ارتباط محتوایی جریان مهدویت با ماه رمضان

ارتباط محتوایی جریان مهدویت با ماه رمضان


یک پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت با اشاره به ارتباط محتوایی جریان مهدویت با ماه مبارک رمضان گفت: شب‌های قدر شب امام عصر (عج) است و تردیدی نیست که به لحاظ بنیادی و اعتقادی همه ملائکه در شب‌های قدر بر وجود مقدس امام زمان (عج) نازل می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد میرتبار در گفت‌وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که «یکی از موضوعات مناسب و در شان ماه رمضان ارتباط آن با جریان مهدویت است» اظهار کرد: از آنجا که ماه رمضان ماه دعاست و از طرفی روح همه ادعیه دعا برای ظهور مصلح و امام عصر (عج) است این ارتباط را می‌بینیم، زیرا ما معتقدیم شخصیتی که حجت خدا و امام زنده است و می‌تواند دعاهای ما با عنایت ایشان مورد قبول درگاه حق قرار گیرد به معنای روح دعا بودن آن حضرت است.

این استاد مرکز تخصصی مهدویت خاطرنشان کرد: امام عصر (عج) برجسته‌ترین دعا در ماه مبارک را برای ما به هدیه گذاشته‌اند و آن دعای افتتاح است که مخصوص شب‌های ماه مبارک رمضان است و از ناحیه ایشان صادر شده است.

وی با اشاره به فرازهایی از این دعا به ویژه در جایی که حضرت شکوه‌ای از تنهایی اهل بیت (ع) و مظلومیت شیعیان دارند، گفت: دعای معروف "اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُو ..." که دعای مشترک هر روز ماه رمضان است روح این دعا بوده و درخواست ظهور امام عصر (عج) از جانب خداوند متعال است.

میرتبار ادامه داد: ما معتقدیم با آمدن امام عصر (عج) همه مشکلات حل خواهد شد و در عصر ظهور حضرت، فقرا به غنا می‌رسند و همه دردها در آن زمان التیام می‌یابد و عصر ظهور عصری است که ثروت از دست غارتگران ثروت عمومی خارج شده و در مسیر نیازهای عمومی جامعه مصرف می‌شود که همه این معارف در دل این دعا ذکر شده است.

این پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت با بیان این‌که «در جامعه مهدوی گرسنگی باقی نخواهد ماند و حتی یک فرد نیازمند را در عصر ظهور نمی‌توان به راحتی پیدا کرد» گفت: تا این حد طعم بی‌نیازی، آرامش، امنیت و رفاه واقعی را در عرصه معیشتی در عصر ظهور خواهند دید.

وی افزود: انتظار ظهور امان زمان (عج) بطن این دعاست، چون در جامعه عصر ظهور هیچ برهنه‌ای دیده نخواهد شد و در روایات آمده آنقدر بذل و بخشش‌های کریمانه دولت مهدوی اتفاق می‌افتد که حضرت به رهبری بخشنده معروف می‌شود.

میرتبار در ادامه با ذکر فراز "اَللّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ" در دعای مشترک روزهای ماه رمضان و ارتباط آن با آموزه‌های مهدوی، تصریح کرد: این دعا نیز مربوط به عصر ظهور است، زیرا در روایات داریم که امام زمان (عج) دِین همه بدهکاران را ادا می‌کند و قرض همه مقروضین را ادا می‌نمایند. همچنین در روایات داریم که خداوند به وسیله امام عصر از امت رفع گرفتاری می‌کند.

این پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت یادآور شد: در نامه امام عصر (عج) به شیخ مفید فرمودند ما در رسیدگی و سرپرستی شما اهمال نمی‌کنیم. یاد شما را از خاطرمان نمی‌بریم و اگر جز این بود دشمنان، شما را از بین می‌برند.

وی همچنین به تقارن تاسیس مسجد مقدس جمکران در هفدهم ماه رمضان و واقع شدن شب‌های قدر در این ماه و ارتباط آن با مقوله مهدویت، افزود: شب هفدهم ماه رمضان سالروز تاسیس مسجد مقدس جمکران بود که این نیز یک ارتباط نزدیک با مساله مهدویت دارد. همچنین شب‌های قدر شب امام عصر (عج) است و تردیدی نیست که به لحاظ بنیادی و اعتقادی همه ملائکه در شب‌های قدر بر وجود مقدس امام زمان (عج) نازل می‌شوند.

این پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت تاکید کرد: از آنجا که امام زمان (عج) حجت خدا و واسطه بین خالق و خلق است، لذا باید ملائکه و روح بر وجود امام عصر نازل شود و مقدرات مردم ابتدا باید به امضای مبارک امام برسد که شب تقدیر است.

میرتبار خاطرنشان کرد: از اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان خواندن دعای سلامتی امام زمان (عج) است و این آموزه نیز ارتباط نزدیکی بین جریان مهدویت و ماه رمضان را نشان می‌دهد.

وی همچنین به ارتباط روز قدس و جریان مهدویت اشاره کرد و افزود: روز قدس نیز در ماه رمضان واقع شده و طبق روایات امام عصر (عج) به قدس شریف تشریف می‌برند و او منجی واقعی قدس، از دست یهودی‌های خبیث است.

این مدرس مرکز تخصصی مهدویت در پایان اظهار کرد: ماه رمضان بهار قرآن است و امام زمان (عج) نیز در زیارت آل‌یاسین به بهار دل‌های عاشق و شیفته یاد شده است و این تعبیر بهار بودن امام با بهار بودن ماه رمضان برای قرآن ارتباط بسیار زیبایی بین مهدویت و ماه رمضان ایجاد می‌کند.

امام زمان (عج) و ماه مبارک رمضان

امام زمان (عج) و ماه مبارک رمضان


پیامبر می فرماید: «ماه رمضان برترین ماه سال قمری است.» هم چنین در جایی دیگر ایشان فرموده : «مهدی(عج) سید و آقاست.»

اگر امروز امام مهدی(عج) برترین و کامل ترین انسان روی زمین است و ماه رمضان هم بهترین ماه خداست، پس باید بین این دو پیوندی عمیق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ویژه سیر و سلوک است، پس باید با امام زمان(عج) که برترین سالک و رهروی خداست، پیوندی خاص وجود داشته و بین سلوک معنوی ما در این ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ویژه ای باشد.

در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پیوند امام مهدی(عج) و ماه رمضان،

• پیوند سلوک عبادی و معنوی ما در ماه رمضان با امام مهدی(عج)،

• رابطه سه گانه، یعنی رابطه ویژه امام مهدی(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدی(عج) و ماه رمضان

زیارت آل یاسین شرح حالات عبادی و معنوی امام مهدی(عج) است. امام مهدی که راهش، امتداد راه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام زین العابدین(ع) است. عبودیت و بندگی او نه از سر نیاز یا ترس، بلکه از سر درک حقیقت هستی و سپاس گزاری از خداست، عبودیتی که همیشه در وجود امام جاری است و در برخی حالات به نقطه اوج خود می رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگی امام است.

رسیدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدی(عج)

فهم حقیقت رمضان و توفیق رسیدن به معبود جز با توسل به پیشگاه مهدی(عج) میسر نمی شود. دعای افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک می دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبی ها و کمالات هستم و می دانم که راه رسیدن به این کمالات توسل به امام مهدی(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهایت نزدیکی به خود برسان.

هدایت معنوی و باطنی انسان ها به دست امام مهدی(عج) است و به برکت وجود معنوی و نورانی اوست که عالم هستی از فیض حق تعالی بهره مند می شود. حال اگر امام در نهایت بندگی باشد، در عبودیت او رحمت و مهربانی خدا نیز اوج می گیرد.

دعای امامان نشان می دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالی رو می آوردند و برای کل هستی و به ویژه برای ما انسان ها از خداوند طلب بخشش می کردند. به همین دلیل است که می گویند به برکت سلوک معنوی امام، حیات بشری شکل می گیرد و امتداد می یابد و عالم به سوی کمال حرکت می کند و تنها با این تعبیر شب قدر معنا می یابد.

موعود در آیین زرتشت

موعود در آیین زرتشت 


 اعتقاد به موعودی نجاتبخش که در آینده خواهد آمد تا جهان پر از فساد و تباهی را از نو بنیان کند و مردم را از شر ظلم و بیداد و بدبختی نجات بخشد، تقریبا در تمامی مذاهب و مکاتب الهی و بشری نمایان است. بسیاری از دین پژوهان و مورخان غربی بر این باورند که این عقیده به دست ایرانیان باستان میان یهودیان منتشر شده، و سپس از ایشان به مسیحیان و مسلمانان منتقل شده، و در میان ادیان سامی به صورت یکی از معتقدات اصلی دینی درآمده است. نقد و بررسی این نظریه فرصت دیگری را می طلبد، اما این دیدگاه، گویای جایگاه والا و برجسته این باور در ادیان ایران باستان، به ویژه آیین زرتشت است. نوشته حاضر عهده دار تبیین و توضیح این باور زرتشتی است.

بشر از آغاز پیدایی اش تاکنون، همواره چشم انتظار نجاتبخشی اصلاحگر بوده است. این موعود که در آیین مزدیسنا «سوشیانس » خوانده می شود، به صورتی همان کالکی هندوان (دهمین تجلی ویشنو)، بودای پنجم بوداییان، مسیحای یهودیان، فارقلیط مسیحیان و حضرت مهدی (عج) مسلمانان است. البته چنین اندیشه ای تنها مختص این ادیان نیست، چنین روایاتی در اشکال مختلف از قصص مذهبی گرفته تا اساطیر و افسانه ها، بلکه در میان همه اقوام و ملل متمدن و غیرمتمدن جهان و حتی قبایل بدوی وجود داشته است; مثلا در میان سرخپوستان امریکای میانی، آزتکها از کتسال کواتل (Quetzal Coatl) و تولتکها از سه آکاتل توپیلتسین (Ce Acatl Topiltzin) و مایاها از کوکولکان ( Kukulcan) در اساطیر خویش یاد می کنند، که احتمالا منشا هر سه یکی است.

ایشان بر این باور بودند که این شخصیتهای اسطوره ای، که تدریجا به مقام خدایی ارتقا یافتند، همان گونه که به شکل ناگهانی و اسرارآمیزی ناپدید شدند، دوباره روزی مراجعت می کنند و باعث نجات مردم و سامان بخشیدن به اوضاع جامعه خویش خواهند شد. (1)

اینکاها نیز از ایزدی آفریننده موسوم به ویراکوچا (Virakocha) نام می برند و معتقدند پس از آن که کار آفرینش به دست وی پایان یافت، دستورهایی برای مردمش بر جای گذاشت; و قبل از آن که در آسمان ناپدید شود، قول داد که روزی مراجعت خواهد کرد. (2)

ساکنان جزایر ملانئید ,(Melaneid) واقع در جنوب اقیانوس آرام، در این باره افسانه ای دارند مبنی بر این که در زمانهای دور، پادشاه یک سرزمین ناشناس - که امریکا نام داشت - به دیدار آنها آمده بود. نام این خدا جان فرام (John Frum) بود، که به آنها قول داد در روزی از روزها با پنجاه هزار تن از پیروان آسمانی اش از دهانه آتشفشان مازور ( Masur) بیرون آید و زندگی فقیرانه بومیان را بهبود بخشد و برای آنها خوشبختی به ارمغان آورد. ولی بومیان می گویند این خدا فقط در صورتی نزد آنها باز خواهد گشت که آنها سنتها را زنده نگاه داشته و خدایان را پرستش کنند. (3) گذشته از اینها، چنین معتقداتی را می توان در اساطیر کهن مصر باستان، چین و یا افسانه های یونانی بازشناخت.

اعتقاد به موعود در عقاید مانوی نیز خودنمایی می کند. در قطعه شماره 9 اسناد مکشوفه تورفان (کلکسیون لنینگراد) پرسشهایی درباره آخرالزمان و علامات آن مطرح می شود. این اسناد سالها پس از زمان مانی نوشته شده است، ولی از آنها چنین بر می آید که پیروان مانی به ظهور وی در آخرالزمان معتقد بوده اند. تکه هایی از کتاب شاپورگان (4) مانی وجود دارد که در آنها اشاره به ظهور مانی نمی شود، اما از قراینی چنین به دست می آید که انتظار ظهور عیسی را دارند. در شاپورگان، ترجمه مولر، نام «خرد شهر ایزد» آمده که در آخرالزمان باید ظهور بکند. جکسون عقیده دارد که بی شک عیسی به این لقب نامیده شده است. در قطعات پهلوی لنینگراد به «آمدشنیه ییشو زندگر» و در جای دیگر «مردان پوسر» اشاراتی شده است.

به هر حال، وقایعی که با ظهور مصادف می شود، عبارت از علامات شگفت انگیزی است که در آسمان پدید می آید و برآمدن «خرد شهر ایزد» دلالت می کند، و دانش را پیش از تکمیل فرشگرد به دنیا می آورد. فرشتگانی از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می شوند و به همه اهل دنیا پیام می فرستند. اما اشخاص شرور او را انکار می کنند و کاذب می شمارند. از طرف دیگر، پنج تن از نگهبانان پیروزگر آسمانها و زمینها با پرهیزگاران و دیوان فروتن به پرستش او سر فرود می آورند. (5)

برخلاف دیگر ادیان، که معمولا منتظر یک موعود نجاتبخش اند، - زرتشیان منتظر سه موعود هستند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد. در این جا لازم است قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشاره ای گذرا به بحث ادوار جهانی یا سال کیهانی در آیین زرتشت داشته باشیم، که افسانه ظهور این موعودهای سه گانه در چنین چارچوبی جای داده شده است. البته باید یادآور شویم که متنهای زرتشتی درباره این که «سال کیهانی » از چند هزاره تشکیل می شود همسخن نیستند. پاره ای می گویند از نه هزاره، و برخی این دوره جهانی را به مناسبت دوازده برج سال طبیعی و دوازده نشان منطقة البروج متشکل از دوازده هزاره می دانند. قراینی نیز حکایت می کند رقم اصلی شش هزار سال بوده و به تدریج به نه هزار سال و دوازده هزار سال افزایش یافته است. (6)

امیل بنونیست (Emil Benveniste) در این باره می نویسد: نه هزار سال عقیده زروانیان و دوازده هزار سال اعتقاد مزدیسنان غیر زروانی است. (7) اما نیبرگ (Nyberg) عقیده دارد که عمر جهان بنابر رای زروانیان دوازده هزار، و بنابر اعتقاد مزدیسنان غیرزروانی نه هزار سال است. (8) با این همه، سال کیهانی کامل، چنان که مشروحا در فصل اول بندهش مندرج است، دوازده هزار سال است، که خود به چهار دوره یا عهد سه هزار ساله تقسیم می شود. (9)

در سه هزاره اول، اهورامزدا عالم فروهر، یعنی عالم روحانی را بیافرید، که عصر مینوی جهان بوده است. در سه هزاره دوم از روی صور عالم روحانی، جهان جسمانی خلقت یافت. در این دوره امور جهان و زندگی مردمان فارغ از گزند و آسیب بود و به همین دلیل عصر طلایی تاریخ دینی مزدیسنان نامیده می شود. سه هزاره سوم، دوران شهریاری شهریاران و لقت بشر و طغیان و تسلط اهریمن است. زرتشت درست در آغاز هزاره اول از دوران چهارم زاده شد; یعنی هنگامی که بنابر سنت دوران واپسین از چهار دوره عمر جهان بود. (10)

به موجب روایات زرتشتی، و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که با نام عمومی سوشیانس خوانده می شوند. این نام بخصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. کلمه «سوشیانس » که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده است. در فروردین یشت، بند 129، در معنی سوشیانت چنین آمده است: «او را از این جهت سوشیانت خوانند; برای آن که او به کلیه جهان مادی سود خواهد بخشید.» (11)

این کلمه چندین بار در گاتاها برای شخص زرتشت به کار رفته و پیامبر خود را سوشیانت خوانده; یعنی کسی که از وجودش سود و نفع برمی خیزد و سود رساننده است. (12) همچنین چند بار دیگر در سرودها این واژه به صورت جمع آمده و زرتشت خود و یارانش را «سودرسانندگان » معرفی کرده است. (یسنا، 34/13، 46/3، 48/12) (13) در سایر قسمتهای اوستا نیز غالبا سوشیانسها به صورت جمع آمده و منظور از آنها پیشوایان و جانشینان زرتشت است که در تبلیغ کردن دین کوشا هستند و مردم را به راه راست هدایت می کنند. (14) در یسنا (26/10)، که از ستایش فروشی نیکان یاد شده، آمده است: «همه فروهرهای نیک توانای مقدس پاکان را می ستاییم از آن (فروهر) کیومرث تا سوشیانت پیروزگر.» (15) همین موضوع در یسنا (59/28) نیز تکرار شده است.

در یسنا (24/5) از سوشیانسها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده اند یاد می شود:

ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان; آن پاکانی که مرده اند و آن پاکانی که زنده اند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوکننده اند. (16)

و در فروردین یشت کرده 1 فقره 7 آمده است:

ای سپنتمان! فروهرهای نخستین آموزگاران دین و فروهرهای مردانی که هنوز متولد نشدند و در آینده سوشیانسهای نوکننده جهان خواهند بود، از فروهرهای سایر مردمان قویتر هستند. (17)

در گزارش پهلوی وندیداد (19/5) سوشیانت به صورت [Sut aumand ] سودمند آمده و از آن هنگامی سخن رفته که میان زرتشت و اهریمن (انگرمینو) جدالی سخت بوده است. اهریمن دیوان را برمی انگیزد تا زرتشت را هلاک کنند، اما زرتشت با خواندن ادعیه و توسل به کلام مقدس دیوان را می راند و بر آن می شود تا آفرینش شر اهریمنی را نابود سازد. اهریمن به تمنا می خواهد زرتشت را منصرف کند، اما زرتشت در جوابش می گوید:

ای اهریمن بدسگال! من آفریده های دیو ساخته را تباه می کنم; دیو نسو (Nasu) [دیولاشه و مردار] را بر می افکنم; پری خنتائیتی (18) را هلاک می کنم; تا آن گاه سوشیانت پیروزمندانه از آبهای دریاچه کسو (Kasu) (19) در جانب مشرق از سوی خاورگاهان زاییده شود. (20)

اما عمده مطالب درباره سوشیانسها در یشتهای سیزدهم و بویژه نوزدهم آمده است. در یشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشیانس در آخرالزمان و نو شدن گیتی و سپری شدن جهان چنین آمده است:

فر کیانی نیرومند مزدا آفریده را ما می ستاییم; (آن فر) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، کارگر چست را که برتر از سایر آفریدگان است; که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت. (21) در هنگامی که گیتی را نو سازد; (یک گیتی) پیر نشدنی، نمردنی، نگندیدنی، نپوسیدنی، جاودان زنده، جاودان بالنده و کامروا. در آن هنگامی که مردگان دگرباره برخیزند و به زندگان بی مرگی روی کند. پس آن گاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوی خود تازه کند.

پس جهانی که فرمانبردار راستی است فناناپذیر گردد. دروغ دگرباره به همان جایی رانده شود که از آن جا از برای آسیب رساندن به راستی پرستان و نژاد و هستی وی آمده بود. تباهکار نابود خواهد گردید; فریفتار رانده خواهد شد.

در هنگامی که استوت ارته ( سوشیانت) پیک اهورامزدا، پسر «ویسپه تئوروئیری (22) از آب کیانسیه به در آید، گرز پیروزمند آزنده; (گرزی) که فریدون دلیر داشت در هنگامی که اژی دهاک (ضحاک) کشته شد.

که افراسیاب تورانی داشت در هنگامی که زنگیاب (23) دروغگو کشته شد، که کیخسرو داشت در هنگامی که افراسیاب تورانی کشته شد، که کی گشتاسب داشت (آن) آموزگار راستی از برای سپاهش، با این (گرز) او (استوت ارته) دروغ را این جا از گیتی بیرون خواهد کرد.

او (استوت ارته سوشیانس) با دیدگان خرد بنگرد. به همه آفریدگان او نگاه خواهد کرد; آنچه زشت نژاد است، او با دیدگان بخشایش سراسر جهان مادی را خواهد نگریست و نظرش سراسر جهان را فنا ناپذیر خواهد ساخت.

یاران استوت ارته پیروزمند به در خواهند آمد. نیک پندار، نیک گفتار، نیک کردار و نیک دین اند و هرگز سخن دروغ به زبان نیاورند. در مقابل آنان خشم خونین سلاح بی فر رو به گریز نهد. راستی به دروغ زشت تیره بدنژاد غلبه کند.

منش بد شکست خواهد یافت. منش خوب به آن چیره شود. (سخن) دروغ گفته شده، شکست خواهد یافت. سخن راست گفته شده به آن چیره خواهد شد. خرداد و امرداد هر دو را شکست دهند: گرسنگی و تشنگی را. خرداد و امرداد گرسنگی و تشنگی زشت را شکست دهند. اهریمن ناتوان بدکنش رو به گریز خواهد نهاد. (24)

بر اساس روایات پهلوی، نطفه زرتشت در دریاچه هامون، [کیانسیه یا کسه ایه (Kasaoya) ]قرار دارد. در آخرین هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشیزه از این نطفه بارور می شوند و سه موعود مزدیسنان را می زایند. در شت سیزدهم، بند 62، آمده است:

فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که نه و نود و نهصد و نه هزار و نه بار ده هزار (یعنی 99999) از آنان نطفه سپنتمان زرتشت مقدس را پاسبانی می کنند. (25)

اما در یشت سیزدهم، بندهای 128 و 129 مهم و قابل توجه هستند. در بند 128 مجموعا از نه پارسا - که شش تن از آنها یاران سوشیانس و سه تن دیگر موعودهای آینده اند - یاد شده و فروشی شان ستوده شده است.

بنا به مندرجات کتاب پهلوی دادستان دینیک، هنگامی که در آخرالزمان سوشیانس ظهور کند، قیامت مردگان به مدت 57 سال به طول می انجامد. در این مدت، سوشیانس در کشور مرکزی، یعنی خونیرس، (26) فرمانروا خواهد بود، و شش تن از یارانش در شش کشور دیگر. اینان در طی مدت فرمانروایی شان، که باید به نوعی فرمانروایی معنوی و روحانی تلقی شود، همواره در حال اطاعت از سوشیانس و مجری فرمانهای وی خواهند بود. این شش پارسای جاودانی عبارت اند از:

1. رئوچس چئشمن (Raocas - Caesman) یعنی روشنی پاشنده، که در دادستان دینیک (فصل 36، فقره 4) روشن چشم (Casm Rosan) یاد شده است، و در کشور ارزه (Arezah) یعنی کشور غربی فرمانده خواهد بود.

2. هور چئشمن (Hvare - Caesman) یعنی فروغ خورشید پاشنده، که در دادستان دینیک خور چشم (Xor آمده است، و در سوه (Savah) یعنی کشور شرقی، فرمانده خواهد بود.

3. فرادت خوارنه (Fradat xvarenah) یعنی فرپرور، که در دادستان دینیک فرادت - فره (Fradat Frrah) آمده است، و در کشور فرد ذفش (Fradzafs) یعنی کشور جنوب شرقی فرمانده خواهد بود.

4. ویذت خوارنه (Vidhat xvarenah) یعنی از فر برخوردار، که در دادستان دینیک وردت فره (Varedat Farrah) آمده است، و در کشور وید ذفش (Vida zafs) یعنی کشور جنوب غربی فرمانروا خواهد بود.

5. وئورو - نمه (Vouru nemah) یعنی فراخ نیایش، که در دادستان دینیک کامک نیایش (Kamak Vaxsisn) آمده است، و در کشور وروبرشت (Vorubarest) یعنی کشور شمال غربی فرمانروا خواهد بود.

6. وئورو - سوه (Vouru Savah) یعنی فراخ سود، که در دادستان دینیک کامک سود (Kamak Sud) آمده است، و در کشور وروجرشت (Vorujarest) یعنی کشور شمال شرقی فرمانده خواهد بود. (27)

پس از این شش نام، در بند 128، یشت سیزدهم، از سه تن دیگر نیز یاد شده و فروشی شان مورد ستایش قرار گرفته است. اینها در اصل همان سه پسر آینده زرتشت یا موعودهای نجاتبخشی هستند که در هزاره آخر عمر جهان، به فاصله هزار سال از همدیگر، ظهور خواهند کرد. این سه تن عبارت اند از: (28)

اوخشیت ارته (Ukhsyat ereta) یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و رواکننده قانون دین و داد زرتشت). (29) امروزه این نام را اوشیدریا هوشیدر گویند، و در کتب پهلوی به صورت خورشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه کلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدربامی می گویند، که به معنی هوشیدر درخشان است.

اوخشیت نمه (Ukhsyat nemah) یا اوخشیت نمنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدرماه یا هوشیدرماه گویند، ولی در کتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیترماه ضبط شده است. استاد پورداود می نویسد: «در واقع بایستی اوشیدر نماز بگویند; چه، کلمه نمنگه به معنی نماز است.» (30)

استوت ارته ,(Astvat ereta) یعنی کسی که مظهر و پیکر قانون مقدس است. در خود اوستا نیز به معنی لفظی این کلمه اشاره شده و در بند 129، یشت سیزدهم، می خوانیم:

کسی که سوشیانت پیروزگر نامیده خواهد شد و استوت ارته نامیده خواهد شد. از این جهت سوشیانت، برای این که او به سراسر جهان مادی سود خواهد بخشید; از این جهت استوت ارته، برای این که او آنچه را جسم و جانی است پیکر فناناپذیر خواهد بخشید، از برای مقاومت کردن بر ضد دروغ جنس دوپا (بشر). از برای مقاومت کردن در ستیزه ای که از طرف پاکدینان برانگیخته شده باشد. (31)

و این استوت ارته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. در اوستا هر جا که سوشیانت به صورت مفرد آمده، از او آخرین موعود، یعنی استوت ارته اراده گردیده است; چنان که امروزه نیز هر وقت به طور عام سوشیانس می گوییم، مقصود همان آخرین نجاتبخش و موعود است; مثلا دریسنا که ذکرش گذشت، (26/10) در آن جایی که به فروهر نخستین بشر کیومرث تا به سوشیانت درود فرستاده می شود. و یا دریسنا (59/28) که آمده است: «به سوشیانت پیروزگر درود می فرستیم.» همچنین در ویسپرد (2/5) به کسی درود فرستاده می شود که به کلام سوشیانت - که از پرتوش جهان راستی برپا خواهد شد - متکی باشد. بی شک مقصود از سوشیانت در فقرات مذکور، همان استوت ارته یا آخرین موعود است. (32)

چنان که اشارت رفت، این سه برادر از پشت و نطفه زرتشت پیامبر ایران هستند. بنابر سنت نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب ناهید سپرد، که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) حفظ کرد. در آغاز هزاره یازدهم دوشیزه ای از خاندان بهروز خداپرست و پرهیزگار در آن دریاچه آبتنی می کند و از آن نطفه آبستن می شود. پس از سپری شدن نه ماه، هوشیدر پا به عرصه دنیا;پ پ حا خواهد گذاشت. این پسر در سی سالگی از طرف اهورامزدا برانگیخته می شود و دین در پرتو ظهور وی جان می گیرد. از جمله علامات ظهور وی این است که خورشید ده شبانه روز غیرمتحرک در آسمان خواهد ماند و به هفت کشور روی زمین خواهد تابید. آن که دلش با خدا نیست، با دیدن این شگفتی، از هول و هراس، جان خواهد باخت و زمین از ناپاکان تهی خواهد گشت.

در آغاز هزاره دوازدهم دگرباره دوشیزه ای از خاندان بهروز در دریاچه هامون تن خود را می شوید و از نطفه زرتشت بارور می شود، و از او هوشیدرماه زاده خواهد شد و در سی سالگی به رسالت خواهد رسید. در هنگام ظهور وی، خورشید بیست شبانه روز میان آسمان می ایستد. در دوران شهریاری روحانی هوشیدرماه، ضحاک از کوه دماوند زنجیر گسیخته، و به ستمگری و بیداد می پردازد. به فرمان اهورامزدا یل نامور، گرشاسب، از دشت زابلستان به پا می خیزد و آن ناپاک را هلاک می کند.

در پایان هزاره دوازدهم، باز از خاندان بهروز، دوشیزه ای در آب هامون شست و شو می کند و بارور می شود و از او سوشیانس، آخرین آفریده اهورامزدا، متولد می شود. در سی سالگی مزدیسنا امانت رسالت را به وی واگذار می کند. به واسطه نشانه متوقف شدن خورشید در وسط آسمان، به عالمیان ظهور سوشیانس و نوکننده جهان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وی اهریمن و دیو دروغ نیست و نابود گردد. یاران آن موعود، که از جاودانان هستند، قیام می کنند و همراه وی خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوی روی نماید. (33)

اسامی مادران این سه موعود در اوستا محفوظ مانده، چنان که در یشت سیزدهم، بند 141 - 142، در این باره آمده است: فروهر پاکدین دوشیزه سروتت فذری را می ستاییم. فروهر پاکدین دوشیزه ونگهوفذری را می ستاییم. فروهر پاکدین دوشیزه اردت فذری را می ستاییم. کسی که همچنین ویسپه تئوروئیری نامیده (خواهد شد). از این جهت ویسپه تئوروئیری، برای این که کسی را خواهد زایید که همه آزارهای دیوها و مردمان را دور خواهد نمود. (34)

شرح اسامی مذکور به ترتیب ذکر نام ایشان چنین است: سروتت فذری ,(Srutat fedhri) مادرهوشیدر، و به معنای کسی که پدرش نامی و مشهور است. ونگهوفذری ,(Vanghu fedhri) مادر هوشیدرماه، و به معنای کسی که از پدری شریف و نیک است. اردت فذری ,(Eredat fedhri) مادر سوشیانس، و به معنای کسی که موجب آبروی پدر و شرف اوست. ویسپه تئوروئیری (Vispa taurvairi) نام دیگر وی است، و به معنای کسی که همه را شکست می دهد. (35)

گفتنی است که دریشت سیزدهم هیچ گونه اشاره ای به این موضوع که این دوشیزگان مادران سه موعودند وجود ندارد. اما در یشت نوزدهم، مادر سوشیانس، یعنی سومین موعود، با صراحت مشخص گردیده است; آن جا که می گوید:

در هنگامی که استوت ارته پیک اهورامزدا، پسر ویسپه تئوروئیری از آب کیانسیه (هامون) به در آید....

چنان که گفته شد، ویسپه تئوروئیری نام دیگر مادر سوشیانس (استوت ارته) یعنی اردت فذری است.

در کتاب هفتم دینکرد (فصول 7 - 10) شرحی درباره موعودها و مادران آنها آمده است. در کتاب مذکور این دوشیزگان پانزده ساله، که هر کدام مادر یکی از موعودها خواهند بود، از خاندان بهروز پسر فریان اند. اسامی این مادران در روایت دینکرد به ترتیب: شمیگ ابو ,(Shemig - abu) شپیر ابو ,(Shapir - abu) گوباک ابو (Gubak - abu) ذکر گردیده اند. (36) اما در رساله صد در بندهش این اسامی به صورت «بد»، «وه بد» و «ارددبد» ضبط شده است. (37)

بنا به روایات، زرتشت در آغاز هزاره دهم یا در آغاز دوران چهارم متولد شده است. پس از وی سه پسر آینده او، که موعودهای نجاتبخش در آیین مزدیسنا هستند، به ترتیب: هوشیدر در آغاز هزاره یازدهم، هوشیدرماه در آغاز هزاره دوازدهم و سوشیانس در پایان هزاره دوازدهم ظهور می کنند. ایشان می آیند تا ادامه دهنده راه زرتشت، زداینده پیرایه ها از دین او و پالاینده جهان از فساد و تباهی، و سرانجام، منجیان مردمان و برپاکننده رستاخیز مردگان باشند.

در مینوی خرد (پرسش 1، بند 95) می خوانیم:

اگر کیخسرو بتکده (ساحل) دریاچه چیچست (38) را نکنده بود، در این سه هزاره هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس که جداجدا در سر هر هزاره از ایشان یکی آید و همه کارهای جهان را باز آراید و پیمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند، آن گاه آن بدکار ( اهریمن) چنین قویتر می شد که رستاخیز و تن پسین (39) کردن ممکن نبود.

در بندهش (ص 142) آن جا که از هزاره ها یاد شده، درباره چگونگی ظهور این سه موعود توضیحاتی داده شده است. در زندوهومن یسن (فرگرد 7 - 9) نیز پیرامون ظهور اوشیدر و زمان ظهور و وقایعی که رخ می دهد، مطالبی آمده است. همچنین در روایت پهلوی (فرگرد 48) نیز درباره این سه موعود شرحی مفصل نقل شده، (40) اما شرحی که در صد در بندهش آمده مفصل تر و جامع است و تحول شفاهی روایت و تغییرات تازه آن را نیز نشان می دهد.

هزاره اوشیدر

اندر دین پیداست که زراتشت اسفنتمان از نزدیک ایزد تعالی بیامد و گفت: ای دادار وه افزونی بعد از این، که باشد که بدین منزلت رسند که من رسیده ام و از تو چیزها توانند پرسیدن؟ ایزدتعالی گفت تا آن که اوشیدر سی ساله شود به نزدیک من بیاید و این دین دیگر باره از من پذیرد و هیچ کس به مناجات من نتواند رسیدن و سخن گفتن الا اوشیدر. و اکنون بباید دانستن آن گاه که زراتشت اسفنتمان انوشه روان باد، دین در جهان روابکرد، و آشکار. و دیگر به هفت کشور زمین برسید و مردمان بر دین استوار و بی گمان شدند. زراتشت برخاست که به ایران ویج شود. در مدت سه ماه با زن خویش نزدیکی کرد، هر بار که آن زن برخاستی و برفتی و چشمه آب هست از آن قهستان (کوهستان) و آن را «کانفسه » خوانند و در آن آب نشستی و سر و تن بشستی و منی در آن آب بگمیختی.

دادار اورمزد نه بیور و نه هزار و نه صد و نود و نه [99999] فروهر اشوان بر آن منی موکل کرده است تا آن منی نگاه می دارند. چون هزاره زراتشت اسفنتمان برآید، جایی و کوهی است که آن جا را کوه خدا خوانند و قومی بسیار از جمله بهدینان آن جا نشسته اند و هر سال روز نوروز و چون مهرجان آید، آن مردمان دختران خانه را بفرستند تا در آن آب نشینند. (41) چه، زراتشت اسفنتمان آن حال به ایشان گفته است که اوشیدر و اوشیدرماه و سیاوشانس از دختران شما پدیدار خواهند آمدن. و پس چون دختران در آن آب نشینند و سر بشویند، چون آن دختران بیایند، پدران و مادران ایشان را نگاه می دارند تا آن گاه که وقت دشتان و بی نمازی ایشان باشد. پس چون گاه اوشیدر و اوشیدرماه پدیدار آمدن باشد، دختران بر قاعده هر سال بروند و اندر آن آب نشینند. و دختری باشد که او را «نامی بد» (42) باشد، و آن دختر از آن آب آبستن شود. - و چون دشتان باشد نیز دشتان شود، مادر داند. - او را نگاه دارند تا نه ماه برآید. پس اوشیدر از او بزاید. و چون سی ساله شود، به نزدیک اورمزد شود، و با ایزد تعالی همپرسگی کند. و ده شبانه روز خورشید در میان آسمان بایستد و فرو نشود تا همه کس بدانند که کار نوپدیدار خواهد آمدن.

پس چون دین بپذیرد و بیاید به ایرانشهر روا بکند و دیگر باره دین تازه شود. همچنان که در آن روزگار که کسی چیزی از کسی نیایش نکند یا گاهنبار نسازد او را به داور برند و باد افراد نمایند و مردم در راحت و ایمنی باشند. و چون تیرست (100) سال از روزگار اوشیدر بگذرد، همه دد و دام هلاک و نیست شوند. پس چون گرگی پدیدار آید سخت بزرگ و سهمناک، و مردمان از سبب آن گرگ به رنج آیند و بنالند و بسیار کسی هلاک کند. پس به اوشیدر شکایت کنند و اوشیدر یزشن یزدان بکند و مردمان را گوید شما سلاح بردارید و به جنگ او شوید. مردم به جنگ او روند و آن گرگ را هلاک کنند. و بعد از آن هیچ دد و دام، چون گرگ و شیر و پلنگ و مانند ایشان، هیچ نباشند و جهان از همه بلاها پاکیزه و صافی شود.

و چون تیرست (100) سال از روزگار اوشیدر بگذرد، دیوی پدیدار آید که آن دیو را «ملکوس » (43) خوانند. و مردمان را گوید پادشاهی عالم به من دهید. و مردمان او را گویند دین بپذیر تا پادشاهی تو را دهیم. او نپذیرد و قبول نکند. پس بر آن ستیزه و لجاج سه سال به جادویی، برف و باران پدیدار آورد و این جهان خراب کند; چنان که هیچ کس در این جایگاه بنماند. و چون سه سال برآید، آن دیو بمیرد و برف و باران باز ایستد و از «ور جمکرد» (44) و ایران ویج و کنگ دژ و کشمیر اندرون راهها و گذرها گشاده شود، بدین کشور آیند و عالم آبادان کنند و دیگر باره دین در ایرانشهر روا شود.

هزاره اوشیدر ماه

و چون هزاره برآید، سی سال مانده باشد، دیگر باره دختران در آب نشینند. دختری باشد که او را نام «وه بد» (45) باشد. از آن رو آبستن شود. چون نه ماه برآید، اوشیدرماه از وی بزاید. چون سی سال شود، به همپرسه دادار اورمزد شود. بیست روز و شبان خورشید در میان آسمان بایستد و فرو نشود و مردم عالم بدانند دیگر باره عجایبی پدیدار خواهد آمدن. و چون دین بپذیرد و بیاید و در همه جهان روا بکند و مار سرده ( انواع مار) جمله هلاک شوند. و اژدهایی پدیدار آید خت بزرگ. مردمان به رنج شوند. بیایند و معلوم کنند. و اوشیدرماه یزشن امشاسفندان بکند و مردمان را فرماید شما سلاح برگیرید و به کارزار شوید. و مردمان به حرب او روند و او را بکشند و جهان از همه خرفستران ( جانوران موذی) و جمبندگان پاکیزه و پاک شود و مردم از بلاها ایمن شوند. - و دار و درخت که در جهان بوده باشد باز دیدار آید و دیگر هیچ بنخوشد و به زیان نشود و تا رستاخیز بر جای باشد. و مردمان چنان سیر شوند که هیچ حرکتی و قوتی در ایشان نباشد. و اگر بنمیرند و نان و آب به کار نیاید و بی آن که چیزی خورند سیر شوند. و همه مردم دین به مازدیسنان دارند. به پیغامبری زرتشت اسفنتمان انوشه روان باد را اوشیدر. - اوشیدرماه اقرار آورند. دین به مازدیسنان بستایند و بپذیرند و کیشهای دیگر همه باطل شود، و خشم و کین و آز و نیاز و شهوت کم شوند و مردم اندر راحت و آسانی باشند.

پیدایی سوشیانس

و چون روزگار اوشیدرماه به سر شود، دختران بروند بر آب کانفسه نشینند. دختری باشد که نام او «ارددبد» (46) باشد، از آن آب آبستن شود. و چون نه ماه برآید، سیاوشانس از وی بزاید. و چون سی ساله شود، به همپرسگی اورمزد وه افزونی رسد. و سی شبانه روز خورشید در میان آسمان بایستد و فرو نشود. و مردمان بدانند که دیگر باره شگفتی پدیدار خواهد شدن. پس سیاوشانس بیاید و مردم به یکبارگی دین مازدیسنان بپذیرند و هر جایگاهی که منافقی یا آشموغی باشد نیست شود و همه مردمان به یکبارگی بر دین به مازدیسنان بایستند. پس ایزدتعالی به قدرت خویش اهرمن را نیست کند. و سیاوشانس فرماید تا یزشن کند. - به گاه او شهن ساخته گرداند که بامداد باشد; گاه هاون گیرد و مردم همه جمع باشند. به گاه هاون حرکت و جنبش تمام برد; پدیدار آید; - و چون نماز پیشین باشد همه زنده شوند و خرم و با نشاط باشند. و بعد از آن نماز، دیگر شب نباشد. مردمان همه به نزدیک دادار اورمزد باشند و جمله دین بپذیرند. پاکیزه شوند و از همه بلاها و دردها برهند. کیخسرو و گیو و طوس و پشوتن و سام و نریمان و جمله اهوشان [ بی مرگان، جاودانان] آن جا حاضر باشند. (47)

منابع

1. آفرینش در اساطیر امریکا، تالیف نگارنده، زیرچاپ.

2. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته های پهلوی، دکتر رحیم عفیفی، انتشارات توس، 1374.

3. ایران در زمان ساسانیان، آرتورکریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، انتشارات دنیای کتاب، چاپ نهم، 1374.

4. بندهش، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، انتشارات توس، 1369.

5. بندهش هندی، تصحیح و ترجمه: رقیه بهزادی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368.

6. پژوهشی در اساطیر ایران (پاره نخست و دویم)، مهرداد بهار، انتشارات آگاه، 1375.

7. پیام آور گذشته ها، اریک فون دانیکن، بدون نام مترجم و تاریخ چاپ.

8. تاریخ ادیان، هاشم رضی، انتشارات کاوه، ج 5، 1345.

9. تاریخ کیش زرتشت، مری بویس، ترجمه همایون صنعتی زاده، انتشارات توس، 1374.

10. جستار درباره مهر و ناهید، محمد مقدم، مرکز ایرانی مطالعه فرهنگها، دفتر نخست، 1357.

11. جشنهای باستانی ایران، نوشته علی خوروش دیلمانی، تهران، 1342.

12. دانشنامه مزدیسنا، دکتر جهانگیر اوشیدری، نشر مرکز، 1371.

13. در جستجوی افسانه های قدیمی، اریک فون دانیکن، ترجمه شیرین رادان، انتشارات فردوسی، 1372.

14. دین ایرانی بر پایه متنهای معتبر یونانی، امیل بنونیست، ترجمه دکتر بهمن سرکاراتی، نشر قطره، 1377.

15. دینکرد، به کوشش مدن، بمبئی، 1911 م.

16. دین و اسطوره در امریکای وسطا، مهران کندری، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372.

17. دینهای ایران باستان، هنری ساموئل نیبرگ، ترجمه دکتر سیف الدین نجم آبادی، مرکز ایرانی مطالعه فرهنگها، 1359.

18. رساله سوشیانس، استاد پورداود، انتشارات فروهر، چاپ دوم، 1374.

19. زندوهومن یسن، صادق هدایت، بدون تاریخ چاپ.

20. صد در نثر و صد در بندهش، تصحیح و حواشی دهابهر ,(Dhabhar) بمبئی، 1909 م.

21. فرهنگ نامهای اوستا، هاشم رضی، ج 2، انتشارات فروهر، 1346.

22. فرهنگ و تمدن امریکای جنوبی، مهران کندری، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1371.

23. گاتاها، گزارش پورداود، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1354.

24. گاه شماری و جشنهای ایران باستان، هاشم رضی، انتشارات بهجت، 1371.

25. مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1354.

26. نجات بخشی در ادیان، محمدتقی راشد محصل، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1369.

27. وندیداد، ترجمه و یادداشتها: هاشم رضی، ج 1 و 4، انتشارات فکر روز، 1376.

28. ویسپرد، گزارش پورداود، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1357.

29. یسنا، گزارش پورداود، انتشارات دانشگاه تهران، ج 1، چاپ سوم، 1356.

30. یشتها، گزارش پورداود، دو مجلد، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1356.

پی نوشتها:

1. ر. ک: دین و اسطوره در امریکای وسطا، ص 118 - 124; هاشم رضی، تاریخ ادیان، ج 5، ص 678 - 680، 734; آفرینش در اساطیر امریکا، تالیف نگارنده، زیرچاپ.

2. در جستجوی افسانه های قدیمی، ص 101; فرهنگ و تمدن امریکای جنوبی، ص 250 - 252.

3. پیام آور گذشته ها، ص 244.

4. شاپورگان یا شاهپورگان یکی از کتب مانی است که به زبان پهلوی ساسانی نوشته شده است. این کتاب به نام شاهپور اول، و حاکی از مطالب متعلق به مبدا و معاد بود. بعضی از قسمتهای آن و ترجمه پهلوی انجیل، در ضمن قطعات مکشوفه تورفان به دست آمده است. عربها شاپورگان را شبورقان گفته اند. ر. ک: ایران در زمان ساسانیان، ص 284; دانشنامه مزدیسنا، ص 342.

5. زند وهومن یسن، پیشگفتار، ص 25 - 26.

6. تاریخ کیش زرتشت، ص 391.

7. دین ایرانی بر پایه متنهای معتبر یونانی، ص 70 به بعد.

8. ر.ک: دینهای ایران باستان، ص 387. آرتورکریستن سن درباره این اختلاف می نویسد: «به نظر من اختلاف در عدد سنوات حاکی از اختلافات این دو فرقه نیست; سبب این تفاوت آن است که چه زروانیان و چه مزدیسنان گاهی سه هزار سال آغاز جهان را، که کاینات در حال امکانی و جنینی بوده، به حساب می آورند و گاهی نمی آورند. در تمام روایات، اعم از زروانی و غیر زروانی، مدت جنگ بین اهریمن و اهورامزدا را نه هزار سال گفته اند. اما این که در تواریخ ازنیک (Eznik) و الیزه (Elisee) آمده است که زروان قبل از تولد اهریمن و اهورامزدا هزار سال قربانی داد، دلیل این است که زروانیان قبل از نه هزار سال باز به یک مدتی از عمر جهان قائل بوده اند.» ر.ک: ایران در زمان ساسانیان، ص 221.

9. درباره سالشمار تا زمان تازیان، که دوازده هزار سال بود، ر. ک: بندهش، فصل 22، ص 155 - 156; بندهش هندی، فصل 29، ص 120 - 121.

10. ر. ک: فرهنگ نامهای اوستا، 2: 771 - 772.

11. یشتها، 2: 101.

12. یسنا، 45/11، 48/9، 53/2.

13. ر.ک: رساله سوشیانس، ص 7 - 13; فرهنگ نامهای اوستا، 2: 769 - 770. همچنین درباره کلمه سوشیانس و اشتقاق آن و کاربرد مفرد و جمع آن در اوستای گاهانی و جدید نگاه کنید به: نجات بخشی در ادیان، ص 4 - 9.

14. ر.ک: یسنا، 12/7، 13/3، 14/1، 20/3، 61/5، 70/4; ویسپرد، 5/1، 11/13، 22/1; سروش یشت 17; فروردین یشت 38، به نقل از رساله سوشیانس، ص 10 - 11.

15. یسنا 1:229 .

16. همان، ص 222-223.

17. رساله سوشیانس، ص 12 - 13.

خناثئیتی یا خنه ثئیتی ,(Khnathaiti) نام یکی از پریهایی است که گرشاسب را فریفته است. معنی لفظی این کلمه معلوم نیست و بارتولومه آن را یک واژه اوستایی یا ایرانی نمی داند. گزارش تفسیرهای پهلوی این نام را به ساحره ای نسبت می دهند که گرشاسب را به سوی بت پرستی سوق داده است. در وندیداد، فرگرد 19، بند 5، و نیز در نهمین فرگرد، از این پری یاد شده و در فرگرد 19 از خناثئیتی یک زن بد عمل اراده شده است. ر. ک: دانشنامه مزدیسنا، ص 262; هاشم رضی، وندیداد، 1:222.

19. دریاچه کسو، کسویه (Kasavya) یا کسه ایه ,(Kasaoya) همان دریاچه هامون واقع در سیستان است. این دریاچه در اوستا کنس ایه (Kansaoya) و در پهلوی کیانسیه (Ky!nsih) و در کتب فارسی همچون صد در بندهش و روایات هرمزدیار به صورت کانفسه ضبط شده است. این نام با قرائت دیگری در اوستا کنسو (Kansu) و در پهلوی و پازند کانسیه خوانده شده است. در اوستا از این دریاچه در سه جا (یشت، 19/66، 92; وندیداد، 19/5) نام برده شده، و تصریح شده است که سوشیانسها از این محل ظهور خواهند کرد. ر. ک: یشتها، 2: 299; رساله سوشیانس، ص 19 - 25; جستار درباره مهر و ناهید، ص 25 - 29; فرهنگ نامهای اوستا، 2: 950 - 958.

20. فرهنگ نامهای اوستا، 2: 781.

21. دوستان سوشیانس جاودانهایی هستند که در روز واپسین رستاخیز کرده و وی را در کار نو نمودن جهان و تازه ساختن گیتی یاری خواهند کرد; مانند کیخسرو، نرسی، طوس، گودرز، پشوتن، اغریرث و گرشاسب.

22. مادر استوت ارته، اردت فذری نام دارد، که عنوانش ویسپه تئوروئیری است.

23. زنگیاب در اوستا به صورت زئینیگاو (Zainigao) و در پهلوی زین گاو (Zenigav) و در فارسی زنگیاب یا زنگیاو آمده است. وی یکی از دشمنان ایران در دوره کیکاووس بود که سرانجام به دست افراسیاب کشته شد. معنی لفظی این واژه معلوم نیست، اما یوستی (Yusti) آن را «دارنده گاو زنده » معنی کرده است. ر. ک: یشتها، 2: 350; اساطیر و فرهنگ ایران، ص 547; فرهنگ نامهای اوستا، 2: 571 - 575.

24. ر. ک: یشتها، 2: 348 - 351.

25. همان، 2: 73.

26. خونیرس، نام کشور میانه از هفت کشور زمین است که بنا به اساطیر ایرانی در هزاره هفتم پدید آمده است. این نام در اوستا به صورت خونیرث و در پهلوی خونیرس و در نوشته های فارسی خنیره خنیرث و خنیرس آمده، و صفتی که برای آن آورده شده، نامی به معنی درخشان است. اساطیر و فرهنگ ایران، ص 505. برای آگاهی بیشتر درباره هفت کشور، ر.ک: یشتها، 1: 431 - 433; ویسپرد، ص 109 - 117; فرهنگ نامهای اوستا، 3: 1428 - 1440.

27. ر.ک: یشتها، 2: 100، حاشیه 1; وندیداد، 4: 1775 - 1776.

28. ر.ک: رساله سوشیانس، ص 14 - 16; یشتها، 2: 101 - 100; فرهنگ نامهای اوستا، 2: 777.

29. وندیداد، 4: 1757.

30. رساله سوشیانس، ص 15.

31. ر. ک: یشتها، 2: 101 - 102.

موعود در آیین بودا

موعود در آیین بودا


در آیین بودا، اندیشة منجی موعود با مفهوم (( میْتْرِیه Maitreya)) (واژه ای سنسکریت به معنای مهربان) تبیین می گردد. در الهیات بودایی، او را بودای پنجم[22] و آخرین بودا از بودایان زمینی می دانند که هنوز نیامده است، امّا خواهد آمد تا همة انسان ها را نجات دهد. در نمادنگاریِ بودایی، او را به هیأت مردی نشسته که آمادة برخاستن است، نمایش می دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
روایات بودایی دربارة شخصیت و چگونگی ظهور آخرین بودا یا منجی موعود یعنی کسی که خواهد آمد تا همگان را مژدة رهایی داده و آن ها را از چرخة آهنین رجعت های مداوم به عالم نجات دهد) همداستان نیستند. در سنّت مهایانه که یکی از دو سنّت یا مذهب اصلی بودایی است، توجه بیش تری به شخصیت میتریه شده است. در روایات مهایانه ای، شاکیه مونی که همان (( گُتمه autama)) بودای مشهور است چهارمین بودا و میتریه که پس از او خواهد آمد، به عنوان بودای پنجم معرفی شده است. در حالی که در برخی روایات بودایی، گُتمه بودای هفتم است و بوداسف (Bodhesattava) در آینده و به عنوان آخرین بودا ظهور خواهد کرد.
دربارة زندگی و سرنوشت مقدّر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد. در (( کانون پالی)) (منبع اصلی اطلاعات ما از آیین بودای اولیه) اهمیّت چندانی به وی
نداده اند؛ تنها در یک سوره (سورة چکّه وتّی سیهه ناده) از این مجموعه نام او را برده اند. امّا از آثار غیر کانونی (غیر مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.
در (( مهاوَنسه Mahavansa)) که به تاریخ سریلانکا می پردازد، روز شمار حوادث مربوط به قیام میتریه به وضوح چنین گفته شده است:
پس از آن که شاکیه مونی به پری نیروانه (نیروانة بزرگ) رسید، جهان پای به سراشیبی اجتماعی و کیهان شناختی نهاد؛ پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه های بودایی افول می کند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو می کاهد. در این زمان، چرخه وارو می گردد: زندگی متحوّل شده، به طوری که متوسط عمر مردم به هشتاد هزار سال می رسد.[23] با این عمرهای طولانی و زمینة مناسب برای تعالیم بودا، یک (( چکره ورتین Cakravartin)) یا (راهنما) خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی می آورد و آموزه های بودا را ترویج می کند. آن گاه که چنین فضایی بهشت گون فراهم آمد، میتریه از آسمان (( توشیته Tushita)) نزول می کند، بوداییِ خویش را به کمال می رساند، و درمه را به فرهیختگان می آموزد. (( مَها کشیپه MahakashyaPa))، از مریدان برجستة بودا، از خلسه ای که پس از پری نیروانة معلم خویش بدان فرو رفته بود، بیرون می آید تا بار دیگر بودا را خدمت کند و آموزه های آن روشنی یافته را بشنود.[24]
منابع:
22. زبور مانوی، سی. آر.سی. آلبری، ترجمة ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فکر روز، 1375.
23. زندوهومن یسن، صادق هدایت، بی تا.
24. فرهنگ نام های اوستا، هاشم رضی، ج 2، انتشارات فروهر، 1346.

دیدار امام زمان(عج) با پیرمرد قفل ساز

دیدار امام زمان(عج) با پیرمرد قفل ساز


ماجرای دیدارپیرمرد قفل ساز با امام زمان(عج) داخل صحن امام حسین(ع) را در اینجا بخوانید.

استاد بزرگوار حضرت آیت‌الله حاج آقا حسن صافی اصفهانی داستانی از امام زمان(عج) را نقل می‌کردند که بسیار شنیدنی و عبرت آموز است:

در کربلای معلّی یکی از علما که به علوم غریبه آگاهی داشته است، تصمیم می‌گیرد که به وسیله علم جفر خود را به امام عصر(عج) برساند. در نتیجه، در داخل یکی از غرفه‌های صحن امام حسین‌(ع) به محاسبات این علم می‌پردازد، و  پاسخی که دریافت می‌دارد این بوده است که امام زمان(عج) داخل صحن با پیرمردی قفل‌ساز در حال صحبت هستند.

او ابتدا تردید می‌‌کند که مبادا قسمتی از برنامه را اشتباه کرده باشد. بار دوم و سوم نیز حساب می‌کند و نتیجه همان می‌شود. در این هنگام عزم خود  را بر دیدار جزم می‌کند که هر چه بادا باد. می‌بیند آری حضرت صاحب الزمان(عج) در همان زاویه صحن که به وسیله آن علم درک کرده است، با آن مرد قفل‌ساز مشغول گفتگو هستند. چون می‌بیند که آقا در حال خداحافظی هستند، رو به امام به سرعت حرکت می‌کند. امام(عج) از آن پیر‌مرد خداحافظی کرده و رو به سوی ایشان می‌آیند. و وقتی با او رودررو قرار می‌گیرند، می‌فرمایند: «فلانی تو هم مثل این پیر مرد قفل ساز شو تا من به سراغ تو بیایم» و از کنارش می‌گذرند.

این عالم می‌گوید: همان وقت به سراغ این پیرمرد قفل‌ساز رفتم تا او و رفتار و روحیاتش را شناسایی کنم. از او پرسیدم: «این آقایی که با ایشان صحبت داشتی، که بود؟» در پاسخ گفت: «تا آن جا که می‌دانم آقا سیدمهدی، فرزند مرحوم آقا سیدحسن، هستند که پدرشان هم به رحمت خداوند رفته است». از نوع جواب او به زودی متوجه شدم که آقا خود را به او معرفی کرده‌اند، ولی این بنده خدا متوجه نشده است که ایشان امام‌عصر(عج) هستند. نزدیک بود او را از حقیقت امر آگاه سازم، ولی به خود آمدم که اگر این کار صلاح این بنده خدا بود، خود آقا به او توجه می‌دادند. ازحالات آقا و زمان آشنایی او با آقا و غیره پرسیدم. دقت کردم ببینم که این پیرمرد چه ویژگی خاصی دارد که امام مرا به آن دعوت فرموده‌اند، عاقبت دریافتم که در کنار تقید ایشان به مسائل شرعی و کسب حلال، بارزترین ویژگی اخلاقی او این است که سخت به قول و قرارش با مردم پایبند است و اگر می‌گوید قفل شما فلان موقع آماده است، آن را حتماً سر وقت و شاید زودتر آماده کرده است.

منبع:   باشگاه خبرنگاران جوان

پاسخ استاد حوزه علمیه به اظهارات عجیب "ولیعهد سعودی" درباره امام زمان(عج)

پاسخ استاد حوزه علمیه به اظهارات عجیب "ولیعهد سعودی" درباره امام زمان(عج)


ظهور منجی موعود یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت "رهبر موعود" عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد.

ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

در واکنش به اینگونه اقدامات، خبرگزاری اهل‌بيت(ع) ـ ابنا ـ در پایان هفته سلسله مطالبی متقن و مستدل در باب مهدویت ــ با عنوان "در انتظار منجی" ــ تولید و منتشر می کند؛ تا هم عرض ارادتی باشد به محضر امام زمان حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و هم گامی باشد برای روشنگری درباره مسأله مهدویت در عصر هجوم غبارها و فتنه ها.

چندی پیش «محمد بن سلمان» ولیعهد آل سعود، که از اطلاعات دینی و مذهبی لازم برخودار نیست، سخنان عجیبی در باب مهدویت مطرح کرد.

وی در پاسخ به سؤال یک خبرنگار درباره "چشم انداز تعامل بین دو دولت جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی" گفت: «ما چطور با آنها گفت‌وگو کنیم؟ در حالی که ایرانی‌ها معتقدند که مهدی خواهد آمد و ما باید زمینه‌ها را برای آمدن او آماده کنیم و کنترل کل جهان را به دست بگیریم!».

این جوان ــ که به قضاوت خود خاندان سعودی، زودتر از موعد در مناصب بالا قرار گرفته است ــ سپس موضوع مهدویت را "یک موضوع ساخته شده توسط ایرانی‌ها" دانست!! و ادامه داد: «اساساً ایرانی‌ها به دنبال همین بحث مهدویت در کشورهای دیگر به خصوص عراق، یمن و سوریه دخالت و از تروریست حمایت می‌کنند لذا عربستان امکان گفت‌وگو با ایران را ندارد».

از آن زمان تاکنون، شخصیت های علمی و سیاسی زیادی در جهان، پاسخ این اظهارات غیرکارشناسانه را داده و بن سلمان را به مطالعه منابع اهل سنت درباره مهدویت توصیه کرده اند.

آیت الله «نجم الدین طبسی» استاد عالی حوزه های علمیه ایران و عراق ــ که دارای پژوهش های فراوان در حدیث، تاریخ و عقاید اسلامی است ــ نیز نوشته زیر را در پاسخ به این ادعای عجیب ولیعهد سعودی مرقوم داشته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخی کوتاه به ادعاهای مضحک ولی عهد عربستان سعودی
به قلم: آیت الله نجم الدین طبسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

در پی اظهارات سخیف و جاهلانه ولیعهد سفیه عربستان «محمد بن سلمان» راجع به حضرت مهدی(عج) و منحصر کردن اعتقاد و باور به مهدویت در ایرانیان و ممانعت این باور از گفتگو با ایرانیان، با توجه به درخواست تنی چند از مؤمنین و انگیزه های دینی که هرگونه سکوت و عدم موضعگیری در قبال بدعت ها و تحریف در دین و باورهای مسلمانان را جایز نمی داند، چند جمله ای را به عنوان پاسخ معروض می دارم:

* احادیث و روایات مهدویت در کتب اهل سنت

اعتقاد به خروج و قیام حضرت مهدی(علیه السلام)و انتظار چنین شخصیتی، اختصاص به ایران و ایرانیان ندارد؛ بلکه از مسلّمات اعتقادات همه مسلمین و عدالت¬خواهان جهان است.

احادیث و روایات مربوط به مهدویت توسط بسیاری از علما و محدثین بزرگ و نامی اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی، محمد بن عیسی ترمذی، ابن¬ماجه قزوینی، احمد بن شعیب نسائی، احمد بن حنبل، ابن¬حبان، حاکم نیشابوری، ابن-ابی¬شیبه، نعیم بن حماد، ابونعیم اصفهانی، طبرانی، دارقطنی، بارودی، ابویعلی موصلی، بزار، خطیب بغدادی، ابن عساکر دمشقی، ابن مندة، ابوالحسن حربی، بیهقی، ابوعمرو مقری، ابن¬جوزی، یحیی بن عبدالحمید حمانی، ابن¬سعد بصری، ابن¬خزیمة، عمر بن شبه و ابوعوانة و از تعدادی از صحابه رسول خدا(ص)همچون علی بن ابی¬طالب(ع)، عثمان بن عفّان، طلحة بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، حسین بن علی(ع)، ام¬سلمه، ام¬حبیبة، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، ابوسعید خدری، جابر بن عبدالله انصاری، ابوهریرة، انس بن مالک، عمار بن یاسر، عوف بن مالک، ثوبان مولی رسول الله، قرة بن ایاس، حذیفةبن یمان، عبدالله بن حارث بن حمزة، عوف بن مالک، عمران بن حصین و ابوالطفیل عامر بن واثلةنقل شده و برخی از علمای اهل سنت نیز به متواتر بودن اخبار و روایات مهدویت اذعان داشته و اعتراف کرده¬اند.(1)

در صحیح بخاری و مسلم نیز هرچند مختصر به روایات مهدویت اشاره شده است.

بسیاری از علما و محدثان اهل سنت همچون ابوداوود سجستانی در کتاب های حدیثی خود بابی را به روایات مهدویت اختصاص داده و تعدادی از علمای بزرگ اهل سنت نیز همچون ابوبکر ابن ابی¬خیثمة، حافظ ابونعیم اصفهانی، جلال¬الدین سیوطی، حافظ عماد¬الدین ابن¬کثیر دمشقی، ابن¬حجر مکی، گنجی شافعی، متقی هندی، ملاعلی قاری، مرعی بن یوسف، محمد بن علی شوکانی و محمد بن اسماعیل صنعانی و... درباره روایات و مباحث مربوط به مهدویت کتاب و جزوه مستقل نوشته اند.(2)

* خروج و قیام امام زمان(عج) از مکه

درباره مکان و مبدأ قیام امام زمان(ع)در برخی از روایات مهدویت که توسط علمای اهل سنت نیز نقل شده، به ظهور امام زمان(ع) از مکه معظمه اشاره شده است. در روایاتی که ابوداوود سجستانی (متوفای 275 هجری قمری) یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت و نعیم بن حماد مروزی (متوفای 229 هجری قمری)(3) یکی از مشایخ و اساتید روایی بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداوود، ابن ماجه و از معاصرین احمد بن حنبل نقل کرده اند، به مکه مکرمه و ما بین رکن و مقام به عنوان مکان و مبدأ قیام حضرت مهدی(ع) اشاره شده است.

بر اساس روایت نعیم بن حماد مروزی،حضرت علی(ع) می¬فرماید: «مردم به دنبال مهدی می گردند. مهدی(ع) در حالی که پرچم رسول خدا(ص) را به همراه دارد از مکه خروج و قیام می کند».(4)

* حاکمیت بر تمامی جهان

حاکمیت امام زمان برکل جهان و گسترش عدالت در همه جای کره زمین نیز مطلب دیگری است که در روایات مهدویت به آن اشاره شده و علمای مختلفی از شیعه و سنی آن را نقل کرده¬اند. بر اساس روایاتی که ابوداود سجستانی یکی از صاحبان کتب سته اهل سنت از عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدریو ابوالطفیل عامر بن واثله نقل کرده، رسول خدا(ص) می¬فرمایند: «حتی اگر از عمر کره زمین تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد و فردی از من یا امت من را که نامش همنام من است و نام پدرش نیز همنام پدر من است و کنیه او نیز با کنیه من یکی است برمی¬انگیزد و عدالت را بر کره زمین که پر از ظلم و جور شده می-گستراند».(5)

* تطهیر و نجات حرمین شریفین از دست خوارج و تکفیری¬ها

بر اساس روایات موجود، امام زمان(ع) نیز همانند جد بزرگوارش حضرت محمد(ص)،قیام و نهضت خود را از مکه مکرمه آغاز خواهد کرد و حرمین شریفین را که بنا به گفته ابن عابدین در اشغال خوارج و تکفیری ها قرار دارد از لوث وجود آنان پاک خواهد کرد و این سرزمین مقدس را به مسلمانان بازخواهد گرداند.

ابن عابدین یکی از علمای احناف، محمدبن عبدالوهاب و پیروانش را جزء خوارج معرفی کرده و می نویسد:«محمد بن عبدالوهاب و پیروان او خوارجی هستند که در دوران ما از نجد خروج کرده و حرمین شریفین را اشغال کرده اند. آنان خود را به حنابله منتسب می¬کنند، اما در واقع معتقدند فقط خودشان مسلمان هستند و هر کسی که با عقاید آنان مخالف باشد مشرک و کافر است. این گروه بسیاری از اهل سنت و علمای آنان را به قتل رساندند تا این که در سال 1233 هجری قمری سپاه مسلمانان بر آنان غلبه پیدا کرد».(6)

زینی دحلان شافعی یکی دیگر از علمای اهل سنت و امام جماعت حرمین شریفین نیز به انحراف و کفرآمیز بودن عقاید وهابیان و ممانعت حاکم مکه از ورود پیروان محمدبن عبدالوهاب به مکه مکرمه و دستور قاضی شرع نسبت به بازداشت و زندانی نمودن تعدادی از شاگردان محمدبن عبدالوهاب در سال 1146 هجری قمری را نقل کرده است.(7)

با توجه به مطالب ذکر شده معتقدیم افرادی همچون محمدبن سلمان که بزرگ-شده آمریکا و دست¬پرورده مشرکان بودهو بیشتر عمرشان را در مراکز فساد گذرانده اند و اهل کتابخانه و مطالعه و تحقیق و سواد نبوده و سن و سوابق آنان نیز اقتضا نمی¬کند و ولایت¬عهدی او نیز همانند ولایت¬عهدی یزید بوده و ما را به یاد سخنان امام حسین(ع) به معاویه(8) می¬اندازد، حق ندارند و نباید در مسائل اعتقادی مسلمانان اظهار نظر کنند و اعتقادات قطعی همه مسلمانان را منکر شده و زیر سؤال ببرند.

از افرادی همچون محمد بن سلمان انتظاری بیش از این نمی¬رود، زیرا عقل و فهم او بیش از این نیست؛ امااز عالمان منطقه حجاز باید پرسید: چرا وقتی به عقاید ضروری مسلمین هجمه می¬شود، در برابر آن سکوت می کنید؟ وابستگی به حکام جور و مصداق وعاظ السلاطین شدن تا چه حد و با چه قیمتی؟

«الساکت عن الحق شیطان أخرس»(9) و «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُون ــ کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند». (10)

با توجه به مطالب مذکور می¬توان ادعا کرد کسی که منکر مهدویت و روایات موجود در این باب باشد، به دلیل انکار ضروری دین اسلام، کافر و خارج از اسلام است.

نجم الدین طبسی
12/4/1396 شمسی
برابر با 8/شوال/1438 قمری
مؤسسه ولاء صدیقه کبری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها:

1) «قال أبوالحسین الآجري: قد تواترت الأخبار و استفاضت بکثرة رواتها علی المصطفی بخروجه و إنه من أهل بیته و أنه یملأ الأرض عدلا و أنه یخرج مع عیسی فیساعده علی قتل الدجال... و أنه یؤم هذه الأمة و یصلي عیسی خلفه». الصواعق المحرقة: ص 167، الفصل الاول في الآیات الواردة فیهم، الآیة الثانیة عشرة، تنبیه. «أن الأحادیث الواردة فیه علی اختلاف روایاتها لاتکاد تنحصر... قد علمت أن أحادیث وجود المهدي و خروجه في آخر الزمان و أنه من عترة رسول¬الله من ولد فاطمة بلغت حد التواتر فلامعنی لإنکارها... غایة ما یثبت في الأخبار الصحیحة و الشهیرة التي بلغت التواتر المعنوي وجود الآیات العظام و أنه یأتي في آخر الزمان من ولد فاطمة یملأ الأرض قسطا و عدلا». «إن الأحادیث الواردة في المهدي علی الاختلاف روایاتها کثیرة جدا تبلغ حد التواتر المعنوي و هي في السنن غیرها من دواوین الاسلام من المعاجم و المسانید... لاشك أن المهدي یخرج في آخر الزمان من غیر تعیین لشهر و عام لما تواتر من الأخبار في الباب و اتفق علیه جمهور الأمة خلفا عن سلفالا من لایعتد بخلافه فلامعنی للریب في أمر ذلك الفاطمي الموعود المنتظر المدلول علیه بالأدلة بل إنکار ذلك جرأة عظیمة في مقابلة النصوص المستفیضة المشهورة البالغة حد التواتر». به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.

2) جهت اطلاع از مشروح مطالب مذکور و مستندات آن به کتاب «عقیدة أهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر» نوشته شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه منوره مراجعه شود.

3) جهت آشنایی تفصیلی با شرح حال نعیم بن حماد مروزی به کتاب سیر أعلام النبلاء: ج 10، ص 595 - 612، شرح حال نعیم بن حماد مروزی، ش 209، مراجعه شود.

4) «فیخرج من مکة و معه رایة النبي...». الفتن: ص 269 - 270، ح 1004. به کتاب سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4286 مراجعه شود.

5) «لو لم¬یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتی یبعث فیه رجلا مني أو من أهل بیتي یواطیء اسمه اسمی و اسم أبیه اسم أبي یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». سنن أبي¬داود: ص 494، کتاب المهدي، ح 4282 و 4283.

6) «مطلب فياتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا... کما وقع في زماننا في أتباع عبدالوهاب الذین خرجوا من نجد و تغلبوا علی الحرمین و کانوا ینتحلون مذهب الحنابلة لکنهم اعتقدوا أنهم هم المسلمون و أن من خالف اعتقادهم مشرکون و استباحوا بذلك قتل أهل السنه و قتل علمائهم». رد المحتار علی الدر المختار: ج 6، ص 413، کتاب الجهاد، باب البغاة، مطلب في اتباع عبدالوهاب الخوارج في زماننا.

7) «أرادوا الحج في دولة الشریف مسعود بن سعید بن زید... فأرسلوا یستأذنوه في الحج و غایة مرادهم اظهار عقیدتهم و حمل أهل الحرمین علیها فأرسلوا قبل ذلك ثلاثین من علمائهم ظنا منهم أنهم یفسدون عقائد أهل الحرمین و یدخلون علیهم الکذب و المین و طلبوا الاذن في الحج و لو بشيء مقرر علیهم کل عام یدفعونه و کان أهل الحرمین قد سمعوا بظهورهم في نجد و افسادهم عقائد البوادي و لم یعرفوا حقیقة ذلك فلما وصل علمائهم مکة أمر الشریف مسعود أن یناظر علماء الحرمین العلماء الذین بعثوهم فناظروهم فوجدوهم ضحکة و مسخرة کحمر مستنفرة فرت من قسورة ونظروا الی عقائدهم فاذا هي مشتملة علی کثیر من المکفرات... أمر الشریف مسعود قاضي الشرع أن یکتب حجة بکفرهم الظاهر ... و أمر بسجن أولئك الملحدة الانذال و وضعهم في السلاسل و الاغلال فقبض منهم جماعة و سجنهم و فر الباقون». الدرر السنیة في الرد علی الوهابیة: ص 29 - 30.

8) «ابشر یا معاویة بالقصاص و استعد للحساب و اعلم أن لله عزوجل کتابا لایغادر صغیرة و لاکبیرة إلا أحصاها و لیس الله تبارك وتعالی بناس أخذك بالظنة و قتلك أولیاءه بالتهمة و نفیك إیاهم من دار الهجرة الی الغربة و الوحشة و أخذك الناس ببیعة ابنك غلام من الغلمان یشرب الشراب و یلعب بالکعاب (بالکلاب) لاأعلمك إلا قد خسرت نفسك و شریت دینك و غششت رعیتك و خنت أمانتك و سمعت مقالة السفیه الجاهل و أخفت التقي الورع الحلیم». الاحتجاج: ج 2، ص 92، احتجاجه علی معاویة توبیخا له علی قتل حجر و أصحابه. «فقام الحسین فحمد الله و صلی علی الرسول ثم قال: أما بعد یا معاویة! فلن یؤدی القائل و إن أطنب في صفة الرسول من جمیع جزءا... و فهمت ما ذکرته عن یزید من اکتماله و سیاسته لأمة محمد، ترید أن توهم الناس في یزید کأنك تصف محجوبا أو تنعت غائبا...». الامامة و السیاسة: ج 1، ص 186، قدوم معاویة المدینة علی هؤلاء القوم و ما کان بینهم من المنازعة.

9) از پیامبر اکرم(ص) نقل است که فرمود: «کسى که نسبت به حق، بى ‏طرف بماند و سکوت اختیار کند شیطانی لال است». شرح نهج ‏البلاغه مغنیه، ج 4، ص 227.

10) سوره بقره (2)، آیه 159.

منبع: سایت ولی عصر

 

ارتباط غرب با ظهور امام مهدي چيست؟

ارتباط غرب با ظهور امام مهدي چيست؟


ظهور حضرت مهدي(عج) از وقايع بسيار مهم و سرنوشت ساز تاريخ بشريت و بستر تحقق وعده‌هاي الهي است. از اين رو وقايع گذشته و آينده تاريخ مي‌تواند تأثير مثبت يا منفي در آن داشته باشد.
ارتباط غرب با ظهور امام مهدي(عج) در دو بخش قابل بررسي است:

 

بخش اول:
مراد از غرب معناي كلي آن يعني تمدن غربي باشد كه شامل متفكران و سياستمداران و عموم مردم دنياي غرب است. اين معنا عمدتاً در مقابل تمدن اسلامي مطرح مي‌گردد. غرب به اين معنا در دو جهت مي‌تواند تأثيرگزار در ظهور باشد:
1. تأثير مثبت:
الف. از آنجا كه شاخصه‌ي غرب و تمدن غربي قبل از رنسانس و بعد از آن به دو شكل مختلف نماد فساد و ظلم و تبعيض بوده است، همواره ميزان نااميدي انسان‌ها به برقراري عدالت كامل در تمام ابعاد را بيشتر كرده است. و اين نا اميدي بشريت را به يك نقطه اميد و نجات، آرزومند ساخته است.
انسان‌ها از وعده‌هاي غير واقعي غرب براي حاكميت دموكراسي و آزادي و عدالت نا اميد شده‌اند، و به عجز برنامه‌هاي دست ساخته بشر و در رأس آنها برنامه غرب براي حاكميت نهايي و مطلق در پايان تاريخ، پي برده‌اند.
گرايش و حمايت مردم دنيا از نداهاي عدالت‌خواهي و صلح طلبي در كشورهاي مختلف مؤيد خوبي براي اين ادعاست. اين نا اميدي از حاكمان بشري و گرايش به عدالت خواهي، انسان‌ها را براي پذيرش يك رهبر الهي و يك حكومت جهاني جهت برقراري عدالت در جهان آماده مي‌سازد و اين مي‌تواند زمينه‌ساز حكومت و ظهور حضرت مهدي(عج) باشد. البته اين تأثير به صورت غير مستقيم و بدون خواست غرب صورت مي‌گيرد.
ب. پيشرفت علم، تكنولوژي و فناوري در جهان كه عمدتاً در غرب اتفاق افتاده است و روز به روز بيشتر مي‌شود باعث شده كه ارتباطات مردم جهان، مرزهاي خاكي را در نوردد و فرهنگهاي جوامع را به تعامل وا دارد. اين تعامل فرهنگي و استفاده مشترك و همگاني از علوم و پيشرفت‌هاي آن، باعث هم گرايي و نزديكي نوع تفكر‌ها خواهد شد و اين مي‌تواند يكي از زمينه‌هاي ظهور حضرت مهدي(ع) باشد. زيرا يك حكومت واحد جهاني لازمه‌اش توحيد در فرهنگ و تفكر از سويي، و بهره‌برداري مشترك و يكسان از مواهب طبيعي براي عموم مردم جهان از سوي ديگر، است.
پس مي‌توان گفت تمدن غربي از لحاظ سياسي و علمي به طور ناخواسته و غير مستقيم عاملي براي حركت جهان به سوي ظهور است.
2. تأثير منفي: تمدن غربي در مقابل انديشه مهدويت ساكت نمانده است و عمدتاً از دو زاويه به مبارزه و ستيز با اين تفكر پرداخته است. از يك سو با رواج كفر و الحاد و دور كردن انسان‌ها از تفكر الهي و انديشه دين مداري، مبارزه منفي خود را برنامه ريزي كرده است و براي اجراي اين نقشه از اهرم فساد و رواج بي بند و باري بين مردم دنيا اعم از جوامع غربي و اسلامي ، باعث نوعي "غفلت حداكثري" از عدالت خواهي و انسانيت شده است. اين عدالت خواهي شاخصه انديشه مهدويت و نجات بخش است و غفلت از آن دوري از زمان ظهور را رقم مي‌زند.
از سوي ديگر با برنامه ريزي متقابل و رودر رو با انديشه مهدويت به مبارزه جويي مي‌پردازد.
براي نمونه مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
الف. تهيه فيلم‌هاي ضد ديني و ضد مهدوي مانند "پيشگويي‌هاي نوستراداموس" و بازي كامپيوتري جنگ خليج "يا مهدي"؛
ب. مهدي تراشي و حمايت از چنين حركت‌هايي كه باعث لوث شدن و ترديد مردم در اصل انديشه مهدويت است؛
ج. تهيه بازي‌هاي كامپيوتري ضد ديني و ضد اخلاقي و ضد مهدوي براي تأثير گذاري در تفكر و رفتار نسل آينده؛
د. مقابله با حركت‌هاي عدالت خواهي در جوامع دنيا و توسل به قدرت نظامي براي سركوبي آن مانند حمله آمريكا به افغانستان، عراق و توطئه مستقيم و غير مستقيم براي سركوبي حركت عظيم عدالت طلبي در جمهوري اسلامي ايران از آغاز تا كنون.
بخش دوم:
غرب امروز را مي‌توان به دو شاخه تقسيم نمود:
1. متفكران 2. سياستمداران
هر دسته نيز به دو گروه تقسيم مي‌شوند و مجموعاً چهار گروه را تشكيل مي‌دهند:
متفكران ديني، متفكران مادي؛ سياستمداران عدالت خواه، سياست مداران قدرت طلب.
هر يك از اين چهار گروه به نوعي تأثير مثبت يا منفي در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) دارند:
الف. متفكران ديني و سياستمداران عدالت خواه:
اين دو گروه بر اساس رشد، آگاهي و بيداري فطرت انساني و الهي خود مي‌توانند تأثير مثبت در ظهور داشته باشند. زيرا مردم جهان را براي پذيرش آن واقعه عظيم تاريخ يعني ظهور و حاكميت عدالت نهايي در جهان آماده مي‌سازند.
ب. متفكران مادي و سياستمداران قدرت طلب:
اين دو گروه براي رسيدن به حاكميت بر مردم جهان و استثمار آنها در تمامي ابعاد علمي، فرهنگي، اخلاقي، فكري و نظامي، و طبيعتاً در جهت مقابله با تفكر عدالت‌خواهي و حق طلبي و رفع ظلم و فساد از جوامع قدم برداشته و تمام تلاش خويش را براي دور نمودن مردم جهان از اين تفكر بكار خواهند گرفت. و لذا تأثير منفي و مستقيم در دور شدن ظهور خواهند داشت.

لذا با توجه به تأثيرات مثبت و منفي غرب در نزديكي و يا دور شدن ظهور حضرت مهدي(ع)، بايد در جهت تقويت تأثير مثبت و يا مقابله با تأثير منفي برنامه ريزي نمود.
 

براي آگاهي بيشتر به منابع زير رجوع فرماييد:

1. مجله انتظار مقاله مهدي ستيزي، حكومت حهاني و جهاني ساز،

2. انتظار شماره 6،

3.كتاب در انتظار ققنوس ص309،

4.مجله موعود،

5. مجله انتظار نوجوان ،شماره 5.

فیلمهای امام زمانی هالیوود

فیلمهای امام زمانی هالیوود


«می گویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی ، فقط عکس ایشان را کم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پی برده اند و حدس می زنند که این واقعه نزدیک است»

به تصویر کشیدن مبانی معنوی و مذهبی و شخصیت های قدسی هنر خاصی را می طلبدکه فقط هنرمندان سلیم النفس و متعهد می توانند از عهده آن برآیند.

هنر سینما که اصالت و اساس آن بر تصویر است ، به عکس دیگر هنرها، مشکلتر می تواند چنین مفاهیمی را به زبان خود ترجمه کند، به گونه ای که به این مفاهیم لطمه نخورد.

در عین حال باید گفت: مؤثرترین روش برای ماندگار ساختن مفاهیم مذهبی و دینی به تصویر کشیدن آنها است.

امریکا جنگ خلیج فارس را به مدد رسانه های تصویری وسینما به راه انداخت. جنگ عراق را نیز همین طور با ساختن یک دروغ ساده که صدام سلاحهای هسته ای یا کشتار جمعی دارد و به شدت برای امنیت ما خطرناک است.

تمام این بدبختی ها، لشکر کشی و قتل وتجاوز برای یک دروغ بود؛ دروغی که از فرط تکرار به وسیله رسانه های گوناگون و به ویژه سینما حقیقی جلوه داده می شود تا جنگ عراق را توجیه کند یا برای مثال می خواهد با دروغی بزرگتر که کاملا تخیلی و غیر واقعی است مثل حمله فضاییها به زمین و ایجاد نگرانی در مردم در این مورد به واسطه فیلمهای سینمایی مثل جنگ ستارگان و از این قبیل، توجیه کند که باید تسلیحات خود را افزایش دهیم تا خطر حمله فضاییها کاهش یابد! یا با این توجیه که ما از شر سارقان، تبهکاران و قاتلان در امان نیستیم، باید مثل آب خوردن مجوز حمل یا خرید اسلحه به مردم بدهیم، حتی به کودکان ! مثل فیلم« بولینگ برای کلمباین» مایکل مور، که از شبکه اول سیما هم به نمایش داده شده است.

تمام ادیان الهی و غیر الهی به آخرالزمان و این که روزی همه شر در مقابل همه خوبی می ایستد، معتقدند و انتظار ظهور منجی را می شکند.
می گویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی ، فقط عکس ایشان را کم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پی برده اند و حدس می زنند که این واقعه نزدیک است.

بودایی ها و هندوها منتظر آمدن «گوتمه» یا بودای پنجم هستند. زرتشتی ها در انتظار «سوشیانت یا سوشیانس» و مسیحیان هم معتقدند که حضرت عیسی دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور می کند. یهودی ها هم می گویند عیسای واقعی هنوز نیامده است؛ اما مسلمانان شیعه و سنی در انتظار ظهور «مهدی» صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند ؛ البته با یک تفاوت با ادیان دیگر. آنها منجی شان از آسمان ظهور می کند و فقط در همان ظهور به میان مردم می آید؛ اما منجی ما مسلمانان هم اکنون میان مردم زندگی و در مشکلات وسختی ها همراهیشان می کند. منجی ما عمر هزارساله دارد و پنهان از دید مردم است؛ اما زنده است. و همه اکنون هم از او مدد می گیرند. و زمینه را برای ظهور حضرتش فراهم می سازد؛ در حالی که انتظار ادیان دیگر در زندگی معمولشان جلوه ای ندارد.

جالب است بدانید که تاثیر فرهنگ انتظار زمانی برای غرب مشخص شده و او را به وحشت از منجی ما انداخت که انقلاب اسلامی پیروز شد و جلوه های حضور ویاری حضرت در پیروزی انقلاب و زمان جنگ تحمیلی بیشتر نمود یافت.

غرب دانست که چیزی غیر از امکانات و تجهیزات نظامی و تکنولوژی هم وجوددارد که ضمن بسیج مردم این نیرو را به آنها می بخشد که در جبهه های نبرد برای شهادت و کشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگیرند.

به واسطه همین حیرت بود که برای شناخت فرهنگ انتظار و عامل ایجاد این ایمان قوی در دهه  1980 کنفرانس شناخت حضرت مهدی در فلسطین اشغالی و شهر تل آویو برگزار شد تا به تاثیر اعتقاد به مهدویت میان مسلمان به ویژه شیعیان بپردازد. در این کنفرانس، به این نتیجه رسیدند که هویت سیاسی شیعه و عامل کامیابی آن اعتقاد به مهدی عجل الله فرجه است و گفتند:« اینها به اسم امام حسین علیه السلام قیام می کنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ می کنند».
امام زمان(ع)

از آن پس بود که هالیوود توجهش به این منجی جلب شده و اهمیت آن رادرک کرد. او تاثیر مهدویت را در تعارض با خواسته های خود دید و سعی کرد ضد آن فیلم بسازد و ماجرا را به گونه ای دیگر جلوه دهد.

غربیها معتقدند:« اگر بتوانید آینده را پش بینی کنید، خودتان هم می توانید آن را بسازید».

هالیوود که به تاثیر تصویر در فرهنگ سازی وتغییر مبانی فکری و اعتقادی جوامع ایمان آورده بود، به سرعت به ساخت و تهیه فیلمهایی دست زد که به نوعی به آخرالزمان و ظهور منجی می پرداخت.

موضوع مهمی که همواره دستمایه هالیوود بوده ، ایجاد جّو ناامنی و اضطراب و وحشت (ترور) است که مقدمه ای برای پذیرش قدرت برتر و حاکمیت خشن و بی رحمانه به شمار می رود.

این اتفاق یکی از سرفصلهای راهبرد فرهنگی است که در بعضی ازاین فیلم ها دنیا به پایان خود می رسد و چیزی جز انهدام گسترده و نابودی نسل بشر باقی نمی ماند.

دلهره های آخرالزمانی !

دلهره های آخرالزمانی !


 

آخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا

خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

آخرالزمان، انتظار، امام زمان، ساعت
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ
محمد(صلی الله علیه وآله) جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند. (آل عمران/144)

در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود باز گردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

در امت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این مسئله فرق می کند؛ زیرا بعد از ایشان دوران امامت آغاز شده و در روایات به عصر غیبت که منتهی به ظهور آخرین امام و منجی بشریت می شود؛ آخرالزمان می گویند. دورانی که در آن نگهداشتن ایمان بسیار مشکل می شود و مردم، یاد خدا و قیامت را فراموش می کنند: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ؛ روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند.» (انبیاء/1)

حساسیت پیامبر نسبت به آخرالزمان سبب شد تا وی به معرفی آن دوران بپردازد و راه نجات را ذکر کنند تا مومنان راه را گم نکنند.

هنگامه امتحانات بزرگ

هر روز این دنیا، هنگام امتحان الهی است. امتحانی که عیار ایمان را معلوم کرده و به بیان قرآنی در انواع مختلفی رخ نمایی می کند:« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ و قطعا شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى  آزماییم و مژده ده شكیبایان را» (بقره/155)

هر چند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى، فقر و كشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْكُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص485
)
بنابراین صبر برای پیروزی در امتحانات الهی، انجام واجبات و ترک گناهان، به خصوص در آخرالزمان بسیار حیاتی است.

دوران فسادهای پیاپی

قرآن کریم پشت کردن به پیامبر و  دوری از تعالیم سعادت بخش او را دوران تباهی ها و مفاسد عنوان کرده و فرموده است: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ؛ اما اگر رویگردان شوید آیا جز این انتظار می رود كه در زمین فساد كنید و قطع رحم نمائید.»(محمد/22) آخرالزمانی که پیامبر وفات کرده و دست ها از امام عصر کوتاه است؛ دورانی است که مردم بیشتر از پیامبر دور می شوند و این معنایی جز غرق شدن در گناه ندارد. پیامبر درباره آن دوران هشدار داده و فرمودند: «لیأتینّ على النّاس زمان یكذّب فیه الصّادق و یصدّق فیه الكاذب و یخوّن فیه الأمین و یوتمن الخئون؛ زمانى بر مردم رسد كه راستگو را تكذیب كنند و دروغگو را تصدیق كنند و امین را خائن شمرند و خائن را موتمن پندارند.»(نهج الفصاحه،ح2366)

دوران جولان با گناهان
آخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا. دورانی که در آن دین الهی رها می شود. در چنین دورانی، آسمان خراش ها و ثروت ها تنها با گناه جمع می شود. رسول خدا درباره آن دوران فرمودند: «سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ  لَا یُنَالُ الْمُلْكُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَى إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ فَصَبَر؛ زمانی بر مردم می رسد که مُلک تنها با قتل و ظلم برپا می شود و ثروت تنها با دزدی و بخل ورزی؛ و محبت تنها باحرام و هوای نفس است. پس هرکه آن دوران را درک کرد باید صبر کند.»(شیخ کلینی، کافی، ج2، ص91)

در چنین دورانی راه کسب درآمد مردم از راه حرام است. دورانی است که مردم از خوردن مال حرام باکی ندارند و اصلاً توجه نمی کنند که معاش آنها از چه راهی می گذرد؛ پیامبر در تعریف آن دوران فرموده است: «لَیَأْتِیَنَ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُبَالِی الرَّجُلُ بِمَ یَأْخُذُ مَالَ أَخِیهِ بِحَلَالٍ أَوْ حَرَام ؛ روزگارى به مردم رسد كه فرد اهمیت ندهد كه مال چگونه به دست آرد، از حلال یا از حرام.» (مجموعه ورام، ج1، ص11)

در جامعه ای که مردم از راه حرام کسب درآمد کنند؛ اگر کسی از امکانات مادی کمتری برخوردار باشد، نمایانگر تن نداده او به راه های حرام است. چنین فردی را جامعه بی عرضه می خوانند. بی عرضه گانی که به جرم دوری از گناهان اینگونه یاد می شوند. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) این نوع بی عرضگی را ستوده و فرمودند: «سیأتی على النّاس زمان یخیّر فیه الرّجل بین العجز و الفجور، فمن أدرك ذلك الزّمان فلیختر العجز على الفجور؛ روزگارى به مردم رخ نماید كه فرد میان بی عرضگى و نادرستى مخیر شود؛ هر كه در آن روزگار باشد باید بی عرضگى را بر نادرستى ترجیح دهد.» نهج الفصاحه،ح1752)

دوران ایمان های یک شبه
آخرالزمان دورانی است که افراد، ایمان خود را یک شبه و به راحتی با کفر عوض می کنند. دورانی که پیامبر درباره آن فرموده است: «ستكون فتن یصبح الرّجل فیها مومنا و یمسی كافرا إلّا من أحیاه اللَّه بالعلم ؛ فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود، مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.»(نهج الفصاحه،ح1734)

همچنانکه این حدیث اشاره دارد برای دور ماندن از چنین آفتی باید با غفلت مبارزه کرد و به شرایط علم داشت و با آگاهی کامل با رویدادها برخورد کرد.

هرچند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى، فقر و كشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْكُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص485)

کلام آخر
در آخرالزمان دینداری و همرنگ جماعت نشدن بسیار سخت شده و نیازمند صبر است. در آن دوران باید هر مومنی با یاد خدا، دوری از غفلت و البته یاد معاد، خود را از فتنه ها و آسیب های آخرالزمانی حفظ  کند؛ تا از جاده سعادت منحرف نشود. کاری شبیه نگهداشتن گوی آتشین در دست!

قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ كَالْقَابِضِ عَلَى  الْجَمْرِ؛ روزگارى بر مردم بیاید كه هر كه خواهد دین خود نگهدارد چنان باشد كه آتش بدست گرفته باشد. (امالی، ص485)

منبع: سایت بیتوته<

اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالی

 اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالی


 

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود. یکی از آن موارد، قضیه شگرفی است که مرحوم شیخ محمد شریف رازی در جلد اول کتاب گنجینه دانشمندان نقل کرده است.
او می نویسد:
علامه حاج سید محمد حسن میرجهانی طباطبایی، صاحب تألیفات مفید که از خواص اصحاب ایشان بودند حکایت کرده اند که:
« یکی از علمای زیدیه به نام سید بحرالعلوم یمنی وجود حضرت ولی عصر علیه السلام را انکار می کرد و با علما و مراجع شیعه آن روز مکاتبه کرده و برای اثبات وجود و حیات آن حضرت برهان می خواست و آقایان از کتب اخبار و تواریخ عامه و خاصه اقامه دلیل می کردند؛ ولی وی قانع نمی شد و می گفت: من هم این کتب را دیده ام.

تا اینکه برای مرحوم آیت الله اصفهانی نامه نوشت و جواب قاطعی خواست. سید در جواب مرقوم فرمود: جواب شما را باید مشافهتاً بدهم، شما طی سفری به نجف مشرف شوید.
آن سید یمنی با فرزندش سید ابراهیم و چند تن از مریدان خاصش، به نجف اشرف مشرف و همه علما از جمله مرحوم آیت الله اصفهانی از وی دیدن کردند. سید یمنی عرض کردند من روی دعوت شما، به این مسافرت آمدم، جوابی که وعده فرمودید بدهید. ایشان فرمودند: شب بعد به منزل من بیایید.

شب بعد به منزل آسید ابوالحسن آمدند و پس از صرف شام و رفتن اکثر میهمانها و گذشتن نیمی از شب، نوکر خود، مشهدی حسین چراغدار را طلبیده و فرمودند: به سید یمنی و فرزندش بگویید بیایند و ما تا درب منزل رفتیم به ما فرمودند: شما نیایید و خود به اتفاق سید و فرزندش رفتند و ما ندانستیم کجا رفتند.
تا روز بعد که سید ابراهیم یمنی، فرزند بحرالعلوم مزبور را ملاقات کردم و از جریان شب پرسیدم. گفت: الحمدلله (بحمدالله) ما مستبصر و اثنی عشری شدیم.

 گفتم: چطور؟ گفت: برای اینکه آقای اصفهانی حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام را به پدرم نشان داد. تفصیل آن را پرسیدم.
 گفت: ما از منزل که بیرون آمدیم نمی دانستیم به کجا می رویم؛ تا اینکه از شهر خارج و وارد وادی السلام شده و در وسط وادی جایی بود که آن را مقام مهدی علیه السلام می گفتند. 

 

مقام حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف- مسجد سهله


چراغ را از مشهدی حسین گرفته و خود به اتفاق پدرم و من وارد آن محیط شدیم. پس آقای اصفهانی خود از چاه آنجا، آب کشیده و وضو تجدید کرد و ما به عمل او می خندیدیم؛ آنگاه وارد مقام شد و چهار رکعت نماز خواند و کلماتی گفت؛ ناگاه دیدیم آن فضا روشن گردید، پس پدرم را طلبید.
وقتی وارد آن مقام شد طولی نکشید که صدای گریه پدرم بلند شد و صیحه ای زد و بیهوش شد؛ نزدیک رفتم دیدم آقای اصفهانی شانه های پدرم را مالش می دهد تا به هوش آمد و وقتی از آنجا برگشتیم پدرم گفت: حضرت ولی عصر حجه بن الحسن العسکری علی

در مورد امام زمان عجل الله تعالی

در مورد امام زمان عجل الله تعالی


به نامه خدا

«السَّلامُ علی الْمهدی الّذی وعَدَاللهُ عزَّ و جَلَّ بِهِ الْاُمَم.»

سلام برمهدی(عج)كسی كه خدای عزّ و جلّ وعده اش را به امت ها داده است.

جمعه كه می آید قلب هر منتظر عاشقی تندتر می زند و در چشم هایش میشود عطش انتظار را دید.جمعه روزی است كه به عشق آن وجود نازنین،آفتابش با دعای ندبه طلوع می كند و با دعای سمات به غروب می نشیند.جمعه روزی است كه پیروزی مؤمنان بر ئشمنان در آن روز رخ میدهد.جمعه روزی است كه عزیز زهرا (س)درآن می آید تا ما غم هجر و فراق را با او در میان بگذاریم.

-كاش دلم نمی شكست و تو را در صحن چشمانم می دیدم !

-كاش می آمدی و دوباره سرود شكفتن را برایم زمزمه می كردی !

-كاش سفر نمی رفتی و مرا غریب كوچه های انتظار نمی كردی !

-كاش مرا آشنای شب های بی قرار نمی كردی !

-كاش ابر آسمان رؤیاهایم می شدی و بر كویر تفتیده ی وجودم می باریدی !

-كاش خدا به دیدارم میآمد و قصه ی آمدنت را برایم می گفت !

-كاش نهال انتظار را با آمدنت شكوفه باران می كردی !

ای گل خوشبوی هستی، مهدی جان ،دل كوچكم دیگر تاب و توان این انتظار بزرگ را ندارد فقط میترسد روزی پایان عمرش فرا رسد و اجل مهلت دیدن مولایش را ندهد.

آقا جان بیا و با آمدنت به ظلم و ستمی كه مردم به یكدیگر روا می دارند،پایان ببخش و دنیا را پر از مهر و محبت كن و بگذار ما نیز برای همیشه در كنارت بمانیم.

آن روز همه ی پرچم های بر افراشته شده در زمین خیانت پایین می آید و تنها یك پرچم بر افراشته خواهد ماند و آن پرچم تو است.آری تنها با نگی كه در همه ی نقاط این گیتی پهناور طنین انداز می شود ، بانگ روح انگیز لا اله الا الله و محمّد رسول الله توست .

اگر دلباختگان یوسف با دیدن روی دل آرای او انگشت بریدند شیفتگان تو بدون دیدن جمال زیبایت در آتش فراغت پروانه وار سوختد.

مهدی جان بیا كه دلم در سرمای این زمستان طولانی یخ بسته است.به راهت خیره می مانم و می دانم كه می آیی .

 

امید آخر دل داغدیده ها ، بیا                                  تو ای شب ما را سپید ، بیا             

                                  جان شیعه به لب رسیده ، بیا                  


دل غرق نیاز غایتی می خواهیم                                        از نور محمّدی عنایتی می خواهیم            

ادعونی استجب لكم را گفتی                                           خواندیم تو را اجابتی می خواهیم             

 

« محمد باقر گودرزی

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید

متن کامل نامه امام زمان(عج) به عالم برجسته قرن پنجم هجری، شیخ مفید


نامه‏‌اى در اواخر ماه صفر سال ۴۱۰ (هجرى) از ناحیه مقدّسه امام زمان علیه السّلام به شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان (قدّس اللَّه روحه) رسید.

بخشی از این نامه مهم:

ما از لغزش‌هائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آنها دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‏‌ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏‌اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمی‌دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

متن کامل این نامه را در ادامه مطلب می‌خوانید:

لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ

این نامه‌‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.


«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم»

سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى.

ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بی زوالش مسألت می‌نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو که پروردگار توفیقات را براى یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما می‌گوئى با صداقت افزون گرداند.

اعلام می‌دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و مؤظّف بداریم که آنچه به تو می‌نویسیم به دوستان ما که نزد تو می‌باشند برسانى.

خداوند تمامى ایشان را به طاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنان را برطرف فرماید.

خداوند تو را به امداد خود بر دشمنانش که از دین او بیرون رفته ‏اند، پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى که اطمینان به آنان دارى به طرزى که إن شاء اللَّه می‌‏نویسم عمل کن، هر چند ما در جایى منزل کرده‏ ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم به علّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان می‌باشد در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمی‌ماند.

ما از لغزشهائى که از برخى شیعیان سر می‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏‌اى نموده‏‌اند که نیکان گذشته از آن دوری می‌نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتی‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏ اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمیدانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند.

نقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود می‌گردد و آن کس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت می‌رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ما است، خداوند هم نور خود را کامل می‌گرداند هر چند مشرکان نخواهند.

با تقیّه خود را از دشمنان نگاه دارید و از افروختن آتش جاهلیّت پرهیز کنید.

کسانى که در این فتنه به جاهاى پنهان؛ پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسندیده گرفته‏‌اند.

چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسید، شما باید از آنچه در آن ماه روى می‌دهد، عبرت بگیرید، و از آنچه بعد از آن واقع می‌‏شود، از خواب غفلت بیدار شوید.

عن قریب علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید می‌‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر می‌گردد که مردم را اندوهگین می‌کند و به وحشت می‌اندازد. آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏ اند بر عراق مسلّط می‌گردند و به واسطه سوء اعمال آنان أهل عراق دچار ضیق معیشت مى‌شوند، سپس این رنج و زحمت با مرگ یکى از اشرار از میان می‌رود؛ و از مردن او پرهیزگاران خیر اندیش خشنود می‌گردند، و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حجّ بیت اللَّه دارند، به آرزوى خود می‌رسند و به حجّ می‌روند.

هر مردى از شما باید به آنچه که به وسیله دوستى ما به آن تقرّب می‌جست عمل کند و از آنچه مقام او را پست می‌گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب نماید زیرا امر ما بطور ناگهانى می‌رسد؛ آن هم در وقتى که توبه سودى به حال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمی‌دهد.

خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه‏‌اش توفیق دهد.

نسخه توقیع به دست خطّ مبارکش که بر آن سلام باد. این نامه‏‌اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار. خداوند با دیده‏‌اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید. پس آن را خوب نگاهدار، و بر خطّى که مرقوم داشتیم بدان چه تعهّد نمودیم اظهار مدار و نشان کسى مده،

و مفاد آن را به کسى رسان که نزد او آرام می‌گیرى، و جماعت ایشان را سفارش کن که به خواست خدا بدان عمل کنند.

و صلوات خدا بر محمّد و آل پاکش باد.

کتاب احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۶۵۳-۶۴۹


متن عربی این نامه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ فِی الدِّینِ الْمَخْصُوصُ فِینَا بِالْیَقِینِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاهَ عَلَى سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

وَ نُعْلِمُکَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَکَ لِنُصْرَهِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَکَ عَلَى نُطْقِکَ عَنَّا بِالصِّدْقِ

أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِی تَشْرِیفِکَ بِالْمُکَاتَبَهِ وَ تَکْلِیفِکَ مَا تُؤَدِّیهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِینَا قِبَلَکَ أَعَزَّهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ کَفَاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعَایَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَیَّدَکَ اللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ الْمَارِقِینَ مِنْ دِینِهِ عَلَى مَا أَذْکُرُهُ وَ اعْمَلْ فِی تَأْدِیَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ کُنَّا نَائِینَ بِمَکَانِنَا النَّائِی عَنْ مَسَاکِنِ الظَّالِمِینَ

حَسَبَ الَّذِی أَرَانَاهُ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الصَّلَاحِ وَ لِشِیعَتِنَا الْمُؤْمِنِینَ فِی ذَلِکَ مَا دَامَتْ دَوْلَهُ الدُّنْیَا لِلْفَاسِقِینَ

فَإِنَّا نُحِیطُ عِلْماً بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُمْ- وَ مَعْرِفَتُنَا بِالذُّلِّ الَّذِی أَصَابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثِیرٌ مِنْکُمْ إِلَى مَا کَانَ السَّلَفُ الصَّالِحُ عَنْهُ شَاسِعاً وَ نَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخُوذَ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ

فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى انْتِیَاشِکُمْ مِنْ فِتْنَهٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُمْ یَهْلِکُ فِیهَا مَنْ‏ حُمَّ أَجَلُهُ وَ یُحْمَى عَنْهَا مَنْ أَدْرَکَ أَمَلَهُ وَ هِیَ أَمَارَهٌ لِأُزُوفِ حَرَکَتِنَا وَ مُبَاثَّتِکُمْ بِأَمْرِنَا وَ نَهْیِنَا وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ... وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ

اعْتَصِمُوا بِالتَّقِیَّهِ مِنْ شَبِّ نَارِ الْجَاهِلِیَّهِ

یُحَشِّشُهَا عَصَبٌ أُمَوِیَّهٌ یَهُولُ بِهَا فِرْقَهً مَهْدِیَّهً أَنَا زَعِیمٌ بِنَجَاهِ مَنْ لَمْ یَرُمْ فِیهَا الْمَوَاطِنَ وَ سَلَکَ فِی الطَّعْنِ مِنْهَا السُّبُلَ الْمَرْضِیَّهَ

إِذَا حَلَّ جُمَادَى الْأُولَى مِنْ سَنَتِکُمْ هَذِهِ فَاعْتَبِرُوا بِمَا یَحْدُثُ فِیهِ وَ اسْتَیْقِظُوا مِنْ رَقْدَتِکُمْ لِمَا یَکُونُ فِی الَّذِی یَلِیهِ سَتَظْهَرُ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهٌ جَلِیَّهٌ- وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلُهَا بِالسَّوِیَّهِ وَ یَحْدُثُ فِی أَرْضِ الْمَشْرِقِ مَا یَحْزُنُ وَ یُقْلِقُ وَ یَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى الْعِرَاقِ طَوَائِفُ عَنِ الْإِسْلَامِ مُرَّاقٌ تَضِیقُ بِسُوءِ فِعَالِهِمْ عَلَى أَهْلِهِ الْأَرْزَاقُ ثُمَّ تَنْفَرِجُ الْغُمَّهُ مِنْ بَعْدُ بِبَوَارِ طَاغُوتٍ مِنَ الْأَشْرَارِ ثُمَّ یستر [یُسَرُّ بِهَلَاکِهِ الْمُتَّقُونَ الْأَخْیَارُ وَ یَتَّفِقُ لِمُرِیدِی الْحَجِّ مِنَ الْآفَاقِ مَا یُؤَمِّلُونَهُ مِنْهُ عَلَى تَوْفِیرٍ عَلَیْهِ مِنْهُمْ وَ اتِّفَاقٍ وَ لَنَا فِی تَیْسِیرِ حَجِّهِمْ عَلَى الِاخْتِیَارِ مِنْهُمْ وَ الْوِفَاقِ شَأْنٌ یَظْهَرُ عَلَى نِظَامٍ وَ اتِّسَاقٍ

فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ بِمَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ یَتَجَنَّبُ مَا یُدْنِیهِ مِنْ کَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَهٌ فُجَاءَهٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ وَ لَا یُنْجِیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَهٍ وَ اللَّهُ یُلْهِمُکُمُ الرُّشْدَ وَ یَلْطُفُ لَکُمْ فِی التَّوْفِیقِ بِرَحْمَتِهِ

نُسْخَهُ التَّوْقِیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیَا عَلَى صَاحِبِهَا السَّلَامُ هَذَا کِتَابُنَا إِلَیْکَ أَیُّهَا الْأَخُ الْوَلِیُّ وَ الْمُخْلِصُ فِی وُدِّنَا الصَّفِیُّ وَ النَّاصِرُ لَنَا الْوَفِیُّ حَرَسَکَ اللَّهُ بِعَیْنِهِ الَّتِی لَا تَنَامُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لَا تُظْهِرْ عَلَى خَطِّنَا الَّذِی سَطَرْنَاهُ بِمَا لَهُ ضَمَّنَّاهُ أَحَداً وَ أَدِّ مَا فِیهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ وَ أَوْصِ جَمَاعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۴۹۸-۴۹۶


منبع: besuyezohur.ir