که روايت شهادت امــام عسکــري‏ (عليه السلام) و نمــاز خواندن حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بــر آن حضرت را ذکر کرده است. وي گويد:

من خدمتکار امام حسن عسکري (عليه السلام) بودم و نامه‏هاي او را به شهرها مي‏بردم. در آن بيماري که منجر به فوت او شد، نامه‏هايي نوشت و فرمود: «آن‌ها را به مدايــن برســان. چهارده روز اين‌جا نخواهي بود و روز پانزدهم وارد سامرّا خواهي شد و از آن‌جا صداي واويلا مي‏شنوي و مرا در محل غسل مي‏يابي.»
پرسيدم: «اي آقاي من! چون اين امر واقع شود، امام و جانشين شما که خواهد بود؟» فرمود: «هر کس پاسخ نامه‏هاي مرا از تو خواست، همو قائم پس از من خواهد بود.» گفتم: «ديگر چه؟» فرمود: «کسي که بر من نماز خواند، همو قائم پس از من خواهد بود.» گفتم: «ديگر چه؟» فرمود: «کسي که خبر دهد در آن هميان چيست، همو قائم پس از من خواهد بود.» بزرگــواري آن حضرت مانــع شد کــه از او بپرسم در آن هميان چيست.
نامه‏ها را به مداين بردم و پاسخ آن‌ها را گــرفتم و همان‏گــونه که فــرموده بود، روز پانزدهم بــه سامرّا رسيدم. ناگاه صداي واويلا از سراي او شنيدم و او را بر محل غسل يافتم. برادرش جعفر بن علي را بر در سرا و شيعيان را بر در خانه‏اش ديدم که وي را به مرگ برادر تسليت و بر امامت تبريـک مي‏گويند. بــا خــود گفتم: «اگر اين امام است که امامت باطل خواهد بود»؛ زيرا مي‏دانستم او شراب مي‏نوشد و قِمار مي‏کند و تار مي‏زند. پيش رفتم و تبريک و تسليت گفتم. او از من چيزي نپرسيد. آن گاه عقيد بيرون آمد و به جعفر گفت: «اي آقاي من! برادرت کفن شده است؛ برخيز و بر او نماز بگــزار!» جعفر بن علي داخل شد و برخــي از شيعيان ماننــد سمّان و حسن‌ بن علي ـ که معتصم او را کشت و به سلمه معروف بودـ اطراف وي بودند.
چون به سرا در آمديم، حسن‌ بن علي را کفن شده، بر تابوت ديدم. جعفــر بــن علي پيــش رفت تا بر برادرش نماز گزارد. چون خواست تکبير گــويد، کــودکي گندمگون با گيسواني مجعّد و دندان‏هاي پيوسته بيرون آمد و رداي جعفر بن علي را گرفت و گفت: «اي عمو! عقب برو که من بــه نمــازگــزاردن بــر پدرم سزاوارترم.»
جعفر با چهره‏اي رنگ پريده و زرد، عقب رفت. آن کودک پيش آمد و بر او نماز گزارد. آن حضرت کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد. سپس گفت: «اي بصري! پــاسخ نامه‏هــايي را کــه همراه تــو است، بياور.» آن‌ها را به او دادم و بــا خود گفتم: «اين دو نشــانه. باقي مي‏ماند هميان.» آن گاه نزد جعفر بن علي رفتم؛ در حالي که او آه مي‏کشيد، حاجز وشّاء به او گفت: «اي آقا من! آن کــودک کيست تــا بــر او اقامه حجّت کنيـم؟» گفت: «بــه خــدا سوگــند! هــرگز او را نديده‏ام و او را نمي‏شناسم.»
نشسته بوديم که گروهي از اهل ‏قم‏ آمدند و از حسن‏ بن ‏علي‏ (عليهما السلام) پرسش کردند. فهميدند او در گذشته است و گفتند: «به‏ چه کسي‏تسليت بگوييم؟» مردم به جعفر بن علي اشاره کردند. آنان بر او سلام‏ کردند و به او تبريک و تسليت گفتند و از وي پرسيدند: «همــراه ما نامه‏هــا و اموالي‏است؛ بگو نامه‏ها از کيست و اموال چقدر است؟» جعفر در حالي که جامه‏هاي خود را تکان مي‏داد، برخاست و گفت: «آيا از ما علم غيب مي‏خواهيد؟» راوي گويد: خادم از خانه بيرون آمد و گفت: «نامه‏هاي فلاني و فلاني همراه شما است نيز همياني که درون آن، هزار دينار است و نقش ده دينار آن محو شده است.» آنان نامه‏ها و اموال را به او دادند و گفتند: «آن که تو را براي گرفتن اينها فرستاد، همو امام است.»
جعفر بن علي نزد معتمد عباسي رفت و ماجراي آن کودک را گزارش داد. معتمد کارگزاران خود را فرستاد. صقيل جاريه را گرفتند و از وي آن کودک را طلب کردند. صقيل منکر او شد و مدعي شد باردار است، تا به اين وسيله، کودک را از نظر آنان مخفي سازد. وي را به ابن الشوارب قاضي سپردند، تا اين‌که مرگ ناگهاني عبيداللّه‏ بن يحيي‌ بن خاقان و شورش صاحب زنج در بصره پيش آمد؛ از اين‏رو از آن کنيز غافل شدند و او از دست آن‌ها گريخت.1

  • 1. کمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 475؛ باب 43، ح 25. همچنين ر.ک: منتخب الأنوار المضيئة، ص 157؛ الخرائج والجرائح، ج 3، ص 1101

دعای مخصوص حفظ ایمان در آخر الزمان

دعای مخصوص حفظ ایمان در آخر الزمان


سخن امام صادق(ع) درباره جایگاه منتظران قیام مهدی(عج)

تواتر حدیثهای مهدویت نزد اهل سنت

تواتر حدیثهای مهدویت نزد اهل سنت

نشانه‌های چهره امام مهدی(عج) در روایتی از پیامبر صلي الله

نشانه‌های چهره امام مهدی(عج) در روایتی از پیامبر صلي الله

فرمایشات حضرت مهدی علیه السلام در دوران غیبت 2

فرمایشات حضرت مهدی علیه السلام در دوران غیبت (2)

فرمایشات حضرت مهدی علیه السلام در دوران غیبت 1

فرمایشات حضرت مهدی علیه السلام در دوران غیبت (1)

فرمایشات حضرت مهدی (عج) از ولادت تا آغاز امامت

فرمایشات حضرت مهدی (عج) از ولادت تا آغاز امامت