با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به

با اينكه در زمان امام صادق (علیه السلام)، امام زمان (عج) متولد نشده بودند ، چطور ايشان فرموده اند به امام زمان (عج) سلام كنيد ؟


پاسخ:

اولا: معناي سلام دعا براي سلامت است ودعا هم براي شخص موجود ممكن است هم كسي كه موجود نيست . در ابتدا بايد معني سلام مشخص شود . سلام همان طور كه در كتب لغت وتفسير اهل سنت نيز موجود است به معني دعاي براي سلامت به كار مي رود :

معني السلام هو الدعاء بالسلامة

الإيضاح في علوم البلاغة ج1/ص347

معناي سلام دعاي براي سلامت است.

شبيه همين عبارت در كتابهاي زير آمده است:

التفسير الكبير ج21/ص202- الكشاف ج3/ص29- روح المعاني ج12/ص94- زاد المسير ج9/ص194- فتح الباري ج11/ص13

پس وقتي به كسي سلام مي كني براي وي دعاي به سلام كرده اي . وبراي دعا كردن براي شخص موجود بودن وي شرط نيست . در بسياري روايات اهل سنت آمده است كه رسول خدا براي كساني كه درآن زمان موجود نبوده انددعاكرده اند :

11691 حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا حسن قال سمعت عبد الله بن لهيعة قال ثنا دراج أبو السمح ان أبا الهيثم حدثه عن أبي سعيد الخدري عن رسول الله صلي الله عليه وسلم ان رجلا قال له يا رسول الله طوبي لمن رآك وآمن بك قال طوبي لمن رآني وآمن بي ثم طوبي ثم طوبي ثم طوبي لمن آمن بي ولم يرني قال له رجل وما طوبي قال شجرة في الجنة مسيرة مائة عام ثياب أهل الجنة تخرج من أكمامها

مسند أحمد بن حنبل ج3/ص71

شخصي به رسول خدا عرض كرد درخت بهشتي طوبي براي كسي باشد كه تو را ديده و به تو ايمان آورده است (طوبي اصطلاحي در دعاست).حضرت فرمودند درخت بهشتي براي كسي باشد كه من را ديده وايمان آورده است . ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي ودرخت بهشتي براي كسي باشد كه به من ايمان آورده ولي من را نديده است . شخصي به حضرت عرض كرد طوبي چيست . فرمودند درختي است در بهست كه طولش به اندازه هزار ماه راه است كه لباس بهشتيان از شاخه هاي ان بيرون مي آيد.

اين روايت در المستدرك علي الصحيحين ج4/ص96 - صحيح ابن حبان ج16/ص213- مسند أبي يعلي ج2/ص519 و چندين كتاب ديگر آمده است ودر بسياري از آنها اين روايت را صحيح دانسته اند.

ثانيا: در روايات مورد بحث - كه در اول سوال يك گذشت- ،سوال چنين است كه در زمان حضرت ولي عصر چطور به ايشان سلام مي كنند ، حضرت پاسخ دادند مي گويي السلام عليك يابقية الله كه معني آن چنين است: اگر زمان او را درك كردي چنين مي گويي ؛

اما علاوه بر اين مطلب ، ما براي دفع شبهه از زياراتي كه براي امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف قبل از تولد ايشان ذكر شده است چنين پاسخ مي گوييم كه :

ثالثا: تمامي مردم قبل از تولد در اين عالم ، وجود روحاني داشته و درك وفهم دارند اهل سنت در ذيل آيه شريفه :

وَإذ أخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرِّيَّتَهُم وَأشهَدَهُم عَلَي أنفُسِهِم ألَستُ بِرَبِّكُم قَالُوا بَلَي (سوره أعراف آيه 172)

وهنگامي كه پروردگارت از فرزندان آدم ذريه ايشان را گرفت(خلق كرد) وايشان را شاهد بر خودشان گرفت(از خودشان اقرار گرفت) كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همگي گفتند آري

به اين مطلب اقرار كرده اند .اگر چه رواياتي كه ايشان در اين زمينه آورده اند در بعضي جهات با نظر شيعه منافات دارد اما اصل وجود در عالم ذر را اثبات مي نمايد :

11190 أنا قتيبة بن سعيد عن مالك عن زيد بن أبي أنيسة عن عبد الحميد بن عبد الرحمن بن زيد عن مسلم بن يسار الجهني أن عمر بن الخطاب سئل عن هذه الآية وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم قالوا بلي شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنا كنا عن هذا غافلين فقال عمر سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلم يسأل عنها فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم إن الله عز وجل خلق آدم فمسح ظهره بيمينه فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للجنة وبعمل أهل الجنة يعملون ثم مسح ظهره فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للنار وبعمل أهل النار يعملون ...

سنن النسائي الكبري ج6/ص347

از عمر بن خطاب در مورد اين آيه سوال شد...پس عمر گفت از رسول خدا شنيدم كه در اين زمينه از وي سوال شد پس فرمود خداوند عز وجل آدم را خلق كرد پس دست راست خود رابر پشت وي كشيد پس از آن ذريه او را خارج كرد . پس گفت آنها را براي بهشت خلق كردم وايشان عمل اهل بهشت را (كارهاي نيك را ) انجام خواهند داد . سپس دوباره بر پشت وي دستي كشيد پس از آن ذريه اي را خارج كرد پس گفت ايشان را براي آتش آفريده ام و ايشان كارهاي اهل آتش را(كارهاي بد را) انجام خواهند داد ...

جدا از روايات عام در مورد عالم ذر ، در مورد وجود نوراني رسول گرامي اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قبل از حضور در اين عالم در كتب شيعه وسني روايات بسياري داريم:

3609 حدثنا أبو همام الوليد بن شجاع بن الوليد البغدادي حدثنا الوليد بن مسلم عن الأوزاعي عن يحيي بن كثير عن أبي سلمة عن أبي هريرة قال قالوا يا رسول الله متي وجبت لك النبوة قال وآدم بين الروح والجسد قال أبو عيسي هذا حديث حسن صحيح غريب من حديث أبي هريرة لا نعرفه إلا من هذا الوجه

سنن الترمذي ج5/ص585

از رسول خدا سوال كردند كه چه زماني شما به نبوت مبعوث شديد؟ فرمودند هنگامي كه آدم در بين روح و بدن بود ( روح و بدنش از هم جدا بود) ...اين حديث نيكو و صحيحي است ...

36553 حدثنا أبو بكر قال حدثنا عفان قال حدثنا وهيب قال حدثنا خالد الحذاء عن عبد الله بن شقيق أن رجلا سأل النبي صلي الله عليه وسلم متي كنت نبيا قال كنت نبيا وآدم بين الروح والجسد

مصنف ابن أبي شيبة ج7/ص329

شخصي از رسول خدا سوال كرد كه شما از چه زماني پيغمبر بوديد ؟ فرمودند من پيغمبر بودم و حال آنكهآدم در بين روح و بدن بود ( روح و بدنش از هم جدا بود)

6 - محمد بن يحيي ، عن محمد بن أحمد ، عن محمد بن الحسين ، عن أبي سعيد العصفوري عن عمر [ و ] بن ثابت ، عن أبي حمزة قال : سمعت علي بن الحسين عليه السلام يقول : إن الله خلق محمدا وعليا وأحد عشر من ولده من نور عظمته ، فأقامهم أشباحا في ضياء نوره يعبدونه قبل خلق الخلق ، يسبحون الله ويقدسونه وهم الأئمة من ولد رسول الله صلي الله عليه وآله.

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 530 - 531

از امام سجاد عليه السلام شنيدم كه فرمودند بدرستيكه خداوند عزوجل محمد وعلي و يازده نور از ذريه او را از نور عظمتش خلق كرد پس ايشان را بصورت سايه هايي در سايه نور خودش قرار داد كه او را عبادت مي كردند قبل از آنكه مخلوقات ديگر خلق شوند.

19 - علي بن محمد ومحمد بن الحسن ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم ، عن كرام ( 1 ) قال : حلفت فيما بيني وبين نفسي ألا آكل طعاما بنهار أبدا حتي يقوم قائم آل محمد ، فدخلت علي أبي عبد الله عليه السلام قال : فقلت له : رجل من شيعتكم جعل لله عليه ألا يأكل طعاما بنهار أبدا حتي يقوم قائم آل محمد ؟ قال : فصم إذا يا كرام ولا تصم العيدين ولا ثلاثة التشريق ولا إذا كنت مسافرا ولا مريضا فإن الحسين عليه السلام لما قتل عجت السماوات والأرض ومن عليهما والملائكة ، فقالوا : يا ربنا ائذن لنا في هلاك الخلق حتي نجدهم عن جديد الأرض بما استحلوا حرمتك ، وقتلوا صفوتك ، فأوحي الله إليهم يا ملائكتي ويا سماواتي ويا أرضي اسكنوا ، ثم كشف حجابا من الحجب فإذا خلفه محمد صلي الله عليه وآله واثنا عشر وصيا له عليهم السلام وأخذ بيد فلان القائم من بينهم ، فقال : يا ملائكتي ويا سماواتي ويا أرضي بهذا أنتصر [ لهذا ] - قالها ثلاث مرات .

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 534

از كرام نقل شده است كه گفت :قسم خوردم كه در روز غذا نخورم( روزها همه روزه باشم) تا اينكه قائم آل محمد ظهور كند .پس به نزد امام صادق عليه السلام رفتم .پس به حضرت عرض كردم كه شخصي از شيعه شما چنين نذري نموده است ؟ حضرت فرمودند پس روزه بگير با اكرام(يعني ثواب فراوان به تو داده خواهد شد) ولي روز عيدفطر وقربان روزه نگير وسه روز ايام تشريق در حج را نيز ونيز زمانيكه مسافري روزه نگير ونيز وقتي كه مريض هستي .پس بدرستيكه وقتي كه امام حسين عليه السلام در كربلا شهيد شدند زمين وآسمان وموجودات آنها وملائكه ناله كردند .پس گفتند خداوندا به ما اجازه بده تا مردم را به سبب انجام محرمات وكشتن برگزيدگان تو هلاك كنيم تا از صفحه روزگار محو شوند . پس خداوند به ايشان وحي نمود كه اي ملائكه من و اي آسمان هاي من و اي زمين من آرام باشيد سپس حجابي را از حجاب هاي خود برداشت ؛ پس در پشت ان رسول خدا ودوازده نفر از ذريه او عليهم السلام بودند واشاره نمود به يكي از ايشان كه در بين ايشان ايستاده بود پس فرمود اي ملائكه من و اي آسمانهاي من و اي زمين من ، به وسيله اين شخص ياري مي كنم (حسين را) واين مطلب را سه بار فرمود.

پس مي بينيم كه سلام كردن به مقام والاي بقيه الله الاعظم نه تنها در زمان امام صادق عليه السلام حتي قبل از بعثت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم نيز ممكن بوده است.

همچنين اهل سنت در ذيل آيه شريفه "وَاسأل مَن أرسَلنَا مِن قَبلِكَ "( سوره زخرف آيه 45) روايت كرده اند كه رسول خدا فرمودند تمامي پيامبران با عهد به نبوت من و ولايت علي بن أبي طالب بعد از من مبعوث گرديدند .

حدثنا أبو الحسن محمد بن المظفر الحافظ قال حدثنا عبد الله بن محمد بن غزوان قال ثنا علي بن جابر قال ثنا محمد بن خالد بن عبد الله قال ثنا محمد بن فضيل قال ثنا محمد بن سوقة عن إبراهيم عن الأسود عن عبد الله قال قال النبي صلي الله عليه وسلم يا عبد الله أتاني ملك فقال يا محمد وسل من أرسلنا من قبلك من رسلنا علي ما بعثوا قال قلت علي ما بعثوا قال علي ولايتك وولاية علي بن أبي طالب قال الحاكم تفرد به علي بن جابر عن محمد بن خالد عن محمد بن فضي ولم نكتبه الا عن بن مظفر وهو عندنا حافظ ثقة مأمون

معرفة علوم الحديث ج1/ص95

اين روايات به خوبي بيانگر وجود معنوي و روحاني ائمه اطهار عليهم السلام حتي قبل از خلقت انبيا دارد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

فضايل امام جعفر صادق علیه السلام

فضايل امام جعفر صادق علیه السلام



شخصيت امام صادق(ع) به اندازه‌اي جامع و برجسته است كه افزون بر شيعيان، عالمان و عارفان اهل تسنن نيز توجهي ويژه به آن حضرت داشته و برتري علمي و شخصيتي ايشان را ستوده و از آن حكايت‌ها نقل كرده‌اند. در اين گفتار، ابتدا متني كهن از احمد بن حسن استرابادي، عالم شيعه قرن 10 هـ . ق، درباره تولد امام صادق(ع) و شرح برخي فضايل ايشان نقل و سپس دو قطعه متن گزيده و مُنَقَّح شده از عارفان اهل تسنن؛ از شيخ فريدالدين عطار نيشابوري، عارف قرن 6 و 7 هـ . ق و علي بن عثمان هجويري عارف قرن 5 هـ . ق آورده شده كه نمايانگر ارادت عارفان اهل تسنن به آن بزرگوار است.

 

ذكر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)


«وي امام ششم است از ائمه اِثناعشر(عليهم‌السلام). مادرش ام‌فروه دختر قاسم بن محمد ابابكر بود. آن حضرت خلايق را ارشاد مي‌فرمود و طريق مستقيم به گمراهان باديه ضلالت مي‌نمود و پيوسته مي‌فرمود: ما حجت خداييم بر خلقان و احكام حلال و حرام به بندگان مي‌رسانيم. و اين شيعه علي(ع) كه امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده‌اند، مذهب و ملت خود را از طريق آن حضرت درست كرده‌اند و نجات خود را از متابعت ايشان مي‌دانند. كشف و كرامات آن حضرت بسيار است و خارق عادات بي‌شمار. از آن جمله است كه:
ميان دو كس نزاع شد، يكي تولا به اهل بيت داشت و ايشان را تفضل مي‌نمود و ديگري به تولاي بنواميه منسوب بود و پيوسته آن گروه مكروه را مي‌ستود. هر دو نزديك ابوحنيفه رفتند و او را در آن دعوي حَكَم كردند.
ابوحنيفه گفت: نزد كسي رويد كه بهترين خلق خداست از روي حسب و نسب و پاكيزه‌ترين اولاد مصطفي است از ممرّ[1] عزت و ادب.
گفتند: آن كس كيست؟ گفت: جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابو‌طالب(عليهم‌السلام). پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس به غايت عالي بود و او مردم را به حلال و حرام تعليم مي‌نمود.


بي‌آنكه ايشان سؤال كنند و مقصود خود بيان نمايند، آن حضرت رو به ناصبي[2] كرد و گفت: مخالفان اهل بيت را نزد مطيعان خدا مرتبه‌اي نيست. بعد از آن متوجه شد به مولاي خود و فرمود: «فَريقٌ فِي الْجَنّه[3] دوستان مايند وَ فَريقٌ فِي السّعيرِ[4] اعداي ما».

و از آن جمله است كه بعضي از دوستان به واسطه بسياري مشاهده كرامات و خارق عادات به يكديگر گفتند: اين مرد را از الوهيت نصيبي هست. چون نزد وي رفتيم وضو مي‌ساخت. در ما نگريست و فرمود: دوستي ما به درگاه خدا موجب نجات عقبي است، اما افراط محبت موجب ندامت است، ما بنده‌ايم از بندگان خدا و مخلوقيم از مخلوقات حضرت خداي تعالي.


و از آن جمله است كه آن حضرت فرمود: به لقاي پروردگار خود آرزومندم و در اين ماه رجب يا شوال، به سفر آخرت متوجه مي‌شوم و از زندان‌سراي دنيا به فضاي دل‌گشاي جنه المأوي به اجابت دعوتِ وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السّلامِ[5] توجه خواهم نمود، بعد از آنكه اَعداي دَغا[6] مرا زهر داده باشند و لباس سعادت شهادت پوشانيده. راوي گويد: والله چنان بود كه آن حضرت فرمود.

گويند عمر آن حضرت شصت و پنج سال بود. در زمان منصور به زهر مقتول گرديد. مردم به جهت موضع قبرش متردد بودند، آوازي شنيدند كه اين بنده صالح را برداريد و به نزديك پدر و جدش به خاك سپاريد».[7]


امام جعفر الصادق(ع) در نگاه عطار نيشابوري


«آن سلطان ملت مصطفوي، آن برهان حجت نبوي، آن عالم صديق، آن عالم تحقيق، آن ميوه دل اوليا، آن گوشه جگر انبيا، آن ناقل علي، آن وارث نبي، آن عارف عاشق، ابومحمد جعفر صادق ـ رضي الله عنه ـ .
و چون از اهل بيت، بيشترِ سخنِ طريقتْ او گفته است، و روايت از او بيش آمده، كلمه‌اي چند از آن حضرت بيارم، كه ايشان همه يكي‌اند. چون ذكر او كرده آمد، ذكر همه بُوَد. نبيني كه قومي كه مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؟ يعني يكي دوازده است و دوازده يكي.
و عجب مي‌دارم از آن قوم كه ايشان را خيال بندد كه اهل سنّت و جماعت را با اهل‌بيت چيزي در راه است.[8]
چرا كه اهل سنت و جماعت اهل‌بيت‌اند به حقيقت. و من آن نمي‌دانم كه كسي در خيال باطل مانده است. آن مي‌دانم كه هر كه به محمد(ص) ايمان دارد و به فرزندان و يارانش ايمان ندارد، او به محمد(ص) ايمان ندارد».[9]

 

فضايل امام جعفر صادق(ع),امام جعفر صادق(ع), سیره امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید

 

هيبت امام صادق(ع)
حكايت: «نقل است كه منصور خليفه، شبي وزير را گفت: «برو و صادق را بيار، تا بكشيم.» وزير گفت: «او در گوشه‌اي نشسته است و عزلت گرفته، و به عبادت مشغول شده و دست از ملك كوتاه كرده، و اميرالمؤمنين را از وي رنجي نه. در آزار وي چه فايده بود؟» هر چند گفت، سودي نداشت. وزير برفت. منصور غلامان را گفت: «چون صادق درآيد و من كلاه از سر بردارم، شما او را بكشيد.» وزير، صادق را درآورد. منصور در حالْ برجست و پيش صادق باز دويد و در صدرش بنشاند و به دو زانو پيش او بنشست. غلامان را عجب آمد.

 

پس منصور گفت: «چه حاجت داري؟» گفت: «آنكه مرا پيش خود نخواني و به طاعت خداي ـ عزّوجلّ ـ بازگذاري.» پس دستوري داد و به اعزازي[10] تمام او را روانه كرد. و در حالْ لرزه بر منصور افتاد و سر در كشيد و بي‌هوش شد، تا سه روز. و به روايتي تا سه نماز از وي فوت شد. چون بازآمد، وزير پرسيد كه: «اين چه حال بود؟» گفت: «چون صادق از در درآمد، اژدهايي ديدم كه لبي به زير صُفّه نهاد، و لبي بر زبر و مرا گفت: اگر او را بيازاري، تو را با اين صفه فرو برم. و من از بيم آن اژدها ندانستم كه چه مي‌گويم و از او عذر خواستم و بي‌هوش شدم».[11]

 

عاقل حقيقي
حكايت: «نقل است كه صادق از ابوحنيفه پرسيد كه: «عاقل كي است؟» گفت: «آن‌كه تمييز كند ميان خير و شرّ.» صادق گفت: «بهايم نيز تمييز توانند كرد، ميان آن‌كه او را بزنند يا او را علف دهند.» ابوحنيفه گفت: «به نزديك تو عاقل كي است؟» گفت: «آن‌كه تمييز كند ميان دو خير و دو شر. تا از دو خير، خيرالخيرين اختيار كند و از دو شر، خيرالشّرين برگزيند».[12]


سخاوت امام جعفر صادق(ع)
حكايت: «نقل است كه همياني زر از كسي برده بودند. آن كس در صادق آويخت كه «تو بُرده‌اي» و او را نشناخت. صادق گفت: «چند بود؟» گفت: «هزار دينار.» او را به خانه برد و هزار دينار به وي داد. بعد از آن، آن مرد زر خود بازيافت و زر صادق باز پس آورد و گفت: «غلط كرده بودم.» صادق گفت: «ما هر چه داديم باز نگيريم.» بعد از آن، از كسي پرسيد كه: «او كي است؟» گفتند: «جعفر صادق.» آن مرد خجل بازگرديد».[13]

 

خُلق امام جعفر صادق(ع)


حكايت: «نقل است كه روزي تنها در راهي مي‌رفت و «الله، الله» مي‌گفت. [دل] سوخته‌اي بر عقب او مي‌رفت و «الله، الله» مي‌گفت. صادق گفت: «الله! جُبّه ندارم، الله! جامه ندارم.» در حالْ دستي جامه حاضر شد. امام جعفر در پوشيد. آن سوخته پيش رفت و گفت: «اي خواجه! در الله گفتن با تو شريك بودم. آن كهنه خود به من ده.» صادق را خوش آمد و آن كهنه به وي داد».[14]


حكمت: «[امام صادق(ع)] گفت: هر آن معصيت كه اول آن ترس بُوَد و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت كه اول آن امن بُوَد و آخر آن عجب، بنده را از حق ـ تعالي ـ دور گرداند. مطيع با عُجب، عاصي است و عاصي با عذر، مطيع».[15]
حكمت: «و از وي پرسيدند كه «درويش صابر فاضل‌تر يا توانگر شاكر؟» گفت: «درويش صابر، كه توانگر را دل به كيسه بُوَد و درويش [را] با خدا».[16]

 

جمله‌هاي قصار:

«و گفت: «مَكر خداي ـ عزّوجلّ ـ در بنده، نهان‌تر است از رفتن مورچه در سنگ سياه، به شب تاريك».
و گفت: «از نيك‌بختي مرد است كه خصم او خردمند است».[17]


حكمت: «و گفت: «از صحبت پنج كس حذر كنيد:
- يكي از دروغگوي، كه هميشه با وي در غرور باشي.
- دوم از احمق، كه آن وقت كه سود تو خواهد، زيان تو بود و نداند.
- سوم بخيل، كه بهترين وقتي از تو ببُرد.
- چهارم بددل، كه در وقت حاجت، تو را ضايع كند.
- پنجم فاسق كه تو را به يك لقمه بفروشد و به كمتر لقمه‌اي طمع كند».[18]


حكمت: «گفت: «حق ـ تعالي ـ را در دنيا بهشتي است و دوزخي؛ بهشت، عافيت است و دوزخ، بلاست. عافيت آن است كه كار خود به خداي ـ عزّوجلّ ـ باز گذاري و دوزخ آن است كه كار خداي با نفس خويش گذاري».[19]


امام جعفر صادق(ع) در نگاه علي بن عثمان هجويري
سيف سنت و جمال طريقت و معبر معرفت و مزيِّن صفوت، ابومحمد جعفر بن محمد بن علي‌بن الحسين‌بن علي، الصادق، رضوان‌الله عليهم اجمعين
عالي حال و نيكو سيرت بود. آراسته ظاهر و آبادان باطن. و وي را اشارت جميل است اندر جمله علوم، و مشهور است دقت كلام وي و قوت معاني اندر ميان مشايخ، رضي‌الله عنهم اجمعين. و وي را كتب معروف است اندر بيان اين طريقت.
روايت: «از امام صادق(ع)[ روايت آرند كه گفت: «لاتَصِّحُّ العِباده إلّا بالتّوبه، فَقَدِّمِ التَّوْبَه عَلَي العِبادَه، و قال لله، تعالي: «التائبونَ العابدون».[20]
عبادت جز به توبه راست نيايد، تا خداوند ـ تعالي‌ـ مقدم كرد توبه را بر عبادت؛ زيرا كه توبه بدايت مقامات است و عبوديت نهايت آن. و چون خداوند ـ جلّ جلاله ـ ذكر عاصيان كرد، به توبه فرمود و گفت: «و توبوا الي الله جميعاً».[21]

 

حكايت: «و اندر حكايات يافتم كه داوود طائي به نزديك وي آمد و گفت: «يا پسر رسول خداي، مرا پندي ده كه دلم سياه شده است.» گفت: «يا ابا سليمان، تو زاهد زمانه خويشي. تو را به پند من چه حاجت؟» گفت: «اي فرزند پيغمبر، شما را بر همه خلايق فضل است و پند دادن تو مر همه خلايق را واجب.» گفت: «يا ابا سليمان، من از آن مي‌ترسم كه به قيامت جدّ من اندر من آويزد كه: چرا حقّ متابعت من نگزاردي؟ و اين كار به نسبت صحيح[22] و سبب قوي نيست. اين كار به معاملت[23] خوب است اندر حضرت حق تعالي.»

داوود فرا گريستن آمد و گفت: «بار خدايا، آن كه معجون طينت وي از آب نبوت است و تركيب طبيعت از اصل برهان و حجت، جدش رسول است و مادرش بتول است، وي بدين حيراني است؛ داوود، كه باشد كه به معاملت خود مُعْجَب گردد؟»[24]

پی نوشت

__________________________

گنجینه :: آبان 1387، شماره 75
[1] . ممرّ: طريق، گذرگاه.
[2] . ناصبي: آن‌كه دشمن علي(ع) و خاندان اوست.
[3] . نك: شوري: 7. (گروهي در بهشت‌اند)
[4] . همان. (گروهي در دوزخ‌اند)
[5] . نك: يونس: 25.
[6]. دغا: حيله‌گر، فريب‌كار.
[7] . نك: احمد بن حسن استرآبادي، آثار احمدي (تاريخ زندگي پيامبر اسلام و ائمه اطهار(عليهم‌السلام)، به كوشش: ميرهاشم محدث، تهران، قبله؛ ميراث مكتوب، 1374، صص 510 ـ 521.
[8] . چيزي در راه دو چيز بودن: بين دو چيز اختلاف بودن، مشكل داشتن دو چيز با هم.
[9]. محمد بن ابراهيم عطار، تذكره الاولياء، تصحيح: محمد استعلامي، تهران، زوار، 1380، چ 12، صص 12 و 13.
[10] . اعزاز: احترام.
[11]. تذكره الاولياء، صص 13 و 14.
[12]. همان، ص 15.
[13]. همان، صص 15 و16.
[14]. همان، ص 16.
[15]. همان، ص 17.
[16]. همان.
[17]. همان، صص 17 و 18.
[18]. همان، ص 18.
[19]. همان، صص 11 ـ 18.
[20]. نك: توبه: 112.
[21]. «همگي به درگاه الهي توبه كنيد». (نور: 31)
[22]. نسبت صحيح: خويشاوندي واقعي.
[23]. معاملت: عبادت.
[24]. ابوالحسن علي بن عثمان هجويري، كشف المحجوب، تصحيح: محمد عابدي، تهران، سروش، 1384، چ 2، صص 116 ـ 118.

در سایه سار کلام گهربار امام سجاد عليه السلام

در سایه سار کلام گهربار امام سجاد عليه السلام

کلام امام حسن(ع) درباره راه شناخت بدعت‌ها و تحریف‌ها

کلام امام حسن(ع) درباره راه شناخت بدعت‌ها و تحریف‌ها

چهل حدیث اخلاقی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله

چهل حدیث اخلاقی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله

چهل حدیث از امام صادق علیه السلام

چهل حدیث از امام صادق علیه السلام

چهل حدیث عزاداری و محرم

چهل حدیث عزاداری و محرم

چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام

چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام

چهل حدیث از حضرت فاطمه سلام الله علیها

چهل حدیث از حضرت فاطمه سلام الله علیها

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.

چهل حدیث هادوی

چهل حدیث هادوی

1. یگانگی خدا: لَمْ یزَلَِ اللهَ وَحْدَهُ لاشیء معه ثُمَّ خَلَقَ الاشیاء بدیعاً و اختار لِنَفْسِهِ اَحْسَنَ الاَسماءِ؛[1]

چهل حدیث از امام رضا علیه السلام

چهل حدیث از امام رضا علیه السلام

احادیثی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام درباره ایمان، خداشناسی، خودشناسی، کمک به مردم و...