تولد امام زمان عجل الله تعالی چگونه و در چه شرایطی متولد شدند؟

تولد امام زمان عجل الله تعالی چگونه و در چه شرایطی متولد شدند؟


حکیمه خاتون دختر امام جواد (درود خدا بر او باد) و عمه امام حسن عسکری (درود خدا بر او باد) کیفیت و چگونگی ولادت حضرت مهدی (درود خدا بر او باد) را چنین نقل می کند:
"ابو محمد امام حسن عسکری (ع) کسی را به دنبال من فرستاد که امشب (نیمه شعبان) برای افطار نزد من بیا، چون خداوند امشب حجتش را آشکار می کند. پرسیدم: این مولود از چه کسی است؟ آن حضرت فرمود: از نرجس، عرض کردم: من در نرجس خاتون هیچ اثر حملی مشاهده نمی کنم! حضرت فرمود: موضوع همین است که گفتم.
من در حالی که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پایم بیرون آورد و فرمود: بانوی من! حالتان چطور است! من گفتم: تو بانوی من و خانواده ام هستی. او از سخن من تعجب کرده ناراحت شد و فرمود: این چه سخنی است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندی عطا می کند که سرور و آقای دنیا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از سخن من خجالت کشید.
سپس بعد از افطار، نماز عشاء را به جا آوردم و به بستر رفتم. چون پاسی از نیمه شب گذشت، برخاستم و نماز شب خواندم. بعد از تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم. در این هنگام، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا آورد.

سپس از اتاق بیرون رفتم، تا از طلوع فجر با خبر شوم. دیدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است. در آن حال، این سوال به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا آشکار نشد. نزدیک بود شکی در دلم ایجاد شود که ناگهان حضرت امام حسن عسکری (ع) از اتاق مجاور صدا زد: «ای عمه شتاب مکن که موعد نزدیک است». من نیز نشستم و سوره «الم سجده و یاسین» را خواندم. هنگامی که مشغول خواندن قرآن بودم، ناگهان نرجس خاتون با ناراحتی از خواب بیدار شد. "
بر اساس بعضی روایات که در منتهی الآمال نیز آمده، حکیمه خاتون می گوید: «بعد از آنکه نرجس از خواب بیدار شد، من او را به سینه چسباندم و نام خدا را بر زبان جاری کردم. امام حسن عسکری (ع) فرمود: سوره «قدر» را برایش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسیدم حالت چطور است؟ او گفت: آنچه مولایت فرموده بود، ظاهر شد. من دوباره سوره «قدر» را خواندم. کودک نیز در شکم مادر، همراه من سوره «قدر» را خواند که من ترسیدم»
من با شتاب خودم را به او رساندم و پرسیدم: چیزی احساس می کنی؟

نرجس گفت: آری. گفتم: نام خدا را بر زبان جاری کن، این همان موضوعی است که اول شب به تو گفتم. مضطرب مباش و دلت را آرام کن.
در این هنگام پرده نوری میان من و او کشیده شد. ناگاه متوجه شدم کودک ولادت یافته است. چون جامه را از روی نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود. هنگامی که او را برگرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است. در این موقع، حضرت امام حسن (ع) صدا زد؛ عمه! فرزندم را نزد من بیاور، وقتی که نوزاد را خدمت آن حضرت بردم، وی را درآغوش گرفت، و بر دست و چشم کودک دست کشید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله».

 

میلاد حضرت مهدی(ع),ولادت حضرت مهدی (عج), تولد حضرت مهدی(عج)

موعود، قائم آل محمد، منتقم، امام منتظر از نام های حضرت مهدی(عج) هستند

پس از آن به امامت امیر المؤمنین (ع) و سایر امامان معصوم علیهم السلام، شهادت و گواهی داد و چون به نام خود رسید گفت: «اللهم انجزلی وعدی، و اتمم لی امری، و ثبت وطأتی، و املاء الارض بی عدلا و قسطا». پروردگارا! وعده مرا قطعی گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر کن.

روز هفتم که خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) رسیدم، ایشان فرزندش را از من طلب کرد. من نیز او را در پارچه ای پیچیده، نزد پدرش بردم. آن حضرت فرمود: پسرم! با من حرف بزن، در این هنگام، او آیه «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض...» را خواند. " بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 51، ص 19

و در روایت دیگر چنان است که: چون حضرت صاحب الامر علیه السلام متولد شد، نوری از او ساطع گردید که به آفاق آسمان پهن شد و مرغان سفید را دیدم که از آسمان به زیر می آمدند و بالهای خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می کردند. پس حضرت امام حسن عسکری (ع) مرا آواز داد که ای عمه، فرزند را برگیر و به نزد من بیاور، چون برگرفتم، او را ختنه کرده و ناف بریده و پاک و پاکیزه یافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا.» "
باری مهدی موعود (ع) به گونه ای پا به عرصه وجود گذاشت که از خود کرامات بسیاری را نشان داد. و بدین ترتیب بود که وجود مقدس ولی عصر (عج) در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هجری قمری متولد شد.

و اما راجع به قسمت دوم سوال باید گفت: از روایات چنین استفاده می شود که امام عسکری (ع) را به خاطر مولودی که موعود مظلومان جهان است، چنان تحت نظر داشتند که وقتی امام زمان (عج) متولد شد، امام عسکری (ع) حتی با نزدیکان خود هم با ایماء و اشاره سخن می گفت، تا مبادا کسی سخن آن امام را شنیده و به دولت گزارش دهد، و ایجاد خطر کند.
چنان که در کتاب «غیبت» شیخ طوسی (ره) روایت کند: «احمد بن اسحاق قمی از امام حسن عسکری (ع) در خصوص صاحب الزمان (عج) سوال کرد، حضرت با اشاره دست او را متوجه نمود که او زنده و سالم است.» "

معرفی حضرت مهدی به دو زبان فارسی و انگلیسی

معرفی حضرت مهدی به دو زبان فارسی و انگلیسی


امام زمان(ع) امام دوازدهم مسلمانان است.او کسی است که ازدوران کودکی در غیبت به سر می برده و غیبت کبری او هنوز هم ادامه داشته وتا زمانی که خداوند اجازه ندهد-باز هم ادامه خواهد داشت.امام زمان در بین مسلمانان از  ارزش و احترام خاصی بر خوردار است شاید یکی از دلایل آن این است که او آخرین منجی بشریت و آخرین کسی است که می تواند بشر را از ظلم و  فساد و تباهی کنونی نجات دهد.پس برای فرجش دعا کنیم.

 - Imam-e-zaman is   the   twelveth  imam  for

 -Muslims and he was in absence from his child

-times.And his long absence continued now.And it isn’t going to finish  without   ALLAH  permit. He is the end Pedeemer for mankind. And he is someone who just he can reclaims mankind of opression and spoil.Because of it Muslims have  much value for him.

امام زمان کیست؟

  نام مبارک:نام مبارک ایشان(محمّد) است.واین نامی است   که  پیامبراکرم

  (ص) برای او پسندیده است.پیامبر اسلام درباره او می فرماید: مهدی(عج)

  از فرزندان من است و نام او هم نام من است.ومی فرماید:امام زمان از نظر

  شکل و شمایل شبیه ترین کس به من است.

Who is mahdi

His name:His holy name  is  ((MOHAMMAD((The holy prophet of Islam(PEASE BE UPON HIM)chose. it for him and said:Mahdi*s name  likes  my  name and he likes me very much in treat to other people  and be kindly to popular poeple abd etc.THE  holy prophet in this sayings wantsto says that Mahdi -a  person will many next years after him.

  القاب:ایشان القاب فراوانی دارند-از جمله: مهدی - منصور- صالح -

  صاحب الزمان - ولی الله - حجة الله - قاءم باامرهِ و ... .

Sobriquets:

  He has many sobriquts.For example: MAHDI- MANSOUR- SALEH and etc.

  نام پدر:پدر آن حضرت امام حسن عسگری-امام یازدهم مسلمانان است.

Father’s name:His father is imam HASSAN- E-ASKARI.(eleventh imam for Muslims)

نام مادر:مادرآن حضرت ((نرجس)) نام داشتند. ایشان  دختر یکی از نوادگان روم به نام یشوعا بودند. از القاب  ایشان  می توان به سوسن - صیقل و حکیمه اشاره کرد.

  Mother’s name:His mother was((NARJES)).Narjes was daughtar of one  of  the  king*ssons-the king of ((RUM))

سال تولد:امام زمان در سال ۲۵۵هجری شمسی دیده به جهان گشودند.

  Born year:He borns in 834 A.D .

  محل تولد:امام زمان در شهر سامرا و در منزل پدرش دیده  به جهان

  گشوده اند.

  Born place:He borns in SAMARRA(in Iraq( and in his father’s house.

  مطالبی در باره زندگی ایشان:

  دوران زندگی: زندگی ایشان به سه قسمت تقسیم میشود:

 ۱.از هنگام تولد تازمان فوت پدربزرگوارشان که جمعآ ۵ سال می باشد. یعنی ازسال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هجری قمری.

 ۲.از سال۲۶۰ تا۳۲۹هجری قمری که حضرت از طریق نواب چهارگانه خود با مردم در ارتباط بود.و آن ها را راهنمایی می کرد.

 ۳.از سال ۳۲۹هجری قمری غیبت کبری آغازشده و تا زمانی که خداوند اجازه ندهد پایان نمی پذیرد.

  Some information about Mahdi:  Life ages:His life has three parts:

  1.From his birthday to when his father died.  It means from 834 A.D to 839 A.D .

  2.From 839 A.D to 918 A.D that he  was  in communication with popular people  by  his deputys.And in this wayhe guided them and  answered to their questions.

  3.From 918 A.D  his  long  absence  started.

   اهداف امام زمان پس از ظهور:

   مهم ترین هدف امام پس از ظهور تثبیت حاکمیت دین اسلام  در جهان است که به همین منظورمهدی (عج) از غیبت کبری  خارج می شود.در مرحله بعد امام با کمک ۳۱۳نفریارمخصوص خود،که  از بهترین وبا تقوا ترین مردم آن زمان انتخاب می شوند،به جنگ  با  ظالمان  و زورگویان وفاسدان پرداخته وآنها را محو و نابود می کنند. پس از ازمیان رفتن شیاطین،طبق روایات، وضع زندگی مردم بسیاربهتراززمان کنونی خواهد شد.و اعمال ناپسند از بین خواهند رفت.

  Mahdi’s tragets after outburst:Oneof his first tragets is provering Islam lia- bility in the world.Inthe nextstage he wants  to riases the bad kinds of human.After that -after riasing the tempters- the  situation  of people’s life.will be more better than before.(Tray cabals) So  we  understand ((MAHDI))  is redeermer for human. The  best  REDEEMER for human.

   احادیثی از حضرت مهدی(عج):

  ۱.هیچ چیز مثل نماز،بینی شیطان را به خاک نمالیده است.

  Some says about MAHDI:

  1.Nothing about prayers cannot smites tem-pter

  ۲.برای تعجیل در فرج دعا کنید.

  2.Please voite for posting outburst.

  ۳.مومن کسی است که  در نبودن اشخاص، حقوق آنها را  رعایت

  می کند.

  3.Believer respects the right of the people in their absence.

  ۴.شخص مسلمان از زور گویی،دروغ وناىانی می پرهیزد.

  4.A believer person avaids coereion،ignoran-ce،lies.

  ۵.مسلمان جز به راست سخن نمی گوید.

  5.He says nothing but truth.

  ۶.مسلمان همیشه ستم دیده را یاری می کند.

  6.He  always  helps  the oppressed  persons

گذری بر زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

گذری بر زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه


نام: محمّد

پدر: امام حسن عسکری(ع)

مادر: نرجس

القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظر، و از همه مشهورتر مهدی.

زاد روز: شب نیمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غیبت صغری: از سنّ پنج سالگی به مدّت 69 سال.

نمایندگان: چهار نفر از شخصیت های شیعه به نام های:

1. ابو عمرو، عثمان بن سعید بن عمرو عمری اسدی، وکیل و نماینده پیشین امام هادی و امام عسکری علیهما السّلام.

2. فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعید، در گذشته 304.

3. أبوالقاسم، حسین بن روح بن ابیبحر نوبختی، در گذشته 326.

4. ابوالحسن علی بن محمد سمری، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد، و کلیّه امور شیعیان و خواسته ها و نامه های آنان به وسیله این چهار نفر انجام و ردّ و بدل می شد. و آرامگاه آنان نیز در بغداد مشهور است.

غیبت کبری: با در گذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت از سال 329 آغاز گردید، و تا به هنگام فرمان الهی مبنی بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـایندگان و وظـیفه مردم در دوران غیبت کبری: کسیکه فقیه خویشتن دار، مخالف هوای نفس، و فرمان بر امر خداوند باشد، او نماینده امام زمان است، و بر دیگران لازم است از او پیروی کنند، زیرا اینگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.

هنگام ظهور: آنگاه که منادی حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدی بر سر زبان ها افتد، مردم دلباخته او شوند، و از کسی جز او سخن نگویند.

محل ظهور: مکّه معظّمه.

محل بیعت (تعهّد مردم در پیروی از امام(: مسجدالحرام، میان رکن و مقام.

نشانی: فرشته ای از بالای سر او فریاد می زند: این مهدی است، او را پیروی کنید.

یادگار أنبیاء: انگشتر سلیمان در انگشت او، عصای موسی در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

یاران: سیصد و سیزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادی باشند که هسته مرکزی زمامداری او را تشکیل دهند، و در حقیقت کارگردانان اصلی قیام مهدی(ع)، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانی اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند.

روش حکومتی: بر اساس قرآن و سیره پیامبر(ص) و امام امیرمؤمنان(ع)

شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گیرد، و زمین را از عدل و داد پر کند در حالی که از جور و ستم پر شده باشد.

مرکز حکومت: مسجد کوفه، مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش علی(ع)

چگونگی پیروزی بر دشمنان: همانند پیروزی جدّ عالی مقامش پیامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان، خداوند او را با گـروه های منظّم هزار نفری از فرشتگان یا سه هزار نفری که از آسمان فرود آمدند یا پنج هزار نفری که دارای نشان مخصوص بودند مدد داد، و نیز در جبهه های جنگ یاریش کند، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدر و دیگر جبهه های فراوان و روز تاریخی حنین یاری و پیروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ریخت.

مدت زمامداری:  روایات که اکثراً مربوط به اهل تسنّن است، در این باره با اختلاف سخن گفته، امّا به عقیده شیعه خدا آگاه است.

وزیر و معاون: عیسی(ع) از آسمان فرود آید و به عنوان وزیر با حضرتش همکاری نماید.

برکات حکومت و رهبری او: درهای خیر و برکت از آسمان به روی مردم گشوده شود، عمرها به درازا کشد، مردم همه در رفاه و بی نیازی بسر برند، شهرها همه بر اثر آبادانی و سرسبزی به هم پیوسته گردند، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نیازی نخواهد بود، و اگر زنی یا زنانی تنها از مشرق به مغرب روند کسی را با آنها کاری نباشد.

معجزات و کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه

معجزات و کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه


امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد».

چه معجزات و کراماتی از امام‌ زمان علیه السلام صادر شده است؟

معجزات و کرامات بسیاری از آن امام عزیز صادر شده است که ذکر آن‌ها نیاز به یک کتاب جداگانه دارد. ولی در اینجا به چند نمونه آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. مردی از اهالی عراق، مالی را برای امام ‌زمان (علیه السلام) فرستاد، حضرت مال را برگرداند و پیغام داد که حق پسرعموهایت را که چهارصد درهم است، از آن خارج کن. مزرعه‌ای در دست او بود که پسرعموهایش در آن مزرعه شریک بودند، ولی حق آن‌ها را نمی‌پرداخت. چون حساب کرد، دید که طلب آن‌ها همان چهارصد درم می‌شود. پس از پرداختن آن، باقی‌مانده را نزد حضرت فرستاد و قبول شد.»(1)

2. ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشته، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصد درهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید. (2)

3. یکی از معجزات آن حضرت که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، معجزه‌ای است که برای همسر آقای «متقی همدانی» رخ داده است، وی می‌گوید: روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال 1397 همسر اینجانب محمد متقی همدانی بر اثر دو سال اندوه و گریه و زاری به‌خاطر داغ دو جوان خود که در یک لحظه در گروه‌های شمیران جان سپردند؛ مبتلا به سکته ناقص شد. طبق دستور پزشکان مشغول معالجه و مداوا شدیم، ولی نتیجه‌ای به‌دست نیامد.

شب جمعه بیست ‌و دوم ماه صفر، یعنی چهار روز پس از این حادثه، حاج‌مهدی کاظمی که از تجار و محترمین تهران به‌شمار می‌رود، به ‌اتفاق خواهرزاده‌اش از تهران آمده بودند که ایشان (خواهرش) را به ‌وسیله ماشین سواری برای معالجه به تهران ببرند، ساعت یازده شب بود که با خاطری خسته و دلی شکسته به اتاقم رفتم که بخوابم، ناگهان متوجه شدم که شب جمعه است، شب دعا و نیایش، شب توسل و توجه.

آن شب پس از قرائت چند آیه از قرآن مجید و نیز خواندن دعای مختصری از دعاهای شب جمعه، به حضرت بقیة‌الله (عجل الله تعالی فرجه) متوسل شدم و با دلی پر از اندوه به خواب رفتم. ساعت چهار بامداد طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم که از اتاق پایین که همسرم آنجا بود سر و صدا و همهمه بلند است، سر و صدا قدری بیشتر شد و سپس ساکت شدند.

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دوره‌ی غیبت، ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد

من گمان کردم میهمان از همدان یا تهران آمده، اعتنایی نکردم، تا اینکه صدای اذان صبح شنیده شد،‌ برای وضوگرفتن پایین رفتم، دیدم چراغ‌های حیاط روشن است و دختر بزرگم که پس از مرگ برادرهایش خنده به لبش نیامده بود، خوش‌حال و متبسم قدم می‌زد.

از او پرسیدم: چرا نمی‌خوابی؟ گفت: پدرجان! خواب از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: به‌خاطر آنکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمه‌شب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمه‌شب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید!‌ همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به‌دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفتم: مادرجان! کجا می‌روی؟ آقا کجا بود؟

مادرم گفت: «آقایی، سید جلیل‌القدری در لباس اهل علم به بالینم آمد و فرمود: برخیز، گفتم: نمی‌توانم. با لحن تندتری گفت: برخیز!‌ دیگر گریه نکن و دوا هم نخور. من از هیبت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: دیگر گریه نکن، دوا هم نخور، همین‌که رو کرد به طرف در اتاق، من شما را بیدار کردم و گفتم: از آقا تجلیل کنید و ایشان را بدرقه نمایید، لیکن شما دیر جنبیدید، خودم ایشان را بدرقه کردم.»

امام زمانمادرم هنگامی‌که متوجه شد، نزدیک درب حیاط ایستاده، گفت: زهرا! من خواب می‌بینم یا بیدارم؟ من خودم تا اینجا آمدم؟ گفتم: مادرجان: شما را شفا دادند، سپس مادرم را به اتاق آوردم.

آری؛ با گفتن یک کلمه «گریه نکن» آن‌همه اندوه و غم از دل بیرون رفت.»(3)

 

 

4. دانشمند فاضل، شمس‌الدین محمدبن‌قارون نقل می‌کند که مردی به نام «نجم» ملقب به «اسود» در دهکده معروف به «دقوسا» واقع در کنار فرات زندگی می‌کرد. وی مردی خیرخواه و نیکوکار بود و زنی به نام فاطمه داشت، او نیز زن صالح و با تقوایی بود و دو فرزند داشت.

از اتفاق، زن و شوهر، هر دو نابینا شدند، سخت ناتوان گشتند، این حادثه در سال 712 اتفاق افتاد،‌ زن و مرد مدت زیادی را بدین‌گونه گذراندند، تا اینکه یکی از شب‌ها زن حس کرد دستی روی صورتش کشیده شد و گوینده‌ای به او گفت: «خداوند نابینایی تو را برطرف ساخت. برخیز و برو نزد شوهرت ابوعلی و در خدمتگزاری او کوتاهی مکن.» زن نیز چشم خویش را باز کرد و دید خانه پر از نور است، فهمید که ایشان قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) بوده است.(4)

ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشته، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصددرهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید

خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى (علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم و الّا آن را صدقه مى دهم.».

مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (علیه السلام) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم. (الغیبة ـ شیخ طوسی ص 283)

معجزاتى كه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.». (منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312)

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دوره‌ی غیبت، ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 پی نوشت‌ها:

1. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج1، ص517.

2. همان مأخذ، ص523.

3. شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ص172.

4. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص74.

چگونه می توانم امام زمان را ببینم؟

چگونه می توانیم امام زمان را ببینیم؟


 
امام زمان (عج)خوب است بدانیم که امام زمان(عج) شدیداً به شیعیان خود عشق مى‏ورزد؛ بلکه علاقه آن حضرت به شیعیان و دوستانشان خیلى بیشتر از علاقه‏اى است که ما نسبت به آن حضرت داریم. ایشان همواره براى شیعیان خود دعا مى‏کنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَیرُ مُهَمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلاناسینَ ِذِکْرِکُمْ» )بحارالانوار: ج 53، ص 174 ( ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمى‏کنیم و شما را از یاد نمى‏بریم».

آنچه بر ما بایسته است، جلب رضایت آن بزرگوار است. پیوستگى با او، یعنى، مطیع او بودن. در واقع ما باید ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داریم. برای اینکه این نکته بهتر روشن شود توجه شما را به این حکایت جلب می کنیم.

حضرت داود (ع) در حال عبور از بیابانی مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک برمی دارد ویه جای دیگری میریزد ، از خداوند خواست تا از راز این کار آگاه شود ...، مورچه به سخن آمد که : معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپه در این محل قرار داده است !

حضرت فرمود : با این جثه کوچک ، تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی ، و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد ؟!

درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى‏شود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید

مورچه گفت : همه اینها را می دانم ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده ام !

در اینجا حضرت داود(ع) منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او ( محمد، محمدی ری شهری، کیمیای محبت ، ص58.)

این حکایت درسی عبرت‌آموز است برای کسانی که ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند که آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسید‌ه‌اند یا نه؟! البته ناگفته نماند که دشواری‌ها و پایداری و پایمردی است که عشق و محبت را سهل و آسان می‌سازد.

ثانیا: اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم،که کسب رضایت ایشان است،ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود ،در حالات (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید سیستانی  آمده است که فرمودند: در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان (علیه السلام ) شرفیاب شوم ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند .

امام زمان (عج)

او می گفت در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه های آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید ، حال عجیبی به من دست داد ، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم ، خانه ای کوچک و فقیرانه ای بود ، از درون خانه نور عجیبی می تابید . در زدم وقتی در را باز کردند مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله فرجهم ) در یکی از اتاقهای آن خانه تشریف دارند ؛ و در آن خانه جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه سفیدی به روی آن کشیده بودند . وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم حضرت به من فرمودند : چرا این گونه دنبال من می گردی ؟ و رنجها را متحمل می شوی ؟ مثل این باشید ( اشاره به جنازه کردند ) تا من دنبال شما بیایم . بعد فرمودند این بانویی است که در دوره بی حجابی ( رضا خان پهلوی ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند .)

این داستان واقعی این واقعیت را نشان می دهد که اگر اعمال ما مورد رضایت امام زمان(ع) قرارگیرد،امکان دیدار حاصل خواهد شد،هر چند هدف رضایت اوست نه دیدار،

یادآورى مهم:

درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى‏شود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید و براى گره گشایى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست مى‏کند و خود را درمحضر ایشان مى‏بیند.

علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست وگرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلی0است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند

گریه برحسین(ع) رمز تقرّب به حضرت ولی عصر(عج):

علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست و گرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلیظ است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند. «سفینه الحسین اَسرَعُ و اَوسَعُ و اَنفَذ»؛ کشتی امام حسین(ع) سریع ترین، وسیع ترین و نیرومندترین وسیله ها برای رسیدن است. هر کس وارد این کشتی شد، ره صد ساله را یک شبه پیمود. گریستن بر امام حسین(ع) دل را پاک و نورانی ساخته و انسان را مستعد ارتباط با حضرت ولی عصر می سازد.

گریستن بر امام حسین(ع) تا بدانجا فضیلت و اهمیت دارد که حضرت صادق(ع) فرمود: «فَمَن بَکی علی الحسین(ع) فَقَد اَدّی حقّنا... هر کس بر امام حسین(ع) بگرید، حق ما را ادا کرده است».[بحارالانوار؛ 45.]از سید عبدالکریم پینه دوز(ره) که هر هفته به محضر امام عصر(عج) شرفیاب می گردید سؤال کردند: چگونه موفق به دیدار آن حضرت شدید؟ پاسخ داد: یک شب پیامبر ختمی مرتبت(ص) را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جدّاه، یا رسول الله، بسیار علاقه دارم به محضر فرزند شما برسم و هر چه می کنم میسّر نمی شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟ فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی، روزی دوبار؛ اول صبح و اول شب بنشین و بر حسینم گریه کن. می گوید: از خواب بیدار شدم و یک سال این برنامه را ادامه دادم. صبح ها می نشستم و روضه کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. پس از یکسال دیدم که راه باز شد.(با استفاده از کتاب «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی(عج)»؛ حسین گنجی)

منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه

درنگی در روایات قتل های آغازین دولت مهدی (عج)

درنگی در روایات قتل های آغازین دولت مهدی (عج)


 اشاره:

در دولت آخرین سفیر الهی (علیه السلام) همه کارها با اعجاز صورت نمی پذیرد، لذا برای بر طرف شدن موانع، اقداماتی صورت می گیرد، که این مسئله با دو دید، افراط و تفریط مواجه شده است .

این نوشتار ضمن بررسی سوالات این قضیه به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوط به قتل ها پرداخته تا افراط و تفریط اندیشه های موجود مشخص گردند .

پیشگفتار:

برخی، در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور، افراط می کنند و از امام زمان (علیه السلام) و یاران اش، چهره ای خشن ارائه می دهند . آنان، به روایاتی استدلال می کنند که در آن ها، اشاره به کشته شدن دو سوم مردم، (از هر نه نفر، هفت نفر، از هر هفت نفر، پنج نفر) و یا این که بیش تر مردم کشته می شوند و از کشته ها، پشته ساخته می شود و جوی خون جاری می گردد و . . . دارند .

برخی دیگر، تفریط می کنند و می گویند، حتی به مقدار محجمه (مقدار خون در ظرف حجامت) خون ریزی نمی شود و . . .

در این نوشتار، به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوطه می پردازیم تا افراط و تفریط بودن اندیشه های موجود مشخص گردند .

نکاتی که قابل تامل است، این ها است:

الف) قتل و کشتار، قبل از ظهور است و یا بعد از آن؟

ب) شیوه ی رفتار امام با دشمنان چه گونه خواهد بود؟

ج) حجم کشتار و اعدام و خون ریزی ها چه مقدار است؟

د) مقتولان، چه کسانی هستند؟

ه) روایاتی که ناظر بر این موضوع است، آیا به نحو موجبه ی کلیه است یا به نحو موجبه ی جزئیه؟

اخباری که در آن ها، کشتار در حجم وسیعی مطرح شده اند، بر دو قسم است: الف) یک سری از آن ها، مربوط به ملاحم و فتن قبل از ظهور است و هیچ ربطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع ناسامان جهان در پیش از ظهور دارد . این دسته، بیش تر از مراسیل عامه است . اگر تعدادی از آن ها هم جزء مسانید باشد، هیچ گونه ارتباطی با بحث ما، یعنی قبل ها در دوران حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ندارد .

ب) یک سری از آن ها، مربوط به هنگامه ی ظهور و حکومت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است . این نوع روایات، نیز دو گونه اند:

1 - روایاتی که از طریق عامه و از نبویات است و بیش تر آن ها، مشکل سندی دارند، به طوری که بعضی از آن ها، مرسل . و برخی از آن ها، به پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) منتهی نمی شوند . بلکه از فرادی مانند کعب الاحبار که در زمان ان حضرت مسلمان نشده بود، نقل شده است .

عمده ی این از روایات، از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده است . عالمانی از اهل تسنن، مانند ابن کثیر، وقتی به روایات نقل شده از امثال کعب الاحبار می رسد، می گوید: «خدا، ما را ازایل همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتاب های روایی و . . . کرده اند، بی نیاز کند (1) . . .» .

2 - روایاتی که از طرق اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده و یا در کتاب های شیعه ذکر گردیده است . در این کتاب ها، اخبار منقول از حضرات معصوم (علیهم السلام) و بعض دیگر که نقل شده، به اهل بیت (علیهم السلام) منتهی نمی شود . مانند اخبار معمرین که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از اهل تسنن نقل کرده است .

اندیشه ی تفریطی در کشتار به هنگام ظهور

گروهی بر آن اند که امام زمان به هنگام ظهور، از طریق ولایت و تصرف تکوینی، همه ی خلایق را مطیع و مسخر می کند و کارها را با اعجاز و غیرعادی انجام می دهد . لذا کشتار و اعدام، خیلی اندک خواهد بود . برای روشن شدن مطلب و دریافت پاسخ، به احادیثی از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) متمسک می شویم .

حدیث 1 . . . - عن بشیر بن ابی اراکة النبال - ولفظ الحدیث علی روایة ابن عقدة قال: لما قدمت المدنیة انتهیت الی منزل ابی جعفر الباقر (علیه السلام . .). قلت: (انهم) یقولون: انه اذا کان ذالک استقامت له الامور فلا یهریق محجمة دم . فقال: «کلا! والذی نفسی بیده! حتی نمسح وانتم العرق والعلق .» . واومابیده الی جبهته (2) ;

بشیر بن ابی اراکه بنال - لفظ حدیث به روایت ابن عقده است - گوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم، به طرف منزل ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) رفتم . . . گفتم: [آنان (مرحبه)] می گویند، هنگامی که آن امر (قیام قائم (عج)) روی دهد، همه ی کارها برای او درست و استوار می گردد و به اندازه ی یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد . پس فرمود: «هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام به دست او است! کار به آن جا می انجامد که ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد .(کنایه از سختی ها و دشواری های جنگ و درگیری است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخم های خونین می شود) .

در این هنگام، ایشان، با دست خود، به پیشانی شان اشاره فرمودند .(کنایه از برطرف کردن عرق جبین است) .

حدیث 2 . . . - عن موسی بن بکر الواسطی، عن بشیر النبال، قال: «قدمت المدینة » وذکر مثل الحدیث المتقدم، الا انه قال: لما قدمت المدینة قلت لابی جعفر (علیه السلام) : انهم یقولون: ان المهدی لوقام لاستقامت له الامور عفوا، ولا یهویق محجمة دم . فقال: «کلا! والذی نفسی بیده! لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله (صلی الله وعلیه وآله سلم) حین ادمیت رباعیته وشج فی وجهه! کلا! والذی نفسی بیده! حتی نمسح نحن وانتم العرق والعلق (3) .» . ثم مسح جبهته . (4)

از موسی به جعفر بن بکر واسطی . از بشیر نبال . گفت: «به مدینه رسیدم » و همانند حدیث قبلی را ذکر کرد، جز این که گوید: هنگامی که به مدینه رسیدم . به ابوجعفر (امام باقر (علیه السلام)) گفتم: آنان [مرجئه] می گویند: همانا، اگر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، همه ی کارها به خودی خود . برای او درست و برقرار می شود و به اندازه ی یک ظرف حجامتی خون نمی ریزد . پس فرمود: «هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام در دست او است! اگر کارها، خود به خود، برای کسی هموار می شد، مسلما، برای رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله سلم) در زمانی که داندن های پیشین آن حضرت شکست و صورت اش زخمی شد، درست و برقرار می گردید! هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام به دست او است! «کار، به آن جا می انجامد که) ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک کنیم .» . سپس پیشانی خود را پاک کرد .

حدیث 3 . . . - عن المفضل بن عمر، قال: سمتعت ابا عبدالله، وقد ذکر القائم (علیه السلام) فقلت: «انی لارجو ان یکون امره فی سهولة .» . فقال: «لایکون ذالک حتی تمسحو العلق و العرق .» . (5)

مفضل بن عمر گوید: در حضور امام صادق (علیه السلام) شنیدم که از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شد . پس عرض کردم: «همانا امیدوارم کار ایشان به آسانی صورت پذیرد .» . فرمود: «آن امر صورت نمی پذیرد تا این که عرق و خون بسته شده را برطرف سازید .» .

در سه حدیث مذکور ملاحظه می کنیم، آن طور نیست که تمامی کارها در زمان قیام قائم (علیه السلام)، به خودی خود و با اعجاز و تصرفات تکوین صورت نمی پذیرد، هر چند در ولایت تکوینی و تصرف تکوینی حضرت مهدی و سایر امامان طاهر، هیچ گونه تردیدی نیست . بلکه کار، دشوارتر از آن چیزی است که امثال مرجئه معتقدند .

با، مطابق روایات متعدد، نمی توانیم ادعا کنیم که در هنگام ظهور، هیچ قتل و کشتاری رخ نمی دهد; زیرا، در آن دوران، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامه ی حکومت عدل جهانی است و مسلما، این امر عظیم . بدون برطرف کردن خارها و سنگ های سر راه آن حضرت، میسر و محقق نمی شود .

از طرفی، تاریخ گواه است که پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) و امامان طاهر (علیهم السلام) سعی داشته اند، امور را به طور عادی و در مسیر طبیعی انجام دهند، لذا می بیینم، دندان های پیشین حضرت رسول اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) در جنگ می شکند و زخم هایی در جنگ احد و . . . (6) بر ایشان وارد می شود و امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در جنگ احد . نود زخم بر می دارد و . . . (7)

البته آن حضرت و عترت طاهراش، مخصوصا، حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدرت بر انجام دادن تصرفات تکوینی را دارند و همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی، به آن حضرات و نیز مؤمنان مخلص و ایثارگر و حتی مستضعفان بوده و خواهد بود . امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «خداوند، حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سه لشکر یاری می دهد: فرشتگان; مؤمنان; رعب (ترس انداختن در دل دشمن) " (8)

نیز حضرت (علیه السلام) می فریاید: «. . . خداوند، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با فرشتگان و جن و شیعیان مخلص، یاری می کند .» (9)

به هر حال، لزومی ندارد که ادعا کنیم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام کارهایشان را از طریق غیرعادی و به صورت اعجاز انجام می دهد و بنابراین، هیچ خونی ریخته نخواهد شد .

اندیشه ی افراطی در کشتار به هنگام ظهور

در احادیثی که از طریق عامه رسیده است، خون ریزی های خیلی زیاد و وحشت ناک ذکر شده است . اینک، به نقد بررسی یکی از آن ها می پردازیم .

یوسف بن یحیی مقدسی شافعی در کتاب عقدالدرر روایت مرسله ای را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره ی حوادث رم (رومیه) (10) نقل می کند و می گوید: . . . فیکبر المسلمون ثلاث تکبیرات، فتکون کالرملة علی نشز، فیدخلونها، فیقتلون بها خمسمئة الف مقاتل، و یقتسمون الاموال، حتی یکون الناس فی الفی ء شیئا واحدا، لکل انسان منهم مئة الف دینار، و مئة راس، ما بین جاریة وغلام » . (11)

پس مسلمانان، سه تکبیر می گویند و مانند ریگ و شن های روانی که از بلندی ها فرو می ریزند، داخل [روم] می شوند و در آن جا، پانصد هزار جنگجو را می کشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم می کنند، و به هر یک از آنان، صد هزار دینار و صد کنیز و یا غلام می رسد . . .

این روایت . مرسل است و مشکل سندی دارد و از نظر محتوا نیز قابل اعتماد نیست . پیدا است که جاعلان این گونه احادیث، در خدمت حکومت های جائر بوده اند و به جهت توجیه پاره ای جنگ های پس از پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) و قتل عام ها و کشتارهای وسیعی که در آن صورت گرفت، این چنین مجعولاتی را وارد کتاب های روایی کرده اند . مانند روایتی که به امام علی (علیه السلام) نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: . . . فیقتل من الروم حتی یتغیر ماء الفرات بالدم . (12) یعنی آنقدر از رومیان را به قبل می رساند که آب فرات به خون تغییر می کند!

ابن کثیر، در بارهی جنگ قادسیه می گوید:

انهزم الفرس ولحقهم المسلمون . . . فقتل المسلمون بکمالهم و کانوار ثلاثین الفا . وقتل فی المعرکة عشرة الاف و قتلوا قبل ذالک قریبا من ذالک (13) ; لشکر ایرانیان، منهزم شد و فرار کردند . مسلمانان، به تعقیب آنان پرداخته و تمامی فرارایان را که سی هزار نفر بودند، به قتل رساندند . در جنگ سیزده هزار نفر آنان را گشته بودند . همین عدد را نیز قبل از آن گشته بودند . . .

وقتی به کتاب های تاریخی که در آن ها فتوحات را نوشته اند، مانند البدء و التاریخ و النهایه و . . . مراجعه می کنیم . می بیینم که، فرماندهان و زیردستان شان، جنایات زیادی را مرتکب شده اند .

روایاتی که می گوید، از هر نه نفر هفت نفر و یا از هر هفت نفر، پنج نفر و یا دو ثلث مردم کشته می شوند، به جنگ های قبل از ظهور، نظر دارند و نه زمان ظهور .

از طرفی، اختلاف در تعداد مقتولان نیز علت های گوناگونی می تواند داشته باشد که از جمله ی آن ها، ممکن است تفاوت مناطق و محورهای درگیری و یا مراحل مختلف جنگ باشد .

با توجه به احادیث زیر و امعان نظر در دلالت آن ها، به این واقعیت پی می بریم که جهان، اندکی پیش از ظهور، دچار جنگ های خونین خواهد بود .

حدیث 1 - عن ابی بصیر ومحمد بن مسلم، قالا: سمعنا ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «لا یکون هذا الامر حتی یذهب ثلث الناس .» ، فقیل له: «اذا ذهب ثلث الناس فما یبقی؟» فقال، (علیه السلام) : «اما ترضون ان تکونوا الثلث الباقی؟ (14) » ; ابوبصیر و محمد بن سلم گویند: از امام صادق (علیه السلام) شنیدیم که می فرمود: «این امر واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند .» . پس به حضرت اش عرض شد: «اگر دوسوم مردم از بین بروند . چه کسی باقی می ماند؟» . پس فرمود: «آیا راضی و خرسند نمی شوید که از یک سوم باقیمانده باشید؟» .

حدیث 2 . . . - عن زرارة، قال: قلت لابی عبدالله (علیه السلام) : «النداء حق؟» . قال: ای; والله حتی یسمعه کل قوم بلسانهم .» . وقال، علیه السلام: «لا یکون هذا الامر حتی یذهب تسعة اعشار الناس .» (15) ; زراره گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ایا ندای آسمانی حقیقت دارد؟» . فرمود: «بلی; به خدا قسم! چنان است که هر قومی با زبان خودشان، آن را می شنوند .» آن حضرت فرمود: «این امر محقق نمی شود تا این که نه دهم مردم از میان بروند .» .

حدیث 3 . . . - عن سلیمان بن خالد، قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «قدام القائم موتتان: موت احمر و موت ابیض، حتی یذهب من کل سبعة خمسة . الموت الاحمر، السیف; والموت الابیض، الطاعون .» (16) ; . . . سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «قبل از قیام قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف)، دو نوع مرگ و میر رخ می دهد: مرگ سرخ و مرگ سپید . تا این که از هر هفت نفر، پنج نفرشان از بین بروند . مرگ سرخ با شمشیر، مرگ سفید، با طاعون است .»

با ملاحظه ی این احادیث و احادیث دیگر، معلوم و مبرهن می شود که حجم وسیعی از مرگ و میرها و خون ریزی ها، مربوط به دوران پیش از قیام امام عصر، (علیه السلام)، و قبل از ندای آسمانی است . بنا به روایت یونس بن رباط که می گوید:

سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «ان اهل الحق لم یزالوا منذ کانوا فی شدة . اما ان ذاک الی مدة قریبة وعافیة طویلة (17) ;

از اباعبدالله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «همانا، اهل حق، از هنگامی که در شدت و سختی بوده اند، پیوسته در آن حال خواهند بود (سختی با آنان همراه است). و همانا بدانید که پایان آن سختی ها، نزدیک و عافیت اش طولانی است .» .

بالاخره درنومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است که ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا .

خلاصه این که یک دسته از روایات در مورد خون ریزی ها، مربوط به دوران قبل از ظهور است و یک دسته از خبار، از مجهولات و از اسرائیلیات است که با هدف و انگیزه های مختلفی . مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی . . و یا توجیه گشتارها در فتوحات و . . . ، وارد کتابهای روایی شده است .

نیز یک سری از آنها، مرسله و مرفوعه است و مشکل سندی دارد، مرفوعه ی فضل بن شاذان از امام صادق (علیه السلام) از این قبیل است:

یقتل القائم (علیه السلام) حتی یبلغ السوق، قال: فیقول له رجل من ولد ابیه: «انک لتجفل الناس اجفال النعم! فبعهد من رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) او بماذا؟» قال: «ولیس فی الناس رجل اشد باسا .» . فیقوم الیه رجل من الموالی فیقول له: «لتسکتن اولاضربن عنقک .» . فعند ذالک یخرج القائم (علیه السلام) عهدا من رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) (18) ; حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) آن قدر از انسان ها می کشد تا ساق پا را خون فرا می گیرد . شخصی از فرزندان پدرش (19) به حضرت اعتراض شدید می کند و یم گوید: «مردم را از خود دور می کنی، هم چنان که گله و گوسفندان را رم می دهند! آیا این روش، طبق دستور رسول خدا، است؟ به چه دلیلی این چنین رفتار می کنی؟» . یکی از یاران حضرت، از جای برمی خیزد و می گوید: «سکوت می کنی یا گردان ات را بزنم؟» . حضرت، عهد و پیمانی را که از رسول خدا (صلی الله وعلیه واله وسلم)، همراه دارد، بیرون می آورد و ارائه می کند .

البته، همچنان که در ابتدا و حدیث ذکر شد، این حدیث، مرفوعه است و مشکل سندی دارد و از طرفی محتوا و دلالت اش، ناقص و باتمام است; زیرا، سوق، هم ساق پا را گفته اند و هم ممکن است نام شهر یا محلی باشد، محلی همانند سوق الاهواز، (نام اهواز فعلی) سوق حکمة (نام یکی از مناطق اطراف کوفه)، سوق اسد (در اطرف کوفه)، سوق الثلاثاء (منطقه ای در بغداد قبل از ساخته شدن شهر) (20) ، . . . بنابراین نمی توانیم بگوئیم، «حتی یبلغ السوق » به معنای رسیدن خون به ساق پا است، خصوصا، با توجه به اینکه در حدیث مذکور، صبحت از خون به میان نیامده است، بلکه چنین به نظر می رسد که «سوق » ، به معنای «رسیدن به محل و مکانی » باشد .

البته، ما، طبق روایات صحیح، جنگ و خون ریزی ها، اعدام ها و انتقام از ظالمان را در عصر ظهور می پذیریم، لکن نه به این اندازه ها «روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) موجود است که تعداد قتل ها و مشخصات فردی و گروهی مقتولان، در آن ها مشخص شده است . و در ذیل بعد از نگرش به شیوه ی رفتار حضرت مهدی (عج) با دشمنان و معاندین به معرفی آنان می پردازیم .

شیوه ی رفتار امام (علیه السلام) با دشمنان

ستمگران و زورمداران و زراندوزان، در همه ی نقاط عالم، بر ملت های مظلوم و مستضعف سیطره داشته اند و دارند و فرهنگ سازی کرده اند . در این میان، جامعه ی اسلامی، خسارت های بیشماری را متحمل شده، به طوری که دشمنان اسلام، از آغاز رسالت نبی مکرم اسلام، (صلی الله علیه وآله وسلم)، همواره، در ایذاء و اذیت آن حضرت و پیروانش بوده اند . بالاخره آن حضرت پس از تحمل مشقت های فراوان توانست مسلمانان را از تاریکی ها به سوی روشنایی راهنمایی و سوق دهد . و حکومت اسلامی را بر قرار نماید . مع الاسف طولی نکشید که در هنگامه ی رحلت و بعد از آن، به گفته ی امام غزالی ریاست طلبان و منافقان با حیله های مختلف و فریب دادن مسلمانان، صاحب غدیر را که منصوب از طرف خداوند حکیم بود و همگی به ولایت اش تبریک و بخ، بخ یا علی گفته بودند، کنار گذاشته و بر اریکه ی قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه ی فاجعه و جنایات هولناک در جامعه ی اسلامی کاشته شد منعقد گردید . مولای متقیان، امیرمؤمنان، منصوب خدا، برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) اولین مسلمان در میان مردان، فاتح خیبر و جانشین بی واسطه ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را با آن همه مناقب خانه نشین کرد و یگانه دختر جوان ریحانه ی آن حضرت، در اندک زمانی پس از رحلت پدر بزرگوارش، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان، مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، بلکه به طور وحشیانه ای بین دیوار و در فشار داده شده و محسن اش سقط می شود و در نهایت پس از 75 روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلی آزرده و جراحاتی بسیار وداع می کند . پس از آن حرمت شکنی دردناک، فاجعه ها وحشتناک و وحشتناک تر می شود و اهل بیت (علیهم السلام) و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکی پس از دیگری مظلومانه به شهادت نائل می گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و شیعیان مخلص شان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع می شوند به طوری که روح و عواطف انسانی با شنیدن آن همه وحشیگری ها جریحه دار می گردد . این ستمگری ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد (عج) و هر روز با رنگ های مختلفی جلوه گری نموده و فاجعه ای وحشتناک رخ می دهد . و ظلم و فساد در عالم فراگیر می گردد .

یقینا، پیش از ظهور و مقارن با آن، بر دنیا، ستمگران خون ریزی حاکم اند که از هیچ جنایتی فرو نمی گذارند . حال، امامی که قیام می کند، در برابر این همه کج روی ها و بیدادگیری ها، چه گونه برخورد کند، تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بی تردید، گروه های معاندی که دست شان به خون بشریت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب کرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح گرانه و نهضت امام، ایستادگی می کنند . بنابراین، امامی که قیام می کند و ماموریت تشکیل حکومت جهانی اسلام را دارد، باید برای برطرف کردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد . در این جا، مروری به این برنامه ها خواهیم داشت .

تربیت سپاهیان و تدارک مقدمات جنگ

امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) برای انتقام و خون خواهی از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانی و اجرای حدود الهی و برقراری حکومت عدل جهانی، ناگزیر از جنگ خواهد بود و در مقابل اش، دشمنان دندان مسلح و کج اندیشان دینانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده و چرخه های اقتصادی جهان برخورداری از فن آوری پیشرفته و سازماندهی ارتش های قدرت مند، پرچم مخالفت بر می دارند و مانع مسیر اصلاح گرانه ی امام می شوند . لذا قبل از قیام، جنگاوران دریا دل و دست یارانی توان مند و کارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت، تربیت می شوند و تعداد آنان، در بعضی از روایات، سیصد و سیزده نفر و در برخی، ده هزار نفر و در تعدادی از آن ها، صدهزار نفر و . . . ذکر شده است .

تجهیزات جنگی و وسیله ی دفاعی

تجهیزات آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام)، شمشیرهایی از آهن اما نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیر هذا الحدید) که اگر یکی از آنان، با شمشیر خود، بر کوهی ضربه زند، آن را دو نیم می کند . . .» (21) . وسیله ی دفاعی آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) به گونه ای است که «اسلحه ی دشمن هرگز، بر آنان کارگر نیست .» (22)

قاطعیت امام در رویارویی با دشمنان

امام علی (علیه السلام) می فرماید: «لایقیم امر الله سبحانه الا من لایصانع، ولایضارع، ولایتبع المطامع (23) » ; فرمان خداوند سبحان را برپا ندارد، مگر کسی که در اجرای دستور الهی، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو طمع ها و آرزوها نگردد .» .

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف) نیز قیام به اقامه ی حدود و فرمان الهی می کند و در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمی کند، بلکه نسبت به جرم اشخاص و گروه ها مجازات متناسب با آن را اجرا می کند و برخی از آنان را در جنگ نابود می سازد و حتی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می کند و گروهی را اعدام گروهی را تبعید و دست برخی را قطع می کند و . . . به فرمایش امام باقر (علیه السلام) : «. . . یقوم القائم . . . و لا تاخذه فی الله لومة لائم . . . (24) » قائم، قیام می کند . . . و در اجرای احکام الهی، از ملامت هیچ ملامت کننده ای بیم نمی کند .

بنابراین، به آن حضرت، «نقمت و عذاب کننده ی مجرمان و دشمنان » لقب داده اند . از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اذا تمنی احدکم القائم فلیتمنه فی عافیة; فان الله بعث محمدا، صلی الله علیه وآله، رحمة ویبعث القائم نقمة (25) ; هنگامی که یکی از شما، ظهور قائم را آرزو و تمنا بکند (که در رکاب اش باشد)، پس باید آرزو کند که در عافیت و تندرستی باشد; زیرا، خداوند، حضرت محمد (علیه السلام) را (برای خلائق) رحمت فرستاد و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) را عذاب و نقمت می فرستد .» .

امام صادق (علیه السلام)، دلیل ملقب شدن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف) به لقب «نقمت » را چنین بیان می دارد:

. فنتم حجة الله علی الخلق حتی لایبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدین والعلم، ثم یظهر القائم (علیه السلام) و یسیر (ویصیر) سببا لنقمة الله وسخطه علی العباد; لان الله لاینتقم من العباد الا بعد انکارهم حجة; (26)

پس ما، بر خلق خدا، اتمام محبت می کنیم تا این که همگان، نسبت به دین، شناخت پیدا کنند بر روی زمین، کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد . سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه السلام)، ظهور می کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد; زیرا، خداوند، از بندگان اش انتقام نمی گیرد، مگر بعد از آن که حجت اش را انکار کنند .

سپس معلوم می شود آنانکه مورد غضب امام عصر (علیه السلام) قرار می گیرند، همان کسانی هستند که حجت بر آنان تمام شده است، ولی آنان حجت خدا را نمی پیذیرند و سخت انکار می کنند .

محمدبن مسلم، ضمن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت می فرماید: «. . . اما شبهه من جده المصطفی (صلی الله وعلیه واله وسلم) فخر وجه بالسیف وقتله اعداء رسوله (صلی الله وعلیه واله وسلم) والجبارین والطواغیت، وانه ینصر بالسیف والرعب وانه لا ترد له رایة . . . (27) ; اما شباهت او به جدش محمد مصطفی (صلی الله وعلیه واله وسلم) خروج او با شمشیر است و این که او، دشمنان خدا و رسول اش و جباران و طاغوت ها را خواهد گشت و او با شمشیر و رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد .» .

جنگ و کشتار

در هر مقطعی از زمان یا مکان، نوع رفتار و برخوردها با مخالفان و دشمنان متفاوت است . مثلا، در زمان پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه واله وسلم) رحمت و ترویج دین بود، و در زمان امام علی (علیه السلام) رحمت و منت گذاری بر مخالفان، و . . . حال باید دید که در هنگام ظهور، رفتار امام زمان (علیه السلام) با دشمنان چه گونه خواهد بود . برای پاسخ به این سؤال نگاهی به روایات می اندازیم .

حدیث 1 . . . - عن زرارة، عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له . . . فقال: «اسمه اسمی » . قلت: «ایسیر بسیرة محمد (صلی الله وعلیه واله وسلم) ؟» . قال: «هیهات! هیهات! یا زرارة! ما یسیر بسیرته!» . قلت: «جعلت فداک لم؟» . قال: «ان رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) سار فی امته بالمن، کان یتالف الناس، والقائم یسیر بالقتل . بذاک امر فی الکتاب الذی معه ان یسیر بالقتل ولایستتیب احدا . ویل لمن ناواه!» (28) ;

زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که . . . فرمود: «اسم او، اسم من است » . پس عرض کردم: «آیا به سیره و روش حضرت محمد (صلی الله وعلیه واله وسلم) رفتار می کند؟» . فرمود: «هرگز! هرگز! ای زراره! به سیره ی او رفتار نمی کند!» گفتم: «فدایت گردم! برای چه؟» . فرمود: «همانا رسول خدا (صلی الله وعلیه واله وسلم) با ملایمت و نرمی و مهربانی رفتار می کرد [تا دل ها را به دست آورد و مردم با آن حضرت الفت گیرند] . ، ولی حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) سیاست قتل را در پیش می گیرد و طبق دستوری که دارد، رفتار می کند و توبه ی کسی را نمی پذیرد . پس وای بر کسی که با او دشمنی کند!» .

حدیث 2 . . . - عن ابی بکر الحضرمی، قال: سمعت اباعبدالله (علیه السلام) یقول: «لسیرة علی بن ابی طالب، علیه السلام، فی اهل البصرة کانت خیرا لشیعته مما طلعت علیه الشمس . انه علم ان للقوم دولة، فلو سباهم لسبیت شیعته » . قال: قلت: «فاخبرنی عن القائم . ایسیر بسیرته؟» . قال: «لا; لان علیا (علیه السلام) سار فیهم بالمن لما علم من دولتهم، وان القائم (علیه السلام) یسیر فیهم بخلاف تلک السیرة لانه لا دولة لهم » . (29) ;

از ابوبکر حضرمی نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «روش علی بن ابی طالب (علیه السلام) در میان اهل بصره، برای شیعیان اش، از آن چه خورشید بر آن می تابد، بهتر بود; زیرا، او می دانست که این قوم را دولتی در پیش است . اگر آنان را اسیر کرده بود، همنا شیعیان اش نیز اسیر می شدند .» . عرض کردم: «مرا از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) مطلع بفرما که آیا ایشان نیز با اهل بصره همانند روش او رفتار می کند؟» فرمود: «نه; زیرا، حضرت علی (علیه السلام) می دانست که حکومت های بعد از او، به دست دشمنان است، لذا با آنان به ملاطفت و چشم پوشی رفتار می کرد، ولی حضرت قائم، چون پس از خود، دولتی برای آنان نمی بیند، برخلاف سیره ی حضرت علی (علیه السلام)، رفتار می کند .» .

البته این حدیث، از نظر سند، مورد اشکال است (30) چون، اسماعیل بن مرار، مجهول است . مرحوم اردبیلی در مجمع الفائده و مرحوم عاملی در مدارک الاحکام و مرحوم مجلسی به مجهول بودن او تصریح کرده اند . (31)

حدیث 3 . . . - عن یحیی بن العلاء الرازی، قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «ینتج الله تعالی فی هذه الامة رجلا منی و انا منه، یسوق الله تعالی به برکات السماوات والارض، فتنزل السماء قطرها، و تخرج الارض بذرها، وتامن وحوشها و سباعها ویملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا، ویقتل حتی یقول الجاهل لوکان هذا من ذریة محمد صلی الله علیه و اله، لرحم .» ;

یحیی به علا رازی گوید: از ابا عبدالله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «خداوند متعال در میان این امت بیرون آورد مردی را که از من است و من از او هستم . خداوند تعالی به بسبب او، برکات آسمان ها و زمین را به خلائق عطا فرماید . پس آسمان، باران اش را فرود آورد و زمین بذرهایش را می رویاند، و حیوانات وحشی و درنده در امان می شوند، و زمین را پر از عدل و داد می کند، هم چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد، و به حدی از بیدادگران و دشمنان را می کشد که جاهلان می گویند: "اگر این مرد از زریه ی محمد می بود، ترحم می کرد" .» .

نکته ی قابل توجه این که در این روایت، اقامه ی قسط و عدل و گسترده شده امنیت و مشمول برکات را با از میان رفتن جور و برطرف شدن جائران و قتل آنان مرتبط دانسته، و اعتراض به قتل را از ناحیه ی جاهلان و عدم آگاهی آنان به امور و واقعیات می داند .

البته، این روایت، از نظر سند نیز مورد اشکال است; زیرا، در سند آن، احمد بن عثمان الآدمی است که مجهول است . (32)

مدت جنگ ها

حدیث 1 - حدثنا ابو هارون . . . ، عن زر بن حبیش، سمع علیا (رضی الله عنه) یقول: «یفرج الله الفتن برجل منا، یسومهم خسفا، لایعطیهم الا السیف، یضع السیف علی عاتقة ثمانیة اشهر هرجا، حتی یقولوا . "والله ما هذا من ولد فاطمة لو کان من ولدها لرحمنا" . . . (33) » .

از زر بن حبیش نقل شده که ایشان از علی (علیه السلام) شنید که می گوید: «خدا، به سبب مردی از ما، فتنه ها و آشوب ها را برطرف می سازد و آنان (فتنه گران) را خوار و ذلیل می کند، و به آنان جز شمشیر چیزی نمی دهد (آشوبگران را می کشد) و شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه می کند تا این که می گویند: "به خدا قسم! این، از فرزندان فاطمه نیست! اگر از فرزندان فاطمه نیست! اگر فرزندان فاطمه بود به ما رحم می کرد! "» .

حدیث 2 . . . - عن عیسی بن الخشاب، قال: قلت للحسین بن علی (علیهماالسلام) : «انت صاحب هذا الامر؟» . قال: «لا; ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنی بعمه یضع سیفه علی عاتقه ثمانیة اشهر .» (34) ;

. از عیسی بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن علی (علیهماالسلام) عرض کردم: «آیا شما صاحب این امر هستید؟» . فرمود: «نه; ولکن صاحب الامر، رانده شده، دور افتاده، خون خواه پدرش و دارای کنیه ی عمویش (35) است . شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود می نهد .» .

حدیث 3 . . . - عن ابی بصیر، قال: سمعت ابا جعفر الباقر (علیه السلام)، یقول: «. . . ویضع السیف علی عاثقة ثمانیة اشهر هرجا هرجا، حتی یرضی الله .» . قلت: «فکیف یعلم رضا الله؟» . قال: «یلقی الله فی قلبه الرحمة . . .» . (36)

. از ابوبصیر نقل شده که گفت: شنیدم امام باقر (علیه السلام) می فرمود: «. . . شمشیر را هشت ماه بر دوش خود می نهد و به شدت مبارزه می کند; تا این که خداوند راضی شود .» . عرض کردم: «چه گونه رضایت خدا را می داند (از رضایت خدا آگاه می شود) ؟» . فرمود: «خداوند، به دل ایشان رحمت می اندازد . . .» .

ابن الاثیر می گوید: «الهرج: قتال و اختلاط .» (37) .

شاید مراد، این باشد که مدت عملیات تهاجمی لشریان حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) که منجر به تضعیف و شکسته شدن شوکت ظالمان و متلاشی شدن آنان می شود . هشت ماه به طول می انجامد و پس از آن، آنان، به عملیات ایذائی و موضعی و مقطعی روی می آورند که در فاصله های زمانی بعد، با آنان مقابله، و برای همیشه ریشه کن می شوند .

از نظر سند هر سه روایت که در آن هرج و مرج ذکر شد، ضعیف است; و چون عمر بن قیش و عیسی بن الخشاب، در سند روایت اول و دوم، مجهول اند و در سند روایت سوم، ابن ابی حمزه است که آن هم مورد بحث و تضعیف قرار گرفته است .

قاطعیت امام در برخورد با اشخاص و گروه های مختلف

ائمه ی طاهر، (علیهم السلام)، مهربان بودند و همه، منشا رحمت و برکات اند . امام رضا، (علیه السلام)، می فرماید: «الامام، الانیس الرفیق، والد الشفیق، والاخ الشقیق والام البرة بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الداهیة الناد . . . ; (38) امام، همدمی رفیق، پدری دل سوز، برادری برابر، مانند دو نیمه ی خرما که به هم متصل باشند، مادر مهربانی نسبت به فرزند خردسال اش، پناه امت در گرفتاری های هول ناک است .» .

نیز ابوربیع شامی گوید: به امام صادق، (علیه السلام)، عرض کردم: «حدیثی از عمر بن اسحاق به من رسیده است .» . فرمود: «عرضه بدار .» . گفتم: «عمرو، پیش امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت و آن حضرت در چهره ی او زردی مشاهده کرد . حضرت فرمود: "این زردی چیست؟ " گفت: "به مرضی مبتلا بودم . " پس حضرت علی، (علیه السلام)، به ایشان فرمود: انا لنفرح لفرحکم ونحزن لحزنکم ونمرض لمرضکم وندعوا لکم فتدعون فنؤمن . . . فقال ابوعبدالله، (علیه السلام) : «صدق عمرو .» ; (39)

همانا، ما، در شادی شما شادیم و در غم و اندوه شما، اندوه ناک و در مریضی شما، مریض می شویم و برای شما دعا می کنیم . پس شما دعا کنید و ما آمین می گوییم . . . . پس امام صادق، (علیه السلام)، فرمود: «عمرو، راست گفت .» .

نظیر این جریان را رمیله از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کند . (40)

نیز امام عصر (عج) در توقیعی به شیخ مفید (ره) می فرماید: «. . . انا غیر مهملین لمرعاتکم، ولا ناسین لذکرکم ولولا ذلک لنزل بکم اللاواء واصطلمکم الاعداء;(41) همانا، ما، سرپرستی شما را وا نگذاشته ایم [شما را مراعات و مواظبت می کنیم] و فراموش تان نمی کنیم، اگر جز این بود، گرفتاری ها، شما را از پای می انداخت و دشمنان، شما را از بین می بردند . . .» .

امثال این احادیث بسیار است: ائمه ی طاهر، (علیهم السلام)، مایه ی رحمت اند و مقتضی رحمت آنان برداشتن موانع از سر راه است . مقابله ی قاطع با ظالمان و مخالفان حاکمیت اسلام، یکی از مصادیق رافت و رحمت امام به مؤمنان است . با توجه به این که شرایط ویژه ی هنگام ظهور طوری است که جایی را برای کوچک ترین اغماض و مدارات با معاندان نمی گذارد، قاطعیت امام و یاران مقتدر و شهادت طلب آن حضرت در رویارویی با دشمنان و ایجاد رعب و وحشت در میان آنان، هر مخالف ستم پیشه ای را به تسلیم وا می دارد و آنان، چنان مرعوب می شوند که بعضا، خلع سلاح شده . و قدرت رویائی را ندارند . و بدین ترتیب دامنه برخورد نظامی و خون ریزی، تقلیل می یابد و به حداقل می رسد . از طرفی، زمینه ی گناه نیز از میان می رود; چون، امنیتی برای طاغیان و عاصیان نخواهد بود .

بنابراین، اکثریت مردم، مظلوم و ستمدیده و طالب خیر و صلاح و از کسانی خواهند بود که امام عصر (عج) آنان را مورد لطف قرار می دهد و تنها گروهی اندک مقاومت نشان می دهند . و این جا است که در چنین شرایطی، صلح و تقیه و رحمت و رافت با این گونه افراد و گروه ها و خطوط، معنا ندارد و چاره ای جز شمشیر و اعمال قوه ی قهریه و قضاوت های داودی و سلیمانی که در آن نیازی به شهادت شاهدی ندارد، (42) نیست .

پس اشخاص و گروه هایی مورد نقمت واقع می شوند که می خواهند مانع پیشرفت، و به اصطلاح سد راه و صد «عن السبیل » هستند . این جا است که طبق روایت، «وای به حال کسی که مانع حرکت حضرت بشود .» .

بعضی از آنان، قوم و نژاد خاصی اند و برخی پیرو ادیان دیگرند و گروه ها و فرقه هایی به ظاهر مسلمان ولی منافق صفت و یا مقدسان کج اندیش خواهند بود . امام زمان (عج) با هر یک، به شیوه ی خاصی برخورد خواهند داشت . با نقل روایاتی، این موارد را بازگو می کنیم .

1 - قوم عرب

در روایاتی که از قوم عرب صحبت به میان آمده است، شاید منظور، اهل مکه و قبیله ی قریش و مخصوصا بنی امیه و بنی عباس و بنی شیبه و یا حکومت های عربی دست نشانده باشد .

اینان، با اهل بیت، (علیهم السلام)، مشکل داشتند و عمده ترین سبب آن، جنگ بدر است .

در تاریخ نقل شده که در مکه، بیست و پنج قبیله بودند و بیست و سه قبیله متحد شدند و علیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان جنگ بدر را ترتیب دادند . واقدی - که از علمای عامه است - در کتاب خود، هنگامی که مقتولان جنگ بدر را ذکر می کند، می گوید:

همه ی قبائل، کشته داشتند . در میان آنان، تعدادی را حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به قتل رسانده بود .

لذا آنان، کینه ی شدیدی از امام علی و اهل بیت، (علیهم السلام)، داشتند .

ضرورت طرح مباحث مهدويت

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟


چکیده: هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

اين كه گفته مي شود :
​ نامه اعمال انسان كه دوشنبه و پنج شنبه به دست امام زمان مي رسد، چه موقع به دست او مي رسد؟ صبح، ظهر يا...؟

پاسخ:
خدا به پيامبرش دستور مي دهد كه بگو: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون(1) عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را ميبينند! و بزودي، بسوي داناي نهان و آشكار، بازگردانده ميشويد و شما را به آنچه عمل ميكرديد، خبر ميدهد.
به عبارت ديگر: آنچه از خير و شر انجام دهيد حقيقتش در دنيا براي خداي عالم غيب و شهادت، و هم چنين براي رسول او و مومنين(امامان معصوم) مشهود است، پس وقتي به قيامت آمديد براي خودتان هم مشهود خواهد گشت.
اين آيه كريمه به مردم هشدار مي دهد كه مواظب كارهاي خود باشند و فراموش نكنند كه براي اعمال نيك و بدشان حقايقي است كه به هيچ وجه پنهان نمي ماند، و براي هر يك از افراد بشر مراقب هايي هستند كه از اعمال ايشان اطلاع يافته، حقيقت آن را مي بينند، و آن مراقبان عبارتند از خدا ، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و مومنين كه شاهدان اعمال بندگانند.(2)
معلّي بن خنيس مي گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آيه«قل اعملو فسيري الله و رسوله و المومنون...» سئوال كردم، حضرت فرمود: مراد از مومنون، ائمه و امامان هستند كه اعمال بندگان در هر روز پنج شنبه بر آن ها عرضه مي شود.(3)
و نيزامام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: مراد از مومنون در آيه 105 سوره توبه ما امامان هستيم.(4)
بنابراين در ميان پيروان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با توجه به آيه كريمه و اخبار فراواني كه از امامان ـ عليهم السلام ـ رسيده است عقيده معروف و مشهور بر اين است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امامان ـ عليهم السلام ـ از اعمال همه امت آگاه مي شوند، يعني خداوند از طريق خاصي اعمال امت را بر آن ها عرضه مي دارد اما اين كه اعمال در چه روزها و در چه وقتي از روزها عرضه مي گردد،
روايات در اين باب گوناگون است بعضي تنها عصر پنج شنبه را وقت عرضه اعمال مي شمرند و بعضي عصر دوشنبه و پنج شنبه را و در بعضي صبح و شب وقت عرضه اعمال شمرده شده است كه به عنوان نمونه ذيلا به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: همانا اعمال بندگان در عصر روز پنج شنبه بر پيامبر شما عرضه مي شود، پس هر كدام از شما بايد از عرضه نمودن عمل قبيح بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حيا كند.(5)
2. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: اعمال شما در آخرين ساعات روز دوشنبه و پنج شنبه بر من عرضه مي گردد.(6)
3. موسي بن يسار مي گويد: امام رضا ـ عليه السلام ـ به من فرمود: آيا نمي داني كه اعمال شيعيان ما هر صبح و شب بر ما گروه امامان عرضه مي گردد...(7)
هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

پاورقی:

1. توبه : 105.
2. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش، ج9، ص516.
3. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، منشورات اعلمي، تهران، 1404ق، ص447.
4. همان.
5. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه (اسلامي)، داراحياء التراث العربي، بيروت، ج11، ص390.
6. بروجردي، آقا حسين، جامع احاديث الشيعه، منشورات مدينة العلم،قم، 1407ق، ج13، ص303.
7. همان، ص307.

 

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟


چکیده: هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

اين كه گفته مي شود :
​ نامه اعمال انسان كه دوشنبه و پنج شنبه به دست امام زمان مي رسد، چه موقع به دست او مي رسد؟ صبح، ظهر يا...؟

پاسخ:
خدا به پيامبرش دستور مي دهد كه بگو: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون(1) عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را ميبينند! و بزودي، بسوي داناي نهان و آشكار، بازگردانده ميشويد و شما را به آنچه عمل ميكرديد، خبر ميدهد.
به عبارت ديگر: آنچه از خير و شر انجام دهيد حقيقتش در دنيا براي خداي عالم غيب و شهادت، و هم چنين براي رسول او و مومنين(امامان معصوم) مشهود است، پس وقتي به قيامت آمديد براي خودتان هم مشهود خواهد گشت.
اين آيه كريمه به مردم هشدار مي دهد كه مواظب كارهاي خود باشند و فراموش نكنند كه براي اعمال نيك و بدشان حقايقي است كه به هيچ وجه پنهان نمي ماند، و براي هر يك از افراد بشر مراقب هايي هستند كه از اعمال ايشان اطلاع يافته، حقيقت آن را مي بينند، و آن مراقبان عبارتند از خدا ، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و مومنين كه شاهدان اعمال بندگانند.(2)
معلّي بن خنيس مي گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آيه«قل اعملو فسيري الله و رسوله و المومنون...» سئوال كردم، حضرت فرمود: مراد از مومنون، ائمه و امامان هستند كه اعمال بندگان در هر روز پنج شنبه بر آن ها عرضه مي شود.(3)
و نيزامام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: مراد از مومنون در آيه 105 سوره توبه ما امامان هستيم.(4)
بنابراين در ميان پيروان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با توجه به آيه كريمه و اخبار فراواني كه از امامان ـ عليهم السلام ـ رسيده است عقيده معروف و مشهور بر اين است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امامان ـ عليهم السلام ـ از اعمال همه امت آگاه مي شوند، يعني خداوند از طريق خاصي اعمال امت را بر آن ها عرضه مي دارد اما اين كه اعمال در چه روزها و در چه وقتي از روزها عرضه مي گردد،
روايات در اين باب گوناگون است بعضي تنها عصر پنج شنبه را وقت عرضه اعمال مي شمرند و بعضي عصر دوشنبه و پنج شنبه را و در بعضي صبح و شب وقت عرضه اعمال شمرده شده است كه به عنوان نمونه ذيلا به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: همانا اعمال بندگان در عصر روز پنج شنبه بر پيامبر شما عرضه مي شود، پس هر كدام از شما بايد از عرضه نمودن عمل قبيح بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حيا كند.(5)
2. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: اعمال شما در آخرين ساعات روز دوشنبه و پنج شنبه بر من عرضه مي گردد.(6)
3. موسي بن يسار مي گويد: امام رضا ـ عليه السلام ـ به من فرمود: آيا نمي داني كه اعمال شيعيان ما هر صبح و شب بر ما گروه امامان عرضه مي گردد...(7)
هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

پاورقی:

1. توبه : 105.
2. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش، ج9، ص516.
3. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، منشورات اعلمي، تهران، 1404ق، ص447.
4. همان.
5. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه (اسلامي)، داراحياء التراث العربي، بيروت، ج11، ص390.
6. بروجردي، آقا حسين، جامع احاديث الشيعه، منشورات مدينة العلم،قم، 1407ق، ج13، ص303.
7. همان، ص307.

 

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟

نامه اعمال انسان چه موقع به دست امام زمان (عج) مي رسد؟


چکیده: هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

اين كه گفته مي شود :
​ نامه اعمال انسان كه دوشنبه و پنج شنبه به دست امام زمان مي رسد، چه موقع به دست او مي رسد؟ صبح، ظهر يا...؟

پاسخ:
خدا به پيامبرش دستور مي دهد كه بگو: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون(1) عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را ميبينند! و بزودي، بسوي داناي نهان و آشكار، بازگردانده ميشويد و شما را به آنچه عمل ميكرديد، خبر ميدهد.
به عبارت ديگر: آنچه از خير و شر انجام دهيد حقيقتش در دنيا براي خداي عالم غيب و شهادت، و هم چنين براي رسول او و مومنين(امامان معصوم) مشهود است، پس وقتي به قيامت آمديد براي خودتان هم مشهود خواهد گشت.
اين آيه كريمه به مردم هشدار مي دهد كه مواظب كارهاي خود باشند و فراموش نكنند كه براي اعمال نيك و بدشان حقايقي است كه به هيچ وجه پنهان نمي ماند، و براي هر يك از افراد بشر مراقب هايي هستند كه از اعمال ايشان اطلاع يافته، حقيقت آن را مي بينند، و آن مراقبان عبارتند از خدا ، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و مومنين كه شاهدان اعمال بندگانند.(2)
معلّي بن خنيس مي گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آيه«قل اعملو فسيري الله و رسوله و المومنون...» سئوال كردم، حضرت فرمود: مراد از مومنون، ائمه و امامان هستند كه اعمال بندگان در هر روز پنج شنبه بر آن ها عرضه مي شود.(3)
و نيزامام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: مراد از مومنون در آيه 105 سوره توبه ما امامان هستيم.(4)
بنابراين در ميان پيروان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با توجه به آيه كريمه و اخبار فراواني كه از امامان ـ عليهم السلام ـ رسيده است عقيده معروف و مشهور بر اين است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امامان ـ عليهم السلام ـ از اعمال همه امت آگاه مي شوند، يعني خداوند از طريق خاصي اعمال امت را بر آن ها عرضه مي دارد اما اين كه اعمال در چه روزها و در چه وقتي از روزها عرضه مي گردد،
روايات در اين باب گوناگون است بعضي تنها عصر پنج شنبه را وقت عرضه اعمال مي شمرند و بعضي عصر دوشنبه و پنج شنبه را و در بعضي صبح و شب وقت عرضه اعمال شمرده شده است كه به عنوان نمونه ذيلا به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: همانا اعمال بندگان در عصر روز پنج شنبه بر پيامبر شما عرضه مي شود، پس هر كدام از شما بايد از عرضه نمودن عمل قبيح بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حيا كند.(5)
2. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: اعمال شما در آخرين ساعات روز دوشنبه و پنج شنبه بر من عرضه مي گردد.(6)
3. موسي بن يسار مي گويد: امام رضا ـ عليه السلام ـ به من فرمود: آيا نمي داني كه اعمال شيعيان ما هر صبح و شب بر ما گروه امامان عرضه مي گردد...(7)
هر چند در لسان روايات روزهايي مختلف به عنوان روزهاي عرضه اعمال به شمار آمده است، لكن مجموع روايات بالاتفاق آخرين ساعات روزها را ساعت عرضه اعمال مي دانند، بنابراين بايد گفت اعمال در آخرين ساعات روز بر ائمه ـ عليهم السلام ـ مخصوصا امام زمان (عج) عرضه مي گردد.

پاورقی:

1. توبه : 105.
2. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش، ج9، ص516.
3. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، منشورات اعلمي، تهران، 1404ق، ص447.
4. همان.
5. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه (اسلامي)، داراحياء التراث العربي، بيروت، ج11، ص390.
6. بروجردي، آقا حسين، جامع احاديث الشيعه، منشورات مدينة العلم،قم، 1407ق، ج13، ص303.
7. همان، ص307.

 

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

چرا باید برای ظهور دعا کنیم، مگر زمان آن از قبل نزد خدا تعیین نشده است؟

چرا باید برای ظهور دعا کنیم، مگر زمان آن از قبل نزد خدا تعیین نشده است؟



یکی از وظایف مهمی که بنا به تصریح حضرت صاحب‌الامرعلیه السلام بر عهده‌ی همه‌ی منتظران گذاشته شده، دعا برای تعجیل فرج است . امام‌عصر علیه السلام در توقیعی که... یکی از وظایف مهمی که بنا به تصریح حضرت صاحب‌الامرعلیه السلام بر عهده‌ی همه‌ی منتظران گذاشته شده، دعا برای تعجیل فرج است . امام‌عصر علیه السلام در توقیعی که خطاب به «اسحاق بن یعقوب» صادر شده، می‌فرمایند:« برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما همان است». بر همه‌ی شیعیان است که در اوقات نماز و در همه‌ی ایامی که در آن‌ها دعا سفارش شده، دعا برای تعجیل فرج را به‌عنوان یک تکلیف مهم عصر غیبت فراموش نکنند؛ بلکه این دعا را بر همه دعاهای خود مقدم کنند تا خداوند به برکت این دعا، آن‌ها را از آشوب‌های عصر غیبت در امان نگهدارد. این دعا ضمن این‌که اسباب نزدیک شدن فرج مولایمان را فراهم می‌کند موجبات ارتباط مستمر ما با آن حجت‌الهی را فراهم آورده و جلوی یأس و نومیدی ما را در دوران طولانی غیبت می‌گیرد.
در هر حال ظهور امام‌زمان علیه السلام به اراده‌ی الهی بستگی دارد که در صورت فراهم بودن شرایط، به دستور خداوند تحقق می‌یابد. مهزم اسدی از امام‌صادق علیه السلام پرسید: «فدایت شوم! ظهور قائم علیه السلام و تشکیل دولت حق که در انتظارش هستید، طول کشید؛ این امر کی تحقق خواهد یافت؟» حضرت فرمودند:«تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ گویند؛ عجله‌کنندگان هلاک می‌شوند و کسانی که تسلیم هستند، نجات می‌یابند.»1
خود امام‌زمان علیه السلام در این باره فرموده‌اند:«ظهور فرج، به اراده‌ی خداوند متعالی بستگی دارد و کسانی که برای ظهور وقت تعیین می‌کنند، دروغ‌گو هستند.»2
بنابراین، ‌هیچ‌کس غیر از خداوند نمی‌تواند زمان ظهور را پیش‌بینی کند. البته ما باید همیشه و در هر لحظه منتظر ظهور باشیم و از عجله، تعیین وقت و گوش‌سپردن به سخن کسانی که وقت مشخص می‌کنند، بپرهیزیم و همواره تسلیم امر خداوند باشیم.
باید بدانیمقضای الهی، به معنای اجتماع جمیع علل و شرایط است که مسلماً انجام می‌گیرد. چه‌بسا، همین قضایی که مجموعه شروط متعدد دارد، یکی از آن شروط، دعای بندگان باشد. آمیختگی و هم‌سویی دعا و قضا، در روایات به‌خوبی مشهود است. در روایتی از رسول‌اکرم (ص) وارد شده که:«‌قضای الهی را رد نمی‌کند، مگر دعا».3
بنابراین، در عین‌حال که همه‌ی امور به قضای‌الهی تحقق می‌پذیرد، منافات ندارد که ما موظف به دعا‌کردن باشیم، نه صرفاً به علت یک امری صوری و ظاهری، بلکه چون دعا، خود، در علل وقوع حوادث تأثیر اساسی دارد و این تأثیر به اذن و اراده‌ی الهی انجام می‌گیرد خود حضرت‌حق، ما را مأمور به دعا کردن کرده است و برای این دعا، تأثیر قائل شده است.
نتیجه این که، زمان ظهور حضرت‌حجت علیه السلام ، مثل بقیه‌ی امور و اسرار، به قضای‌الهی است. در عین حال، ما موظّف به دعای در جهت تعجیل فرج آن بزرگوار هستیم و دعای ما، می‌تواند در مجموعه‌ی علل ظهور مؤثر باشد. البته باید توجه داشت هر چند دعا و درخواست از حضرت‌حق در تسریع فرج بسیار مؤثر است ولی آن‌چه مهم‌تر می‌باشد، آن است که شیعیان و عاشقان حقیقت انتظار را در زندگی خود جاری کنند، بدین معنی که سعی کنند حقیقتاً دستورات اسلام را عمل نمایند، با تلاش در تهذیب نفس و خدمت به مردم، لیاقت یاری حضرت را کسب نمایند، برای امر فرج زمینه‌سازی کرده و مردم را برای پذیرش حرکت عدالت‌خواهانه حضرت آماده کنند.

پانویس:

1- بحارالانوار، ج 52، ص 103
2-کمال الدین، ج 2، ‌ص 484
3-منتخب المیزان‌الحکمه، روایت 2101

دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج)

دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج) 


سوال: ما اعتقاد داریم که امام زمان زنده هستند و بر اعمال ما نظارت دارند، لطفاً این امر (زنده بودن) را برای من ثابت کنید.

پاسخ اجمالی:

وجود امام زمان(ع) و امامت آن حضرت از مباحث امامت خاصه است که برای اثبات آن مستقیماً نمی توان از دلیل عقلی بهره گرفت، بلکه با استخدام دلیل عقلی در امامت عامه و ضرورت وجود امام در همه زمان ها و استناد به روایات و نقل های تاریخی که در این زمان، امام را منحصر در وجود حضرت مهدی(عج) می کند، می توان به مقصود نائل آمد.

ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی در همه زمانها با استناد به دلایل متعدد عقلی در امامت عامه است مثلا نبوت و امامت یک فیض معنوی از جانب خداوند است و بر اساس قاعده لطف باید چنین لطفی همیشگی باشد.

روایاتی هم که دلالت می کنند آن انسان معصوم و کامل در وجود امام زمان (عج) منحصر گشته است به حدی زیاد است که قابل انکار نیست تا جایی که بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته و در کتاب هایشان متذکر شده اند که: مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری(ع) است و در سامراء در سال 255 هجری متولد شده است و در پس پرده غیبت زندگی می کند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد.

پذیرش طول عمر حضرت مهدی(عج) نیز هیچ گونه استبعادی ندارد. زیرا آن حضرت با دانش خدادادی و با استفاده از روش‏های طبیعی و علمی می‏تواند برای مدتی بسیار طولانی و بدون اینکه آثار فرسودگی و پیری در او پدیدار گردد، در این دنیا زندگی کند. علاوه بر اینکه استبعادی ندارد که در عالم انسانی خداوند حجت خود را به عنوان ذخیره و پشتوانه اجرای عدالت و نفی و طرد ظلم و ظالمان، به صورت استثناء و فراتر از عوامل طبیعی و ظاهری قرار دهد.

 

پاسخ تفصیلی:

امامت امام زمان(ع) و وجود حضرت از مباحث امامت خاصه است .در امامت خاصه مستقیماً نمی توان از دلیل عقلی بهره گرفت[1]، بلکه دلیل عقلی امامت عامه و ضرورت وجود امام (ع) در تمام زمان ها را اثبات می کند.

در امامت عامه برهان عقلی بر ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی روی زمین اقامه می شود.

حال اگر ادله تاریخی و روائی دال بر ولادت و حیات حضرت مهدی(ع) به مقدمه ی اول ضمیمه گردد، اثبات می شود که در این زمان تنها آن حضرت(عج) واسطه فیض الهی است و زنده هم می باشد[2].

بررسی دو رکن استدلال:

1)- برهان عقلی بر ضرورت وجود امام در همه زمان ها:

الف: برهان لطف: نبوت و امامت یک فیض معنوی از جانب خداوند است که بر اساس قاعده لطف باید همیشه وجود داشته باشد. قاعده لطف اقتضا می کند که در میان جامعه ی اسلامی باید امامی باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق باز دارد.

این جمله امام صادق(ع) که "همانا خداوند عزوجل جلیل تر و عظیم تر از آن است که زمین را بدون امام رها کند"[3]، ممکن است اشاره به همین برهان باشد.

الطاف وجود امام غائب را می توان در موارد ذیل برشمرد:

1.حراست از دین خداوند در سطح کلی.[4]

2. تربیت نفوس مستعد.

3. بقای مذهب.

4. وجود الگویی زنده که می تواند مقتدای مردم قرار گیرد[5].

ب: برهان علت غائی: در علم کلام ثابت می شود که خداوند از افعال خود هدف و غرضی دارد و چون خداوند کمال مطلق است و نقص در او راه ندارد غایت افعال الهی به مخلوقات برمی گردد و غایت وجود انسان، انسان کامل است یعنی انسان مانند درختی است که میوه ی آن وجود انسان کامل است[6].

ج: برهان امکان اشرف:

در فلسفه قاعده ای مطرح می شود به نام قاعده امکان اشرف و معنای آن اینست که ممکن اشرف باید در مراتب وجود اقدم از ممکن اخس باشد...[7]

در عالم وجود انسان اشرف مخلوقات است و محال است که وجود، حیات، علم، قدرت و جمال و... به افراد انسان برسد قبل از آنکه این کمالات به انسان کاملی که حجت روی کره ی زمین است، رسیده باشد.

د: برهان مظهر جامع: هویت مطلقه ی خداوند در مقام ظهور، احکام وحدت بر او غلبه دارد و در وحدت ذاتی مجالی برای اسمای تفصیلی نیست و از طرف دیگر در مظاهر تفصیلی که در عالم خارج ظاهر می شوند، احکام کثرت ، غالب بر وحدت است . اینجاست که فرمان الهی مقتضی صورتی اعتدالی است که در آن وحدت ذاتی و یا کثرت امکانی بر یکدیگر غلبه نداشته باشد تا بتواند مظهری برای حق از جهت اسمای تفصیلیه و وحدت حقیقیه باشد و آن صورت اعتدال همان انسان کامل است.[8]

ما در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم و خواننده را به مطالعه ی کتب مفصل ارجاع می دهیم.[9]

2)- ادله تاریخی و روائی ولادت و حیات حضرت مهدی(ع) زیاد است؛ ما برای نمونه به چند سند تاریخی اشاره می کنیم:

1.بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته[10] و در کتاب هایشان متذکر شده اند که: مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری(ع) است و در سامراء در سال 255 هجری متولد شده است و در پس پرده غیبت زندگی می کند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد.[11]

2- امام عسکری(ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدی(عج) از ولادت حضرت خبر داده بود، از جمله به عمه اش "حکیمه خاتون" فرمود: "در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد می شود".[12]

احمد بن اسحاق می گوید: از امام ابو محمد حسن عسکری(ع) شنیدم که فرمود: "حمد و سپاس خدای را که مرا از دنیا نبرد تا این که جانشین من و مهدی موعود را به من نشان داد. او از حیث ویژگی های جسمانی و اخلاقی و رفتاری شبیه ترین انسان ها به پیامبر خدا(ص) است. خدا مدتی وی را در حالت غیبت نگهداری می کند و سپس ظاهر می شود و جهان را از عدل و داد پر می کند".[13]

نیز حضرت عسکری(ع) بعد از ولادت فرزندش، خواص و نزدیکان را از تولد امام مهدی(عج) آگاه نمود.

محمد بن علی بن حمزه گوید: از امام عسکری(ع) شنیدم :"حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال 255 در هنگامة طلوع فجر متولد شد".[14]

احمد بن حسن بن اسحاق قمی می گوید: وقتی که امام مهدی(عج) متولد شد، نامه ای از امام عسکری(ع) به من رسید که حضرت مرقوم فرموده بود: فرزندی برایم متولد شده است. این موضوع را مخفی بدار، زیرا جز برای دوستان و نزدیکان ما آن را اظهار نخواهم کرد".[15]

ابراهیم بن ادریس می گوید: امام ابو محمد عسکری(ع) گوسفندی را برای من فرستاد و فرمود: "این را به جهت ولادت فرزندم "مهدی" عقیقه کن و به خود و خانواده ات بخوران".[16]

3 امام عسکری(ع) افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته است، گام دیگری برداشت، و آن این بود که برای افزایش ایمان و اطمینان شیعیان، فرزندش امام مهدی را به تعدادی نشان داد.

احمد بن اسحاق می گوید: امام عسکری(ع) کودک سه ساله ای را به من نشان داد و فرمود: ای احمد، اگر تو نزد خدا و امامان گرامی نبودی، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدان که این کودک همنام و هم کنیه ی رسول خدا است و همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.[17]

معاویه بن حکیم، محمد بن ایوب و محمد بن عثمان بن سعید عمری می گویند: ما یک گروه چهل نفره در خانة امام حسن عسکری(ع) جمع شده بودیم، حضرت فرزندش امام مهدی را به ما نشان داد و فرمود: "این امام شما و جانشین من است".[18]

علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب می گویند: ما تعدادی از شیعیان در خانه ی امام حسن عسکری(ع) تجمع نمودیم و از حضرت درباره جانشین وی پرسش نمودیم، پس از ساعتی حضرت کودکی را به ما نشان داد و گفت: "بعد از من این امام شما است".[19]

عمر اهوازی می گوید: امام حسن عسکری(ع) فرزندش را به من نشان داد و فرمود: "بعد از من این فرزندم امام شما است".[20]

ابراهیم بن محمد گوید: در خانه عسکری کودک زیبایی را دیدم، از حضرت پرسیدم: یابن رسول الله، این کودک کیست؟ حضرت فرمود: "این کودک من است. این جانشین من است".[21]

یعقوب بن منفوس می گوید: خدمت امام عسکری(ع) رسیدم و از حضرت درباره ی امام بعدی و صاحب الامر جویا شدم. حضرت فرمود: پرده را کنار بزن؛ کنار زدم، در این هنگام کودک پنج ساله ای را دیدم که به سوی ما می آید، آمد و روی زانوی حضرت عسکری(ع) نشست. حضرت فرمود: "این امام شما است".[22]

4- بعد از بشارت های امام عسکری(ع) و نشان دادن فرزند بزرگوارشان مهدی، به خواص و افراد مورد اطمینان، اینک نوبت خواص است که اقدام نمایند و وجود امام مهدی را به اطلاع دیگر شیعیان برسانند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند.

افرادی همانند حکیمه خاتون، دختر محمد بن علی بن موسی الرضا(ع)، عثمان بن سعید عمری، حسن بن حسین علوی، عبدالله بن عباس علوی، حسن بن منذر، حمزة بن ابی الفتح، محمد بن عثمان بن سعید عمری، معاویة بن حکیم، محمد بن معاویة بن حکیم، محمد بن ایوب بن نوح، حسن بن ایوب بن نوح، علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، یعقوب بن منفوس، عمر اهوازی، خادم فارسی، ابوعلی بن مطهر، ابی نصر طریف خادم، کامل بن ابراهیم، احمد بن اسحاق، عبدالله مستوری، عبدالله جعفر حمیری، علی بن ابراهیم مهزیار، ابوغانم خادم، کوشیدند و ولادت امام مهدی(عج) را به اطلاع شیعیان رساندند.

به روایتی از حکیمه خاتون توجه فرمائید: امام حسن عسکری(ع) کسی را دنبال من فرستاد که امشب (شب نیمه شعبان) برای افطار نزد من بیا، چون خداوند امشب حجت خود را آشکار می کند. پرسیدم: این مولود از چه کسی است؟ فرمود: از نرجس. گفتم: در نرجس اثر حمل مشاهده نمی شود. فرمود: موضوع همین است که گفتم. من در حالی که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پایم در آورد و فرمود: بانوی من، حالت چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و خانواده ام هستی. او از سخن من تعجب کرد و ناراحت شد و فرمود: این چه سخنی است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندی عنایت می کند که سرور دنیا و آخرت است. نرجس از سخن من خجالت کشید. سپس بعد از افطار ، نماز عشا را به جا آوردم و به بستر رفتم. بعد از نیمه شب برخاستم و نماز شب خواندم. بعد از تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم، دیدم نرجس نیز بیدار شد و نماز شب به جا آورد. از اتاق بیرون رفتم تا از طلوع فجر با خبر شوم، دیدم فجر اوّل طلوع کرده و نرجس در خواب است. در این هنگام این سؤال به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا متولد نشد. ناگهان امام عسکری(ع) از اطاق مجاور صدا زد: عمّه جان، شتاب مکن که موعد نزدیک است. من نشستم و قرآن خواندم. در هنگامی که مشغول خواندن قرآن بودم، ناگهان نرجس خاتون با ناراحتی از خواب بیدار شد. من با شتاب خودم را به او رساندم و پرسیدم: چیزی احساس می کنی؟ گفت: آری. گفتم: نام خدا را بر زبان جاری کن، این همان است که در آغاز شب به تو خبر دادم، مضطرب نباش، دلت را آرام کن. در این هنگام پرده نوری میان من و او حائل شد، ناگهان متوجه شدم که کودک ولادت یافته است. چون جامه را از روی نرجس برداشتم، دیدم که آن مولود سر به سجده گذاشته و به ذکر خدا مشغول است. در این هنگام امام حسن عسکری (ع) صدا زد:"عمه! فرزندم را نزد من بیاور.!"نوزاد را خدمت حضرت بردم، حضرت او را در آغوش گرفت و بر دست و چشم و مفاصل کودک دست کشید و در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه گفت: و فرمود:"فرزندم، سخن بگو". نوزاد لب به سخن گشود و شهادتین بر زبان جاری کرد و سپس به امام علی(ع) و دیگر امامان (ع) به ترتیب درود فرستاد تا رسید به نام پدرش و بر او هم درود فرستاد. سپس امام عسکری(ع) به من فرمود: عمه، فرزند را نزد مادر ببر تا به او سلام کند و بعد نزد من بیاور. نوزاد را نزد مادر بردم و به مادر سلام گفت، و سپس نزد حضرت برگرداندم. حضرت فرمود: روز هفتم نزد ما بیا، روز هفتم آمدم. حضرت فرمود: عمه جان، فرزندم را بیاور، آوردم. همانند روز اوّل شهادتین و سلام بر امامان را بر زبان جاری کرد. سپس این آیه را تلاوت نمود: "و نرید أن نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین".

حکیمه خاتون می گوید: بعد از این، روزی خدمت رسیدم، پرده را کنار زدم و امام مهدی(ع) را ندیدم، گفتم: فدایت شوم، امام مهدی چه شد؟ فرمود: عمه جان، او همانند حضرت موسی(ع) در خفا نگهداری می شود.[23]

5-بعد از شهادت امام عسکری(ع)، امام مهدی (عج) از طریق نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق (معجزه یا شبه معجزه) وجود و امامت خویش را برای شیعیان امام عسکری(ع) نمایاند و حجت را بر آنان تمام کرد.

در آغاز غیبت صغری، سازمان مخفی وکالت که از زمان امام صادق(ع) برای چنین دوره ای پایه ریزی شده بود، از مهم ترین وظایفش این بود که شک و حیرت شیعیان را بزداید و آنان را به امام غایب و نیابت نواب اربعه مطمئن نماید. نائبان و وکیلان حضرت با ارائه ی شواهد صدق، کرامت ها و علوم برتر اعطایی از ناحیة مقدسه به این امر اقدام نمودند.

کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی(عج) و در برخی موارد با واسطه ی سفیران به شیعیان بیان می شد؛ تا شیعیان افزون بر این که به وجود امام مهدی(ع) ایمان داشته باشند، به نیابت نواب اربعه نیز مطمئن شوند. نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق عمدتاً در زمان سفارت اولین سفیر ناحیه ی مقدسه، عثمان بن سعید عمری صورت گرفت، چون که در این دوره هنوز شیعیان در حیرت بودند و به وجود امام مهدی (عج) پی نبرده بودند.

سید بن طاووس می نویسد: "امام زمان(ع) را بسیاری از اصحاب پدرش امام حسن عسکری(ع) دیده و از وی اخبار واحکام شرعی روایت کرده اند. از این گذشته حضرت وکیل هایی داشت که اسم، نسب و وطن آنان معلوم بود و آنان معجزات، کرامات، پاسخ مسائل مشکل و بسیاری از اخبار غیبی را که حضرت از جدش پیامبر(ص) روایت کرده بود، نقل کرده اند.[24]

نمونه ها:

در این جا به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم:

1 روایت سعد بن عبدالله اشعری قمی: وی می گوید: "حسن بن نضر" که در میان شیعیان قم جایگاه ویژه ای داشت، بعد از رحلت امام عسکری(ع) در حیرت بود. او و "ابو صدام" و عده ای دیگر تصمیم گرفتند که از امام بعدی جویا شوند. حسن بن نضر نزد ابو صدام رفت و گفت: امسال می خواهم به حج بروم. ابو صدام از او خواست که این سفر را به تعویق اندازد، ولی حسن بن نضر گفت: نه، من خوابی دیده ام و بیمناکم، بنابراین باید بروم. قبل از حرکت به احمد بن یعلی بن حماد دربارة اموال متعلق به (امام) وصیت کرد که این اموال را نگه دارد تا این که جانشین امام عسکری(ع) مشخص شود. به بغداد رفت و در آن جا از سوی ناحیة مقدسه توقیعی به دستش رسید و به امامت امام مهدی(عج) و نیز به وکالت خاصة عثمان بن سعید عمری مطمئن شد.

2- روایت محمد بن ابراهیم بن مهزیار: او می گوید پس از وفات امام حسن عسکری(ع) در مورد جانشین آن حضرت به شک افتادم. پدرم وکیل حضرت بود و اموال زیادی نزدش بود. پدرم اموال را برداشت و من را به همراهی طلبید و به راه افتادیم، پدرم بین راه مریض شد و به من در مورد اموال وصیت نمود و گفت: از خدا بترس و این اموال را به صاحبش برگردان. هر که این نشانه را گفت، اموال را به او بسپار. سپس وفات کرد.

چند روزی در عراق ماندم، سپس نامه ای از سوی عثمان بن سعید به من رسید که در آن نامه همه علائم و نشانه های اموال بیان شده بود، نشانه هایی که جز من و پدرم کسی آن را نمی دانست.[25]

محمد بن ابراهیم بن مهزیار با این کرامت و شاهد صدق هم به امامت امام مهدی و هم به نیابت عثمان بن سعید مطمئن شد.

3 روایت احمد دینوری سراج: او می گوید: یکی دو سال بعد از درگذشت امام حسن عسکری(ع) به قصد حج از اردبیل حرکت کردم و به دینور رسیدم، مردم در خصوص جانشین امام عسکری(ع) متحیر بودند، اهل دینور از آمدن من خشنود شدند. شیعیان آن جا سیزده هزار دینار سهم امام، به من دادند که به سامرا ببرم و به جانشین حضرت بسپارم. گفتم: هنوز جانشین حضرت حتی برای خودم روشن نیست. گفتند: تو مورد اعتماد ما هستی. هر وقت جانشین حضرت را پیدا کردی، به او بده. سیزده هزار دینار را گرفتم و با خود بردم. در کرمانشاه با احمد بن حسن بن حسن ملاقات کردم، او هم هزار دینار و چند بقچه پارچه به من داد تا به "ناحیه مقدسه" برسانم. در بغداد در پی نایب حضرت می گشتم. به من گفتند که سه نفر مدعی نیابت هستند. یکی باقطانی است. رفتم نزدش و امتحانش کردم و از او شاهد صدق خواستم، چیزی نداشت که مرا قانع کند. سپس رفتم نزد دومی به نام اسحاق احمر، او را هم به حق نیافتم. رفتم نزد سومی، ابوجعفر یا عثمان بن سعید عمری، بعد از احوال پرسی به او گفتم: اموالی از مردم نزد من است و باید به جانشین امام عسکری(ع) تحویل دهم، در حیرتم و نمی دانم چه کنم. او گفت: برو در سامرا به خانه ابن الرضا (امام حسن عسکری(ع)) در آن جا وکیل امام را خواهی یافت. به سامرا رفتم و در خانه حضرت سراغ وکیل امام را گرفتم. دربان گفت: منتظر باش، الآن بیرون می آید. لحظه ای بعد فردی آمد و دست مرا گرفت و درون خانه برد. بعد از احوال پرسی به او گفتم: مقداری اموال از ناحیة جبل آوردم و به دنبال دلیل هستم. ناچارم از هر کس دلیلی برای اثبات نیابت وی یافتم، اموال را به او تسلیم کنم. در این وقت برای من غذا آوردند، گفت غذایت را بخور و کمی استراحت کن، سپس به کار تو رسیدگی می شود. بعد از گذشت پاسی از شب آن مرد نامه ای به من داد که در آن آمده بود: احمد بن محمد دینوری آمده و این مقدار پول و کیسه و بقچه آورده و درون آن کیسه این مقدار پول است، و تمامی جزئیات را بیان داشت. از جمله نوشته بود: در کیسه پسر فلان شخص زره ساز شانزده دینار است. از کرمانشاه نیز یک کیسه از فلان شخص است، و فلان بقچه از احمد بن حسن مادرانی است که برادرش پشم فروش است و ... با این نامه شک و تردیدم بر طرف شد و مشخص شد که عثمان بن سعید عمری نایب حضرت است. حضرت در این نامه به من دستور داد که اموال را به بغداد ببرم و نزد همان فردی که با او ملاقات داشتم، تحویل دهم.[26]

4 روایت محمد بن علی اسود: وی می گوید: در آغاز غیبت صغری پیرزنی پارچه ای به من داد و گفت آن را به ناحیه مقدسه برسان. من آن را با پارچه های بسیاری دیگر همراه خود آوردم. چون به بغداد رسیدم و نزد عثمان بن سعید رفتم، وی گفت: همه اموال را به محمد بن عباس قمی بده. من همه را به او سپردم، جز پارچه پیر زن را. پس از آن عثمان بن سعید از ناحیه مقدسه این پیغام را فرستاد که پارچه پیرزن را نیز به وی تسلیم کن... .[27]

5 روایت اسحاق بن یعقوب: می گوید: از عثمان بن سعید شنیدم که می گفت: مردی از اهل عراق نزد من آمد و مالی را برای امام(ع) آورد، حضرت آن را پس داد و فرمود: حق پسر عمویت را که چهارصد درهم است، از آن بپرداز! آن مرد مبهوت و متعجّب شد و حساب اموال خود را بررسی کرد و معلوم شد که پسر عمویش چهارصد درهم از او طلب دارد. آن را برگرداند، سپس مبلغ باقی مانده را تسلیم حضرت نمود و حضرت پذیرفت.[28]

6 روایت محمد بن علی بن شازان: می گوید: اموالی از مردم نزد من جمع شده بود، برای این که به ناحیه مقدسه برسانم، دیدم بیست درهم کمتر از پانصد درهم است. این مقدار را افزودم و با نامه برای عثمان بن سعید نائب امام مهدی(ع) فرستادم. چیزی هم در این نامه قید نکرده بودم، وی در پاسخ نوشت: پانصد درهم رسید. بیست درهم از آن مال تو بود.[29]

با این خبرهای برتر، کرامت ها و شواهد صدقی که در آغاز غیبت صغری ارائه شد، شیعیان امام حسن عسکری(ع) تماماً به امامت امام مهدی(ع) و نیابت عثمان بن سعید پی بردند .شک و حیرت شیعیان در امر امامت که ناشی از خفای ولادت و غیبت امام مهدی (عج) بود، با تلاش های خالصانه کارگزاران حضرت در سازمان مخفی وکالت، در چند ساله آغازین دوره غیبت صغری کاملاً برطرف شد.

شیعیان با بهره مندی از کرامت ها و علوم غیبیه حضرت مهدی(عج) به دو نکته پی بردند: یکی این که دانستند مسیر اصلی امامت ترسیم شده از زمان پیامبر(ص) و علی(ع)، به درستی طی شده و امامت از امام حسن عسکری(ع) به فرزندش امام مهدی(عج) منتقل شده است و در این دوره غیبت صغری، حضرت مهدی(عج) از پشت پرده شیعیان را رهبری می کند.

دوم این که سازمان مخفی وکالت که از قبل با رهبری امامان(ع) فعالیت می کرد، اینک در دوره غیبت صغری نیز فعال است و "عثمان بن سعید عمری" از ناحیه مقدسه، مسئولیت و تولیت این سازمان را عهده دار است. بنابراین شیعیان هم به امامت امام مهدی پی بردند و هم به نیابت خاصه مطمئن شدند.

بعد از درگذشت عثمان بن سعید عمری، به دستور حضرت مهدی(ع)، پسرش محمد بن عثمان مسئولیت و تولیت آن را بر عهده گرفت، در این هنگام برخی از شیعیان، نه در وجود امام زمان(عج) بلکه در نیابت محمد بن عثمان شک کردند، که امام مهدی(عج) با در اختیار قرار دادن برخی از کرامت ها و شواهد صدق، موجب شد شیعیان به نیابت محمد بن عثمان بن سعید عمری مطمئن شدند و تنها چند نفر به جهت ریاست طلبی و هواپرستی با محمد به مخالفت برخاستند. این ها به دروغ ادعای نیابت کردند، و محمد بن عثمان با بهره گیری از کرامت ها و شواهد صدق، ادعای آنان را باطل کرد و شیعیان بیشتر به حقانیت محمد بن عثمان پی بردند.[30]  سپس در دورة نیابت حسین بن روح هم برخی از خواص با وی به مخالفت برخاستند، ولی با مشاهدة کرامت، از مخالفت دست برداشتند و عذر خواهی نمودند.[31]

بعد از حسین بن روح نیابت به ابوالحسن علی بن محمد سمری رسید و آخرین توقیع که در دورة غیبت صغری صادر شد، نیز کرامتی دیگر محسوب می شود. امام مهدی(عج) در نهم شعبان سال 329 هجری توقیعی صادر می کند و به ابوالحسن علی بن محمد سمری متذکر می شود که: "تو شش روز بعد می میری. امور سازمان وکالت را سر و سامان بده و اموال مردم را برگردان بعد از این دیگر نیابت خاصه منتفی است". راوی می گوید: رفتم نزد ابوالحسن علی بن محمد سمری. او این توقیع را به من نشان داد و در روز موعود رفتم و دیدم ابوالحسن علی بن محمد سمری در حال جان دادن است.[32]

این نامه دلیل دیگری است برای حقانیت شیعه و وجود امام زمان(عج) .

طولانی بودن عمر امام زمان (عج) :

مسئله طول عمر، از شاخه‏های مسئله "حیات" است. حقیقت و ماهیت حیات بر بشر مجهول است و شاید بشر، هیچ گاه از این راز سر در نیاورد. اگر پیری را عارض بر حیات بدانیم و یا آن را قانون طبیعی بشناسیم که بر بافت و اندام موجود زنده، عارض می شود، و  به مرور زمان، موجود زنده را به مرحله فرسودگی و مرگ می‏رساند، معنایش این نیست که این پدیده، قابل انعطاف پذیری و در نتیجه تأخیر نباشد. بر همین اساس دانش بشری، گام‏های مؤثری درباره درمان پیری برداشته است. در اواخر قرن نوزدهم بر اثر پیشرفت‏های علمی، امید به زندگی طولانی تر رونق بیشتری یافت و شاید در آینده نه چندان دور این رؤیای شیرین به واقعیت بپیوندد. درباره عمر طولانی مهدی موعود (عج) هیچ گونه شگفتی باقی نمانده و امکان علمی و نظری آن جای تردید ندارد. حضرت حجت با دانش خدادادی و با استفاده از روش‏های طبیعی و علمی می‏تواند مدتی دراز در دنیا بماند و آثار فرسودگی و پیری در او پدیدار نگردد.

از سوی دیگر اگر مسئله کوتاهی عمر را قانون عمومی یا غالبی بدانیم، وجود استثناها در هر امری، از جمله امور طبیعی این عالم، مسئله‏ای روشن و انکارناپذیر است. نظیر گیاهان، درختان و جاندارانی که در دامن طبیعت از سابقه‏ای کهن و عمری طولانی برخوردار می‏باشند. حال چه استبعادی دارد که در عالم انسانی هم برای نگهداری حجت خدا به عنوان ذخیره و پشتوانه اجرای عدالت و نفی و طرد ظلم و ظالمان، قائل به استثناء شویم و او را موجودی فراتر از عوامل طبیعی و اسباب و علل ظاهری بدانیم که قوانین طبیعت در برابرش انعطاف پذیری دارند و او بر آنها برتری دارد؟ این امری ممکن است گرچه عادی و معمولی نباشد. به گفته علامه طباطبائی "نوع زندگی امام غائب را به طریق خرق عادت می‏توان پذیرفت. البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم هرگز نمی‏توان خرق عادت را نفی کرد، زیرا هرگز نمی‏توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار می‏کنند، تنها همان‏ها هستند که ما آنها را دیده‏ایم و می‏شناسیم و دیگر اسبابی که ما از آنها خبر نداریم یا آثار و اعمال آنها را ندیده‏ایم یا نفهمیده‏ایم، وجود ندارد، از این رو ممکن است در فردی یا افرادی از بشر اسباب و عوامل به وجود آید که عمری بسیار طولانی، هزار یا چندین هزار ساله برای ایشان تأمین نماید.[33]

از سوی دیگر معمرین زیادی در تاریخ وجود داشته‏اند که مستندترین آنان، حضرت نوح (ع) است. قرآن تصریح می‏کند که 950 سال فقط پیامبر بوده [34] و حتماً عمر وی بیشتر از این بوده است. عمر طولانی حضرت خضر نیز مصداقی از آن می‏باشد[35]،[36] . بر این اساس می‏توان عمر طولانی حضرت را پذیرفت و هیچ گونه استبعادی از نظر عقلی در آن راه ندارد.[37]

 

[1] چون برهان و دلیل عقلی نمی تواند معرف فرد باشد و معنای این جمله که : "جزیی نه کاسب است نه مکتسب" همین است.

[2] نک: نهج الولایة ، آیت الله حسن زاده ی آملی، صص8و 7.

[3] بصائر الدرجات ص 485، باب 10، ح3.

[4] کشف القناع، شریف العلماء، ص148.

[5] نک: نمایه ی: مبانی کلامی مهدویت، سؤال 1363.

[6] نک: نمایه ی: مبانی فلسفی مهدویت، سؤال 1362.

[7] نهایة الحکمة، صص319و 320.

[8] نک: تمهید القواعد ص 172، تحریر تمهید القواعد، آیت الله جوادی، صص 548- 555.

[9] مطالعه ی کتاب موعود شناسی، علی اصغر رضوانی، صص267-283سودمند است.

[10] برخی از پژوهشگران بیش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام برده اند که در تألیفات شان ولادت امام مهدی(عج) را متذکر شده اند.

[11] محمد بن طلحة شافعی در مطالب السؤل؛ ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة؛ ابن حجر شافعی در الصواعق المحرقة؛ و ابن خلکان در وفیات الاعیان.

[12]منتخب الاثر، ص398 و 399.

[13]بحارالانوار،ج51،ص 161 همان، ص 397

[14]همان، ص 397.

[15]اثبات الهداة، ج 6، ص 436؛ دادگستر جهان، ص103.

[16]بحارالانوار، ج 52، ص 22.

ضرورت طرح مباحث مهدويت


در هر بحثي پيش از پرداختن به مسائل آن، بايد به ضرورت و بايستگي آن توجه كرد، تا با انگيزة قوي و توان كافي وارد آن شد.

از اين رو در ابتدا چند پرسش را مطرح ميكنيم:

1. آيا مباحث مهدويت، كاربردي است و يا صرفاً تئوري و حاشيهاي است؟

2. آيا بحث از مهدويت و مسائل آن نياز بشر امروز است و ميتواند به انتظارات او پاسخ دهد؟

3. اعتقاد به مهدويت چه تحولي در زندگي انسان مسلمان ايجاد ميكند؟ و ...

موضوع موعود يا مصلح كل، نظريه و انديشه اي نيست كه در طول زمان در اذهان پديد آمده و براي تسكين دردها و ايدهاي براي دلداري مظلومان باشد. بلكه هويت شيعه است كه با توجه به آيات و روايات ميتوان به ضرورت آن پي برد.

در اين نوشتار بر آنيم كه به طور اختصار، در ابعاد مختلف به ضرورت طرح مهدويت بپردازيم:

يك. بعد اعتقادي

�اعتقاد� بنيان اصلي زندگي است؛ يعني، آنچه را كه انسان در ميدان عمل انجام ميدهد، بيترديد به ساختار اعتقادي او بر ميگردد. از اين رو اگر انسان داراي اعتقاد صحيح و مستحكم باشد، در صحنه عمل گرفتار لغزش و دو دلي نخواهد شد. مهمترين چيزي كه به اعتقاد درست شكل ميدهد، معرفت است.

با تحصيل معرفت ميتوان به اين نتيجه رسيد كه؛ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تداومبخش امامت ائمه هدي علیهم السلام ميباشند، او واسطه فيض الهي، خاتمالاوصياء و مظهر رسول خدا است، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف طريق معرفت به آفريدگار است؛ چنان كه در روايات، راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولياي خدا و امامان معصوم دانسته شده است. اينان مظهر اسماي الهياند و شناخت درست آنان، ميتواند طريق معرفت خدا باشد.

شيعه و سنّي از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده اند: �من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.�[1] هر كس بميرد و حال آنكه امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده است�.

در برخي از دعاها مأمور شده ايم تا خواهان توفيق معرفت امام باشيم:

�اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني.�[2] ... خدايا حجّت خود را به من بشناسان، اگر حجّت خود را به من نشناساني، از دينم گمراه خواهم شد�.

آيا با وجود اين همه آثار، نبايد به شناخت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف پرداخت و ابعاد وجود مقدس حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را بهتر شناخت؟ چگونه ميتوانيم نسبت به او شناخت صحيح و درستي نداشته باشيم؟ در حالي كه آن حضرت در عصر غيبت نيز، از فيض الهي خويش، مردم را محروم نميكند، و همه ما مشمول فيوضات امامت او هستيم؟

دو. بعد اجتماعي

بشر از روزي كه روي زمين قرار گرفت، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي سعادت بخش بوده است. اگر اين خواسته امكان تحقق خارجي نداشت، هرگز چنين آرزو و اميدي در نهاد وي نقش نميبست؛ همان طور كه اگر غذا يا  آبي نبود، تشنگي و گرسنگي هم نبود... .

�مهدويت�، فكر و انديشه�اي است كه آثار اجتماعي فراواني دارد، مهمترين آنها، از بين بردن يأس و نااميدي از پيكره اجتماع است. مهدويت؛ يعني، اميدواري به آيندهاي روشن و پيامي رهاييبخش به بشر سرخورده و ستم ديده و اينكه روزي يك مرد الهي خواهد آمد و آنچه مردم بدان اميد دارند، تحقق خواهد بخشيد.

يك مسلمان، باور قطعي دارد كه تنها نظام اجتماعي كه ميتواند به خواستههاي مشروع او به طور كامل پاسخ دهد و نظامي را براساس حق و عدالت شكل دهد، نظام زيباي حكومتي اسلام است كه شكل كامل آن در عصر ظهور ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد يافت. اين، يعني اميد، نشاط و زندگي. اين انديشه آن قدر روشن است كه حتي برخي از مستشرقان (نظير ماربين فيلسوف آلماني) هم بدان تصريح كرده است: �از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهم كه هميشه )ميتواند( موجب اميدواري و رستگاري )باشد( همانا اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور او است.�

بنابراين اعتقاد به وجود مقدس مهدي موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف اميد را در دلها زنده ميكند. انساني كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نميشود، چون ميداند يك پايان روشن حتمي وجود دارد... سعي ميكند كه خودش را به آن برساند[3] و از حركت نميايستد بلكه سعي در تحقق بخشيدن آن دارد و از اينرو در برابر سختيها و ناملايمات تن به شكست نميدهد. اين بزرگترين ره آورد اجتماعي براي بشر در پرتو اعتقاد به مهدويت است.

سه. بعد سياسي

تاريخ پيوسته شاهد شكست مكتبها و حكومتهاي مختلف در صحنه جهاني بوده است. ساليان دراز دو ايدة غالب ـ كاپيتاليسم نمايندة انديشه ليبرال دموكراسي غرب و كمونيسم نماينده سوسياليسم ـ با سلاحهاي اتمي و ...جهان را تهديد كردند و اين آشكارترين دليل بر ناكارآمدي برنامهها و ايدههاي آنها است.

اين دو تفكر ساليان متمادي، افكار و انديشه سياسي جهان معاصر را تحت الشعاع خود قرار داده بود. ولي در طول ساليان گذشته يكي سقوط كرده و ديگري در حال سقوط است زيرا به راحتي ميتوان چالشهاي موجود در انديشه ليبرال دموكراسي غرب را مشاهده كرد. آنچه از بحرانهاي اخلاقي، معرفتي، رواني و تكنولوژي و ... در آن پديد آمد، همه نشان آن دارد كه اين امپراطوري، در انتظار يك شكست سنگين است.

حال تكليف اين بشر وامانده و سرگشته از ناكاميها و شعارهاي بيعمل و نظارهگر سرابها چيست؟

بشر امروزي تشنه يك طرح و نگاه جديد در عرصه سياسي جهان است. به واقع بشر امروز در يك عطش فوقالعاده به سر ميبرد، و آنچه ميتواند او را سيراب كند، فقط طرح مدينه فاضله مهدوي است.

نظريه مهدويت، يك انديشه جهاني است و اين انديشه براي جهان و اداره آن طرح و برنامه دارد.

از اين رو تنها برنامهاي كه ميتواند پاسخگوي بشر معاصر باشد، اين انديشه است، مهدويت در عرصة حكومت داراي اهداف بلند و ارزشي است، و حتي ميتواند اين فكر براي حكومت ديني، يك طرح راهبردي باشد.

اگر مهدويت به خوبي تبيين شود، حركتهاي اصلاحي در سراسر جهان جان ميگيرد، چنان كه انقلاب اسلامي ايران به عنوان زمينه و بستري مناسب براي انقلاب بزرگ امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف شكل گرفت.

چهار. بعد تاريخي

مهدويت در راستاي مسأله امامت و در امتداد نبوت و خاتميت است، از اين رو در مرحلهاي حساس از تاريخ آغاز شده و تا امروز ادامه يافته است و تا آخرين لحظة حيات دنيوي بشر نيز باقي خواهد بود. بنابراين چگونگي �امامت� از امام علي علیه السلام تا ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و عكسالعمل مسلمانان دربارة امامت (بطور عام) و مهدويت (بطور خاص) و نيز حوادث تاريخي در اين زمينه ميتواند از موضوعات مهم و حساس تاريخ اسلام به شمار آيد.

مسأله مهدويت در طول تاريخ مطرح بوده است،  روايات شيعه و سني مملو از بشارات پيامبر گرامي به آمدن حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف است. موعود باوري در طول حيات تاريخي اسلام منشأ آثار فراوان بوده است.

جالب اينجا كه بسياري از حركتهاي اصلاحي در تاريخ و عصر حاضر متأثر از انديشه مهدويت بوده است؛ (مثل فاطميان در مصر، مهدي سوداني در سودان و ...) حركت اصلاحي موعود باوري آن چنان در جامعه اسلامي تأثير شگرف گذاشت كه برخي از دسيسه گران با استفاده ابزاري از واژة مهدي، و ادعاي مهدويت عدهاي از مردم را در جوامع اسلامي به خود مشغول كردند.

پنج. بعد فرهنگي

يكي از وظايف ما مسلمانان، زمينه سازي و گسترش فرهنگ مهدويت و جلوگيري از تأخير در ظهور آن حضرت است. كار در بعد فرهنگي در عرصه مهدويت به چند محور نياز دارد:

1. تبيين استراتژي انتظار

استراتژي انتظار؛ يعني كلان نگري و به كارگيري همه نيروها و تواناييها براي تحقق ظهور حضرت، اين امر تحقق نمييابد مگر اينكه در اين عرصه از هر گونه برنامه منفعلانه دوري كرده و خود را به يك برنامه فعال و پرتحرك واداشته تا با سازمان دهي همه نيروها و توان موجود به اهداف مورد نظر دست يابيم. براي تحرك لازم در اين زمينه بايد آيندهنگري داشت؛ زيرا  بدون تبيين روشن آينده نميتوان برنامه درستي تدوين كرد.

همچنين بايد از تمام ظرفيتهاي موجود در جامعه استفاده كرد تا انتظار به معناي واقعي كلمه شكل بگيرد، در نتيجه راه از بيراهه شناخته شود و گرفتار انتظار منفي و ايستا نشويم.

2. آسيب شناسي

بايد تلاش كرد نقاط آسيبپذير را شناخت و سعي در حلّ اين آسيبها داشت: به عنوان نمونه، نبايد با طرح افراطي ملاقات با امام زمان علیه السلام، اساس مهدويت را در ملاقات خلاصه كرد، چرا كه با عدم تحقق ملاقات، عدهاي دچار يأس و نا اميدي ميشوند و ... و يا به طرح يك طرفه قهر و غضب امام پرداخت.

همچنين بايستي مراقب باشيم، مفهوم انتظار، تحريف نشود و انديشههاي نادرست (مانند ظلم پذيري و ...) در جامعه حاكم نگردد.

3. دشمن شناسي

دشمن از هر حربهاي استفاده مي كند تا جلوي رشد تفكر مهدويت را در جامعه اسلامي بگيرد و يا آن را تحريف كند. با توجه به آنچه گفته شد (ثمرات مهدويت و ...)، اگر دشمن اين كار را نكند بايد تعجب كرد؛ زيرا ماهيت دشمني همين است! بايد كوشيد با شناخت صحيح مباحث مهدويت، جلوي هر گونه تخريب و تحريف در آن را گرفت.

مفهوم و جايگاه امامت

پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام صلی الله علیه و آله مهمترين بحثي كه در جامعه نوپاي اسلامي مطرح شد موضوع خلافت و جانشيني رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. گروهي بر اساس آراء بعضي بزرگان صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله، خلافت ابوبكر را پذيرفتند و گروه ديگر معتقد شدند كه جانشين پيامبر بنابر تعيين آن حضرت، امام علي علیه السلام است. در زمانهاي بعد دسته اول به عامّه (اهل سنّت و جماعت) و گروه دوم به خاصّه (تشيع) معروف گرديدند.

نكته قابل توجه اينكه اختلاف شيعه و سنّي تنها در شخص جانشين پيامبر صلی الله علیه و آله نيست؛ بلكه در ديدگاه هر يك، �امام� معني و مفهوم و جايگاه ويژهاي دارد كه اين دو مذهب را از يكديگر متمايز ميكند.

براي روشن شدن موضوع، معناي امام و امامت را بررسي ميكنيم تا تفاوتِ ديدگاهها آشكار گردد.

�امامت� در لغت به معني پيشوايي و رهبري است و �امام� كسي است كه سرپرستي يك گروه را در مسيري مشخص به عهده ميگيرد. و در اصطلاحِ علم دين، امامت به گونههاي مختلف تفسير شده است.

به نظر اهل سنّت، امامت حاكميتي دنيوي (و نه منصبي الهي) است كه از رهگذر آن جامعه مسلمين سرپرستي و اداره ميگردد و از آنجا كه هر جمعيتي نياز به پيشوا و بزرگي دارند جامعه مسلمين نيز، پس از پيامبر صلی الله علیه و آله بايد براي خود رهبري برگزيند و چون براي اين گزينش راه و رسم ويژهاي در دين ترسيم نشده است، انتخاب جانشين پيامبر صلی الله علیه و آله ميتواند از راههاي مختلف همچون رجوع به آراء اكثريت مردم يا بزرگان آنها يا وصيت خليفه پيشين و يا حتي كودتا و غلبه نظامي باشد.

ولي شيعه كه امامت را ادامه نبوّت و امام را حجّت خدا در ميان خلق و واسطه فيض او به مخلوقات ميداند معتقد است كه �امام� تنها به تعيين الهي است كه از زبان پيامبر صلی الله علیه و آله، پيام آور وحي، معرفي ميگردد. اين ايده به خاطر جايگاه رفيع و بلند امامت در تفكر شيعي است كه امام را نه تنها سرپرست و مدير جامعه مسلمين كه بيان كننده احكام الهي و مفسّر قرآن كريم و راهبر راه سعادت ميداند. به بيان ديگر در فرهنگ شيعه، امام، مرجع امور مردم در دو بخش دين و دنياست نه آنگونه كه اهل سنّت معتقدند كه تنها وظيفه خليفه، حكومت داري و اداره دنياي مردم باشد.

نياز به امام

پس از روشن شدن ديدگاهها، بجاست به اين سؤال پاسخ دهيم كه با وجود قرآن و سنّت پيامبر صلی الله علیه و آله چه نيازي به امام و رهبر ديني ـ آنگونه كه شيعه معتقد است ـ وجود دارد؟

براي ضرورت وجود امام، دليلهاي فراواني بيان شده است ولي ما تنها به يك بيان ساده، اكتفا ميكنيم:

همان دليلي كه نياز به پيامبر را بيان ميكند، بيانگر نياز مردم به �امام� نيز است. زيرا از سويي، اسلام آخرين دين و حضرت محمّد صلی الله علیه و آله آخرين پيامبر خداست، بنابراين، اسلام بايد پاسخگوي تمام نيازهاي بشر تا قيامت باشد. از سوي ديگر، قرآن كريم، اصول و كليات احكام و معارف الهي را بيان كرده است و تبيين و توضيح آن به پيامبر صلی الله علیه و آله واگذار شده است.[4] ولي روشن است كه پيامبر صلی الله علیه و آله به عنوان رهبر مسلمين، مطابق نيازها و ظرفيت جامعه اسلامي زمان خود به بيان آيات الهي پرداخته است و لازم است براي او جانشينان لايقي باشد كه همچون او متصل به درياي بيكران علم خدا باشند تا آنچه را پيامبر صلی الله علیه و آله، تبيين نفرموده است، بيان كنند و نيازهاي جامعه مسلمين را در هر زمان، پاسخ گويند.

در روايتي كه شيعه و سنّي از پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل كردهاند آمده است:

�اِنّي تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتي؛ ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوُا بَعْدي اَبَداً...[5]

به راستي كه من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي ميگذارم: قرآن و اهلبيتم، تا وقتي به اين دو چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد.�

طبق اين حديث، هيچ زماني خالي از حضور عترت پيامبر در كنار قرآن نخواهد بود.

همچنين امامان علیهم السلام، نگهبان ميراث به جا مانده از پيامبر صلی الله علیه و آله و نيز مبين و مفسّر حقيقي قرآن كريم هستند تا دين خدا دستخوش تحريفِ غرض ورزان و دشمنان قرار نگيرد و اين سرچشمه زلال تا قيامت، پاك و پاكيزه باقي ماند.

بعلاوه �امام� به عنوان انسان كامل، الگوي جامعي در همه ابعادِ انساني است و بشر نياز جدّي به چنين نمونهاي دارد كه با دستگيري و هدايت او، آنگونه كه در خور كمال انساني اوست تربيت گردد و در پرتو راهنماييهاي اين مربي آسماني از انحرافها و دامهاي نفس سركش خود و شيطانهاي بيروني محفوظ بماند.

از مطالب بالا روشن شد كه نياز مردم به امام يك نياز حياتي است و برخي از وظايف امام به شرح زير است:

ـ رهبري و اداره امور جامعه (تشكيل حكومت)

ـ حفظ دين و آئين پيامبر از تحريف و بيان صحيح قرآن؛

ـ تزكيه نفوس و هدايت معنوي مردم؛[6]

ويژگيهاي امام

جانشين پيامبر صلی الله علیه و آله كه ضامن تداوم حيات دين و نيز پاسخگوي نيازهاي بشر است شخصيت ممتازي است كه به تناسب جايگاه والاي پيشوايي و رهبري، ويژگيهايي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:

تقوا و پرهيزگاري و برخورداري از ملكه عصمت به گونهاي كه كوچكترين گناهي از او سر نميزند.

علم و دانش كه از علم پيامبر صلی الله علیه و آله سرچشمه گرفته است و متصل به علم الهي است. بنابراين پاسخگوي همه در تمام زمينههاي مادي و معنوي، ديني و دنيوي است.

آراستگي به فضائل و سجاياي اخلاقي در بالاترين درجات؛

توان اداره جامعه بشري و مديريت صحيح آن بر اساس آموزههاي ديني؛

با توجه به صفات ياد شده براي امام، بديهي است كه انتخاب چنين فردي از توان و دانش مردم بيرون است و تنها خداوند است كه به سبب علم بي نهايت خود ميتواند پيشوايان و جانشينان پيامبر صلی الله علیه و آله را برگزيند. بنابراين از مهمترين ويژگيهاي امام، منصوب بودن او از سوي خداست.

با توجه به اهميت اين ويژگي ها، به اختصار درباره هر يك توضيح ميدهيم:

علم امام

امام كه سمت پيشوايي و رهبري مردم را به عهده دارد؛ لازم است دين را در تمامي زواياي خود بشناسد و به قوانين آن آگاهي كامل داشته باشد و نيز با دانستن تفسير آيات قرآن و احاطه كامل به سنّت پيامبر صلی الله علیه و آله به تبيين معارف دين پرداخته و به همه سؤالات مردم در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به بهترين شيوه راهنمايي كند. بديهي است كه چنين مرجع علمي ميتواند مورد اعتماد و تكيه گاه تودهها قرار گيرد و چنين پشتوانه علمي تنها به واسطه اتّصال به علم الهي ميتواند وجود داشته باشد به همين دليل است كه شيعه معتقد است علم امامان و جانشينان واقعي پيامبر صلی الله علیه و آله برگرفته از علم بيكران خدايي است.

امام علي علیه السلام درباره علامتهاي امام بر حق ميفرمايد:

�امام آگاه ترين فرد است به حلال و حرام خدا و احكام گوناگون و اوامر و نواهي او و هر آنچه مردم نيازمند هستند.�[7]

عصمت امام

يكي از صفات مهم امام و شرايط اساسي امامت، �عصمت� است و آن ملكهاي است كه از علم به حقايق و ارادهاي قوي به وجود ميآيد و امام به سبب برخورداري از اين دو، از ارتكاب هر گناه و خطايي خودداري ميكند. امام هم در شناخت و تبيين معارف ديني و هم در عمل به آنها و هم در تشخيص مصالح و مفاسد جامعه اسلامي، معصوم از لغزش ميباشد.

براي عصمت امام، دلائل عقلي و نقلي (از قرآن و روايات)، وجود دارد. مهمترين دليلهاي عقلي عبارتند از:

الف. حفظ دين و راه و رسم دينداري، در گرو عصمت امام است. چون امام مسئوليت حفظ دين از تحريف و هدايت ديني مردم را به عهده دارد و نه تنها سخن او كه رفتار او و تأييد و عدم تأييدش نسبت به عمل ديگران، در رفتار جامعه تأثير ميگذارد. پس بايد در فهم دين و عمل به آن از هر لغزشي محفوظ باشد تا پيروان خود را به گونه صحيح، هدايت كند.

ب. يكي از دلائل نياز جامعه به امام اين است كه مردم در شناخت دين و اجراي آن، مصون از خطا نيستند. حال اگر پيشواي مردم نيز چنين باشد، چگونه ميتواند مورد اعتماد كامل آنها قرار گيرد؟! به بيان ديگر اگر امام معصوم نباشد، مردم در پيروي از او و انجام همه دستوراتش، دچار ترديد خواهند شد[8].

آياتي از قرآن نيز بر لزوم عصمت امام دلالت دارد كه يكي از آنها آيه 124 سوره بقره است. در اين آيه شريفه آمده است كه پس از مقام نبوت، خداوند مقام والاي امامت را نيز به حضرت ابراهيم علیه السلام عطا فرمود. آنگاه حضرت ابراهيم از خداوند درخواست كرد كه مقام امامت را در نسل او نيز قرار دهد.

خداوند فرمود:

�عهد من (امامت) به ستمكاران و ظالمان نميرسد�. يعني منصب امامت مخصوص آن دسته از ذرّيه ابراهيم علیه السلام است كه ظالم نباشند.

حال با توجه به اينكه قرآن كريم، شرك به خدا را ظلم بزرگ دانسته و نيز هر گونه تجاوز از دستورات الهي (= گناه) را ظلم به نفس شمرده است، هر كس در برههاي از زندگي خود، مرتكب گناهي شده، مصداق ظالم بوده و شايسته مقام امامت نخواهد بود.

به بيان ديگر، بدون شك حضرت ابراهيم علیه السلام �امامت� را براي آن دسته از ذريّه خود كه در تمام عمر گناه كار بوده و يا در آغاز نيكوكار بوده و سپس بدكار شده اند، درخواست نكرده است. بنابراين دو دسته باقي ميماند:

1. آنان كه در آغاز، گناه كار بوده و سپس توبه كرده و نيكوكار شدهاند.

2. آنها كه هيچگاه مرتكب گناهي نشدهاند.

خداوند در كلام خود، دسته اول را استثنا كرده است. نتيجه اينكه مقام �امامت� تنها به دسته دوم اختصاص دارد.

مديريتِ اجتماعي امام

از آن جا كه انسان، موجودي اجتماعي است و اجتماع بر روح و روان و رفتار او تأثير فراواني دارد لازم است براي تربيت صحيح و رشد او به سوي قرب الهي، زمينههاي اجتماعي مناسب پديد آيد و اين در سايه تشكيل يك حكومت الهي، ممكن خواهد بود. بنابراين امام و پيشواي مردم بايد توان اداره امور جامعه را دارا بوده و با استفاده از تعاليم قرآن و سنّت نبوي صلی الله علیه و آله و بهره گيري از عناصر كار آمد، حكومتي اسلامي را پي ريزي كند.

آراستگي امام به كمالات اخلاقي

امام كه پيشوا و راهبر جامعه است بايد از همه بديها و رذائل اخلاقي دور بوده و در مقابل، همه كمالات اخلاقي را در عالي ترين حدّ آن دارا باشد زيرا او به عنوان انسان كامل بهترين الگو براي پيروان خود به شمار ميرود.

امام رضا علیه السلام فرمود: �براي امام علیه السلام نشانه هايي است: او داناترين،... پرهيزگارترين، بردبارترين، شجاع ترين، سخاوتمندترين و عابدترينِ مردم است�.[9]

بعلاوه او در مقام جانشيني پيامبر صلی الله علیه و آله، در پي تعليم و تربيت انسان هاست. بنابراين خود بايد پيش از همگان و بيشتر از مردمان، به اخلاق الهي آراسته باشد.

امام علي علیه السلام ميفرمايد:

كسي كه (به امر خدا) خود را امام مردم قرار داده است بر اوست كه پيش از تعليم ديگران به تعليم خود همّت گمارد و بايد ديگران را به وسيله رفتار خود تربيت كند پيش از آنكه با گفتار تربيت كند.[10]

نصب امام از سوي خدا

از ديدگاه شيعه، امام و جانشين پيامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او انجام ميگيرد و پيامبر، امام پس از خود را معرفي ميكند. بنابراين هيچ فرد يا گروهي حق دخالت در اين امر را ندارند.

ضرورت نصب امام از سوي خداوند دليل هايي دارد از جمله:

الف. به فرموده قرآن، حاكم مطلق بر همه چيز خداوند است و همه بايد تنها از او اطاعت كنند. بديهي است اين حاكميت ميتواند از سوي خداوند به هر كسي ـ مطابق شايستگي و مصلحت ـ داده شود. بنابراين، همان گونه كه پيامبر به وسيله خدا انتخاب ميگردد، امام نيز به تعيين الهي، بر مردم ولايت مييابد.

ب. پيش از اين براي امام، ويژگيهايي را از قبيل عصمت و علم و... بيان كرديم. روشن است كه يافتن و شناختن كسي كه داراي اين صفات ـ آن هم در عالي ترين درجه ـ باشد تنها به وسيله خداوند كه داناي به آشكار و نهان انسانهاست، امكان پذير است. همان گونه كه خداوند در قرآن كريم به ابراهيم ميفرمايد: من تو را به مقام امامتِ مردم قرار دادم.[11]

بياني جامع و زيبا از زبان عصمت

در پايان اين گفتار مناسب است كه بخشي از بيانِ زيباي پيشواي هشتم، حضرت رضا علیه السلام را كه درباره مقام امام و ويژگيهاي اوست بياوريم:

�آنها (كه در امر امامت اختلاف كردند و گمان كردند كه امامت امري انتخابي است ) ناداني كردند... مگر مردم، مقام و منزلت امامت در ميان امت را ميدانند تا روا باشد كه به اختيار و انتخاب ايشان واگذار شود؟!

همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عاليتر و مكانش رفيعتر و عمقش ژرفتر از آنست كه مردم با عقل خود به آن برسند يا با آراي خود آن را دريابند...

همانا امامت، مقامي است كه خداي عزوجل، بعد از رتبه نبوّت و خُلّت (مقام خليل اللّهي) در مرتبه سوم به ابراهيم علیه السلام اختصاص داد... امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و مقام اميرالمؤمنين علیه السلام و ميراث حسن و حسين علیهما السلام است. به راستي كه امامت، زمام دين و مايه نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است... كامل شدن نماز، روزه، حج و جهاد و... نيز حفظ مرزها به سبب امام (و پذيرفتن ولايت )است.

امام، حلال خدا را حلال و حرام او را حرام ميكند (و مطابق حكم واقعي پروردگار، حكم ميكند) و حدود الهي را به پا ميدارد و از دين خدا حمايت كرده و با حكمت و موعظه نيكو و دليل رسا به راه پروردگار دعوت ميكند.

امام مانند خورشيد طلوع كننده است كه نورش عالم را فرا ميگيرد و خودش در افق است به گونهاي كه دستها و ديدگان به او نرسد. امام، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره راهنما در شدت تاريكيها و در راههاي شهرها و كويرها و در گرداب درياها (و نجات دهنده از انواع فتنهها و ناداني ها) است...

امام انيس همراه و پدر مهربان و برادر تني و مادر نيكوكار به فرزند كوچك و پناهگاه بندگان در مصيبتهاي بزرگ است. امام كسي است كه از گناهان پاك و از عيبها بر كنار است. او به دانش مخصوص و به خويشتن داري و حلم نشانه دار است... امام، يگانه روزگار خويش است و كسي به (ساحت) او نزديك نميشود و هيچ دانشمندي با او برابر نميگردد. نه كسي جاي او را ميگيرد و نه براي او مثل و مانندي يافت ميشود... پس كيست كه بتواند امام را بشناسد و يا انتخاب امام براي او ممكن باشد؟! هيهات هيهات![12] در اينجا خردها گم گشته و عقلها سرگردان و حيران گرديده است. (در اينجا) ديدهها بينور، بزرگان كوچك؛ حكيمان متحيّر... و سخن دانان درماندهاند از اينكه بتوانند يكي از شوؤن يا فضيلتهاي امام را توصيف كنند و آنان همگي به عجز و ناتواني اعتراف ميكنند!!...�[13]

 

[1]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 409، ج 9 و قريب به اين مضمون ر.ك: صحيح بخاري، ج 5، ص 13، صحيح مسلم ج6، ص 21 و 22. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 9، ص 155.

[2]. اصول كافي، ج 1، ص 337 و كمال الدين، ج 2، ص 343

[3]. مصلح جهاني و مهدي موعود از ديدگاه اهل سنت، سيد هادي خسروشاهي، ص 77 (به نقل) از روليسيول بزرگ يا سياسة الحسينيه، فصل 7، صص 49 و 50، تحت عنوان: فلسفة مذهب شيعه.

[4]. قرآن كريم خطاب به پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده است: �ما ذِكر ]قرآن[ را بر تو فرستاديم تا آنچه را بر مردم نازل شده است براى ايشان بيان كنى�؛ سوره نحل، آيه 44.

[5]. بحارالانوار، ج 2، ص 100.

[6]. گفتنى است كه �تشكيل حكومت� توسط امام معصوم وابسته به زمينهها و شرايط آن است ولى ساير وظايف، حتى در زمان غيبت، انجام مى گيرد اگرچه در زمان ظهور امام و حضور آشكارش در ميان مردم، ملموس و عينى است. نكته ديگر اينكه آنچه در اين بخش گفته شد نياز مردم به امام در حيات معنوى آنهاست و اما نيازِ مجموعه عالم به �وجود امام� در بحث �فوائد امام غايب� خواهد آمد.

[7]. ميزان الحكمة، ج 1، ح 861.

[8]. به علاوه اگر امام مصون از خطا نباشد بايد به دنبال امام ديگرى بود تا نياز مردم را پاسخ دهد و اگر او نيز محفوظ از خطا نباشد امام ديگرى لازم است و اين رشته همچنان تا بى نهايت ادامه خواهد يافت و چنين امرى از نظر فلسفى باطل است.

[9]. معانى الاخبار، ج 4، ص 102.

[10]. ميزان الحكمة، باب 147، ح 850.

[11]. سوره بقره، آيه 124.

[12]. اين كلمه در عربي به معني دور شمردن و بعيد دانستن يك كار استفاده ميشود.

[13]. كافى، ج 1، باب 15، ح 1، ص 255.