دیدار امام زمان(عج) با پیرمرد قفل ساز

دیدار امام زمان(عج) با پیرمرد قفل ساز


ماجرای دیدارپیرمرد قفل ساز با امام زمان(عج) داخل صحن امام حسین(ع) را در اینجا بخوانید.

استاد بزرگوار حضرت آیت‌الله حاج آقا حسن صافی اصفهانی داستانی از امام زمان(عج) را نقل می‌کردند که بسیار شنیدنی و عبرت آموز است:

در کربلای معلّی یکی از علما که به علوم غریبه آگاهی داشته است، تصمیم می‌گیرد که به وسیله علم جفر خود را به امام عصر(عج) برساند. در نتیجه، در داخل یکی از غرفه‌های صحن امام حسین‌(ع) به محاسبات این علم می‌پردازد، و  پاسخی که دریافت می‌دارد این بوده است که امام زمان(عج) داخل صحن با پیرمردی قفل‌ساز در حال صحبت هستند.

او ابتدا تردید می‌‌کند که مبادا قسمتی از برنامه را اشتباه کرده باشد. بار دوم و سوم نیز حساب می‌کند و نتیجه همان می‌شود. در این هنگام عزم خود  را بر دیدار جزم می‌کند که هر چه بادا باد. می‌بیند آری حضرت صاحب الزمان(عج) در همان زاویه صحن که به وسیله آن علم درک کرده است، با آن مرد قفل‌ساز مشغول گفتگو هستند. چون می‌بیند که آقا در حال خداحافظی هستند، رو به امام به سرعت حرکت می‌کند. امام(عج) از آن پیر‌مرد خداحافظی کرده و رو به سوی ایشان می‌آیند. و وقتی با او رودررو قرار می‌گیرند، می‌فرمایند: «فلانی تو هم مثل این پیر مرد قفل ساز شو تا من به سراغ تو بیایم» و از کنارش می‌گذرند.

این عالم می‌گوید: همان وقت به سراغ این پیرمرد قفل‌ساز رفتم تا او و رفتار و روحیاتش را شناسایی کنم. از او پرسیدم: «این آقایی که با ایشان صحبت داشتی، که بود؟» در پاسخ گفت: «تا آن جا که می‌دانم آقا سیدمهدی، فرزند مرحوم آقا سیدحسن، هستند که پدرشان هم به رحمت خداوند رفته است». از نوع جواب او به زودی متوجه شدم که آقا خود را به او معرفی کرده‌اند، ولی این بنده خدا متوجه نشده است که ایشان امام‌عصر(عج) هستند. نزدیک بود او را از حقیقت امر آگاه سازم، ولی به خود آمدم که اگر این کار صلاح این بنده خدا بود، خود آقا به او توجه می‌دادند. ازحالات آقا و زمان آشنایی او با آقا و غیره پرسیدم. دقت کردم ببینم که این پیرمرد چه ویژگی خاصی دارد که امام مرا به آن دعوت فرموده‌اند، عاقبت دریافتم که در کنار تقید ایشان به مسائل شرعی و کسب حلال، بارزترین ویژگی اخلاقی او این است که سخت به قول و قرارش با مردم پایبند است و اگر می‌گوید قفل شما فلان موقع آماده است، آن را حتماً سر وقت و شاید زودتر آماده کرده است.

منبع:   باشگاه خبرنگاران جوان

پاسخ استاد حوزه علمیه به اظهارات عجیب "ولیعهد سعودی" درباره امام زمان(عج)

پاسخ استاد حوزه علمیه به اظهارات عجیب "ولیعهد سعودی" درباره امام زمان(عج)


ظهور منجی موعود یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت "رهبر موعود" عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد.

ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

در واکنش به اینگونه اقدامات، خبرگزاری اهل‌بيت(ع) ـ ابنا ـ در پایان هفته سلسله مطالبی متقن و مستدل در باب مهدویت ــ با عنوان "در انتظار منجی" ــ تولید و منتشر می کند؛ تا هم عرض ارادتی باشد به محضر امام زمان حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و هم گامی باشد برای روشنگری درباره مسأله مهدویت در عصر هجوم غبارها و فتنه ها.

چندی پیش «محمد بن سلمان» ولیعهد آل سعود، که از اطلاعات دینی و مذهبی لازم برخودار نیست، سخنان عجیبی در باب مهدویت مطرح کرد.

وی در پاسخ به سؤال یک خبرنگار درباره "چشم انداز تعامل بین دو دولت جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی" گفت: «ما چطور با آنها گفت‌وگو کنیم؟ در حالی که ایرانی‌ها معتقدند که مهدی خواهد آمد و ما باید زمینه‌ها را برای آمدن او آماده کنیم و کنترل کل جهان را به دست بگیریم!».

این جوان ــ که به قضاوت خود خاندان سعودی، زودتر از موعد در مناصب بالا قرار گرفته است ــ سپس موضوع مهدویت را "یک موضوع ساخته شده توسط ایرانی‌ها" دانست!! و ادامه داد: «اساساً ایرانی‌ها به دنبال همین بحث مهدویت در کشورهای دیگر به خصوص عراق، یمن و سوریه دخالت و از تروریست حمایت می‌کنند لذا عربستان امکان گفت‌وگو با ایران را ندارد».

از آن زمان تاکنون، شخصیت های علمی و سیاسی زیادی در جهان، پاسخ این اظهارات غیرکارشناسانه را داده و بن سلمان را به مطالعه منابع اهل سنت درباره مهدویت توصیه کرده اند.

آیت الله «نجم الدین طبسی» استاد عالی حوزه های علمیه ایران و عراق ــ که دارای پژوهش های فراوان در حدیث، تاریخ و عقاید اسلامی است ــ نیز نوشته زیر را در پاسخ به این ادعای عجیب ولیعهد سعودی مرقوم داشته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخی کوتاه به ادعاهای مضحک ولی عهد عربستان سعودی
به قلم: آیت الله نجم الدین طبسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

در پی اظهارات سخیف و جاهلانه ولیعهد سفیه عربستان «محمد بن سلمان» راجع به حضرت مهدی(عج) و منحصر کردن اعتقاد و باور به مهدویت در ایرانیان و ممانعت این باور از گفتگو با ایرانیان، با توجه به درخواست تنی چند از مؤمنین و انگیزه های دینی که هرگونه سکوت و عدم موضعگیری در قبال بدعت ها و تحریف در دین و باورهای مسلمانان را جایز نمی داند، چند جمله ای را به عنوان پاسخ معروض می دارم:

* احادیث و روایات مهدویت در کتب اهل سنت

اعتقاد به خروج و قیام حضرت مهدی(علیه السلام)و انتظار چنین شخصیتی، اختصاص به ایران و ایرانیان ندارد؛ بلکه از مسلّمات اعتقادات همه مسلمین و عدالت¬خواهان جهان است.

احادیث و روایات مربوط به مهدویت توسط بسیاری از علما و محدثین بزرگ و نامی اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی، محمد بن عیسی ترمذی، ابن¬ماجه قزوینی، احمد بن شعیب نسائی، احمد بن حنبل، ابن¬حبان، حاکم نیشابوری، ابن-ابی¬شیبه، نعیم بن حماد، ابونعیم اصفهانی، طبرانی، دارقطنی، بارودی، ابویعلی موصلی، بزار، خطیب بغدادی، ابن عساکر دمشقی، ابن مندة، ابوالحسن حربی، بیهقی، ابوعمرو مقری، ابن¬جوزی، یحیی بن عبدالحمید حمانی، ابن¬سعد بصری، ابن¬خزیمة، عمر بن شبه و ابوعوانة و از تعدادی از صحابه رسول خدا(ص)همچون علی بن ابی¬طالب(ع)، عثمان بن عفّان، طلحة بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، حسین بن علی(ع)، ام¬سلمه، ام¬حبیبة، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، ابوسعید خدری، جابر بن عبدالله انصاری، ابوهریرة، انس بن مالک، عمار بن یاسر، عوف بن مالک، ثوبان مولی رسول الله، قرة بن ایاس، حذیفةبن یمان، عبدالله بن حارث بن حمزة، عوف بن مالک، عمران بن حصین و ابوالطفیل عامر بن واثلةنقل شده و برخی از علمای اهل سنت نیز به متواتر بودن اخبار و روایات مهدویت اذعان داشته و اعتراف کرده¬اند.(1)

در صحیح بخاری و مسلم نیز هرچند مختصر به روایات مهدویت اشاره شده است.

بسیاری از علما و محدثان اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی در کتاب های حدیثی خود بابی را به روایات مهدویت اختصاص داده و تعدادی از علمای بزرگ اهل سنت نیز همچون ابوبکر ابن ابی¬خیثمة، حافظ ابونعیم اصفهانی، جلال¬الدین سیوطی، حافظ عماد¬الدین ابن¬کثیر دمشقی، ابن¬حجر مکی، گنجی شافعی، متقی هندی، ملاعلی قاری، مرعی بن یوسف، محمد بن علی شوکانی و محمد بن اسماعیل صنعانی و... درباره روایات و مباحث مربوط به مهدویت کتاب و جزوه مستقل نوشته اند.(2)

* خروج و قیام امام زمان(عج) از مکه

درباره مکان و مبدأ قیام امام زمان(ع)در برخی از روایات مهدویت که توسط علمای اهل سنت نیز نقل شده، به ظهور امام زمان(ع) از مکه معظمه اشاره شده است. در روایاتی که ابوداوود سجستانی (متوفای 275 هجری قمری) یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت و نعیم بن حماد مروزی (متوفای 229 هجری قمری)(3) یکی از مشایخ و اساتید روایی بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداوود، ابن ماجه و از معاصرین احمد بن حنبل نقل کرده اند، به مکه مکرمه و ما بین رکن و مقام به عنوان مکان و مبدأ قیام حضرت مهدی(ع) اشاره شده است.

بر اساس روایت نعیم بن حماد مروزی،حضرت علی(ع) می¬فرماید: «مردم به دنبال مهدی می گردند. مهدی(ع) در حالی که پرچم رسول خدا(ص) را به همراه دارد از مکه خروج و قیام می کند».(4)

* حاکمیت بر تمامی جهان

حاکمیت امام زمان برکل جهان و گسترش عدالت در همه جای کره زمین نیز مطلب دیگری است که در روایات مهدویت به آن اشاره شده و علمای مختلفی از شیعه و سنی آن را نقل کرده¬اند. بر اساس روایاتی که ابوداود سجستانی یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت از عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدریو ابوالطفیل عامر بن واثله نقل کرده، رسول خدا(ص) می¬فرمایند: «حتی اگر از عمر کره زمین تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد و فردی از من یا امت من را که نامش همنام من است و نام پدرش نیز همنام پدر من است و کنیه او نیز با کنیه من یکی است برمی¬انگیزد و عدالت را بر کره زمین که پر از ظلم و جور شده می-گستراند».(5)

* تطهیر و نجات حرمین شریفین از دست خوارج و تکفیری¬ها

بر اساس روایات موجود، امام زمان(ع) نیز همانند جد بزرگوارش حضرت محمد(ص)،قیام و نهضت خود را از مکه مکرمه آغاز خواهد کرد و حرمین شریفین را که بنا به گفته ابن عابدین در اشغال خوارج و تکفیری ها قرار دارد از لوث وجود آنان پاک خواهد کرد و این سرزمین مقدس را به مسلمانان بازخواهد گرداند.

ابن عابدین یکی از علمای احناف، محمدبن عبدالوهاب و پیروانش را جزء خوارج معرفی کرده و می نویسد:«محمد بن عبدالوهاب و پیروان او خوارجی هستند که در دوران ما از نجد خروج کرده و حرمین شریفین را اشغال کرده اند. آنان خود را به حنابله منتسب می¬کنند، اما در واقع معتقدند فقط خودشان مسلمان هستند و هر کسی که با عقاید آنان مخالف باشد مشرک و کافر است. این گروه بسیاری از اهل سنت و علمای آنان را به قتل رساندند تا این که در سال 1233 هجری قمری سپاه مسلمانان بر آنان غلبه پیدا کرد».(6)

زینی دحلان شافعی یکی دیگر از علمای اهل سنت و امام جماعت حرمین شریفین نیز به انحراف و کفرآمیز بودن عقاید وهابیان و ممانعت حاکم مکه از ورود پیروان محمدبن عبدالوهاب به مکه مکرمه و دستور قاضی شرع نسبت به بازداشت و زندانی نمودن تعدادی از شاگردان محمدبن عبدالوهاب در سال 1146 هجری قمری را نقل کرده است.(7)

با توجه به مطالب ذکر شده معتقدیم افرادی همچون محمدبن سلمان که بزرگ-شده آمریکا و دست¬پرورده مشرکان بودهو بیشتر عمرشان را در مراکز فساد گذرانده اند و اهل کتابخانه و مطالعه و تحقیق و سواد نبوده و سن و سوابق آنان نیز اقتضا نمی¬کند و ولایت¬عهدی او نیز همانند ولایت¬عهدی یزید بوده و ما را به یاد سخنان امام حسین(ع) به معاویه(8) می¬اندازد، حق ندارند و نباید در مسائل اعتقادی مسلمانان اظهار نظر کنند و اعتقادات قطعی همه مسلمانان را منکر شده و زیر سؤال ببرند.

از افرادی همچون محمد بن سلمان انتظاری بیش از این نمی¬رود، زیرا عقل و فهم او بیش از این نیست؛ امااز عالمان منطقه حجاز باید پرسید: چرا وقتی به عقاید ضروری مسلمین هجمه می¬شود، در برابر آن سکوت می کنید؟ وابستگی به حکام جور و مصداق وعاظ السلاطین شدن تا چه حد و با چه قیمتی؟

«الساکت عن الحق شیطان أخرس»(9) و «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُون ــ کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند». (10)

با توجه به مطالب مذکور می¬توان ادعا کرد کسی که منکر مهدویت و روایات موجود در این باب باشد، به دلیل انکار ضروری دین اسلام، کافر و خارج از اسلام است.

نجم الدین طبسی
12/4/1396 شمسی
برابر با 8/شوال/1438 قمری
مؤسسه ولاء صدیقه کبری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها:

1) «قال أبوالحسین الآجري: قد تواترت الأخبار و استفاضت بکثرة رواتها علی المصطفی بخروجه و إنه من أهل بیته و أنه یملأ الأرض عدلا و أنه یخرج مع عیسی فیساعده علی قتل الدجال... و أنه یؤم هذه الأمة و یصلي عیسی خلفه». الصواعق المحرقة: ص 167، الفصل الاول في الآیات الواردة فیهم، الآیة الثانیة عشرة، تنبیه. «أن الأحادیث الواردة فیه علی اختلاف روایاتها لاتکاد تنحصر... قد علمت أن أحادیث وجود المهدي و خروجه في آخر الزمان و أنه من عترة رسول¬الله من ولد فاطمة بلغت حد التواتر فلامعنی لإنکارها... غایة ما یثبت في الأخبار الصحیحة و الشهیرة التي بلغت التواتر المعنوي وجود الآیات العظام و أنه یأتي في آخر الزمان من ولد فاطمة یملأ الأرض قسطا و عدلا». «إن الأحادیث الواردة في المهدي علی الاختلاف روایاتها کثیرة جدا تبلغ حد التواتر المعنوي و هي في السنن غیرها من دواوین الاسلام من المعاجم و المسانید... لاشك أن المهدي یخرج في آخر الزمان من غیر تعیین لشهر و عام لما تواتر من الأخبار في الباب و اتفق علیه جمهور الأمة خلفا عن سلفالا من لایعتد بخلافه فلامعنی للریب في أمر ذلك الفاطمي الموعود المنتظر المدلول علیه بالأدلة بل إنکار ذلك جرأة عظیمة في مقابلة النصوص المستفیضة المشهورة البالغة حد التواتر». به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.

2) جهت اطلاع از مشروح مطالب مذکور و مستندات آن به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.

3) جهت آشنایی تفصیلی با شرح حال نعیم بن حماد مروزی به کتاب سیر أعلام النبلاء: ج 10، ص 595 - 612، شرح حال نعیم بن حماد مروزی، ش 209، مراجعه شود.

4) «فیخرج من مکة و معه رایة النبي...». الفتن: ص 269 - 270، ح 1004. به کتاب سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4286 مراجعه شود.

5) «لو لم¬یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتی یبعث فیه رجلا مني أو من أهل بیتي یواطیء اسمه اسمی و اسم أبیه اسم أبي یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4282 و 4283.

6) «مطلب فياتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا... کما وقع في زماننا في أتباع عبدالوهاب الذین خرجوا من نجد و تغلبوا علی الحرمین و کانوا ینتحلون مذهب الحنابلة لکنهم اعتقدوا أنهم هم المسلمون و أن من خالف اعتقادهم مشرکون و استباحوا بذلك قتل أهل السنه و قتل علمائهم». رد المحتار علی الدر المختار: ج 6، ص 413، کتاب الجهاد، باب البغاة، مطلب في اتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا.

7) «أرادوا الحج في دولة الشریف مسعود بن سعید بن زید... فأرسلوا یستأذنوه في الحج و غایة مرادهم اظهار عقیدتهم و حمل أهل الحرمین علیها فأرسلوا قبل ذلك ثلاثین من علمائهم ظنا منهم أنهم یفسدون عقائد أهل الحرمین و یدخلون علیهم الکذب و المین و طلبوا الاذن في الحج و لو بشيء مقرر علیهم کل عام یدفعونه و کان أهل الحرمین قد سمعوا بظهورهم في نجد و افسادهم عقائد البوادي و لم یعرفوا حقیقة ذلك فلما وصل علمائهم مکة أمر الشریف مسعود أن یناظر علماء الحرمین العلماء الذین بعثوهم فناظروهم فوجدوهم ضحکة و مسخرة کحمر مستنفرة فرت من قسورة ونظروا الی عقائدهم فاذا هي مشتملة علی کثیر من المکفرات... أمر الشریف مسعود قاضي الشرع أن یکتب حجة بکفرهم الظاهر ... و أمر بسجن أولئك الملحدة الانذال و وضعهم في السلاسل و الاغلال فقبض منهم جماعة و سجنهم و فر الباقون». الدرر السنیة في الرد علی الوهابیة: ص 29 - 30.

8) «ابشر یا معاویة بالقصاص و استعد للحساب و اعلم أن لله عزوجل کتابا لایغادر صغیرة و لاکبیرة إلا أحصاها و لیس الله تبارك وتعالی بناس أخذك بالظنة و قتلك أولیاءه بالتهمة و نفیك إیاهم من دار الهجرة الی الغربة و الوحشة و أخذك الناس ببیعة ابنك غلام من الغلمان یشرب الشراب و یلعب بالکعاب (بالکلاب) لاأعلمك إلا قد خسرت نفسك و شریت دینك و غششت رعیتك و خنت أمانتك و سمعت مقالة السفیه الجاهل و أخفت التقي الورع الحلیم». الاحتجاج: ج 2، ص 92، احتجاجه علی معاویة توبیخا له علی قتل حجر و أصحابه. «فقام الحسین فحمد الله و صلی علی الرسول ثم قال: أما بعد یا معاویة! فلن یؤدی القائل و إن أطنب في صفة الرسول من جمیع جزءا... و فهمت ما ذکرته عن یزید من اکتماله و سیاسته لأمة محمد، ترید أن توهم الناس في یزید کأنك تصف محجوبا أو تنعت غائبا...». الامامة و السیاسة: ج 1، ص 186، قدوم معاویة المدینة علی هؤلاء القوم و ما کان بینهم من المنازعة.

9) از پیامبر اکرم(ص) نقل است که فرمود: «کسى که نسبت به حق، بى ‏طرف بماند و سکوت اختیار کند شیطانی لال است». شرح نهج ‏البلاغه مغنیه، ج 4، ص 227.

10) سوره بقره (2)، آیه 159.

منبع: سایت ولی عصر

 

ارتباط غرب با ظهور امام مهدي چيست؟

ارتباط غرب با ظهور امام مهدي چيست؟


ظهور حضرت مهدي(عج) از وقايع بسيار مهم و سرنوشت ساز تاريخ بشريت و بستر تحقق وعده‌هاي الهي است. از اين رو وقايع گذشته و آينده تاريخ مي‌تواند تأثير مثبت يا منفي در آن داشته باشد.
ارتباط غرب با ظهور امام مهدي(عج) در دو بخش قابل بررسي است:

 

بخش اول:
مراد از غرب معناي كلي آن يعني تمدن غربي باشد كه شامل متفكران و سياستمداران و عموم مردم دنياي غرب است. اين معنا عمدتاً در مقابل تمدن اسلامي مطرح مي‌گردد. غرب به اين معنا در دو جهت مي‌تواند تأثيرگزار در ظهور باشد:
1. تأثير مثبت:
الف. از آنجا كه شاخصه‌ي غرب و تمدن غربي قبل از رنسانس و بعد از آن به دو شكل مختلف نماد فساد و ظلم و تبعيض بوده است، همواره ميزان نااميدي انسان‌ها به برقراري عدالت كامل در تمام ابعاد را بيشتر كرده است. و اين نا اميدي بشريت را به يك نقطه اميد و نجات، آرزومند ساخته است.
انسان‌ها از وعده‌هاي غير واقعي غرب براي حاكميت دموكراسي و آزادي و عدالت نا اميد شده‌اند، و به عجز برنامه‌هاي دست ساخته بشر و در رأس آنها برنامه غرب براي حاكميت نهايي و مطلق در پايان تاريخ، پي برده‌اند.
گرايش و حمايت مردم دنيا از نداهاي عدالت‌خواهي و صلح طلبي در كشورهاي مختلف مؤيد خوبي براي اين ادعاست. اين نا اميدي از حاكمان بشري و گرايش به عدالت خواهي، انسان‌ها را براي پذيرش يك رهبر الهي و يك حكومت جهاني جهت برقراري عدالت در جهان آماده مي‌سازد و اين مي‌تواند زمينه‌ساز حكومت و ظهور حضرت مهدي(عج) باشد. البته اين تأثير به صورت غير مستقيم و بدون خواست غرب صورت مي‌گيرد.
ب. پيشرفت علم، تكنولوژي و فناوري در جهان كه عمدتاً در غرب اتفاق افتاده است و روز به روز بيشتر مي‌شود باعث شده كه ارتباطات مردم جهان، مرزهاي خاكي را در نوردد و فرهنگهاي جوامع را به تعامل وا دارد. اين تعامل فرهنگي و استفاده مشترك و همگاني از علوم و پيشرفت‌هاي آن، باعث هم گرايي و نزديكي نوع تفكر‌ها خواهد شد و اين مي‌تواند يكي از زمينه‌هاي ظهور حضرت مهدي(ع) باشد. زيرا يك حكومت واحد جهاني لازمه‌اش توحيد در فرهنگ و تفكر از سويي، و بهره‌برداري مشترك و يكسان از مواهب طبيعي براي عموم مردم جهان از سوي ديگر، است.
پس مي‌توان گفت تمدن غربي از لحاظ سياسي و علمي به طور ناخواسته و غير مستقيم عاملي براي حركت جهان به سوي ظهور است.
2. تأثير منفي: تمدن غربي در مقابل انديشه مهدويت ساكت نمانده است و عمدتاً از دو زاويه به مبارزه و ستيز با اين تفكر پرداخته است. از يك سو با رواج كفر و الحاد و دور كردن انسان‌ها از تفكر الهي و انديشه دين مداري، مبارزه منفي خود را برنامه ريزي كرده است و براي اجراي اين نقشه از اهرم فساد و رواج بي بند و باري بين مردم دنيا اعم از جوامع غربي و اسلامي ، باعث نوعي "غفلت حداكثري" از عدالت خواهي و انسانيت شده است. اين عدالت خواهي شاخصه انديشه مهدويت و نجات بخش است و غفلت از آن دوري از زمان ظهور را رقم مي‌زند.
از سوي ديگر با برنامه ريزي متقابل و رودر رو با انديشه مهدويت به مبارزه جويي مي‌پردازد.
براي نمونه مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
الف. تهيه فيلم‌هاي ضد ديني و ضد مهدوي مانند "پيشگويي‌هاي نوستراداموس" و بازي كامپيوتري جنگ خليج "يا مهدي"؛
ب. مهدي تراشي و حمايت از چنين حركت‌هايي كه باعث لوث شدن و ترديد مردم در اصل انديشه مهدويت است؛
ج. تهيه بازي‌هاي كامپيوتري ضد ديني و ضد اخلاقي و ضد مهدوي براي تأثير گذاري در تفكر و رفتار نسل آينده؛
د. مقابله با حركت‌هاي عدالت خواهي در جوامع دنيا و توسل به قدرت نظامي براي سركوبي آن مانند حمله آمريكا به افغانستان، عراق و توطئه مستقيم و غير مستقيم براي سركوبي حركت عظيم عدالت طلبي در جمهوري اسلامي ايران از آغاز تا كنون.
بخش دوم:
غرب امروز را مي‌توان به دو شاخه تقسيم نمود:
1. متفكران 2. سياستمداران
هر دسته نيز به دو گروه تقسيم مي‌شوند و مجموعاً چهار گروه را تشكيل مي‌دهند:
متفكران ديني، متفكران مادي؛ سياستمداران عدالت خواه، سياست مداران قدرت طلب.
هر يك از اين چهار گروه به نوعي تأثير مثبت يا منفي در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) دارند:
الف. متفكران ديني و سياستمداران عدالت خواه:
اين دو گروه بر اساس رشد، آگاهي و بيداري فطرت انساني و الهي خود مي‌توانند تأثير مثبت در ظهور داشته باشند. زيرا مردم جهان را براي پذيرش آن واقعه عظيم تاريخ يعني ظهور و حاكميت عدالت نهايي در جهان آماده مي‌سازند.
ب. متفكران مادي و سياستمداران قدرت طلب:
اين دو گروه براي رسيدن به حاكميت بر مردم جهان و استثمار آنها در تمامي ابعاد علمي، فرهنگي، اخلاقي، فكري و نظامي، و طبيعتاً در جهت مقابله با تفكر عدالت‌خواهي و حق طلبي و رفع ظلم و فساد از جوامع قدم برداشته و تمام تلاش خويش را براي دور نمودن مردم جهان از اين تفكر بكار خواهند گرفت. و لذا تأثير منفي و مستقيم در دور شدن ظهور خواهند داشت.

لذا با توجه به تأثيرات مثبت و منفي غرب در نزديكي و يا دور شدن ظهور حضرت مهدي(ع)، بايد در جهت تقويت تأثير مثبت و يا مقابله با تأثير منفي برنامه ريزي نمود.
 

براي آگاهي بيشتر به منابع زير رجوع فرماييد:

1. مجله انتظار مقاله مهدي ستيزي، حكومت حهاني و جهاني ساز،

2. انتظار شماره 6،

3.كتاب در انتظار ققنوس ص309،

4.مجله موعود،

5. مجله انتظار نوجوان ،شماره 5.

فیلمهای امام زمانی هالیوود

فیلمهای امام زمانی هالیوود


«می گویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی ، فقط عکس ایشان را کم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پی برده اند و حدس می زنند که این واقعه نزدیک است»

به تصویر کشیدن مبانی معنوی و مذهبی و شخصیت های قدسی هنر خاصی را می طلبدکه فقط هنرمندان سلیم النفس و متعهد می توانند از عهده آن برآیند.

هنر سینما که اصالت و اساس آن بر تصویر است ، به عکس دیگر هنرها، مشکلتر می تواند چنین مفاهیمی را به زبان خود ترجمه کند، به گونه ای که به این مفاهیم لطمه نخورد.

در عین حال باید گفت: مؤثرترین روش برای ماندگار ساختن مفاهیم مذهبی و دینی به تصویر کشیدن آنها است.

امریکا جنگ خلیج فارس را به مدد رسانه های تصویری وسینما به راه انداخت. جنگ عراق را نیز همین طور با ساختن یک دروغ ساده که صدام سلاحهای هسته ای یا کشتار جمعی دارد و به شدت برای امنیت ما خطرناک است.

تمام این بدبختی ها، لشکر کشی و قتل وتجاوز برای یک دروغ بود؛ دروغی که از فرط تکرار به وسیله رسانه های گوناگون و به ویژه سینما حقیقی جلوه داده می شود تا جنگ عراق را توجیه کند یا برای مثال می خواهد با دروغی بزرگتر که کاملا تخیلی و غیر واقعی است مثل حمله فضاییها به زمین و ایجاد نگرانی در مردم در این مورد به واسطه فیلمهای سینمایی مثل جنگ ستارگان و از این قبیل، توجیه کند که باید تسلیحات خود را افزایش دهیم تا خطر حمله فضاییها کاهش یابد! یا با این توجیه که ما از شر سارقان، تبهکاران و قاتلان در امان نیستیم، باید مثل آب خوردن مجوز حمل یا خرید اسلحه به مردم بدهیم، حتی به کودکان ! مثل فیلم« بولینگ برای کلمباین» مایکل مور، که از شبکه اول سیما هم به نمایش داده شده است.

تمام ادیان الهی و غیر الهی به آخرالزمان و این که روزی همه شر در مقابل همه خوبی می ایستد، معتقدند و انتظار ظهور منجی را می شکند.
می گویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی ، فقط عکس ایشان را کم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پی برده اند و حدس می زنند که این واقعه نزدیک است.

بودایی ها و هندوها منتظر آمدن «گوتمه» یا بودای پنجم هستند. زرتشتی ها در انتظار «سوشیانت یا سوشیانس» و مسیحیان هم معتقدند که حضرت عیسی دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور می کند. یهودی ها هم می گویند عیسای واقعی هنوز نیامده است؛ اما مسلمانان شیعه و سنی در انتظار ظهور «مهدی» صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند ؛ البته با یک تفاوت با ادیان دیگر. آنها منجی شان از آسمان ظهور می کند و فقط در همان ظهور به میان مردم می آید؛ اما منجی ما مسلمانان هم اکنون میان مردم زندگی و در مشکلات وسختی ها همراهیشان می کند. منجی ما عمر هزارساله دارد و پنهان از دید مردم است؛ اما زنده است. و همه اکنون هم از او مدد می گیرند. و زمینه را برای ظهور حضرتش فراهم می سازد؛ در حالی که انتظار ادیان دیگر در زندگی معمولشان جلوه ای ندارد.

جالب است بدانید که تاثیر فرهنگ انتظار زمانی برای غرب مشخص شده و او را به وحشت از منجی ما انداخت که انقلاب اسلامی پیروز شد و جلوه های حضور ویاری حضرت در پیروزی انقلاب و زمان جنگ تحمیلی بیشتر نمود یافت.

غرب دانست که چیزی غیر از امکانات و تجهیزات نظامی و تکنولوژی هم وجوددارد که ضمن بسیج مردم این نیرو را به آنها می بخشد که در جبهه های نبرد برای شهادت و کشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگیرند.

به واسطه همین حیرت بود که برای شناخت فرهنگ انتظار و عامل ایجاد این ایمان قوی در دهه  1980 کنفرانس شناخت حضرت مهدی در فلسطین اشغالی و شهر تل آویو برگزار شد تا به تاثیر اعتقاد به مهدویت میان مسلمان به ویژه شیعیان بپردازد. در این کنفرانس، به این نتیجه رسیدند که هویت سیاسی شیعه و عامل کامیابی آن اعتقاد به مهدی عجل الله فرجه است و گفتند:« اینها به اسم امام حسین علیه السلام قیام می کنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ می کنند».
امام زمان(ع)

از آن پس بود که هالیوود توجهش به این منجی جلب شده و اهمیت آن رادرک کرد. او تاثیر مهدویت را در تعارض با خواسته های خود دید و سعی کرد ضد آن فیلم بسازد و ماجرا را به گونه ای دیگر جلوه دهد.

غربیها معتقدند:« اگر بتوانید آینده را پش بینی کنید، خودتان هم می توانید آن را بسازید».

هالیوود که به تاثیر تصویر در فرهنگ سازی وتغییر مبانی فکری و اعتقادی جوامع ایمان آورده بود، به سرعت به ساخت و تهیه فیلمهایی دست زد که به نوعی به آخرالزمان و ظهور منجی می پرداخت.

موضوع مهمی که همواره دستمایه هالیوود بوده ، ایجاد جّو ناامنی و اضطراب و وحشت (ترور) است که مقدمه ای برای پذیرش قدرت برتر و حاکمیت خشن و بی رحمانه به شمار می رود.

این اتفاق یکی از سرفصلهای راهبرد فرهنگی است که در بعضی ازاین فیلم ها دنیا به پایان خود می رسد و چیزی جز انهدام گسترده و نابودی نسل بشر باقی نمی ماند.

دلهره های آخرالزمانی !

دلهره های آخرالزمانی !


 

آخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا

خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

آخرالزمان، انتظار، امام زمان، ساعت
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ
محمد(صلی الله علیه وآله) جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند. (آل عمران/144)

در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود باز گردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

در امت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این مسئله فرق می کند؛ زیرا بعد از ایشان دوران امامت آغاز شده و در روایات به عصر غیبت که منتهی به ظهور آخرین امام و منجی بشریت می شود؛ آخرالزمان می گویند. دورانی که در آن نگهداشتن ایمان بسیار مشکل می شود و مردم، یاد خدا و قیامت را فراموش می کنند: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ؛ روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند.» (انبیاء/1)

حساسیت پیامبر نسبت به آخرالزمان سبب شد تا وی به معرفی آن دوران بپردازد و راه نجات را ذکر کنند تا مومنان راه را گم نکنند.

هنگامه امتحانات بزرگ

هر روز این دنیا، هنگام امتحان الهی است. امتحانی که عیار ایمان را معلوم کرده و به بیان قرآنی در انواع مختلفی رخ نمایی می کند:« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ و قطعا شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى  آزماییم و مژده ده شكیبایان را» (بقره/155)

هر چند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى، فقر و كشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْكُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص485
)
بنابراین صبر برای پیروزی در امتحانات الهی، انجام واجبات و ترک گناهان، به خصوص در آخرالزمان بسیار حیاتی است.

دوران فسادهای پیاپی

قرآن کریم پشت کردن به پیامبر و  دوری از تعالیم سعادت بخش او را دوران تباهی ها و مفاسد عنوان کرده و فرموده است: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ؛ اما اگر رویگردان شوید آیا جز این انتظار می رود كه در زمین فساد كنید و قطع رحم نمائید.»(محمد/22) آخرالزمانی که پیامبر وفات کرده و دست ها از امام عصر کوتاه است؛ دورانی است که مردم بیشتر از پیامبر دور می شوند و این معنایی جز غرق شدن در گناه ندارد. پیامبر درباره آن دوران هشدار داده و فرمودند: «لیأتینّ على النّاس زمان یكذّب فیه الصّادق و یصدّق فیه الكاذب و یخوّن فیه الأمین و یوتمن الخئون؛ زمانى بر مردم رسد كه راستگو را تكذیب كنند و دروغگو را تصدیق كنند و امین را خائن شمرند و خائن را موتمن پندارند.»(نهج الفصاحه،ح2366)

دوران جولان با گناهان
آخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا. دورانی که در آن دین الهی رها می شود. در چنین دورانی، آسمان خراش ها و ثروت ها تنها با گناه جمع می شود. رسول خدا درباره آن دوران فرمودند: «سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ  لَا یُنَالُ الْمُلْكُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَى إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ فَصَبَر؛ زمانی بر مردم می رسد که مُلک تنها با قتل و ظلم برپا می شود و ثروت تنها با دزدی و بخل ورزی؛ و محبت تنها باحرام و هوای نفس است. پس هرکه آن دوران را درک کرد باید صبر کند.»(شیخ کلینی، کافی، ج2، ص91)

در چنین دورانی راه کسب درآمد مردم از راه حرام است. دورانی است که مردم از خوردن مال حرام باکی ندارند و اصلاً توجه نمی کنند که معاش آنها از چه راهی می گذرد؛ پیامبر در تعریف آن دوران فرموده است: «لَیَأْتِیَنَ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُبَالِی الرَّجُلُ بِمَ یَأْخُذُ مَالَ أَخِیهِ بِحَلَالٍ أَوْ حَرَام ؛ روزگارى به مردم رسد كه فرد اهمیت ندهد كه مال چگونه به دست آرد، از حلال یا از حرام.» (مجموعه ورام، ج1، ص11)

در جامعه ای که مردم از راه حرام کسب درآمد کنند؛ اگر کسی از امکانات مادی کمتری برخوردار باشد، نمایانگر تن نداده او به راه های حرام است. چنین فردی را جامعه بی عرضه می خوانند. بی عرضه گانی که به جرم دوری از گناهان اینگونه یاد می شوند. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) این نوع بی عرضگی را ستوده و فرمودند: «سیأتی على النّاس زمان یخیّر فیه الرّجل بین العجز و الفجور، فمن أدرك ذلك الزّمان فلیختر العجز على الفجور؛ روزگارى به مردم رخ نماید كه فرد میان بی عرضگى و نادرستى مخیر شود؛ هر كه در آن روزگار باشد باید بی عرضگى را بر نادرستى ترجیح دهد.» نهج الفصاحه،ح1752)

دوران ایمان های یک شبه
آخرالزمان دورانی است که افراد، ایمان خود را یک شبه و به راحتی با کفر عوض می کنند. دورانی که پیامبر درباره آن فرموده است: «ستكون فتن یصبح الرّجل فیها مومنا و یمسی كافرا إلّا من أحیاه اللَّه بالعلم ؛ فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود، مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.»(نهج الفصاحه،ح1734)

همچنانکه این حدیث اشاره دارد برای دور ماندن از چنین آفتی باید با غفلت مبارزه کرد و به شرایط علم داشت و با آگاهی کامل با رویدادها برخورد کرد.

هرچند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى، فقر و كشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْكُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص485)

کلام آخر
در آخرالزمان دینداری و همرنگ جماعت نشدن بسیار سخت شده و نیازمند صبر است. در آن دوران باید هر مومنی با یاد خدا، دوری از غفلت و البته یاد معاد، خود را از فتنه ها و آسیب های آخرالزمانی حفظ  کند؛ تا از جاده سعادت منحرف نشود. کاری شبیه نگهداشتن گوی آتشین در دست!

قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ كَالْقَابِضِ عَلَى  الْجَمْرِ؛ روزگارى بر مردم بیاید كه هر كه خواهد دین خود نگهدارد چنان باشد كه آتش بدست گرفته باشد. (امالی، ص485)

منبع: سایت بیتوته<

اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالی

 اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالی


 

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود. یکی از آن موارد، قضیه شگرفی است که مرحوم شیخ محمد شریف رازی در جلد اول کتاب گنجینه دانشمندان نقل کرده است.
او می نویسد:
علامه حاج سید محمد حسن میرجهانی طباطبایی، صاحب تألیفات مفید که از خواص اصحاب ایشان بودند حکایت کرده اند که:
« یکی از علمای زیدیه به نام سید بحرالعلوم یمنی وجود حضرت ولی عصر علیه السلام را انکار می کرد و با علما و مراجع شیعه آن روز مکاتبه کرده و برای اثبات وجود و حیات آن حضرت برهان می خواست و آقایان از کتب اخبار و تواریخ عامه و خاصه اقامه دلیل می کردند؛ ولی وی قانع نمی شد و می گفت: من هم این کتب را دیده ام.

تا اینکه برای مرحوم آیت الله اصفهانی نامه نوشت و جواب قاطعی خواست. سید در جواب مرقوم فرمود: جواب شما را باید مشافهتاً بدهم، شما طی سفری به نجف مشرف شوید.
آن سید یمنی با فرزندش سید ابراهیم و چند تن از مریدان خاصش، به نجف اشرف مشرف و همه علما از جمله مرحوم آیت الله اصفهانی از وی دیدن کردند. سید یمنی عرض کردند من روی دعوت شما، به این مسافرت آمدم، جوابی که وعده فرمودید بدهید. ایشان فرمودند: شب بعد به منزل من بیایید.

شب بعد به منزل آسید ابوالحسن آمدند و پس از صرف شام و رفتن اکثر میهمانها و گذشتن نیمی از شب، نوکر خود، مشهدی حسین چراغدار را طلبیده و فرمودند: به سید یمنی و فرزندش بگویید بیایند و ما تا درب منزل رفتیم به ما فرمودند: شما نیایید و خود به اتفاق سید و فرزندش رفتند و ما ندانستیم کجا رفتند.
تا روز بعد که سید ابراهیم یمنی، فرزند بحرالعلوم مزبور را ملاقات کردم و از جریان شب پرسیدم. گفت: الحمدلله (بحمدالله) ما مستبصر و اثنی عشری شدیم.

 گفتم: چطور؟ گفت: برای اینکه آقای اصفهانی حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام را به پدرم نشان داد. تفصیل آن را پرسیدم.
 گفت: ما از منزل که بیرون آمدیم نمی دانستیم به کجا می رویم؛ تا اینکه از شهر خارج و وارد وادی السلام شده و در وسط وادی جایی بود که آن را مقام مهدی علیه السلام می گفتند. 

 

مقام حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف- مسجد سهله


چراغ را از مشهدی حسین گرفته و خود به اتفاق پدرم و من وارد آن محیط شدیم. پس آقای اصفهانی خود از چاه آنجا، آب کشیده و وضو تجدید کرد و ما به عمل او می خندیدیم؛ آنگاه وارد مقام شد و چهار رکعت نماز خواند و کلماتی گفت؛ ناگاه دیدیم آن فضا روشن گردید، پس پدرم را طلبید.
وقتی وارد آن مقام شد طولی نکشید که صدای گریه پدرم بلند شد و صیحه ای زد و بیهوش شد؛ نزدیک رفتم دیدم آقای اصفهانی شانه های پدرم را مالش می دهد تا به هوش آمد و وقتی از آنجا برگشتیم پدرم گفت: حضرت ولی عصر حجه بن الحسن العسکری علی

در مورد امام زمان عجل الله تعالی

در مورد امام زمان عجل الله تعالی


به نامه خدا

«السَّلامُ علی الْمهدی الّذی وعَدَاللهُ عزَّ و جَلَّ بِهِ الْاُمَم.»

سلام برمهدی(عج)كسی كه خدای عزّ و جلّ وعده اش را به امت ها داده است.

جمعه كه می آید قلب هر منتظر عاشقی تندتر می زند و در چشم هایش میشود عطش انتظار را دید.جمعه روزی است كه به عشق آن وجود نازنین،آفتابش با دعای ندبه طلوع می كند و با دعای سمات به غروب می نشیند.جمعه روزی است كه پیروزی مؤمنان بر ئشمنان در آن روز رخ میدهد.جمعه روزی است كه عزیز زهرا (س)درآن می آید تا ما غم هجر و فراق را با او در میان بگذاریم.

-كاش دلم نمی شكست و تو را در صحن چشمانم می دیدم !

-كاش می آمدی و دوباره سرود شكفتن را برایم زمزمه می كردی !

-كاش سفر نمی رفتی و مرا غریب كوچه های انتظار نمی كردی !

-كاش مرا آشنای شب های بی قرار نمی كردی !

-كاش ابر آسمان رؤیاهایم می شدی و بر كویر تفتیده ی وجودم می باریدی !

-كاش خدا به دیدارم میآمد و قصه ی آمدنت را برایم می گفت !

-كاش نهال انتظار را با آمدنت شكوفه باران می كردی !

ای گل خوشبوی هستی، مهدی جان ،دل كوچكم دیگر تاب و توان این انتظار بزرگ را ندارد فقط میترسد روزی پایان عمرش فرا رسد و اجل مهلت دیدن مولایش را ندهد.

آقا جان بیا و با آمدنت به ظلم و ستمی كه مردم به یكدیگر روا می دارند،پایان ببخش و دنیا را پر از مهر و محبت كن و بگذار ما نیز برای همیشه در كنارت بمانیم.

آن روز همه ی پرچم های بر افراشته شده در زمین خیانت پایین می آید و تنها یك پرچم بر افراشته خواهد ماند و آن پرچم تو است.آری تنها با نگی كه در همه ی نقاط این گیتی پهناور طنین انداز می شود ، بانگ روح انگیز لا اله الا الله و محمّد رسول الله توست .

اگر دلباختگان یوسف با دیدن روی دل آرای او انگشت بریدند شیفتگان تو بدون دیدن جمال زیبایت در آتش فراغت پروانه وار سوختد.

مهدی جان بیا كه دلم در سرمای این زمستان طولانی یخ بسته است.به راهت خیره می مانم و می دانم كه می آیی .

 

امید آخر دل داغدیده ها ، بیا                                  تو ای شب ما را سپید ، بیا             

                                  جان شیعه به لب رسیده ، بیا                  


دل غرق نیاز غایتی می خواهیم                                        از نور محمّدی عنایتی می خواهیم            

ادعونی استجب لكم را گفتی                                           خواندیم تو را اجابتی می خواهیم             

 

« محمد باقر گودرزی

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید


نامه‏‌اى در اواخر ماه صفر سال ۴۱۰ (هجرى) از ناحیه مقدّسه امام زمان علیه السّلام به شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان (قدّس اللَّه روحه) رسید.

بخشی از این نامه مهم:

ما از لغزش‌هائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آنها دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‏‌ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏‌اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمی‌دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

متن کامل این نامه را در ادامه مطلب می‌خوانید:

لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ

این نامه‌‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.


«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم»

سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى.

ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بی زوالش مسألت می‌نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو که پروردگار توفیقات را براى یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما می‌گوئى با صداقت افزون گرداند.

اعلام می‌دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و مؤظّف بداریم که آنچه به تو می‌نویسیم به دوستان ما که نزد تو می‌باشند برسانى.

خداوند تمامى ایشان را به طاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنان را برطرف فرماید.

خداوند تو را به امداد خود بر دشمنانش که از دین او بیرون رفته ‏اند، پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى که اطمینان به آنان دارى به طرزى که إن شاء اللَّه می‌‏نویسم عمل کن، هر چند ما در جایى منزل کرده‏ ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم به علّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان می‌باشد در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمی‌ماند.

ما از لغزشهائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آن دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتی‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏ اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمیدانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

نقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود می‌گردد و آن کس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت می‌رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ما است، خداوند هم نور خود را کامل می‌گرداند هر چند مشرکان نخواهند.

با تقیّه خود را از دشمنان نگاه دارید و از افروختن آتش جاهلیّت پرهیز کنید.

کسانى که در این فتنه به جاهاى پنهان؛ پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسندیده گرفته‏‌اند.

چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسید، شما باید از آنچه در آن ماه روى می‌دهد، عبرت بگیرید، و از آنچه بعد از آن واقع می‌‏شود، از خواب غفلت بیدار شوید.

عن قریب علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید می‌‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر می‌گردد که مردم را اندوهگین می‌کند و به وحشت می‌اندازد. آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏ اند بر عراق مسلّط می‌گردند و به واسطه سوء اعمال آنان أهل عراق دچار ضیق معیشت مى‌شوند، سپس این رنج و زحمت با مرگ یکى از اشرار از میان می‌رود؛ و از مردن او پرهیزگاران خیر اندیش خشنود می‌گردند، و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حجّ بیت اللَّه دارند، به آرزوى خود می‌رسند و به حجّ می‌روند.

هر مردى از شما باید به آنچه که به وسیله دوستى ما به آن تقرّب می‌جست عمل کند و از آنچه مقام او را پست می‌گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب نماید زیرا امر ما بطور ناگهانى می‌رسد؛ آن هم در وقتى که توبه سودى به حال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمی‌دهد.

خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه‏‌اش توفیق دهد.

نسخه توقیع به دست خطّ مبارکش که بر آن سلام باد. این نامه‏‌اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار. خداوند با دیده‏‌اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید. پس آن را خوب نگاهدار، و بر خطّى که مرقوم داشتیم بدان چه تعهّد نمودیم اظهار مدار و نشان کسى مده،

و مفاد آن را به کسى رسان که نزد او آرام می‌گیرى، و جماعت ایشان را سفارش کن که به خواست خدا بدان عمل کنند.

و صلوات خدا بر محمّد و آل پاکش باد.

کتاب احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۶۵۳-۶۴۹


متن عربی این نامه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ فِی الدِّینِ الْمَخْصُوصُ فِینَا بِالْیَقِینِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاهَ عَلَى سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

وَ نُعْلِمُکَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَکَ لِنُصْرَهِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَکَ عَلَى نُطْقِکَ عَنَّا بِالصِّدْقِ

أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِی تَشْرِیفِکَ بِالْمُکَاتَبَهِ وَ تَکْلِیفِکَ مَا تُؤَدِّیهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِینَا قِبَلَکَ أَعَزَّهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ کَفَاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعَایَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَیَّدَکَ اللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ الْمَارِقِینَ مِنْ دِینِهِ عَلَى مَا أَذْکُرُهُ وَ اعْمَلْ فِی تَأْدِیَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ کُنَّا نَائِینَ بِمَکَانِنَا النَّائِی عَنْ مَسَاکِنِ الظَّالِمِینَ

حَسَبَ الَّذِی أَرَانَاهُ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الصَّلَاحِ وَ لِشِیعَتِنَا الْمُؤْمِنِینَ فِی ذَلِکَ مَا دَامَتْ دَوْلَهُ الدُّنْیَا لِلْفَاسِقِینَ

فَإِنَّا نُحِیطُ عِلْماً بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُمْ- وَ مَعْرِفَتُنَا بِالذُّلِّ الَّذِی أَصَابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثِیرٌ مِنْکُمْ إِلَى مَا کَانَ السَّلَفُ الصَّالِحُ عَنْهُ شَاسِعاً وَ نَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخُوذَ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ

فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى انْتِیَاشِکُمْ مِنْ فِتْنَهٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُمْ یَهْلِکُ فِیهَا مَنْ‏ حُمَّ أَجَلُهُ وَ یُحْمَى عَنْهَا مَنْ أَدْرَکَ أَمَلَهُ وَ هِیَ أَمَارَهٌ لِأُزُوفِ حَرَکَتِنَا وَ مُبَاثَّتِکُمْ بِأَمْرِنَا وَ نَهْیِنَا وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ... وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ

اعْتَصِمُوا بِالتَّقِیَّهِ مِنْ شَبِّ نَارِ الْجَاهِلِیَّهِ

یُحَشِّشُهَا عَصَبٌ أُمَوِیَّهٌ یَهُولُ بِهَا فِرْقَهً مَهْدِیَّهً أَنَا زَعِیمٌ بِنَجَاهِ مَنْ لَمْ یَرُمْ فِیهَا الْمَوَاطِنَ وَ سَلَکَ فِی الطَّعْنِ مِنْهَا السُّبُلَ الْمَرْضِیَّهَ

إِذَا حَلَّ جُمَادَى الْأُولَى مِنْ سَنَتِکُمْ هَذِهِ فَاعْتَبِرُوا بِمَا یَحْدُثُ فِیهِ وَ اسْتَیْقِظُوا مِنْ رَقْدَتِکُمْ لِمَا یَکُونُ فِی الَّذِی یَلِیهِ سَتَظْهَرُ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهٌ جَلِیَّهٌ- وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلُهَا بِالسَّوِیَّهِ وَ یَحْدُثُ فِی أَرْضِ الْمَشْرِقِ مَا یَحْزُنُ وَ یُقْلِقُ وَ یَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى الْعِرَاقِ طَوَائِفُ عَنِ الْإِسْلَامِ مُرَّاقٌ تَضِیقُ بِسُوءِ فِعَالِهِمْ عَلَى أَهْلِهِ الْأَرْزَاقُ ثُمَّ تَنْفَرِجُ الْغُمَّهُ مِنْ بَعْدُ بِبَوَارِ طَاغُوتٍ مِنَ الْأَشْرَارِ ثُمَّ یستر [یُسَرُّ بِهَلَاکِهِ الْمُتَّقُونَ الْأَخْیَارُ وَ یَتَّفِقُ لِمُرِیدِی الْحَجِّ مِنَ الْآفَاقِ مَا یُؤَمِّلُونَهُ مِنْهُ عَلَى تَوْفِیرٍ عَلَیْهِ مِنْهُمْ وَ اتِّفَاقٍ وَ لَنَا فِی تَیْسِیرِ حَجِّهِمْ عَلَى الِاخْتِیَارِ مِنْهُمْ وَ الْوِفَاقِ شَأْنٌ یَظْهَرُ عَلَى نِظَامٍ وَ اتِّسَاقٍ

فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ بِمَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ یَتَجَنَّبُ مَا یُدْنِیهِ مِنْ کَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَهٌ فُجَاءَهٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ وَ لَا یُنْجِیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَهٍ وَ اللَّهُ یُلْهِمُکُمُ الرُّشْدَ وَ یَلْطُفُ لَکُمْ فِی التَّوْفِیقِ بِرَحْمَتِهِ

نُسْخَهُ التَّوْقِیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیَا عَلَى صَاحِبِهَا السَّلَامُ هَذَا کِتَابُنَا إِلَیْکَ أَیُّهَا الْأَخُ الْوَلِیُّ وَ الْمُخْلِصُ فِی وُدِّنَا الصَّفِیُّ وَ النَّاصِرُ لَنَا الْوَفِیُّ حَرَسَکَ اللَّهُ بِعَیْنِهِ الَّتِی لَا تَنَامُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لَا تُظْهِرْ عَلَى خَطِّنَا الَّذِی سَطَرْنَاهُ بِمَا لَهُ ضَمَّنَّاهُ أَحَداً وَ أَدِّ مَا فِیهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ وَ أَوْصِ جَمَاعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۴۹۸-۴۹۶


منبع: besuyezohur.ir

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید


نامه‏‌اى در اواخر ماه صفر سال ۴۱۰ (هجرى) از ناحیه مقدّسه امام زمان علیه السّلام به شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان (قدّس اللَّه روحه) رسید.

بخشی از این نامه مهم:

ما از لغزش‌هائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آنها دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‏‌ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏‌اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمی‌دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

متن کامل این نامه را در ادامه مطلب می‌خوانید:

لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ

این نامه‌‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.


«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم»

سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى.

ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بی زوالش مسألت می‌نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو که پروردگار توفیقات را براى یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما می‌گوئى با صداقت افزون گرداند.

اعلام می‌دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و مؤظّف بداریم که آنچه به تو می‌نویسیم به دوستان ما که نزد تو می‌باشند برسانى.

خداوند تمامى ایشان را به طاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنان را برطرف فرماید.

خداوند تو را به امداد خود بر دشمنانش که از دین او بیرون رفته ‏اند، پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى که اطمینان به آنان دارى به طرزى که إن شاء اللَّه می‌‏نویسم عمل کن، هر چند ما در جایى منزل کرده‏ ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم به علّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان می‌باشد در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمی‌ماند.

ما از لغزشهائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آن دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتی‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏ اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمیدانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

نقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود می‌گردد و آن کس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت می‌رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ما است، خداوند هم نور خود را کامل می‌گرداند هر چند مشرکان نخواهند.

با تقیّه خود را از دشمنان نگاه دارید و از افروختن آتش جاهلیّت پرهیز کنید.

کسانى که در این فتنه به جاهاى پنهان؛ پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسندیده گرفته‏‌اند.

چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسید، شما باید از آنچه در آن ماه روى می‌دهد، عبرت بگیرید، و از آنچه بعد از آن واقع می‌‏شود، از خواب غفلت بیدار شوید.

عن قریب علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید می‌‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر می‌گردد که مردم را اندوهگین می‌کند و به وحشت می‌اندازد. آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏ اند بر عراق مسلّط می‌گردند و به واسطه سوء اعمال آنان أهل عراق دچار ضیق معیشت مى‌شوند، سپس این رنج و زحمت با مرگ یکى از اشرار از میان می‌رود؛ و از مردن او پرهیزگاران خیر اندیش خشنود می‌گردند، و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حجّ بیت اللَّه دارند، به آرزوى خود می‌رسند و به حجّ می‌روند.

هر مردى از شما باید به آنچه که به وسیله دوستى ما به آن تقرّب می‌جست عمل کند و از آنچه مقام او را پست می‌گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب نماید زیرا امر ما بطور ناگهانى می‌رسد؛ آن هم در وقتى که توبه سودى به حال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمی‌دهد.

خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه‏‌اش توفیق دهد.

نسخه توقیع به دست خطّ مبارکش که بر آن سلام باد. این نامه‏‌اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار. خداوند با دیده‏‌اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید. پس آن را خوب نگاهدار، و بر خطّى که مرقوم داشتیم بدان چه تعهّد نمودیم اظهار مدار و نشان کسى مده،

و مفاد آن را به کسى رسان که نزد او آرام می‌گیرى، و جماعت ایشان را سفارش کن که به خواست خدا بدان عمل کنند.

و صلوات خدا بر محمّد و آل پاکش باد.

کتاب احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۶۵۳-۶۴۹


متن عربی این نامه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ فِی الدِّینِ الْمَخْصُوصُ فِینَا بِالْیَقِینِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاهَ عَلَى سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

وَ نُعْلِمُکَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَکَ لِنُصْرَهِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَکَ عَلَى نُطْقِکَ عَنَّا بِالصِّدْقِ

أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِی تَشْرِیفِکَ بِالْمُکَاتَبَهِ وَ تَکْلِیفِکَ مَا تُؤَدِّیهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِینَا قِبَلَکَ أَعَزَّهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ کَفَاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعَایَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَیَّدَکَ اللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ الْمَارِقِینَ مِنْ دِینِهِ عَلَى مَا أَذْکُرُهُ وَ اعْمَلْ فِی تَأْدِیَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ کُنَّا نَائِینَ بِمَکَانِنَا النَّائِی عَنْ مَسَاکِنِ الظَّالِمِینَ

حَسَبَ الَّذِی أَرَانَاهُ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الصَّلَاحِ وَ لِشِیعَتِنَا الْمُؤْمِنِینَ فِی ذَلِکَ مَا دَامَتْ دَوْلَهُ الدُّنْیَا لِلْفَاسِقِینَ

فَإِنَّا نُحِیطُ عِلْماً بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُمْ- وَ مَعْرِفَتُنَا بِالذُّلِّ الَّذِی أَصَابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثِیرٌ مِنْکُمْ إِلَى مَا کَانَ السَّلَفُ الصَّالِحُ عَنْهُ شَاسِعاً وَ نَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخُوذَ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ

فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى انْتِیَاشِکُمْ مِنْ فِتْنَهٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُمْ یَهْلِکُ فِیهَا مَنْ‏ حُمَّ أَجَلُهُ وَ یُحْمَى عَنْهَا مَنْ أَدْرَکَ أَمَلَهُ وَ هِیَ أَمَارَهٌ لِأُزُوفِ حَرَکَتِنَا وَ مُبَاثَّتِکُمْ بِأَمْرِنَا وَ نَهْیِنَا وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ... وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ

اعْتَصِمُوا بِالتَّقِیَّهِ مِنْ شَبِّ نَارِ الْجَاهِلِیَّهِ

یُحَشِّشُهَا عَصَبٌ أُمَوِیَّهٌ یَهُولُ بِهَا فِرْقَهً مَهْدِیَّهً أَنَا زَعِیمٌ بِنَجَاهِ مَنْ لَمْ یَرُمْ فِیهَا الْمَوَاطِنَ وَ سَلَکَ فِی الطَّعْنِ مِنْهَا السُّبُلَ الْمَرْضِیَّهَ

إِذَا حَلَّ جُمَادَى الْأُولَى مِنْ سَنَتِکُمْ هَذِهِ فَاعْتَبِرُوا بِمَا یَحْدُثُ فِیهِ وَ اسْتَیْقِظُوا مِنْ رَقْدَتِکُمْ لِمَا یَکُونُ فِی الَّذِی یَلِیهِ سَتَظْهَرُ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهٌ جَلِیَّهٌ- وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلُهَا بِالسَّوِیَّهِ وَ یَحْدُثُ فِی أَرْضِ الْمَشْرِقِ مَا یَحْزُنُ وَ یُقْلِقُ وَ یَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى الْعِرَاقِ طَوَائِفُ عَنِ الْإِسْلَامِ مُرَّاقٌ تَضِیقُ بِسُوءِ فِعَالِهِمْ عَلَى أَهْلِهِ الْأَرْزَاقُ ثُمَّ تَنْفَرِجُ الْغُمَّهُ مِنْ بَعْدُ بِبَوَارِ طَاغُوتٍ مِنَ الْأَشْرَارِ ثُمَّ یستر [یُسَرُّ بِهَلَاکِهِ الْمُتَّقُونَ الْأَخْیَارُ وَ یَتَّفِقُ لِمُرِیدِی الْحَجِّ مِنَ الْآفَاقِ مَا یُؤَمِّلُونَهُ مِنْهُ عَلَى تَوْفِیرٍ عَلَیْهِ مِنْهُمْ وَ اتِّفَاقٍ وَ لَنَا فِی تَیْسِیرِ حَجِّهِمْ عَلَى الِاخْتِیَارِ مِنْهُمْ وَ الْوِفَاقِ شَأْنٌ یَظْهَرُ عَلَى نِظَامٍ وَ اتِّسَاقٍ

فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ بِمَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ یَتَجَنَّبُ مَا یُدْنِیهِ مِنْ کَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَهٌ فُجَاءَهٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ وَ لَا یُنْجِیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَهٍ وَ اللَّهُ یُلْهِمُکُمُ الرُّشْدَ وَ یَلْطُفُ لَکُمْ فِی التَّوْفِیقِ بِرَحْمَتِهِ

نُسْخَهُ التَّوْقِیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیَا عَلَى صَاحِبِهَا السَّلَامُ هَذَا کِتَابُنَا إِلَیْکَ أَیُّهَا الْأَخُ الْوَلِیُّ وَ الْمُخْلِصُ فِی وُدِّنَا الصَّفِیُّ وَ النَّاصِرُ لَنَا الْوَفِیُّ حَرَسَکَ اللَّهُ بِعَیْنِهِ الَّتِی لَا تَنَامُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لَا تُظْهِرْ عَلَى خَطِّنَا الَّذِی سَطَرْنَاهُ بِمَا لَهُ ضَمَّنَّاهُ أَحَداً وَ أَدِّ مَا فِیهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ وَ أَوْصِ جَمَاعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۴۹۸-۴۹۶


منبع: besuyezohur.ir

پاسخ آیت‌الله بهجت درباره دیدار امام زمان عج

پاسخ آیت‌الله بهجت درباره دیدار امام زمان عج



راه‌های تشخیص صدق و کذب دیدار افراد با امام زمان(عج)

*رؤیت حضرت به چند طریق امکان دارد و تشخیص صدق و کذب آن چگونه است؟

رؤیت حضرت در عصر غیبت کبرا به سه صورت ممکعن است:

الف) در عالم خواب؛

ب) در حال مکاشفه؛

ج) در حال بیداری.

که در حال بیداری از نظر کیفیت و نحوه دیدار سه گونه دارد:

۱ ـ دیدار با حضرت با عنوان غیرحقیقی؛ به گونه‌ای که دیدار‌کننده هنگام ملاقات و بعد از آن، هیچ گونه توجهی به شخص حضرت ندارد و ایشان در این دیدار، فردی عادی و ناشناس تلقی می‌شود، این رؤیت ممکن است برای بسیاری از افراد به طور تصادفی و ناشناس رخ دهد و حضرت با افراد برخورد داشته باشد، ولی هرگز او را نمی‌شناسند.

۲ـ دیدار حضرت همراه با شناخت؛ یعنی شخص دیدار کننده حضرت را به هنگام دیدار بشناسد، این نوع رؤیت، بسیار اندک و انگشت شمار است؛ زیرا چنین رؤیتی با فلسفه غیبت منافات دارد و در عصر غیبت، اصل بر این است که حضرت از چشمان مردم پنهان باشد، مگر در مواردی که مصلحت مهم‌تری اقتضا کند و حضرت بنا به مصالحی خود را بشناساند که این نوع دیدار فو‌ق‌العاده اندک است؛

۳ـ رؤیت حضرت در حال غفلت از حضور امام، یعنی شخص حضرت مهدی(عج) را ملاقات می‌کند، ولی در آن حال به حضور حضرت توجهی ندارد و وی را فردی عادی می‌پندارد، اما پس از ملاقات با توجه به دلایل و شواهد موجود، یقین پیدا می‌کند که وی امام عصر(عج) بوده است.

بیشتر تشرفاتی که در کتاب‌ها نقل شده است، از این نوع است و نشناختن نیز یا به دلیل غفلت شخص دیدار کننده در آن حال است و یا به دلیل اینکه حضرت در او تصرفات تکوینی و ولایی کرده و اجازه شناخت را به وی نمی‌دهد؛ ولی بعد از جدایی، از قراین دیگر قطع پیدا می‌کند که وی امام بوده است.

اما تشخیص صدق و کذب چنین رؤیت‌هایی، به دلیل یقینی و صدق گوینده نیاز دارد، چنین ادعاهایی از افراد ناموثق و بی‌تقوا پذیرفتنی نیست و اصل بر تکذیب مدعی چنین دیدارهایی است، مگر اینکه به صحت گفتار وی یقین داشته باشیم.

دلیل ناشناس بودن امام زمان(عج) در عصر غیبت

*چرا افراد هنگام ملاقات امام را نمی‌شناسند؟

زیرا غیبت که به معنای ناشناس بودن حضرت است، اقتضا می‌کند که دیگران حضرت را نشناسند، پس نشناختن حضرت در چنین ملاقات‌هایی طبق قانون غیبت بوده و دلیل نمی‌خواهد؛ زیرا ایشان در حال غیبت‌اند و نباید غیبت و ناشناس بودن، به ظهور و شناسایی تبدیل شود.

در عین حال با اینکه در زمان غیبت به دلایلی که موجب غیبت شده، امام مهدی(عج) باید از دیده‌ها مخفی باشند، ممکن است کسانی که مشکل بزرگی دارند یا به مقامات معنوی عالی دست یافته‌اند، به محضر آن حضرت شرف‌یاب شوند.

البته این شرف‌یابی می‌تواند متفاوت باشد، برخی حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند؛ گروهی می‌بینند و می‌شناسند و حضرت هم با آنان سخن می‌گوید؛ برخی او را می‌بینند و می‌شناسند و اجازه می‌یابند که با ایشان سخن بگویند، این تفاوت‌ها به دلیل اختلاف درجات معنوی افراد است.

در هر حال دلیل اینکه افراد کمی هنگام ملاقات، آن حضرت را می‌شناسند، آن است که شایستگی دیدن همراه با شناخت، در افراد کمی وجود دارد.

چرا نباید برای دیدن بقیة‌الله(عج) اصرار کرد

*آیا دیدن امام زمان(عج) دارای شرایط خاصی است و نصیب هر کسی می‌شود؟ و آیا ندیدن آن حضرت مصلحتی دارد؟


دیدن امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است، اما همه سعادت این نیست که انسان شبانه‌روز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد، البته دیدن حضرت سبب نمی‌شود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسان‌های معاصر دیگر امامان(ع) با وجد دیدن امام معصوم باز هم گناه می‌کردند و حتی گاهی با آنها مخالفت می‌کردند.

دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگر چه نصیب هر کس نمی‌شود، ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست، بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان(عج) را ندیدند، ولی چه بسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دست‌گیری کرده و از این جهت امام را دیده باشند.

مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.

احمد ‌بن حسن بن ابی‌صالح خجندی، مدتی در جست‌وجوی امام زمان(عج) شهرها را می‌گشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود، عاقبت نامه‌ای از طریق حسین‌بن روح به این مضمون برای حضرت مهدی(عج) نوشت: «دل من، شیفته جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب تو می‌کوشم، تمنا دارم جوابی مرحمت فرمایید که قلب من ساکن شود و دستوری در این باره فرمایید».

جواب آمد: «هر کس در خصوص من جست‌وجو و تجسس کند، مرا می‌طلبد و هر کس مرا بیابد، به دیگران بنماید و هر کس مرا به دیگران بنماید، مرا به کشتن دهد و هر کس مرا به کشتن دهد، مشرک شود».

بنابراین احتمال دارد که به صلاح ما نباشد آن حضرت را ملاقات کنیم، چه بسا دیدار حضرت مایه عجب، تکبر و خودپسندی ما شود که خود مایه هلاکت انسان است.

نظر آیت‌الله بهجت درباره علت نقاب دیدار ما با امام زمان(عج)

*آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟


قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.

دعای امام زمان برای مؤمنی که بعد از ذکر مصیبت کربلا برای فرج دعا کنددعای امام زمان برای مؤمنی که بعد

دعای امام زمان برای مؤمنی که بعد از ذکر مصیبت کربلا برای فرج دعا کند


"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏‌اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏‌شود و نعمت‌ها و منت‌ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.

اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏‌نویسد:
"چون ما نمى‌‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‌‏باشد."


اوقات و مکان‌هایی که دعا برای فرج در آنها بیشتر تأکیده شده


بعد از ذکر مصیبت سیّد الشهداء(ع)
زیرا که این دعا نوعی یاری نمودن آن حضرت است و مؤید این است که یکی از دوستان صالح من یاد کرد اینکه: مولایمان حضرت حجت را در خواب دیده بود پس آن حضرت مضمون چنین مطلبی را فرموده بود که:
من برای مؤمنی که مصیبت جدّ شهیدم را یادآور شود سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید دعا می‌کنم.

ماه محرّم
و هر روزی که در آن ظلمی از دشمنان بر امامان بر حق واقع شده، زیرا که ایمان و محبّت شخص مؤمن نسبت به ایشان و حزن و اندوهش بر مصیبت‌های آنان، او را بر می‌انگیزند که در پی خونخواهی و انتقام‌جویی و دادخواهی امامان باشد، و این امور در چنین زمان‌هایی فراهم نمی‌گردد مگر با درخواست زودتر شدن ظهور و تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان چنانکه پوشیده نیست.


روز عاشورا
دلیل بر این دعایی است که در اقبال و مزار بحار و زاد المعاد به روایت عبداللَّه بن سنان از امام صادق علیه السلام رسیده، و در اوّل آن دعا آمده است: «اللَّهُمَّ عَذِّبِ الفَجَرَةَ الَّذینَ شاقُّوا رَسُولَکَ ...»؛ پروردگارا فاجرانی که با فرستاده تو به مخالفت برخاستند عذاب کن ... .

و سِرّش این است که در چنین روزی آن همه مصیبت و محنت بر مولایمان سالار شهیدان علیه السلام وارد آمده و خدای - عز و جل - وعده فرموده که از ظلم کنندگان بر آن حضرت به وسیله مولای قائم ما عجل اللَّه فرجه انتقام گیرد - چنانکه در روایات به این مطلب تصریح شده است -

بنابراین هرگاه مؤمن در روز عاشورا مصیبت‌های امام مظلوم را به یاد آورد و دانست که خدای تعالی برای او انتقام گیرنده‌ای را تعیین فرموده، ایمان و علاقه‌اش به آن حضرت او را به دعا کردن، و ظهور آن منتقِم را خواستن برمی‌انگیزند، که صمیمانه قیام امام عصر عجل اللَّه فَرَجه را از خدای قادر بخواهد، لذا این درخواست در دعای مشارالیه آمده است.

و نیز به همین جهت است که در بخش گذشته گفتیم: هر کس برای این امر بزرگ دعا کند، به پاداشی نایل می‌شود که جز خدای تعالی کسی آن را نمی‌داند، و آن خونخواهی برای امام مظلوم شهید - صلوات اللَّه و سلامه علیه - است.

 

حرم حضرت سیّد الشهداء(ع)
و از جمله جاهایی که دعا برای تعجیل فرج در آنها مؤکد است: حرم مطهر مولای شهید مظلوممان حضرت اباعبدالله الحسین است، چون هرگاه مؤمن در حرم شریف آن حضرت انواع ظلم و مصیبتی که بر او و خاندان گرامیش وارد آمده در ذهن مجسم کند و بداند که خونخواه آن جناب و انتقام گیرنده از دشمنان و ستم کنندگان به او، مولایمان صاحب الزمان است، عقل و مودتش او را خواهند برانگیخت که برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت دعا نماید، و با تضرع و زاری این امر را از درگاه الهی بخواهد.
و شاهد بر این است آنچه در روایت ابوحمزه ثمالی در باب هفتاد و نهم کامل الزیارات از امام صادق(ع) آمده که در جایی از آن زیارت فرموده: پس از درود فرستادن بر حسین(ع) و بر همه امامان درود می‌فرستی همچنان که بر حسن و حسین درود فرستادی، و می‌گویی: خداوندا به آنها کلمات خویش را تمام گردان و عده‌ات را به ایشان تحقق بخش (1)...
و در جای دیگر از همان زیارت فرموده: ...سپس گونه‌ات را بر آن بگذار و بگو: اللَّهُمَّ رَبَّ الحُسَینِ إشْفِ صَدْرَ الحُسَینِ اللَّهُمَّ رَبَّ الحُسَین أَطلُب بِدَمِ الحُسین (2)... خداوندا، ای پروردگار حسین سینه حسین را شفا بده، خداوندا، ای پروردگار حسین برای حسین خونخواهی کن.
جهت دلالت این عبارت روشن است، چون مولایمان حضرت حجت(ع) است که برای حسین(ع) خونخواهی می‌کند، و با انتقام گرفتن از دشمنانش سینه‌اش را شفا می‌دهد.


پی نوشت:

1) کامل الزیارات ، 405 .
2) کامل الزیارات ، 414 .


منبع: مکیال المکارم، ج2


 besuyezohur.ir

شناخت همان باور حضور گسترده توست

شناخت همان باور حضور گسترده توست


 

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، به یک معنا همه جا حاضر هست. مگر ما همه جا نمی گوییم: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ[] السلام علیک یعنی حضور السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ[] اگر غایب هست چرا به حضور خطاب می کنیم .امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همه جا هست شعاع وجودش همه جا را پر کرده است.

آقا شیخ جواد کربلایی، روی منبر این حدیث را می فرمودند: یک کسی، به امام  صادق علیه السلام (ازاصحاب خاص بود)عرض کرد: آقا من می خواهم در حق شما معرفت پیدا بکنم اصرار کرد. حضرت هم دیدند؛ یه کم آمادگی دارد. به بعضی از اصحاب فرمودند: که این را، تو این حوض که عمق دارد بیندازید. اصحاب او را تو آب انداختند.  بی چاره شنا بلد نبود. خلاصه دست و پا زد تا نزدیک دیوار آمد که بیرون بیاد. فرمودند: نگذارید بیرون بیاید دوباره توآب انداختند. چندین بار خواست بیرون بیاید. حضرت علیه السلام فرموند: دوباره بیندازید دیگر نفسش به شماره افتاد بود. کافی بود یه بار دیگر سرش زیرآب برود. آن لحظه آخر عرضه داشت: ای امام صادق علیه السلام به داد من برسید. از همه وجودش امام علیه السلام را صدا زد فوری دیدند یک قدرتی او را بیرون گذاشت امام علیه السلام فرمود: چی دیدی؟ گفت لحظه آخر وقتی با تمام وجودم گفتم: یا امام صادق علیه السلام به دادم برس دیدم میلیون ها امام صادق علیه السلام، دست دراز کرده اند دارن دست من را می گیرند. تمام عالم امام صادق علیه السلام است. امام رکن عالم است یعنی تمام عالم وابسته به این شخصیت است حضرت علی علیه السلام می فرمایند: ظَاهِرُهُ أَمْرٌ لَا یُمْلَکُ وَ بَاطِنُهُ غَیْبٌ لَا یُدْرَکُ وَاحِدُ دَهْرِهِ[] باطن من غیبی است که همه درک نمی کنند. داریم که هرکس دم مردن، تمام امامان را می بیند. اگر کسی جلوتر موتوا قبل أن تموتوا [] بشود  بمیرد. امام را می شناسد. کسی که از این طبیعت بیرون بیاد؛ می بیند ملکوت وباطن عالم همه امام است. گفت: اصلا غیر امام صادق علیه السلام کسی را ندیدم. گفت: حالا شناختی؟ گفت بله یا بن رسول الله شناختم.


منبع: besuyezohur.ir