منافع وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه در عصر غیبت

منافع وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه در عصر غیبت


ـ اگر امام، پیشوای مردم است باید ظاهر باشد. بر وجود امام ناپیدا چه فایده ای می توان یافت؟

ـ امامی که صدها سال است، غایب است، نه دین را ترویج می کند، نه مشکلات جامعه را حل می نماید، نه پاسخ مخالفان را می دهد، نه امر به معروف و نهی از منکر می کند، نه از مظلومی حمایت می کند و نه حدود و احکام الهی را جاری می سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتی دارند؟

از زمانی که امام عصر(ع) از دیده ها پنهان شده و در پس پرده غیبت زندگی خود را شروع کرده است، انبوهی از پرسش ها، پیرامون مسائل غیبت مطرح شده است که بسیاری از آنها از یک پیشینه دیرینه ای برخوردار است، به گونه ای که بسیاری از این سؤال ها در نوشته های نویسندگان کتاب های مربوط به امام زمان(ع)

در قرن چهارم و پنجم اسلامی مطرح گردیده و علما پاسخ های مناسبی به آن داده اند.

از جمله پرسش های رایج درباره امام زمان(ع) این است که:

ـ به فرض قبول امامی که فرزند بلافصل امام عسکری(ع) است چه خاصیتی بر وجود ایشان مترتب است؟

ـ اگر امام، پیشوای مردم است باید ظاهر باشد. بر وجود امام ناپیدا چه فایده ای می توان یافت؟

ـ امامی که صدها سال است، غایب است، نه دین را ترویج می کند، نه مشکلات جامعه را حل می نماید، نه پاسخ مخالفان را می دهد، نه امر به معروف و نهی از منکر می کند، نه از مظلومی حمایت می کند و نه حدود و احکام الهی را جاری می سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتی دارند؟

ـ در دوران غیبت که آن جمال الهی از دیدگان ما ناپیداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟

پیش از پاسخ گویی به این پرسش ها ذکر نکاتی چند دراین باره ضروری است:

1. ظاهراً این اشکالات از زبان کسانی مطرح می گردد که در واقع نه امام را شناخته اند و نه به معنای حقیقی امامت پی برده اند. و امام را مانند رهبری عادی که کارش مسئله گویی و حداکثر، اجرای حدود و احکام است می دانند، در حالی که مقام امامت و ولایت به مراتب از این مقامات ظاهری شامخ تر و والاتر است و باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی(ع) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه تر است، بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست و الاّ آن وجود نازنین، در جامعه انسانی به طور ناشناس زندگی می کند.

2. باید گفت، اگر چه حضور شخصی امام غایب در بین مردم سبب می شود که مسلمانان از برکات بیشتر و در سطح وسیع تری بهره مند شوند، ولی این چنین نیست که اگر شخص امام غایب بود هیچ گونه فایده و ثمره ای برای امت اسلام و مردم نداشته باشد، بلکه مردم را تحت نفوذ شخصیتی خود می گیرد زیرا آثار امام که بقیةالله در زمین است، بر دو قسم می باشد:

1. آثار حضور؛

2. آثار ظهور؛

و غیبت امام به معنای عدم ظهور اوست، نه عدم حضور1.

3. مسئله فوائد وجودی امام غایب از طرق ذیل قابل بررسی و محل بحث است:

1. از طریق محاسبات اجتماعی؛

2. از طریق قرآن و نهج البلاغه؛

3. از طریق روایات متعدد معصومین(ع).

تا هر فردی به فراخور فکر خود، یکی از این طرق یا هر سه را بپذیرد؛ به گونه ای که شخص غیر معتقد، به اصالت قرآن و نهج البلاغه، از طریق اول می تواند فایده وجود امام غایب را به خوبی درک کند.

اینک؛ بیان این راه ها و پاسخ به سؤال موردنظر به کمک آنها:

1. وجود رهبر موجب بقای مکتب

محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می کند که اعتقاد به وجود چنین امامی، در طول مدت، اثر عمیقی در اجتماع شیعه داشته است که اکنون به آن اشاره می کنیم:

اصولاً هر جامعه ای برای خود تشکیلات و سازمانی دارد، و برای بقا و ادامه کار سازمان ها و به منظور تعقیب هدف، وجود رهبری لازم است. هرگاه این رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخله اش در رهبری و گردش تشکیلات و سازمان ها لازم و ضروری خواهد بود، ولی هرگاه که رهبر به عللی محبوس، یا تبعید و دور افتاده، یا مریض و بیمار باشد، وجود او برای پیگیری امور اجتماع و افراد، کافی خواهد بود؛ زیرا باز مردم به امید آن رهبر، دست به دست هم داده، کارها را ادامه می دهند. در طول تاریخ، در میان ملل زنده که قیام و نهضت هایی داشتند، برای این مطلب گواهی های فراوانی وجود دارد که نشان می دهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار بوده، هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمی شده، اما تشکیلات آن گروه، باقی و پایدار می مانده است؛ اما لحظه ای که حیات و زندگی او به پایان می رسید، تفرقه و دو دستگی، تشتّت قوا و پراکندگی و نابسامانی در میان جمعیت حکم فرما می گردید.

بهترین شاهد بر اینکه وجود رهبر، حافظ نظام و نگاه دارنده مکتب و مایه تشکّل پیروان اوست، ماجرای نبرد احد است. در جنگ احد، به طور اشتباه، و یا از روی غرض ورزی، ندایی در قلب لشکر بلند شد:

ألا قد قُتل محمّد، محمد کشته شد.

این خبر ناگوار، زمانی در میان مسلمانان منتشر شد که آنان مشغول دفاع از تجاوز و تعدّی مهاجمان بودند. وقتی شایعه مرگ رهبر قوت گرفت، نظام و پیوستگی آنان چنان گسسته گردید که هر کدام به گوشه ای فرار کرده و دست از نبرد کشیدند و گروهی به فکر پیوستن به لشکر دشمن افتادند، اما هنگامی که خبر قتل پیامبر تکذیب شد، لشکر از هم پاشیده، بار دیگر به دلگرمی وجود رهبر از نقاط مختلف دور پیامبر گرد آمده و نبرد و دفاع را از سر گرفتند. خداوند، در قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی بیان فرموده:

و ما محمّد، الاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم. علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّالله شیئاً و سیجزی الله الشّاکرین.2

با این توضیح، درباره امام زمان(ع) باید گفت: آیا اعتقاد به وجود امام حی و حاضر، ناظر، مستعد و آماده برای نهضت، هر موقعی که خدا بخواهد، در حفظ وحدت جمعیت و تشکیلات، بالأخص آماده کردن افراد برای نهضت و قیام بر ضدّ جور، استبداد و خودکامگی، و افسانه پرستی و تفرقه اندازی مؤثر نیست؟

هرگاه جمعیتی معتقد شود که رهبر آنان در قید حیات و زندگی بوده و پیوسته مترقب فرمان الهی است که از پس پرده غیبت بیرون آید، به طور مسلم ناامید نمی شود، وحدت کلمه خود را از دست نمی دهد و در حفظ مکتب خویش می کوشد.

بنابراین اگر رهبر یک جنبش در میان مردم هم نباشد، وجود واقعی او می تواند الهام بخش معنوی و مایه امید، تحرّک و یادآوری گردد و اما در مورد اینکه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نکرد، باید گفت: اگر چنین بود، اصولاً عنوان انتظار ظهور مصلح، واقعیت خارجی پیدا نمی کرد، زیرا انسان ها در انتظار فردی می توانند باشند که به زنده بودنش معتقدند والاّ نمی توان بشریت را به این دلخوش داشت که چند سال بعد ممکن است کسی به دنیا آید که قرار است نقش منجی را ایفا کند. پس آدمیان در شناخت دقایق و ظرایف حیات و برای آنکه در مسیر تکاملی به پیکار برخیزند، لازم است که از وجود رهبری، حتی اگر غایب باشد، الهام گرفته و بهره مند گردند.

2. امام؛ حجت آشکار خدا

امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه برای خدا دو نوع حجت معرفی می نمایند: یکی حاضر و آشکار و دیگری غایب و ناپیدا. آنجا که می فرماید:

پروردگارا، روی زمین هیچ گاه از حجت های تو خالی نمی ماند، حجت هایی که گاهی مرئی و آشکار، و گاهی از بیم مردم پنهان است، تا دلایل آئین الهی محو و نابود نشود.3

مقصود امام علی(ع) از «حجت خائف و مغمور» کیست؟ آیا جز آن پیشوای معصوم است که بر اثر نبودن شرایط مساعد، در پس پرده غیبت به سر می برد تا روزی که جهان برای قیام و نهضت او آماده گردد؟

پس از آگاهی از این دو نوع حجت به ذکر نام گروهی از اولیای الهی که آنان یا غایب و پنهان بوده و با این حال هدایت می کردند یا به صورت مستتر به سازندگی افراد اشتغال داشتند و یا اینکه نبی و ولی بودند ولی منتظر آن بودند که فرمان حق رسیده و سپس انجام وظیفه کنند، می پردازیم:

الف) معلم موسی که در اخبار به نام «خضر» معرفی شده است؛

ب) پیامبر گرامی اسلام(ص) که سه سال از طریق فردسازی هدایت می کرد؛

ج) حضرت موسی(ع) در مدت غیبت چهل روزه؛

د) حضرت یونس(ع) که مدت ها در شکم نهنگ، پنهان از دیدگان به سر می برد.

حضرات معصومین(ع) در پاسخ به پرسش از نحوة بهره گیری از امام غایب چنین فرمودند:

الف) جابربن عبدالله انصاری، از پیامبر اکرم(ص) پرسید:

آیا شیعه در زمان غیبت از فیوضات قائم آل محمد(ع) برخوردار می شوند؟

فرمود: آری! قسم به پروردگاری که مرا به پیامبری برانگیخت، از وی نفع می برند و از نور ولایتش کسب نور می کنند، هم چنان که از خورشید استفاده می نمایند، هنگامی که در پشت ابرها پنهان می گردد.4

ب) از امام چهارم، حضرت سجاد(ع) پرسیدند:

شیعیان در زمان غیبت از وجود حضرت ولی عصر(ع) چگونه استفاده می کنند؟

فرمود: آن چنان که از خورشید استفاده می شود هنگامی که در پشت ابرها پنهان گردد.5

ج) حضرت امام صادق(ع) فرمود:

از روزی که خداوند متعال، حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و روشن و یا غایب و پنهان.

راوی پرسید:

از امام غایب چگونه استفاده می شود؟

فرمود: آن چنان که از خورشید استفاده می شود هنگامی که در پشت ابر قرار گیرد.6

د) در توقیع مبارکی که از ناحیه مقدس امام عصر(ع) توسط دومین نایب خاص ایشان، محمدبن عثمان به اسحاق بن یعقوب صادر شده است، چنین آمده است:

اما چگونگی استفاده مردم از من، به سان استفاده آنهاست از خورشید، هنگامی که در پشت ابر پنهان شود.7

3. خورشید فروزان در پشت ابرهای تار

در پاسخ پیشوایان دین به منافع وجودی امام غایب(ع) در عصر غیبت و چگونگی استفاده از محضر او خواندیم که همگی تصریح می کنند: در زمان غیبت از فیوضات بی کران ناموس دهر، امام عصر(ع)، همگان برخوردار هستند، به سان استفاده آنان از خورشید، زمانی که در پشت ابرها قرار گیرد. ولی نکته اینجاست که چرا امام زمان(ع) در زمان غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده است؟

الف ـ نور هستی و هدایت توسط آن حضرت می رسد؛ زیرا حضرات ائمه(ع)، علت غایی ایجاد مخلوقات عالم اند و اگر آنها نبودند نور عالم به غیر ایشان نمی رسید و نیز به برکت آنهاست که علوم و معارف حقّه بر مردم آشکار می گردد و گرفتاری ها از امت اسلام برطرف می شود. اگر آنها نبودند، مردم به وسیله اعمال زشت خود مستحق انواع عذاب های الهی می شدند، چنان که خداوند فرموده است:

و ما کان اللَّه لیعذّبهم و أنت فیهم...8

ب ـ همان گونه که مردم از آفتاب پشت ابر بهره می برند و انتظار دارند که ابر کنار رفته و دوباره قرص خورشید پیدا شود تا بیشتر از آن بهره بگیرند، در ایام غیبت نیز شیعیان با اخلاص، در همه وقت، منتظر ظهور امام عصر(ع) هستند و هیچ گاه مأیوس نمی گردند.

ج ـ گاهی برای بندگان خدا پنهان شدن خورشید در پشت ابر از روی مصلحت بهتر از آشکار بودن آن است. همچنین غیبت امام زمان(ع) از روی مصلحت برای مردم عصر غیبت، بهتر است. از این رو ایشان از نظرها غایب گردیده اند.

دـ گاهی آفتاب از میان ابر بیرون می آید اما یکی به آن می نگرد و دیگری توجهی ندارد. همین طور نیز ممکن است آن حضرت در ایام غیبت بر عده ای آشکار شود ولی دیگران او را نبینند.

ه‍ ـ وجود ملکوتی و نور مطلق الهی ائمه اطهار(ع) از لحاظ نفعی که برای عالم وجود دارند، همانند خورشید است و تنها کسانی نمی توانند از وجود مقدسشان بهره مند گردند که چشم دلشان کور باشد. در قرآن کریم نیز به این اشاره شده است:

و من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی و اضلّ سبیلاً.9

وـ اگر انسان، پرده های هواپرستی را از پیش روی خود کنار بزند، در زیر آسمان قرار می گیرد و نور آفتاب، بدون مانع، از هر سو او را احاطه می کند.10

امام باقر(ع) در حدیثی فرمودند:

اینکه خداوند می فرماید: «إعلموا أنّ الله یحیی الأرض بعد موتها» به این معنی است که خداوند به وسیله قائم(ع) زمین مرده را حیات خواهد داد.11و12

حضرت آیت الله جوادی آملی در این باب می فرمایند: «تشبیه امام به آفتاب و تشبیه غیبت امام به واقع شدن آفتاب پشت ابر لطایف بسیاری در بردارد:

1. خورشید در منظومه شمسی مرکزیت دارد و کرات و سیارات به دور او در حرکت اند، چنان که وجود گرامی حضرت حجت(ع) در نظام هستی مرکزیت دارد:

ببقائه بقیت الدّنیا و بیمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسّماء.13

2. خورشید در این مجموعه، منافع فراوانی دارد: ایجاد جاذبه،که مایه ثبات و بقای نظام است؛ گرما و حرارت، که از پشت انبوه ابر غلیظ نیز به زمین می رسد؛ باد و باران، روییدن گیاهان و امثال آن از برکت تابش خورشید است و ابر گرفتگی در آن اثر مهمی ندارد. بله، نور افشانی از پشت ابر، کمتر خواهد بود. بدین ترتیب ابر گرفتگی فقط یکی از منافع آفتاب ـ آن هم در برخی نقاط ـ را تقلیل می دهد، نه اینکه از بین ببرد.

3. ابر، هرگز آفتاب را نمی پوشاند بلکه ما را می پوشاند، در نتیجه ما را از دیدن آن محروم می کند، نه آنکه در منفعت رسانی آن خلل ایجاد کند. چگونه می توان گفت کسی که عالم وجود در قبضه قدرت اوست و می تواند هر لحظه ای در هر جا حضور داشته باشد، غایب است؟

4. پوشاندن ابر، اختصاص به کسانی دارد که در زمین هستند نه کسی که بر فراز ابر حرکت می کند. غیبت آن حضرت نیز برای کسانی است که به دنیا و طبیعت چسبیده اند، اما کسانی که بر ابرهای شهوات و غبار هواهای نفسانی پا می گذارند و در آسمان عبودیت پرواز می کنند، در بهره گرفتن از خورشید با دیگران قابل مقایسه نیستند.

5. آفتاب، لحظه ای از نورافشانی غفلت نمی کند. هر کس به اندازه ارتباطی که با خورشید دارد از نور آن بهره می برد و اگر بتواند همه موانع را کنار بزند و در برابر آفتاب بنشیند بهره کاملی می برد. چنان که حضرت ولی عصر(ع) مجرای فیض الهی است و از این جهت فرقی بین بندگان خدا نمی گذارد؛ لیکن هر کس به اندازه ارتباط خود مستفیض می شود.

6. اگر این آفتاب پشت ابر هم نباشد شدت سرما و تاریکی، زمین را غیر قابل سکونت خواهد کرد. اگر وجود گرامی آن حضرت در پس پرده غیبت نباشد سختی ها و تنگی های معیشت و کینه توزی دشمنان مجالی به شیعه نمی دهد. آن حضرت در توقیع مبارک خود به مرحوم شیخ مفید(ره) نوشته اند:

ما در مراعات حال شما سهل انگار نیستیم و هرگز شما را فراموش نمی کنیم وگرنه سختی ها و تنگناهای فراوانی به شما می رسید و دشمنان، شما را نابود می کردند. 14

7. درست است که امام(ع) با حضور و ظهور خود می تواند مایه اضمحلال دشمنان گردد، آن گونه که از نظر علمی، تابش بدون ابر و مستقیم خورشید ـ به خاطر اشعه هایی که دارد ـ ضدّعفونی کننده و از نظر فقهی نیز جزو مطهرات محسوب می شود و برخی نجاسات را پاک می کند، لیکن وجود امام معصوم(ع) در نظام آفرینش مثل مغناطیس زمین است که با وجود نامرئی بودن، همه قبله نماها و قطب نماهای کشتی ها، هواپیماها، عملیات های نظامی و... را به حرکت درمی آورد و از برکت آن میلیون ها بلکه میلیاردها انسان، جهت قبله یا مسیر مسافرت خود را پیدا می کنند و به مقصد می رسند.15و16

4. منافع وجودی امام غایب

فواید امام غایب(ع) فقط منحصر به امور ظاهری و منافعی که مربوط به ترقی و ترویج آیین اسلام در دوران ظهور می باشد، نیست؛ بلکه فواید باطنی کثیری نیز بر امام غایب مترتب است که به مراتب، عظیم تر از فواید ظاهری است و در احادیث متعددی که پیرامون فلسفه و فایده وجود امام(ع) در عصر غیبت به ما رسیده، موارد گوناگونی عنوان گردیده است، که اکثر این منافع، عمومی است یعنی مسلمان و کافر، شیعه و سنی در آن سهیم هستند. چنان که منافع آفتاب نیز عام است ولی برخی از آنها اختصاص به شیعیان دارد. به هر حال بیان این منافع، جذبه معنوی خاصی دارد که خالی از لطف نیست.

• امام(ع) مایه آرامش اهل زمین

وجود امام معصوم در میان جامعه بشری از جهات گوناگون موجب آرامش و امنیت برای ساکنان زمین است:

یک ـ امنیت فکری و روحی: امام و حجت خدا براساس اینکه مسؤلیت هدایت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فکری جامعه اسلامی نگهبانی می کند تا مورد هجوم افکار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدایت و ارشاد حجت خداست که انحرافات فکری و عقیدتی که موجب تزلزل روحی و فکری جامعه است، از بین رفته و امنیت فکری و روحی به وجود می آید.

• احساس آرامش در سایه امام

یکی دیگر از ثمرات مهم امام در میان بندگان از جهت وجود شخصیتی بزرگ، ملکوتی، معصوم و آگاه به حال مردم است و در میان افرادی که اعتقاد به امامت و رهبری وی دارند و او را از هر کس دیگر نسبت به خود مهربان تر و دلسوزتر می دانند، موجب دلگرمی روحی است و هر نوع یأس و نومیدی را از ایشان دور می کند و آنها را به آینده ای روشن و ارزشمند امیدوار می سازد. به عبارت دیگر وجود امام، نقطه اتکایی است برای بندگان خدا که در هنگام مواجهه با حوادث هولناک، به وی پناه برند و به عنوان پناهگاهی چاره ساز و آرام بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و کوشش خویش در راستای نیل به اهداف الهی و اسلامی ادامه دهند.

5. وجود امام، منشأ خیر و برکت

بر حسب روایات و اخبار، وجود افراد مؤمن در بین مردم، منشأ خیر و برکت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسیاری از بلاها از جامعه است، چنان که در تفسیر آیه 251 سوره بقره از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:

به درستی که خداوند به واسطه نمازگزاران شیعه، بلا را از کسانی که نماز نمی خوانند، دفع می کند، زیرا اگر همه شیعیان نماز را ترک کنند، هلاک می گردند.17

واضح است که وقتی وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنین برکتی را به همراه داشته باشد، برکات وجود امام معصوم که ولی و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بیشتر خواهد بود، زیرا امام و حجّت خدا، واسطه رسیدن فیض و برکت خداوند متعال به مردم است؛ چنان که امام سجاد(ع) درباره برکات وجودی ائمه اطهار(ع) می فرماید:

ما کسانی هستیم که به واسطه ما آسمان بر فراز زمین نگهداری شده و زمین از هلاک نمودن اهلش منع گردیده است.

حضرت در ادامه می فرماید:

و بنا ینزّل الغیث و تنشر الرّحمة و تخرج برکات الأرض.18

در این فراز از بیان امام، برکات دیگری چون نزول باران، انتشار رحمت خدا و خروج برکات زمین، از آثار وجودی ائمه اطهار(ع) شمرده شده است. پس وجود امام غایب به عنوان حجّت الهی و ولی معصوم حق باعث نزول خیرات بسیار بر امّت اسلامی است.

6. امیدبخشی به مسلمین

ایمان و اعتقاد به امام غایب(ع) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می گردد. این امیدواری از بزرگ ترین اسباب موفقیت و پیشرفت است. جامعه شیعی، طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که صد قافله دل همره اوست می کشد. هر چند او را در میان خود نمی بیند، اما خود را تنها و جدا از او نمی داند. باری، امام غایب(ع) همواره مراقب حال و وضع شیعیان اند و همین مسئله باعث می گردد که پیروانشان به امید لطف و عنایت حضرتش، برای رسیدن به یک وضع مطلوب جهانی تلاش کرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنان که خود فرموده اند:

ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم؛ پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را یاری نمایید تا از فتنه ای که به شما رو می آورد، شما را نجات بخشیم.19

آری، اوضاع آشفته و اسفبار جهان و سیل بنیان کن مادیت و محرومیت مستضعفین و توسعه استکبار، خیرخواهان بشریت را مضطرب کرده است؛ به طوری که ممکن است گاهی در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید کنند. در این صورت تنها روزنه امیدی که برای بشر مفتوح است و یگانه بارقه امیدی که در این جهان ظلمت زده سوسو می زند، همان انتظار فرج و فرا رسیدن عصر درخشان حکومت توحید و نفوذ قوانین الهی است.20

7. حفظ و نجات شیعیان از خطرات، گرفتاری ها و شرّ دشمنان

در توقیعی که از ناحیه مقدّس حضرت حجت(ع) برای شیخ مفید(رض) صادر گشته، آمده است:

ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم که اگر جز این بود، دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می نمودند.21

سلامتی و نجات یافتن از خطرات، گرفتاری ها و شرّ دشمنان توسط امام(ع) بر دو وجه است:

1. عافیت و سلامتی از همه خطرات دینیّه و دنیویّه؛

2. حاصل شدن سلامتی و نجات یافتن از بلایا و گرفتاری های بسیار سخت و مشکلات عظیم در امر دین و دنیا.

از جمله این موارد در وجه دوم، نجات مردم بحرین از اجحاف حاکم ظالم است، آنگاه که صدراعظم وقت حکومت، حیله و نقشه ای را پی ریزی کرد تا با شیعیان، همچون کفار حربی از اهل کتاب رفتار شود؛ یا «جزیه» پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل کنند و یا مردانشان کشته و زنان و کودکانشان به اسارت گرفته شوند، که آن حضرت در خنثی ساختن این توطئه، نقش بزرگی ایفا نمودند.22

مضافاً اینکه توسل به حضرت مهدی(ع)، دستگیری و امدادهای امام نیز، از دیگر برکات ایشان در دوران غیبت است، زیرا با توسل به ایشان ـ به عنوان نزدیک ترین بندگان به خدا ـ می توان اطمینان قلبی داشت که خطرات، مشکلات و گرفتاری ها برطرف می گردد.

پی نوشت ها:

1. روزنامة کیهان 22/7/78؛ ش16633

2. سوره آل عمران (3)، آیه 138.

3. نهج البلاغه، کلمات حکمت، شماره 139. نهج البلاغه فیض الإسلام، ص1148.

4. صدوق،کمال الدین، ج1، ص146 و 365 / مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص250.

5. دکتر احمد محمود صبحی، نظریه الإمامة ص413.

6. صدوق، أمالی و بحارالانوار، ج52، ص92.

7. شیخ طوسی، الغیبة ص188 / بحارألانوار، ج53، ص181 / صدوق، کمال الدین، ج2، ص162 / طبرسی، الإحتجاج، ص263 / کشف الغیبة، ج3، ص322 / فیض کاشانی، النوادر، ص164.

8. سوره انفال (7)، آیه 33.

9. سوره اسراء (17)، آیه 72.

10. عباس استاد آقایی، اسرار آفرینش اهل بیت(ع)، صص253ـ251.

11. تفسیر البرهان، ج4، ص291.

12. علامه مجلسی(ره)، بحارالانوار، ج52، صص93ـ92، ح7.

13. مفاتیح الجنان، دعای عدیله.

14. بحارالانوار، ج53، ص175.

15. حاج ملا هادی سبزواری.

16. عصاره خلقت درباره امام زمان(ع) برگرفته از آثار آیت الله عبداللَّه جوادی آملی، ص 85.

17. اصول کافی، ج2، ص451.

18. کمال الدین، ص207.

19. احتجاج طبرسی، ج2، ص497.

20. آیت اللَّه ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص157.

21. دفع گرفتاری ها و بلاها ممکن است مستقیماً توسط خود آن بزرگوار یا از طریق وسایط و یاران مخصوص وی و یا به وسیله دعای آن حضرت صورت گیرد. (سید محمد صدر، تاریخ الغیبة الکبری) ص153.

22. النجم الثّاقب، ص314 / بحارالانوار، ج52، ص178 / منتهی الامال، ج2، ص316، به نقل از تاریخ الغیبة الکبری، صص117ـ116.

آیا امام زمان (عج) از تکنولوژی ،تمدن و سلاح جدید استفاده می کند؟

آیا امام زمان (عج) از تکنولوژی ،تمدن و سلاح جدید استفاده می کند؟


در این باره نظرات مختلفی ابراز نموده اند:

1. عده ای عقیده دارند که: اگر معصوم (ع) در عالم حضور می داشت و مبسوط الید بود و حکومت تشکیل می داد، هرگز به سراغ تأسیس تمدنی از نوع تمدن تکنولوژیک جدید نمی رفت ؛ چرا که چنین تمدن در مبانی و نتایج و در همة ابعاد و زوایای آن در تعارض با آموزه های کتاب و سنّت است .

اینان می گویند: با مراجعه به احادیث و روایات مربوط ، در خواهیم یافت که حادثه ظهور و دوران پس از آن ، بیش از آن که متکی بر علل و اسباب عادی باشد، با پشتوانه آیات و معجزات الهی و علل و اسباب غیبی و ملکوتی ، صورت خواهد بست . اگر چه مشیّت غالب خداوند بر جریان امور از راه علل و اسباب عادی است امّا در مقاطعی ، این مشیّت به گونه ای غیرمتعارف و اعجازگونه ، محقق می شود و ما در تاریخ ، موارد متعددی از این دست سراغ داریم ، مانند حکومت سلیمان ، پادشاهی ذوالقرنین و...

یکی از القاب حضرت مهدی (عج) «مبدأالا´یات » است و این بدان دلیل است که بیشترین معجزات ، به دست مبارک ایشان از آغاز ظهور تا پایان دوران حکومت ، محقق خواهد شد و خداوند برای هیچ یک از انبیا و رسل خود، این مقدار معجزه زمینی و آسمانی قرار نداده است .

و از این قبیل است  روایاتی که  بر منصور و مؤید بودن به ظفر الهی امام زمان (ع) و داشتن پرچم رسول خدا در دست و نیز همراه داشتن سنگ و عصای موسی و انگشتر سلیمان و یاری وی توسط فرشتگان و جن‏ها و زنده شدن مردگان پس از ظهور و درهم پیچیده شدن طومار قدرت کفار دلالت می‏کنند [1] .

پس شمشیرِ متکی به اراده حق، تمام قدرتها را به یک اشاره خاموش می‏کند.

2. و برخی دیگر بر این باورند که: اعجاز یک امر استثنائی و برای موارد ضروری و فوق العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت، و لذا امام زمان (ع) هم از تکنولوژی روز [2] استفاده می کنند.

 

الف- استفاده ی توامان از معجزات [3] و تکنولوژی:

یعنی حضرت هم از تکنولوژی عصر خویش و وسایل آن روز استفاده می‏کنند( چون  روایتی نداریم که استفاده امام مهدی، علیه‏السلام، را از تکنولوژی روز صریحاً نفی کند بلکه نقطه مقابل آن زیاد است مثلاً:

1.  تعریفی که از اسب حضرت بیان شده است،  شبیه به دستگاههای جدید است [4]

2. درروایت آمده است که:  یری فی عصره من فی المشرق من فی المغرب(در عصر آنحضرت کسانی که درمشرق هستند کسانی را که در مغرب اند ، می بینند).

3. از روایاتی استفاده می شود که آن حضرت  تکنولوژی راهم پیشرفت می دهند [5] .) و هم ازمعجزات ( مثلا روایات ذیل می تواند به اعجاز اشاره داشته باشند:

1.خداوند به ذی‏القرنین ابر و باد روان و آرام را عطا کرد و برای رهبر شما،  سخت و مستحکم آن را ذخیره نمود. » سألته و ماالهواء الصعب ؟ قال: الذی فیه رعد و قذف و برق [6] .

2. معه عصا موسی (با اوست عصای حضرت موسی) و ...) [7]

ب- استفاده ی توامان از منطق و فکر، اخلاق، معجزه و تکنولوژی:

 بر خلاف پندار بعضی کوته فکران که چنین می پندارند او به هنگام قیامش بی مقدّمه دست به سلاح می برد و طبق آن افسانه دروغین «آنقدر خون می ریزد که خون به رکابش می رسد!» نخست از طریق رهبری فکری و روشنگری در همه زمینه ها، می پردازد.

   به تعبیر رسای مذهبی «اتمام حجّت» می کند آنچنان که هر کس کمترین آمادگی برای پذیرا شدن منطقی آئین حق داشته باشد روشن شود، و تنها کسانی باقی بمانند که جز از طریق توسّل به زور و خشونت اصلاح پذیر نیستند.

   از قرائن روشن بر این موضوع ـ گذشته از این که دلیلش با خود آن است ـ اینکه می دانیم روش او روش پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) است; و پیامبر(ص)  سیزده سال تمام در مکّه به دعوت پنهان و آشکار مشغول بود و آنها که پذیرای حق بودند گرد او را گرفتند; ولی گردنکشان یاغی و زورمند که اکثریّت توده نادان را به دنبال خود می کشانیدند در برابرش بپا خاستند و او بناچار به مدینه آمد و با تشکیل حکومت اسلامی و فراهم ساختن قدرت، در برابر آنها ایستاد و راه خود به سوی یک دعوت عمومی گشود.

   گرچه در زمینه دعوت اسلام نیز سمپاشی زیاد شده که آئین شمشیر است ولی بهترین سندی که امروز در برابر آنها در دست است و خوشبختانه نتوانسته اند آن را بپوشانند یا از میان ببرند همین قرآن است.

 

   اگر چهره اسلام یک چهره توسّل به خشونت و زور بود در قرآن برای اثبات حقایق اینهمه استدلال نمی شد; اینهمه در موضوع خداشناسی و معاد دو اصل اساسی اسلام تکیه روی دلائل گوناگون نمی شد; اینهمه متفکّران و صاحبان عقل و اندیشه را به داوری نمی طلبید; اینهمه سخن از علم و دانش نمی گفت; یک رژیم خشن نظامی استدلال نمی فهمد.   و حتّی به هنگام توسّل به زور نیز موضع خود را با دلایل منطقی به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر مشخّص می سازد.

   به هر حال، او در این روش همانند پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل می کند، به اضافه این که در عصر او سطح افکار عمومی بالاتر آمده و توسّل به منطق ضرورت بیشتری دارد همان گونه که در برابر خشونت روز افزون گردنکشان زورگو، خشونت لازم است.

   مسلّماً انقلاب او در پاره ای از قسمتها یک انقلاب خونین خواهد بود، و خونهای کثیف کالبد جامعه بشری با تیغ او بیرون خواهد ریخت و در هیچ جامعه فاسدی جز از این راه اصلاحات بنیادی مایه نخواهد گرفت; ولی مفهوم این سخن آن نیست که او بی حساب خون می ریزد و بی دلیل می کشد; درست همانند طبیبی است که در خون گرفتن از کالبد بیمار نهایت دقّت را به عمل می آورد! [8]

ج- برتری همه جانبه:

   شرط مهمّ پیروزی بر دشمن برتری نیروهاست; این نیروها تنها شامل نیروهای نظامی نمی شود; بلکه برتری از نظر قدرت روحی و ایمان به هدف، و استحکام پایه های اقتصادی و اجتماعی، همه در این برتری شکل می گیرند و نقش اساسی دارند.

د-  تحقق مقدمات و شرایط:

از مجموعه ی روایات بدست می آید که از یک طرف عقل مردم بالا آمده [9] ، و از طرف دیگر شرائط ، خودبخود متحول و انقلاب اجتماعی به وجود آمده و مردم پی به ناکارآمدی مکاتب مادی برده اند و از گناه و فحشاء خسته شده اند [10] ، و از طرف سوم مردم از شدّت کشتار بجان آمده اند، و مانند تشنه لبی که دنبال آب می‏گردد، یا درد کشیده‏ای که دنبال دوا می‏گردد، تا ندای ظهور امام عصر و رهبر روحانی جهان برخیزد، سیل وار او را اجابت می‏کنند.

 در روایت آمده است: «قبل از ظهور امام عصر علیه السلام دو ثلث بشر کشته می‏شود، حال شما تصور کنید که انسانهای باقیمانده چه حالی دارند؟ چه دلی دارند؟ چه روحیه‏ای دارند؟ چه اشک و آهی دارند؟ چه آمادگی برای تحول دینی و روحانی و انقلاب معنوی دارند، و امام عصر در چنین زمانی می‏آید، و در این زمان تمام صاحبان سلاح، به امام عصر علیه السلام پناه می‏برند، و  تسلیم می شوند [11] ، همه دنیا که بی چاره شدند آنگاه که یک بوی روحانی بشنوند به دنبال او می‏روند و همه تسلیم او می‏شوند [12] .

ه- بهره برداری از امکانات دیگر:

 وقتی حضرت مسیح به امام زمان(ع)  اقتداء بنماید و توراتی که در آن اوصاف آن حضرت(ع)  ذکر گردیده است کشف گردد و... دیگر هیچ حاجتی به سلاح نیست و همه جهانیان(مسیحیان،یهودیان و...) بدون جنگ وخونریزی بدو ایمان می آورند.

در توضیح این نکته گفته شده است:

 قد ثبت أن الله رفع نبیه عیسی(ع) إلی السماء، بدلیل قوله سبحانه وتعالی: (وقولهم إنا ‏قتلنا المسیح عیسی بن مریم رسول الله، وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبّه لهم... وما قتلوه یقیناً بل رفعه الله إلیه ) [13] ، ‏کما أنّ الأحادیث حول صعود عیسی بن مریم(ع) إلی السماء کثیرة، وأنه موجود فی السماء حیٌّ یرزق، وقد مضی ‏علی صعوده اکثر من ألف وتسعمائة سنة، وتلک الأحادیث تصرح بأن النبی عیسی(ع) ینزل من السماء عند ظهور ‏الإمام المهدی(عج)، وأنه یقتدی بالإمام فی الصلاة.‏

فانظر إلی حکمة الله البالغة وتدبیره العظیم، حیث رفع عیسی(ع) إلی السماء لیدخره لیوم عظیم وهدف کبیر.‏

ثم ینبغی أن لا ننسی أن عدد المسیحیین فی العالم الیوم یفوق الألف ملیون نسمة، فمثلاً: رؤساء وشعوب الدول ‏الأوربیة، کلهم أو اکثرهم مسیحیون، واکثر رؤساء وشعوب القارة الأفریقیة مسیحیون أیضا، وکذلک الدول الأمریکیة ‏الشمالیة والجنوبیة، هی مسیحیة علی السواء، وعقیدة المسیحیین فی عیسی بن مریم(ع) مشهودة معروفة مذکورة فی ‏القرآن فاذا سمع المسیحیون بأن عیسی بن مریم(ع) قد نزل من السماء واقتدی بالإمام المهدی(عج) فهل تبقی فی ‏العالم حکومة مسیحیة أو شعب مسیحی یحارب الإمام المهدی(عج)؟

رُوی عن الإمام محمد الباقر(ع) أنه قال – فی خبر طویل -: … فإذا اجتمع عنده عشرة آلاف رجل، فلا یبقی یهودی ‏ولا نصرانی إلا آمن به وصَّدقه) [14] إذن، بناء علی ذلک.. فسوف تتعطل الأسلحة عن الاستعمال؛ إذْ تنتفی الحاجة ‏إلیها..‏

أما الیهود فانهم یجتمعون عند الإمام المهدی(عج) فیُخرج لهم ألواح التوراة المدفونة فی بعض الجبال، فیجدون فیها ‏أوصاف الإمام وعلائمه، فلا یبقی یهودی إلاّ ویعتنق دین الإسلام، هذا وقد جاء عن الإمام الباقر(ع) أنه قال: (…إنما ‏سُمِّی المهدی لأنه یُهدی إلی أمر خفی، ویستخرج التوراة والإنجیل من أرض یقال لها إنطاکیة ) [15] .‏

وأما سائر الأدیان والملل، فمن الواضح أن هذا التبدل المفاجئ العظیم الذی سوف یحصل فی الدول والشعوب، ‏سیترک أثراً کبیراً علی الحکومات اللادینیة، کالصین والکثیر من بلاد الشرق الأقصی، فهی عند ذلک لا تستطیع أن ‏تتجاهل هذه الحقیقة التی تغیّر مجری حیاة العالم..‏

وأما الشیعة الذین یُقدر عددهم بنصف إجمالی عدد المسلمین فی العالم، فمن الطبیعی سیکونون فی طلیعة الشعوب ‏التی تلتف حول الإمام المهدی(عج) وتنضوی تحت لوائه.. وهکذا یسود الإسلام والسلام فی کافة بقاع الأرض، ‏وتدخل الشعوب والحکومات فی دین الله أفواجاً، خاصة إذا تذکرنا أن الشعوب المختلفة ستمل جمیع الحضارات ‏المزیَّفة، وسائر النظریات الفاشلة، لا سیما بعد ما یثقل الإرهاب والدمار وشبح الإبادة کاهل هذه الشعوب التی سیؤول ‏حالها إلی انتظار المصلح والمخلِّص الذی ینتشلها من براثن الخوف والبطش والترهیب [16] .

از طرف دیگر در روایات آمده است که إمام مهدی علیه السلام به رعب یاری می شود، و سلاح در دست انسان مرعوب چه ارزشی دارد وچگونه می تواند کارایی داشته باشد؟!.

در تبیین این مطلب گفته شده است:

من الوسائل التی نصر بها الرسول صلی الله علیه وآله فی معارکه مع المشرکین "سلاح الرعب "

قال صلی الله علیه وآله وسلم

   " نصرت بالرعب "

وکما قال الله تعالی فی سورة الأحزاب (الآیة 26) " وقذف فی قلوبهم الرعب ، فریقا تقتلون، وتأسرون فریقا "

فما قیمة احدث الأسلحة إذا کانت القلوب التی تحرکها قلوبا مرعوبة مذعورة• جاء فی الحدیث عن الإمام الصادق ‏علیه السلام وهو یذکر رایة القائم :

    " فإذا هو قام نشرها، ویسیر الرعب قدامها شهرا، ووراءها شهرا، وعن  یمینها شهرا، عن یسارها شهرا‏ "

تصورا أن شخصا مثل" الإمام الخمینی" وهو واحد من جنود الإمام المهدی علیه السلام قد هز العالم، وأدخل الرعب ‏فی قلوب القوی الکبری فی العالم... فکیف إذا ظهر الإمام المهدی نفسه،  ثم إن جیش الإمام المهدی یمتلک‏ اضخم طاقة ‏إیمانیة ترهب أعداء الإسلام [17] .

 

اما جای این سؤال باقی می ماند که پس  تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدی(علیه السلام) چه مفهومی دارد؟

در جواب این سؤال گفته شده است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروی نظامی بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.

   شکی نیست که حتّی در میدان جنگهای سنّتی پیشین سلاحهای مختلفی جز شمشیر به کار می رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولی همواره می گویند اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته می شد «به زور شمشیر حقّ خود را می گیریم».

   یا از قدیم معروف بوده «کشور با دو چیز اداره می شود، قلم و شمشیر» و همه اینها جنبه سمبولیک دارد و مفهوم آن تکیه بر قدرت و استفاده از نیروی نظامی است.

   ضرب المثلهای زیادی امروز در این زمینه در دست است; می گویند:

«فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنی، آشکارا قدرت نمائی می کند.»

«شمشیر میان ما و شما حکومت خواهد کرد!» اشاره به این که جز از راه جنگ مساله حل نمی شود.

«شمشیرها را غلاف نمی کنیم تا به هدف برسیم!» کنایه از اینکه مبارزه را تا آخر ادامه خواهیم داد.

«فلان کس شمشیرش را غلاف کرده!» یعنی، دست از مبارزه برداشته است.»

«فلان کس شمشیر دو دم است!» یعنی، از دو سو مبارزه می کند.»

   در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است; در روایات اسلامی نیز می خوانیم:

الجنّة تحت ظلال السّیوف; بهشت در سایه شمشیرهاست.

السّیوف مقالید الجنّة; شمشیرها کلیدهای بهشتند!

   همه اینها اشاره به جهاد و جانبازی و استفاده از قدرت است; و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبانهای مختلف فراوان است.

  از اینجا روشن می شود که منظور از قیام مهدی(علیه السلام) به سیف، همان اتّکای بر قدرت است; برای اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانی به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنمای مسائل اجتماعی ظاهر می شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.

   بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشی است که نخست از حربه منطق بهره گیری کافی می کند، و آنجا که گفتار حق سودی نبخشد که در مورد بسیاری از زورگویان و جبّاران سودی هم نخواهد داد، دست به شمشیر می کند; یعنی، متوسّل به قدرت می شود و ستمکاران را بر سرجای خودشان می نشاند; یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر می دارد; و شک نیست که برای اصلاح گروهی از مردم جز این راهی نیست که گفته اند:

   «النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف; کار مردم جز با شمشیر راست نشود!»

  و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگری و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجرای قوانین الهی و به ثمر رساندن انقلاب تکاملی اسلام، و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است [18] .

نتیجه اینکه امام زمان (عج) هم از معجزه استفاده می نماید و هم ازابزارهای  دیگری هم چون تکنولوژی و این احتمال خیلی قوی است که واژه ی شمشیر جنبه ی سمبلیک داشته باشد.


  [1] برای مطالعه بیشتر نگاه کنید به: کتاب اسلام و تجدّد،فصل: امام مهدی(عج) و تمدن جدید، «مهدی نصیری » وهمچنین، کتاب بیان الائمه ، ج 3، حاج شیخ محمدمهدی نجفی .

http://mouood.com/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=8

[2] در منابع حدیث تعبیرات جالبی دیده می شود; از جمله:‏

‏   1ـ از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده:‏‏«انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنی العباد من ضوء الشّمس( بحار، ج 13، چاپ قدیم، صفحه 176.‏); هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین ‏به نور پروردگارش روشن می شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی نیاز می شوند!»‏

‏   از این تعبیر چنین بر می آید که مسأله نور و انرژی آنچنان حل می شود که در روز و شب از پر قدرت ترین ‏نورها که می تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره گیری می کنند.‏

‏   آیا باز باید به این موضوع شکل اعجاز دهیم در حالی که برنامه زندگی روزمرّه ـ آنهم بطور مستمر ـ باید بر سنن طبیعی دور بزند، نه بر اعجاز; که اعجاز یک امر استثنائی و ‏برای موارد ضروری و فوق العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت.‏

‏   و به هر حال، در عصر هیچ پیامبری زندگی عادی مردم بر اساس اعجاز جریان نداشته است; بنابراین، تکامل ‏علوم و صنایع به حدّی خواهد رسید که مردم با رهبری آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژی فوق ‏العاده ای که حتّی می تواند جانشین نور خورشید گردد، می شوند.‏

‏   و آیا در چنین اوضاع و شرایطی سلاح مردم برای تأمین صلح و آزادی و عدالت می تواند از نوع سلاحهای ‏قرون پشین باشد و اصولا تناسبی در میان این دو وجود دارد؟

‏   2ـ در حدیث دیگری از ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: ‏

‏«انّه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارک و تعالی لَه کلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له کلَّ ‏مرتفع حتّی تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها(بحارالانوار، ج 52، ص 328); هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت (مهدی(علیه السلام)) برسد خداوند هر نقطه فرو رفته ای از زمین را برای او مرتفع، و هر ‏نقطه مرتفعی را پایین می برد آنچنان که تمام دنیا نزداو بمنزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف ‏دستش موئی باشد آن را نمی بیند!»‏‏

‏   امروز با نصب وسائل فرستنده بر فراز کوهها، کمک به انتقال تصویرها به نقاط مختلفی از جهان می کنند و حتّی ‏از ماهواره ها نیز استفاده کرده مناطق وسیعتری را زیر پوشش انتقال تصویر قرار می دهند; تا همه کسانی که ‏دستگاههای گیرنده در اختیار دارند بتوانند از آن استفاده کنند.‏

‏   ولی عکس این موضوع لااقل در حال حاضر عملی نیست; یعنی، تصویرها را از یک نقطه به نقاط مختلف جهان ‏می توان منتقل ساخت ولی از همه نقاط نمی توان به یک نقطه انتقال داد مگر این که در هر شهر بلکه در هر خانه، ‏و در هر بیابان و کوه و صحرا و در هر گوشه ای از دنیا دستگاههای مجهّز فرستنده نصب گردد، تا بتوان از همه ‏جهان آگاه شد و چنین چیزی با وسائل کنونی غیر ممکن است.‏

‏   امّا از حدیث فوق چنین برمی آید که در عصر قیام مهدی(علیه السلام) یک سیستم نیرومند و مجهّز برای انتقال ‏تصویرها به وجود می آید که شاید تصوّر آنهم امروز برای ما مشکل باشد، آنچنان که تمام جهان بمنزله کف دست ‏خواهد بود; نه موانع مرتفع، و نه گودی زمینها; مانع از رؤیت موجودات روی زمین نخواهد شد!‏

‏   بدیهی است بدون یک چنین سلطه اطّلاعاتی بر تمام کره زمین، حکومت واحد جهانی و صلح و امنیّت و عدالت، ‏به گونه همه جانبه، و سریع و جدّی، امکان پذیر نخواهد بود; و خداوند این وسیله را در اختیار او و تشکیلات ‏حکومتش قرار می دهد.‏ این نیز روشن است که این واحد اطّلاعاتی پیشرفته، نمی تواند در یک جامعه ظاهراً عقب افتاده بود باشد بلکه به ‏موازات آن باید سایر بخشهای زندگی نیز به همان نسبت پیشرفته باشد، در همه زمینه ها و در همه شؤون، و حتّی ‏نوع سلاحها.‏

‏   3ـ از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود:‏

ذخر لصاحبکم الصّعب!‏ قلت: و ما الصّعب؟ قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أَما انّه سیر کب السّحاب و یرقی فی الأَسباب; ‏اسباب السّماوات السّبع والارضین!( بحار، ج 12، ص 182)‏ برای صاحب و دوست شما (مهدی(علیه السلام)) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.‏

راوی این حدیث می گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟

امام(علیه السلام) فرمود:‏

ابری است که در آن غرش رعد و شدّت صاعقه یا برق است; او بر این وسیله سوار می شود; آگاه باشید او بزودی ‏بر ابرها سوار می گردد و صعود به آسمانها و زمینهای هفتگانه می کند.‏

‏   مسلماً منظور از ابر، این ابر معمولی نیست; زیرا ابرهای معمولی وسیله ای نیستند که بتوان با آنها سفر فضایی ‏کرد; آنها در جوّ نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله ناچیزی دارند و نمی توانند از آن بالاتر بروند; بلکه ‏اشاره به وسیله فوق العاده سریع السّیری است که در آسمان به صورت توده ای فشرده از ابر به نظر می رسد، ‏غرّشی همانند رعد، و قدرت و شدّتی همچون صاعقه و برق دارد; و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروی فوق ‏العاده خود می شکافد; و همچنان به پیش می رود، و می تواند به هر نقطه ای از آسمان حرکت کند.‏

‏   و به این ترتیب، یک وسیله مافوق مدرن است که شبیه آن را در وسایل کنونی نداریم; تنها در میان بشقابهای ‏پرنده و وسایل سریع و سرسام آور فضایی که امروز داستانهایی از آنها بر سر زبانهاست و نمی دانیم تا چه حد ‏جنبه واقعی و علمی دارد، شاید شباهت داشته باشد; ولی به هر صورت بشقاب پرنده هم نیست.‏

‏   به هر حال، از حدیث بالا بطور اجمال می توان دریافت که موضوع عقب گرد صنعتی در کار نیست، بلکه ‏بعکس سخن از پیشرفت خارق العاده ای در میان است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه ها صورت گیرد.‏

‏   4ـ حدیث عجیب دیگری که از جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین می گوید:‏

‏«انّما سمّی المهدی لانّه یهدی الی امر خفی; حتّی انه یبعث الی رجل لا یعلم النّاس له ذنب فیقتله حتّی ان احدهم یتکلّم ‏فی بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار(بحارالانوار، ج 13); به این جهت او مهدی نامیده شده است که به امور مخفی و پنهان هدایت می گردد; تا آنجا که گاه به سراغ کسی می ‏فرستد که مردم او را بی گناه می دانندو او را به قتل می رساند (زیرا از گناه نهایی او همانند قتل نفس که موجب ‏قصاص می شود آگاه است!) و تا آنجا که بعضی از مردم هنگامی که درون خانه خود سخن می گویند می ترسند ‏دیوار بر ضدّ آنها شهادت دهد (و از خلافکاریها و توطئه آنان، حکومت مهدی را با خبر سازد!»‏

‏   این حدیث نیز گواه بر آن است که در دروان حکومت او در حالی که نیکان و پاکان در نهایت آزادی به سر می ‏برند، خلافکاران چنان تحت کنترل هستند که ممکن است با وسائل پیشرفته ای امواج صوتی آنها از دیوار خانه ‏هایشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم می توان فهمید که آنها در درون خانه چه گفته اند!‏

‏   این سخن شاید در یکصد سال پیش جز به عنوان یک معجزه قابل تصوّر نبود، اما امروز که می بینیم در بسیاری ‏از کشورها چگونگی حرکت اتومبیلها را در جادّه ها با دستگاه رادار از راه دور و بدون حضور پلیس کنترل می ‏کنند; و یا می شنویم دانشمندان توانسته اند از ‏

امواجی که بر بدنه کوزه هایی که در پاره ای از موزه های مصر وجود دارد صدای کوزه گران دو هزار سال ‏پیش را زنده کنند، و یا می شنویم که دستگاه هائی وجود دارد که از طریق امواج حرارتی (امواج مادون قرمز) که ‏از یک دزد یا یک قاتل در محلّی باقیمانده و خودش تازه از آنجا گریخته عکسبرداری کنند و او را از روی آن ‏بشناسند; زیاد شگفت آور نیست.‏

‏   از مجموع آنچه در بالا آوردیم پاسخ سؤالات گذشته روشن می گردد که در عصر انقلاب جهانی مهدی(علیه ‏السلام) نه فقط مسئله عقب گرد صنعتی وجود ندارد بلکه صنایع و تکنولوژی بطرز بی سابقه ای گسترش می یابد ‏ولی تنها در مسیر منافع انسانها و تحقّق بخشیدن به آرمان حق طلبان و آزادیخواهان و تشنگان حقّ و عدالت.‏( حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) / ص246-ص252‏)

[3]  بعضی از محققین، تائیدات الهی و معجزات آنحضرت را سه گونه دانسته اند:

1. ‏ ( نصرة الملائکة للإمام المهدی علیه السلام

عن الإمام الباقر علیه السلام قال:" لو خرج قائم آل محمد لنصره الله بالملائکة المسومین والمردفین والمنزلین.... ‏یکون جبرائیل أمامه ومکائیل عن یمینه, واسرافیل عن یساره, والرعب مسیره أمامه وخلفه وعن یمینه وعن شماله "

وعنه قال :

" کأنی بالقائم علی نجف الکوفة وقد سار إلیها من مکة فی خمسة آلاف من الملائکة جبرئیل عن یمینه, ومکائیل عن ‏شماله, والمؤمنون بین یدیه , وهو یفرق الجنود فی الأمصار‏ "

وعن الإمام الصادق علیه السلام ان الإمام المهدی یؤیده الله بثلاثة أجناد : بالملائکة، وبالمؤمنین، وبالرعب .

2. ‏ ) نصرة الإمام ببعض القوی الکونیة [ الریح / العاصفة/ الطوفان/ الخسف ] .

3.‏ ) جاء فی بعض الأحادیث أن ریحا سوداء تهب فتجعل معسکرات أعداء الإمام المهدی کأعجاز نخل حاویة ..

وقصة الخسف فی البیداء الذی یحدث لجیش السفیانی مدونة فی کل المصادر الحدیثیة السنیة والشیعیة بما فیها ‏صحیحا البخاری ومسلم .

http://www.alghuraifi.org/lecture.php?lecID= ‎ ‏121‏& PHPSESSID=f ‏19050‏ cd ‏312830‏ f ‏2‏ cf ‏4‏‏01‏ f ‏96337‏ c ‏9‏ f ‏25‏

[4]  إنّما یرکب فرسه فی الکوفة و ینتفذ فرسه، له أعین، له... .

مجلات >فصلنامه موعود>شماره 25، حکومت جهانی در عصر فن‏آوری، حجة‏الاسلام والمسلمین کورانی

http://www.hawzah.net/Per/Magazine/mo/025/mo02509.htm

[5] مثلا در روایت آمده است : إنّ العلم فی عصره یکون جزئین فیضّم علیه خمس و عشرین جزءاً و یبثها فی النّاس سبعاً و عشرین. همان

[6] ترجمه ی این روایت در ذیل پاورقی (2) گذشت.

[8] حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) /ناصر مکارم شیرازی/ ص254-ص262

http://www.makaremshirazi.org/books/persian/hokumat/h11.htm#link76

 

[9] درباره زمان ظهور امام عصر(عج)، روایتی است از امام باقر علیه السلام که در تمام کتب نوشته شده است :

« عن ابی جعفر علیه السلام : اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللّهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ العِبادِ فَجُمِعَ بِها عُقُولُهُم وُ کَمُلَتْ بِهِ اَحْلامُهُم»

امام باقر علیه السلام می‏فرماید: زمان ظهور امام عصر(عج)  که می ‏رسد خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان قرار ‏می ‏دهد، توجه کنید نمی ‏گوید بر سر مؤمنان یا مسلمانان، می‏گوید بر سر همه بندگان، خوب دست رحمت ح

روز ظهور امام زمان(عج)

پرسش: امام زمان چه روزی ظهور می کنند جمعه یا شنبه؟


پاسخ: درباره قیام و ظهور امام زمان (عج) روایات مختلفی وارد شده است که در آن ها نوروز ، عاشورا ، شنبه و یا جمعه روز ظهور معرفی شده است.

در مورد احتمال یکی شدن عاشورا، نوروز و یکی از روزهای شنبه یا جمعه باید گفت این احتمال وجود دارد چون عاشورا بر اساس سال قمری و نوروز بر اساس سال شمسی حساب می شود و شنبه یا جمعه هم روز های هفته هستند که ممکن است با هر مناسبتی تداخل کنند.

اما در مورد اختلاف شنبه و جمعه باید گفت این هم قابل توجیه است روایات روز جمعه به روز ظهور و روایات روز شنبه به روز استقرار حکومت حضرت تفسیر می شوند.

اما آنچه مورد بحث ماست مصادف شدن روز ظهور ( حال چه نوروز باشد چه نباشد و چه جمعه باشد چه شنبه ) با روز عاشورا است که در این زمینه می توان به 2 حدیث معتبر اشاره کرد:

1 . امام محمد باقر (ع) می فرماید :

گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا ، روز شنبه ، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.

منابع : غیبة طوسی ، صفحه 274 / کشف الغمه ، جلد 3 ، صفحه 252 / بحارالانوار ، جلد 52 صفحه 290

2 . امام جعفر صادق (ع) می فرماید :

قائم (عج) ( درود خدا بر او باد ) در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی (ع) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.

منابع : غیبة طوسی ، صفحه 274 / بحارالانوار ، جلد 52 صفحه 290

همچنین به برخی روایات دیگر اشاره شده و آمده است: برخی دیگر از احادیث روز ظهور ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) را شنبه ای که مصادف با عاشوراست، برشمرده اند. صبح شنبه ای که مصادف با عاشوراست، حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می کنند.

در روایت آمده است كه زمان گردهمایی حضرت مهدی (عج) و یاران او كه از نقاط مختلف جهان هستند، در مكه در شب جمعه و مقارن با شب نهم محرم است.

ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: حضرت مهدی (عج) در روز عاشورا که روز شهادت سیدالشهداست قیام می کنند. گویا در آن شنبه ای که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم؛ در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، جبرییل در مقابل ایشان، برای بیعت ندا دهد و شیعیان حضرت، زمین را با طی الارض زیرپا می نهند و از اطراف عالم جمع شده و با ایشان بیعت می کنند و خداوند هم به وسیله او جهان را مملو از عدالت می کند. علی بن مهزیار هم از امام پنجم (علیه السلام) چنین نقل کرده است که: گویا با حضرت مهدی (عج) در روز شنبه ای که عاشورا است و بین رکن و مقام ایستاده، هستم.(به نقل از کتاب شش ماه پایانی، نوشته مجتبی السادات، ترجمه محمود مطهری نیا).

اختلاف درباره روزهای قیام

روایات در مورد كیفیت آغاز نهضت ظهور و زمان آن اندكی با هم تفاوت دارد ولی آنچه كه از جمع روایات بدست می آید چنین است كه امام (عج) نخست در میان سی صد و سیزده تن از یاران خود ظهور می كند، آنگاه غروب روز نهم محرم یك یك یاران حضرت ولی عصر (عج) داخل مسجد الحرام شده و امام (عج) نهضت مقدس خود را بعد از نماز عشا با ارسال پیام برای اهل مكه آغاز می كند. سپس یاران آن بزرگوار در آن شب بر حرم و شهر مكه مسلط می گردند و روز دهم محرم پیام خود را متوجه جهانیان می نماید.

در روایت آمده است كه زمان گردهمایی حضرت مهدی (عج) و یاران او كه از نقاط مختلف جهان هستند، در مكه در شب جمعه و مقارن با شب نهم محرم است. امام صادق در این باره می فرماید:

خداوند سبحان آنان را در شب جمعه گرد هم می آورد و صبح جمعه جملگی در مسجد الحرام با آن حضرت دست بیعت و وفاداری می دهند و هیچیك از آنان سرپیچی نمی كند.

امام باقر (ع) می فرماید: قائم روزشنبه كه روز عاشورا است روزی كه حسین (ع) در آن به شهادت رسید ظهور می كند.

پیامبر (ص) می فرماید: مهدی از خاندان ما اهل بیت است و خداوند قیام وی را در یك شب سامان می بخشد.

ظهور امام مهدی (عج) در روز شنبه طبق روایت امام باقر (ص) مغایرتی با روایت قبل كه روز نهضت را در روز جمعه عنوان می كند ندارد زیرا حركت اصلی امام روز جمعه است و در روز شنبه برای مردم جهان پیام نهضت خویش را ارسال می كند.

از روایات همچنین استنباط می گردد كه بارزترین حادثه كه اندكی قبل از ظهور بوقوع می پیوندد، به شهادت رسیدن جوانی با ایمان و پاك سرشت از خاندان علوی در مسجد الحرام است كه در روایات به نفس زكیه معروف است.

طبق روایت او نماینده امام است كه پانزده روز قبل از قیام حضرت ولی عصر (عج) از جانب امام به مكه می رود تا قیام امام را برای مردم مكه ایراد كند. اما به هنگام ایراد پیام گروهی بر او هجوم می برند و او را در جایگاه میان ركن و مقام در مسجد الحرام به شهادت می رسانند. چون پیام شهادت وی به امام (عج) می رسد، امام با یاران خویش ازكوه طوی در سرزمین شامات حركت كرده تا وارد مسجد الحرام می گردند،  و بدان گونه كه در روایات قبلی ذكر گردیده نهضت خویش را آغاز میكند.

خلاصه آنکه وقوع ظهور در روز جمعه به رغم مشهور بودن بین مردم قطعی نیست؛ اگر چه طبق بعضی از روایات ظهور روز جمعه خواهد بود. لكن روایات متعدد معتبر دلالت مى‏كند كه قیام حضرت در روز شنبه كه مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد (منتخب‏الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث 1 تا 7، ص 574 تا 576).

به هر حال ظهور در یك روز بسیار شریفی مثل جمعه یاشنبه و روز عاشورا خواهد بود. برای مثال از نظر اسلامی جمعه، عید است و شرافت بسیاری دارد. از این جهت مناسبت دارد كه ظهور مهدی (عج) كه از اشرف حوادث عالم است در چنین روز شریفی واقع شود.

بخوان دعای فـــــــــــــــــــــــرج را دعـــــــــــــــــــا اثر دارد...<

صلوات برای سلامتی امام زمان(ع)-علت صلوات بر ائمه دیگر

صلوات برای سلامتی امام زمان(ع)-علت صلوات بر ائمه دیگر 


سوال

چرا برای سلامتی امام زمان صلوات می فرستیم ؟ انها که از طرف خداوند از هر شر و گزندی در ایمن هستند می دانم که صلوات بر ائمه ع نوری است که به خود ما برمی گردد اما علت ان را می خواهم بدانم یا چرا برای سلامتی ائمه دیگر صلوات می فرستیم انها که در این دنیا نیستند؟ از نظر اعتقادی اعتقاد قلبی دارم اما بیان ان را نمی دانم

پاسخ

باید دانست که اصل موضوع صلوات فرستادن بر رسول خدا (ص) نه ابتکار مسلمین بوده و نه آنکه نعوذبالله خود حضرت برای نفع خویش این دستور را به مسلمین داده است. خداوند متعال آن حضرت را که شایسته ترین بندگان و برجسته ترین و کامل ترین انسان در طول تاریخ بشریت، بلکه عالی ترین تجلی خدا در کل نظام آفرینش است و همه موجودات عالم حتی فرشتگان الهی در پرتو نور کمالات و افاضات او به امر ذات لا یزال زندگی می کنند، لایق برای صلوات و درود خویش دانسته است، و نه تنها به همه ملائکه کرام و فرشتگان خویش امر کرده که بر آن حضرت صلوات و درود بفرستند ، بلکه این موضوع را توسط پیک وحی، جبرئیل امین، به رسولش (ص) و بندگان مؤمنش ابلاغ کرده، و از همه مؤمنین خواسته است که بر این پیامبر بزرگ و مصلح بزرگوار تاریخ و راهنمای ارجمند بشریت صلوات و درود بفرستند پس شکی نیست که اهل بیت علیهم السلام از گزند هر شر و بلایی ایمن و محفوظند و فرستادن صلوات بر آنها برای حفظ نیست بلکه برای طلب رحمت است حتی اگر معصومین علیهم السلام باشند:«ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً» همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید، شما (هم) بر آن پیامبر صلوات و بهترین سلام بفرستید.[1] علاوه بر اینکه صلوات و سلام فرستادن مسلمانان بر پیامبر اکرم (ص) گونه ای تشکر و سپاسگزاری از زحمات طاقت فرسای رسول گرامی اسلام(ص) و اهل بیت علیهم السلام است و قدردانی هر مسلمان از نعمت «هدایت» و «ابلاغ پیام الهی» که از بزرگ ترین نعمت های خداوند است لازم می نماید، از نظر روان شناسی و علم النفس نیز خود این صلوات و سلام فرستادن و دعا برای پیغمبر و اهلبیت نمودن، موجب تحکیم و ریشه دارتر شدن محبت به آن حضرت و ائمه معصومین علیهم السلام می شود و به تبع این زمینه سازی روحی، تبعیت بیشتر شخص را از رهنمودهای آن حضرت فراهم می کند. افزون بر این، عبارت صلوات ( اللهم صل علی محمد و آل محمد) یک دعاست. همچنین کلمه «صلوات» به معنای انعطاف و عطف توجه خداوند و نزول رحمت االهی است که مسلمانان هنگام صلوات فرستادن و گفتن جمله «اللهم صل علی محمد و آل محمد» دعا می کنند و از خداوند می خواهند که عطف توجه و رحمت بیشتری بر پیامبر اکرم (ص) ومعصومان (ع) داشته باشد و انوار مقدس وارواح مطهر آنان را به درجات بالاتری از قرب الهی ارتقا دهد.[2] صلوات فرستادن آن قدر در دین مبین اسلام مهم است که شرط استجابت دعا شده است و احادیث متعددی در کتب روایی اهل سنت وارد شده است مبنی بر اینکه هر دعایی که انسان بکند، حجابی بین آن دعا و خداوند قرار دارد مگر آن که صلوات فرستاده شود. پیامبر اکرم(ص) فرموده است: الدعاء محجوب حتی یصل علی محمد و اهل بیته، اللهم صل علی محمد و آله.[3] در پایان برای اطلاعات بیشتر در مورد این مطلب شما را به لینکی که از همین پایگاه معرفی می شود دعوت می کنیم: تأملی فلسفی و عرفانی در صلوات

 

[1] . احزاب،(33) ، آیه56.

[2] . المیزان، ج 16، ص338.

[3] . الصواعق المحرقة، ص148.

چرا نامه اعمال به امام زمان(عج) عرضه می‌شود؟

چرا نامه اعمال به امام زمان(عج) عرضه می‌شود؟



امام مهدی(عج) در نامه‌ای به شیخ مفید می‌نویسد: ما در مراعات و خبرگیری از حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم. این اغراق نیست، امام با تمام وجود ما را دوست دارد و به ما عشق می‌ورزد.
 
به گزارش فرهنگ نیوز، حجت الاسلام محمدرضا فوادیان استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس مهدویت به مناسبت نهم ربیع الاول آغاز سالروز امامت حضرت حجت(عج) درباره اینکه امام زمان(عج) به چیز میزان به دوستداران خود توجه دارد، این گونه می نویسد:
 
رُمیله می‌گوید: در زمان حکومت امیرالمؤمنین(ع) روزی به تب شدیدی دچار شدم و در روز جمعه احساس سبکی کردم با خود گفتم: بهتر است که آبی به‌ صورت بزنم و پشت سر حضرت(ع) نماز بخوانم به مسجد آمدم. هنگامی که آن حضرت بالای منبر رفتند. تب من برگشت. وقتی سخنان امام تمام شد و به سرای حکومتی برگشت، من هم به آنجا رفتم و وارد ساختمان شدم. حضرت فرمودند: ای رمیله می‌دیدم که به خود می‌پیچیدی. گفتم: آری، آن‌ گاه داستان خود را بازگو کردم.
 
فرمودند: رمیله! هیچ مؤمنی مریض نمی‌شود مگر اینکه ما از شدت علاقه به او مریض می‌شویم و هیچ مؤمنی غمگین نمی‌شود مگر اینکه ما به خاطر او محزون می‌شویم و دعا نمی‌کند، مگر اینکه آمین می‌گوییم و ساکت نمی‌شود، مگر اینکه برایش دعا می‌کنیم.
 
گفتم: یا امیرالمؤمنین! فدایت شوم، این حالت مربوط به کسانی است که در کنار شمایند یا درباره همه مؤمنان صدق می‌کند؟امام فرمودند: رمیله هر مؤمنی که در شرق یا غرب یا در جاهای دیگر باشد از ما غایب نیست.
 
براساس روایات، سیره و شخصیت امام مهدی(عج) مانند پیامبر(ص) است، در سراسر زندگی حضرت از آموزه‌های مهرورزانه برای جهانیان دیده می‌شود
 
اساس دین اسلام محبت است. حضرت محمد(ص) مهربان‌ترین آفریده خداست. پیامبر(ص) می‌فرماید: محبت، پایه و اساس من است. حتی دشمنانش طعم محبت او را چشیده‌اند. وقتی یک یهودی که هر روز به او جسارت می‌کرد، مریض شده، به عیادت او رفت. در فتح مکه پیامبر(ص) خانه ابوسفیان را مانند کعبه، مکان امن اعلام کرد و فرمود: هر کس به خانه خدا یا خانه ابوسفیان پناه برد، در امان است. مکه را بدون ریختن یک قطره خون فتح کرد و فرمود: امروز روز رحمت و محبت است، به دنبال زندگی‌تان بروید که همه شما آزادشدگانید.
 
پیامبر آن‌ قدر مهربان است که خداوند در وصفش می‌فرماید: «این پیامبر به سبب لطف و رحمت الهی، بر مردم نرم‌دل شدی، اگر تندخو و سخت‌دل بودی از اطرافت پراکنده می‌شوند».
 
براساس روایات، سیره و شخصیت امام مهدی(عج) مانند پیامبر(ص) است، در سراسر زندگی حضرت از آموزه‌های مهرورزانه برای جهانیان دیده می‌شود. امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: او همانند سیره پیامبر رفتار می‌کند.
 
خداوند متعال در وصف پیامبرش می‌فرماید: «خدای متعال از میان شما، فردی را به رسالت فرستاد که فقر و پریشانی و جهل و فلاکت شما بر او گران است و برای نجات و آسایش شما حرص می‌ورزد و خودخوری می‌کند و نسبت به مؤمنان بسی دل‌رحم و مهربان است».
 
در تاریخ جنگ احد آمده وقتی مشرکین، سر و دندان پیامبر را شکستند، به جای آنکه آنها را نفرین کند، در حق آنها این‌ چنین دعا فرمود: خداوندا! قوم مرا هدایت فرما که آنها نمی‌دانند و در مراسم حج وقتی پیامبر کنار کوه صفا به مردم گفت: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»؛ «لا اله الا الله بگویید تا رستگار شوید» او را سنگ‌باران کردند. فرشتگان نزد او آمده و گفتند: اگر فرمان بدهی کوه‌ها را بر سر آنها خراب می‌کنیم، اما پیامبر فرمود: «من پیامبر رحمت هستم. پروردگار امت مرا هدایت کن، زیرا آنها نمی‌دانند».
 
پیامبر(ص) در وصف امام مهدی(عج) می‌فرماید: او مردی از تبار من و همنام من است. او در خلقت و سیرت شبیه‌ترین مردمان به من است. در روایت‌های فراوانی امام مهدی(عج) در صورت و سیرت شبیه پیامبر(ص) معرفی شده است. پیامبری که رأفت و رحمتش به‌عنوان الگو و اسوه برای جهانیان است.
 
عبدالله‌ بن ابان روغن فروشی داشت. روزی به امام رضا(ع) گفت: آقا جان! برای من و خانواده‌ام دعا کنید. حضرت در پاسخ گفت: مگر دعا نمی‌کنم؟ به خدا قسم کارهای شما هر روز و هر شب بر من عرضه می‌شود.
 
عبدالله تعجب می‌کند، حضرت در ادامه می‌فرماید: آیا کتاب خدا را نمی‌خوانی که می‌فرماید: «بگو عمل کنید که خداوند و پیامبرش(ص) مؤمنان (ائمه(ع)) عمل شما را خواهند دید».
 
امام از هر بلایی که قرار است نازل شود آگاه است، لذا از خداوند می‌خواهد تا آن بلا بر ما نازل نشود
 
حتی شگفت‌زده خواهید شد، اگر بدانید امام زمان(عج) نه تنها روزی یک بار بلکه همیشه دعاگوی ماست. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «همانا من در هر شبانه روز هزار مرتبه برای پیروان گناهکارم دعا می‌کنم».
 
آیا می‌دانید چقدر از بلاها به‌وسیله امام زمان(عج) و به دعای ایشان از ما دفع شده است. از آنجا که همه امور به محضر ایشان عرضه می‌شود. امام از هر بلایی که قرار است نازل شود آگاه است، لذا از خداوند می‌خواهد تا آن بلا بر ما نازل نشود.
 
او عاشقانه برای همه ما دعا می‌کند. قطعاً هر کسی خوب باشد، سهم بیشتری از محبت او دارد، اما این به آن معنا نیست که او عاشق همه ما نباشد و هوای ما را نداشته باشد. او برای ما و همه کسانی که ما دوستشان داریم، دعا می‌کند و سرنوشت خوب می‌طلبد.
 
با خواندن سوره قدر درمی‌یابیم که فرشتگان و روح‌القدس در شب قدر بر امام زمان(عج) نازل می‌شوند و سرنوشت یک ساله ما را به امضای ایشان می‌رسانند و کسی که قدرت تغییر سرنوشت را دارد، امام مهدی(عج) است.
 
امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: به درستی که خداوند ما اهل‌بیت(ع) را بر آنچه بخواهیم توانا قرار داده است، در شب‌های قدر محبت امام مهدی(عج) چنان فراگیر است که بسیاری از آن بهره‌مند می‌شوند و ما چقدر به این محبت بیکران نیازمندیم.
 
خیلی از خوبی ها که نصیب ما شده است به سبب سرنوشتی پر از خیر و خوبی است که او برایمان امضا فرموده است. امام محمد باقر(ع) می‌فرمودند: فرشتگان الهی و روح‌القدس در شب قدر هر آنچه را که در طول سال قرار است رخ دهد، با امام در میان می‌گذارند. یکی پرسید: مگر امام از آن احکام و امور بی‌خبر است؟
 
حضرت فرمودند: خیر، با خبر است، ولی در شب‌های قدر از سوی خدا به پیغمبر(ص) و جانشینان ایشان نسبت به آنچه می‌دانند، دستور می‌آید که آنچه را می‌دانند اجرا کنند.
 
چرا فرشتگان نامه اعمال ما را هر هفته، هر ماه و هر سال بر حضرت عرضه می‌کنند؟ این کار چه سودی دارد؟ امام مهدی(عج) بی‌شک از همه اعمال و رفتار ما در گذشته، حال و آینده خبر دارد. کسی که از همه چیز آگاه است، چرا باید نامه اعمال ما را ببیند؟
 
آیا مسأله تشریفات است یا فایده‌ای دارد؟ پیامبر(ص) می‌فرماید: همانا اعمال شما در هر دوشنبه و پنجشنبه بر من عرضه می‌شود، پس من در برابر کارهای خوب شما خدا را شکر می‌کنم و برای اعمال بدتان از خداوند بخشش شما را می‌خواهم.
 
امام مهدی(عج) در نامه‌ای به شیخ مفید می‌نویسد: ما در مراعات و خبرگیری از حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم
 
امام رضا(ع) هم می‌فرماید: به درستی که ما امامان در هر صبح و شام بر اعمال شیعیانمان که بر ما عرضه می‌شود، می‌نگریم. پس بر کوتاهی‌های ایشان، طلب عفو و بخشش می‌کنم و بر اعمال نیک ایشان شکر خداوند را به جا می‌آوریم.
 
امام مهدی(عج) در نامه‌ای به شیخ مفید می‌نویسد: ما در مراعات و خبرگیری از حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم. این اغراق نیست، امام با تمام وجود ما را دوست دارد و به ما عشق می‌ورزد. بی‌سبب نیست که از خداوند متعال می‌خواهیم: «وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ،وَهَبْ لَنا رَأَفَتَهُوَرَحْمَتَهُوَدُعاءَهُ»؛ خدایا! بر ما به خشنودی آن حضرت منت گذار و رأفت و مهربانی و دعای خیر و برکت وجود مقدسش را به ما عطا فرما تا بدین وسیله، ما به رحمت گسترده و سعادت نزد تو دست یابیم.
 
حتماً شنیده‌اید که محبت، محبت می‌آورد. وقتی ما امام زمان(عج) را دوست داریم، پیداست که ایشان هم ما را دوست دارند. به قول معروف:
 
چه خوش بی‌مهربانی هر دو سر بی/که یک سر مهربانی درد سر بی
 
کسی به امام صادق(ع) گفت: «به خدا قسم شما رو دوست دارم» حضرت به زمین خیره شد و پس از لحظه‌ای سر برآورد و فرمود: راست گفتی، از قلب خود بپرس که دل من نسبت به محبت تو چگونه است؟ زیر همانا دل من از آنچه در قلب توست خبر می‌دهد. از این روایت درمی‌یابیم که محبت شما به امام یعنی عشق امام به شما.
 
عشق یکسان می‌نوازد عاشق و معشوق را/این عمل از شمع و از پروانه محسوس است
 
پس بهتر است دوباره سری به قلبتان بزنید، اگر عشق به او جاری است بدانید به خاطر این است که قلب امام زمان(عج) هم سرشار از محبت به شماست. بسیاری از عنایت‌های حضرت مهدی(عج) نیز به سبب محبت و عشق است او به انسان‌ها عشق می‌ورزد.
 
اگر گناه کنیم، امام مهدی(عج) هم غمگین است، اما باز هم مشتاق توبه و بازگشت ماست
 
او فقط امام ایران و اینجا و آنجا نیست. امام جغرافیاست. امام شرق و غرب عالم است. امام زمین و آسمان است. محبت او به هستی برای کسب منفعت یا فرو نشاندن میلی نیست. وجود او پر از محبت الهی است. عادت او احساس و نیکی به خلایق است. همه بارها از چشمه محبت او سیراب شده‌اند، زیر چتر محبت او ایستاده‌اند.
 
عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی/وای از دست محبت که بدهکار توأم
 
انسان گناهکار هم دوست دارد، که دیگران او را دوست بدارند و از خود نرانند، اما این‌گونه نیست گناهکار با گناهش از چشم خیلی‌ها می‌افتد. بنابراین، اگر گناه کنیم، امام مهدی(عج) هم غمگین است، اما باز هم مشتاق توبه و بازگشت ماست. ایشان در پیامی شیوا به شیعیان خود می‌فرماید: «اگر نبود محبت و علاقه ما نسبت به صلاح شما و رحم و دل‌سوزی ما نسبت به خود شما، هر آینه از خطاب با شما صرف‌نظر می‌کردیم و کاری به کارتان نداشتیم».
 
هر گاه راه به جایی نداشتید بدانید امام(عج) شما را می‌پذیرد. اگر روزی دنیا به این بزرگی برای شما کوچک شد، بدانید جایی برای پر کشیدن و پرواز به سوی آن وجود دارد. پیامبر(ص) می‌فرماید: امت من به امام(عج) پناه می‌برد، آن گونه که زنبور عسل به ملکه خود پناه می‌برد و امت من به او پناه می‌برد، همان‌گونه که پرندگان به آشیانه خود.
 
روی صندوق‌های صدقات خوانده‌اید این حدیث نوشته شده: صدقه بلا را دفع می‌کند، تا حالا فکر کرده‌اید امام مهدی(عج) چند بلا را از ما دفع کرده است، چند بار از خداوند برای ما، زنده ماندن، عمر طولانی طلب کرده است، راستی سهم ما از دعاهای نیمه‌شب امام مهدی(عج) چقدر بوده است؟ سیدبن طاووس می‌گوید: سحرگاهی در شهر سامرا شنیده‌ام که امام مهدی(عج) این‌گونه دعا می‌فرمود: «خدایا! شیعیان را تا روزگار عزت، ملک، حکومت و دولت ما زنده و باقی بدار».
 
یقین کنید امام مهدی(عج) با دعاهای خویش همواره در حفظ شیعیان می‌کوشد. «نصر» که از خادمان خانه امام حسن عسگری(ع) است می‌گوید: زمان کودکی‌ امام مهدی(عج)، حضرت به من فرمود: آیا مرا می‌شناسی؟ گفتم: آری، شما آقای من و فرزند مولای من هستی. حضرت فرمود: از این نپرسیدم. گفتم: نمی‌دانم شما بفرمایید: حضرت فرمود: «من خاتم اوصیاء هستم و بلا تنها به‌ وسیله من از خانواده و شیعیانم دفع می‌شود».
 
هر شخصی بارها فاصله خود را با فقر، تصادف،‌ رسوایی، بی‌آبرویی کم کرده است، اما چه کسی او را نجات داده است؟ اگر محبت‌های ایشان نبود، زندگی ما تاکنون دوام نداشت. ما نبودیم، به هزار راه نرفته، رفته بودیم و کینه‌ها وجودمان را فرا گرفته بود. بهتر است بگوییم اگر محبت‌های او نبود، آغاز و نهایت ما مشخص نبود.
 
تولد و مرگ ما به امام مهدی(عج) گره خورده است. اگر متولد شدیم او ما را خواسته است و اگر بمیریم او ما را تنها نمی‌گذارد. امروزه ما مانند برگی هستیم که درختش امام زمان(عج) است. امام محمد باقر(ع) درباره درخت طوبی می‌فرماید: آن درخت، حضرت رسول(ص) است. تنها آن، حضرت علی(ع) و شاخه‌اش حضرت فاطمه(س) و شیعه برگ‌های آن درخت هستند. هرگاه یکی از شیعیان ما از دنیا برود، برگی از آن درخت می‌افتد و هر گاه نوزادی برای شیعه به دنیا آید به جای آن برگ، برگی می‌روید.
 
تولد و زندگی به خاطر وجود حضرت مهدی(عج) است. در حقیقت سرچشمه حیات در این زمان وجود نازنین و گرامی ایشان است. امام صادق(ع) می‌فرماید: ما اهل‌بیت(ع) علت به‌ وجود آمدن همه مخلوقات هستیم و در روایت دیگری می‌فرماید: خداوند اهل‌بیت(ع) را سبب زندگی خلایق قرار داده است. رشد و بزرگ شدن هم با عنایت امام زمان(عج) بوده است. در امور زندگی هم همه خوبی‌ها از سوی امام زمان(عج) به ما می‌رسد، او واسطه فیض است. امام کاظم(ع) می‌فرماید: «هیچ ملکی نیست که خداوند او را برای اجرای فرمانی به زمین ارسال کند، مگر اینکه ابتدا نزد امام برود و آن امر را به ایشان عرضه می‌دارد.
 
آقای جوادی آملی می‌گوید: اگر کسی واقعاً مهدوی باشد، همین که دارد می‌میرد، نخستین کسی که به بالین او می‌آید، وجود مبارک حضرت است
 
تمامی نعمت‌ها، رزق و روزی‌ها، منفعت‌ها، برکت‌ها و رحمت‌ها به خاطر امام زمان(عج) و از سوی ایشان به ما می‌رسد. امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: خداوند، به خاطر اهل‌بیت(ع) به بندگانش روزی می‌دهد و به خاطر ایشان سرزمین‌ها را آباد می‌کند و به خاطر ایشان برکات را از زمین خارج می‌کند، در حدیث دیگری امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند به سبب ما درختان را میوه‌دار و میوه‌ها را رسیده و قابل استفاده می‌کند و به خاطر ما باران را نازل و زمین‌ها را سبز می‌گرداند.
 
محبت‌های امام زمان(عج) به هنگام مرگ هم شامل ما می‌شود. آقای جوادی آملی می‌گوید: اگر کسی واقعاً مهدوی باشد، همین که دارد می‌میرد، نخستین کسی که به بالین او می‌آید، وجود مبارک حضرت است. مرحوم کلینی نقل می‌کند: چهار بزرگوار به بالین محتضر مؤمن می‌آیند و هیچ لذتی برای مؤمن به اندازه لذت مردن نیست.
 
اگر شما مؤمن و مهدوی باشید، زندگی و مرگتان غرق در محبت امام زمان(عج) است. ولی ما چه کرده‌ایم؟ تا حالا چقدر از محبت‌های امام زمان(عج) سخن گفته‌ایم، چه قدر در این باره پیامک زده‌ایم؟ چند تابلو از جلوه‌های مهر و محبت نقش دیوار فکر، جان و خانه‌مان شده است، چقدر!!!
 
از این همه محبت چند پیمانه برداشته‌ایم؟ چه قدر خودمان را به آن سپرده‌ایم؟ متأسفانه برخی مسلمانان و شیعیان چنین می‌پندارند که امام مهدی(عج) خشن و خون‌ریز است و او با شمشیر و قتل می‌شناسند.
 
باید گفت از سوی برخی دروغ‌پردازان و سازندگان احادیث دروغین، دروغ‌های ناروایی بر امام مهربانی‌ها بسته‌اند و کار را به جایی رسانده‌اند که برخی شیعیان باور کرده‌اند که امام(عج) با قتل و کشتار حکومت می‌کند و انسان‌های گنهکار را از دم تیغ می‌گذراند و شمشیر امام گردن انسان‌ها را می‌زند. حتی برخی با هم شوخی می‌کنند و گردن همدیگر را می‌بوسند و می‌گویند: جای شمشیر امام زمان(عج) را می‌بوسیم!
 
حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور با مردم مهربان است و با کارگزاران حکومتش سخت برخورد می‌کند. او با دشمنان انسانیت (صهیونیسم) سخت و خشن برخورد می‌کند. (اشداء علی الکفار رحماء بینهم»
 
جالب اینجاست که برخی شیعیان می‌پندارند که امام مهدی(عج) ظهور کند، این دنیا تمام می‌شود. پس نمی‌خواهند امام زمان(عج) ظهور کند. در حالی که نمی‌دانند از ظهور تا قیامت فاصله زیادی است و پس از ظهور، رجعت رخ نمی‌دهد. آن زمان زندگی رنگی تازه می‌گیرد، رنگی که آن را از زندگی‌های امروزی جدا می‌کند. عصر ظهور عصر زندگی است، عصر خوبی‌ها، ظهور رأفت‌ها، جوشش شفقت‌ها و رسیدن به عطوفت‌هاست.

پاسخ مهمترین شبهات مهدویت

پاسخ مهمترین شبهات مهدویت


مقدمه

در خصوص زندگانی امام زمان(عج) و مقوله «مهدویت» برخی از سؤالات و شبهات مطرح می شود که فراگیر و همگانی است، چه از سوی معتقدان و چه منکران. در این نوشتار می خواهیم به پرسش هایی چون: طول عمر و فلسفه غیبت حضرت مهدی(ع) پاسخ دهیم.

یک: طول عمر

طول عمر حضرت ولیّ عصر(عج) یک حقیقت قطعی و ثابتی است که نه راهی برای انکار دارد و نه فرصتی برای تردید. این مسئله را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار داد.

1. مادّیون

زیست شناسان می گویند: اگر اختلال ها و آسیب هایی که به انسان می رسد و موجب کوتاهی عمر او می شود، رفع گردد، او بسیار عمر خواهد کرد. و برای این مطلب، عوامل طول عمر را بیان کرده اند؛ مانند: تغذیه مناسب[1]، خواب مناسب، آرامش روحی[2]، عامل ارث[3]، کم خوری[4]، هوای آزاد[5]، سخت کوشی[6]، سرما و منجمد ساختن[7]. هر کدام از اینها با بررسی های فراوان در مراکز پژوهشی، به اثبات رسیده و گفته شده که انسان و موجود زنده را می توان هزاران سال زنده نگاه داشت.[8] دکتر هارولد مریمن، رئیس انستیتوی تحقیقات پزشکی آمریکا، معتقد است که 197 درجه زیر صفر را می توان حیات جاودانی نامید.[9] یک کارشناس انگلیسی می گوید: به هم خوردن تعادل ذخیره آهن و مس و منیزیوم و پتاسیم و غلبه یکی از آنها بر دیگری، موجب فرارسیدن مرگ می شود و به تعبیر سعدی: «چون یکی زین چهار شد غالب، جان شیرین بر آرد از قالب».[10]

لذا دانشمندان زیست شناس با تلاشی بی نظیر به مبارزه با مرگ برخواسته، می گویند: می توان مرگ را یک بیماری دانست و لزومی ندارد که این بیماری کشنده باشد. آنها می گویند: آنچه امروز سبب مرگ می شود، انواع بیماری ها است که تا کنون پزشکان و زیست شناسان به شناختن 45 هزار نوع آن موفق شده اند و در صدد معالجه آنها برآمده اند.[11] آزمایش های مکرر الکسیس کارل، در ژانویه 1912م. ثابت کرده است که اگر مواد غذایی لازم و تمام احتیاجات یک موجود زنده به او برسد، گذشت زمان کوچک ترین اثر پیری در او به وجود نخواهد آورد.[12] گروهی از زیست شناسان با تلاش های شبانه روزی خود کتاب های ارزنده ای را تهیه کرده و در زمینه دستیابی به طول عمر، مباحثی ارائه کرده اند که چند نمونه از این کتاب ها را نام می بریم: 1. امید به یک زندگی نوین، پروفسور شبش فرانسوی؛ 2. جاودانیت، تاتان دارنیک ؛ 3. دانش طولانی کردن عمر، گوفلاند روسی.

2. پیروان ادیان آسمانی

الف) مسلمانان

مسلمانان اعم از شیعه و سنی در باره طول عمر، مباحث قرآنی و روایی و تاریخی را بیان کرده اند.

قرآن: در قرآن کریم آیاتی هست که عمر طولانی در امت های پیشین را خبر می دهد؛ مانند آیه ای که می فرماید: «ما آنها و پدرانشان را از متاع دنیوی برخوردار ساختیم تا از عمر طولانی بهره مند شدند».[13]

در جای دیگر، قرآن نه تنها از عمر طولانی بلکه از امکان عمر جاویدان خبر می دهد؛ آنجا که می فرماید:

«اگر او (یونس) در شکم ماهی تسبیح نمی گفت، تا روز رستاخیز در شکم ماهی باقی می ماند».[14]

همچنین درباره حضرت نوح می فرماید: «او را به سوی قومش فرستادیم. پس 950 سال در میان آنها درنگ کرد».[15]

البته بر اساس روایات، عمر ایشان 2500 سال بوده است که 950 سال آن را برای تبلیغ امت خویش صرف کرده است.

روایات: امام حسن(ع) در پاسخ به گروهی که به صلح آن حضرت اعتراض داشتند، به داستان حضرت خضر و موسی اشاره می کند، سپس در ذیل حدیث درباره ولایت و غیبت و طول عمر حضرت مهدی(ع) سخن می گوید:

«آن حضرت، نهمین فرزند برادرم حسین(ع) و فرزند بهترین کنیزان است. خداوند عمر او را در غیبت طولانی قرار داده است».[16]

احادیثی وجود دارد که بر اساس عقیده برادران اهل سنت، حضرت ادریس نیز زنده و در آسمان هاست. علاوه بر احادیث به آیه شریفه: )وَ رَفَعْناهُ مَکانًا عَلِیّا (؛ «ما او را به جایگاه بس بلند بالا بردیم» نیز استناد می کنند.[17]

احادیث فراوان دیگری از طریق شیعه و سنی دلالت می کنند بر اینکه دجّال در عصر رسول اکرم(ص) زنده بود و تا ظهور حضرت ولیّ عصر(ع) زنده خواهد ماند و به دست حضرت کشته خواهد شد.[18]

 

ب) تاریخ بشریّت: در طول تاریخ، افراد بسیاری بوده اند که عمر های طولانی کرده اند که نمونه هایی را بیان می کنیم: لقمان حکیم 3500 سال؛ ضحّاک دوم هزار سال؛ ریان پدر عزیز مصر 1700سال.[19]

کسانی هم در عصر کنونی بوده اند که عمرهای طولانی داشته اند: سید علی کوتاهی 185 سال؛ شیخ علی بن عبدالله، حکمران سابق قطر 150 سال؛ عباس طاهری 131 سال.[20]

دو: فلسفه غیبت

فلسفه غیبت حضرت ولیّ عصر(ع) به طور کامل برای ما معلوم نیست، ولی گاه در روایات به مواردی از حکمت های آن اشاره شده که ذیلاً بیان می شود و دیگر حکمت ها بعد از ظهور آشکار خواهد شد؛ چنان که علت کارهای حضرت خضر برای حضرت موسی معلوم نشد، مگر به هنگام مفارقت آنها از یکدیگر.

1. ترس از کشته شدن

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «لا بُدَّ لِلْغُلامِ مِنْ غَیْبَةٍ»

فَقِیلَ لَهُ: وَلمَ یا رَسوُلَ الله؟ قال: «یَخافُ القَتْلَ».[21]

 

البته در اینجا ترس فردی نیست، بلکه ترس از این است که زمین خالی از حجت الهی شود. بعضی می گویند: مگر خدا قدرت حفظ امام را ندارد؟ می گوییم: خداوند بر همه کارها احاطه دارد، ولی می خواهد امور هستی بر طبق اسباب و از مجرای عادی انجام گیرد و اگر برخلاف این باشد، دنیا دار تکلیف و اختیار و امتحان نخواهد بود.[22]

2. مصونیت از بیعت با ستمکاران

حضرت ولیّ عصر (عج) پیش از رسیدن وقت ظهور و مأمور شدن به قیام، ناچار نمی شود که مانند پدران بزرگوارش از راه تقیه با خلفای وقت بیعت کند. امام حسن(ع) می فرماید:

«إن اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُخْفی وِلادَتَهُ و یُغَیِّبُ شَخصَهُ ، لئَلاّیَکوُنَ لأحَدٍ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إذا خَرَجَ؛[23] خدای تبارک و تعالی ولادت او را مخفی می کند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی که ظهور می کند، در گردن او بیعت با کسی نباشد».

3. جداسازی مؤمنان واقعی

امام صادق(ع) پس از بیان تأخیر فراوان کیفر قوم نوح(ع) می فرماید: «غیبت قائم(ع) به طول می انجامد تا حق روشن گردد و ایمان محض از تیرگی پاک شود و از شیعیان هر کس سرشت ناپاک دارد و بیم آن هست که اگر از امکانات وسیع و امن و امان گسترده در عهد قائم(عج) آگاه شود،منافقانه رفتار کند، با ارتداد آنها خالص و ناخالص از یکدیگر جدا شود».[24]

4. آماده شدن اوضاع جهان

یکی از حکمت های غیبت، آمادگی فکری بشر برای ظهور آن حضرت است؛ زیرا روش و سیره آن حضرت، رعایت امور ظاهری و حکم به ظواهر نیست، بلکه او بر اساس واقعیات و بدون تقیه و مسامحه، به احقاق حقوق، ردّ مظالم، برقراری عدالت واقعی و اجرای تمام احکام اسلامی می پردازد.[25]

سه: امامت در کودکی

باید توجه داشت که هر کسی قابلیت و استعداد احراز مقام نبوت و امامت را ندارد، بلکه باید در مرتبه اعلای انسانیت قرار گیرد تا لیاقت ارتباط با عوالم غیب و دریافت علوم و ضبط آنها را داشته باشد. رسیدن به چنین شایستگی و لیاقتی، گاهی باید با طی مراحل دشوار سیر و سلوک باشد، اما گاهی این استعداد و امتیاز، ذاتی است. خداوند به سبب همین شایستگی ذاتی امامان معصوم که به آنان اعطا فرموده، گاه در سنین کودکی به آنان مقام امامت را داده است. چنان که حضرت عیسی(ع) در گهواره با مردم سخن می گوید و خود را پیامبری معرفی می کند که دارای کتاب است. در سوره مریم، آیه 29 و آیات دیگر اشاره شده که حضرت عیسی(ع) از همان ایام کودکی به مقام رسالت رسیده است.[26]

حضرت امام جواد(ع) نیز در هنگام شهادت پدر، نُه یا هفت ساله بود و به این جهت، امامتش مورد تردید برخی از شیعیان واقع شد. اما وقتی آن حضرت به سؤالات فراوانی پاسخ گفت، این تردید ها برطرف شد.[27]

امام هادی(ع) نیز شش سال و پنج ماه از سن شریفش گذشته بود که به امامت رسید.[28]

در میان اطفال عادی هم گاهی افراد نادری دیده می شوند که از حیث استعداد و حافظه، نابغه عصر خویش بودند و قوای ادراکی آنان برتر از مردان چهل ساله بوده است. در این زمینه به نمونه های فراوانی می توان اشاره داشت.

فاضل هندی، تمام علوم معقول و منقول را قبل از سیزده سالگی تکمیل کرده بود و قبل از دوازده سالگی به تصنیف کتاب پرداخت.[29]

توماس یونگ، از دانشمندان انگلیسی، در کودکی اعجوبه عصر خود به شمار می رفت. از دو سالگی خواندن را آموخت و در هشت سالگی به تنهایی به آموختن ریاضیات پرداخت.

سید محمد حسین طباطبایی، در سه سالگی حافظ کل قرآن و نهج البلاغه همراه با مفاهیم گردید.

در پایان این قسمت، به حدیثی از امام باقر(ع) اشاره می کنیم که می فرماید: «صاحِبُ هذا الأمْرِ اَصْغَرُنا سِنّاً و أخْمَلُنا شَخصاً؛[30] سن حضرت صاحب الامر از تمام ما کمتر و نیز گمنام تر است».

چهار: چرا از اول امامت، غیبت کبرا شروع نشد؟

غیبت صغرا، زمینه ساز غیبت کبراست. در واقع غیبت اول به منظور آمادگی مردم برای پذیرش غیبت کبرا رخ داد؛ زیرا غایب شدن در زمانی طولانی، امری بس غریب و نامأموس و باور آن برای مردم دشوار است. به همین جهت امام هادی(ع) با مردم کمتر معاشرت می کرد و جز با اصحاب خاص خود با کسی ارتباط نداشت. وقتی امام حسن عسکری(ع) به امامت رسید، در اکثر اوقات از پشت پرده با مردم سخن می گفت تا مردم برای پذیرش غیبت امام دوازدهم مهیا شوند.

علاوه بر این، اگر غیبت کبرا از همان اول صورت می گرفت، وجود مقدس امام زمان(ع) مورد غفلت واقع می شد و کم کم به فراموشی می پیوست. بنابراین غیبت صغرا آغاز شد تا شیعیان در آن ایام به وسیله نواب با امام خود تماس داشته و در وجود حضرت تردید نداشته باشند.[31]

پنج: آیا حضرت مهدی(ع) از ابزار جنگی استفاده می کند؟

در روایات کمتر سخن روشنی در این باره به چشم می خورد و تنها سلاح مورد اشاره در کلام معصومان(ع) «سیف» (شمشیر) است.[32]

1. عده ای بر این باورند که استعمال کلمه «شمشیر» در معنای حقیقی و ابزار برنده جنگی خاصّ است. البته این گروه درباره غالب شدن حضرت با این سلاح بر دشمنان، توجیهات متفاوتی دارند که مهمترین آنها عبارتند از:

الف) بعضی می گویند: اگر چه حضرت با شمشیر قیام می کند، ولی خداوند در آن شمشیر قدرت و اعجازی قرار داده که تمامی سلاح های موجود را مقهور نیروی خود می سازد.[33]

ب) دسته دیگر می گویند: خداوند در عصر ظهور تمامی تسلیحات پیشرفته را از کار انداخته، مردم به ناگزیر در جنگ از همان سلاح های ابتدایی (شمشیر و مانند آن) استفاده می کنند و بنابراین حضرت مهدی(ع) با همان شمشیر می جنگد.

ج) به رغم آنکه تمامی تسلیحات در اختیار حضرت قرار می گیرد، ولی از آنجایی که استفاده از آنها به ناگزیر ظالمانه نیز خواهد بود، حضرت تنها از سلاح شمشیر بهره خواهد برد؛ زیرا یکی از خصوصیات مهم و اساسی قیام و حکومت حضرت «عدالت» و «دادگری» است و در بسیاری از روایات از ایشان به عنوان مظهر و تجلی کامل عدالت یاد شده است، و یکی از اهداف ادیان الهی و به خصوص اسلام و مذهب شیعه، حاکمیت بخشیدن به صلح و آرامش در جامعه جهانی است تا در سایه آن، همه افراد بشر به کمال انسانی خویش دست یابند.

د) برخی دیگر گفته اند: به سبب جنگ های خونین فراوانی که در آستانه ظهور به وقوع می پیوندد، تمامی سلاح های پیشرفته از بین خواهد رفت و از آن پس، در جنگ تنها از ابزارهای ساده استفاده می شود.[34]

یکی از دلیل های این جمع، این است که روایات فراوانی می گوید: «شمشیر آن حضرت همان شمشیر پیامبر است» و وقتی چنین شد، نمادین بودن آن مشکل خواهد بود.[35]

البته هر کدام از اینها به دسته ای از روایات استشهاد می کنند و عمدتاً دلیل این گروه این است که علّت استفاده از سلاح های ساده همچون شمشیر بر خلاف بهره گیری از سلاح های پیشرفته عادلانه بودن مبارزه با آن است.

2. دسته ای دیگر بر این اعتقادند که: شمشیر در این روایات، کنایه از قدرت و نیروی نظامی است. این گروه شواهد متعددی بر این ادعا ذکر می کنند؛ همان گونه که کلمه «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است. ولی آنچه ایشان را به این قول وادار کرده، پیشرفت روز افزون تجهیزات نظامی و فنّاوری دفاعی است. از آنجا که صاحبان این قول نتوانسته اند بین شمشیر و سلاح های فوق پیشرفته نسبتی بر قرار کنند، به چنین توجیهی دست زده اند.

آنان شمشیر را نماد قدرت و جهاد مسلحانه دانسته، می گویند: هر ابزاری که قدرت حضرت را به نمایش بگذارد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.[36]

3. با توجه به تکامل خارق العاده علم در آن زمان، ممکن است سلاح هایی فراهم آید که هرگز در تصور انسان های امروز قابل درک نباشد، بنابراین، آن به اهلش و اگذاشته شده است.

ضمن اینکه قیام آن حضرت، قیامی است متکی بر قدرت الهی، و آن قدرتی است فوق حدّ تصور که فرشتگان الهی هم همه به یاری وی می پردازند. البته در برخی کتب آمده: زمان قیام، سلاح های پیشرفته از کار می افتد. آنچه متیقن است، اینکه قدرت الهی در قیام امام زمان(ع) متجلی می شود.

شش: آیا بعد از ولیّ عصر(ع) قیامت برپا می شود؟

از روایات «رجعت» استفاده می شود که نخسین کسی که برای فرمانروایی جهان پس از شهادت حضرت مهدی(ع) رجعت می کند، امام حسین(ع) است. امام صادق(ع) فرموده اند: «نخستین کسی که زمین برای او شکافته می شود و به روی زمین رجعت می کند، حسین بن علی(ع) است».[37]

 

بر طبق روایات، امام حسین(ع) در اواخر حکومت امام زمان(عج) با اصحاب باوفایش رجعت می کنند و پس از شهادت حضرت مهدی(ع)، امام حسین(ع) بدن آن حضرت را غسل و کفن می کند و به خاک می سپارد. امام رضا(ع) فرموده اند: «امام را جز امام غسل نمی دهد».[38] سپس امر حکومت را به دست می گیرد و به قدری حکومت می کند که از کثرت سن ابروهایش روی دیدگان مبارکش را می پوشاند...

 

البته در برخی روایات دیگر آمده: چون قائم آل محمد(ص) از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت بر پا می گردد و مردگان از گورها به درآیند و برای حساب و جزای محشر آماده گردند.[39]

 

اما «شیخ حر عاملی» در این باره می نویسد: شاید چهل روز، ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را با عدد هفتاد و مقدار کم را با اعداد کمتر معرفی می کنند. یا اینکه هر روزی برابر هزار سال باشد؛ چنان که خداوند می فرماید: «یک روز نزد پروردگار مثل هزار سال است که شما می شمارید»، و شاید هم مراد از قیامت در این روایات، قیامت صغرا یعنی رجعت باشد و البته اطلاق قیامت بر رجعت، مانعی ندارد و قیامت ممکن است بر هر دو اطلاق شود.[40]

پی نوشت ها

1 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص63.

2 . همان، ص60.

3 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص28.

4 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص65.

5 . همان، ص65.

6 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، ص217.

7 . مجله دانشمند، سلسله مقالات رابرت نیلسون، سال ششم، ش12، بهمن 47 تا مهر 48.

8 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص50 به نقل از اطلاعات، ش11881، 23دی ماه 44.

9 . همان، ص50، به نقل از اطلاعات، ش11881، 23 دی44.

10 . سالنامه شهرت، س1342، ص289.

11 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، س222.

12 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم وادیان، ص22، به نقل از مجله المقنطف سال 59، ش3، ص240.

13 . انبیا/44.

14 . صافات/144.

15 . عنکبوت/14.

16 . کمال الدین، ج1، ص315، باب 29، ح2؛ بحارالانوار، ج52، ص279، باب 24، ص12.

17 . قاموس قرآن، ج1، ص106.

18 . صحیح مسلم، ج4، ص2267، ص2240؛ عقدالدرر، ص291، 281؛ طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص100.

19 .روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ص258.

20 . طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص33.

21. بحارالانوار، ج52، ص90، باب 20، علة الغیبة؛ علل الشرایع، ج1، ص243، باب علة الغیبة.

22 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص234.

23 . بحارالانوار، ج52، ص279.

24 . همان، ج51، ص222.

25 . نوید امن و امان، لطف الله صافی گلپایگانی، ص183.

26 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص188.

27 . ر.ک: اثبات الوصیه، ص166؛ دادگستر جهان، ص189.

28 . مناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص401.

29 . دادگستر جهان، ص191. به نقل از کتاب هدیة الاحباب، ص228.

30 . بحارالانوار، ج51، ص38؛ سیمای آفتاب، ص96، حبیب الله طاهری.

31 . دادگستر جهان، ص225؛ یک صد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، علیرضا رجالی تهرانی، ص81؛ اثبات الوصیه، مسعودی، ص206؛ نشانی از امام زمان غایب7، دکتر محمد مهدوی رکنی، ص15؛ سیمای آفتاب، ص88.

32 . الکافی، ج8، ص50، ح13، عیون اخبار الرضا، ج1، ص59، ح29؛ کمال الدین ، ج1، ص321، ح3؛ الغیبة، ص164، ح5 و ده ها کتاب دیگر.

33 . الخصال، صدوق، ج2، ص649، ح43.

34 . سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص371.

35 . الکافی، ج1، ص234، ح2.

36 . سیمای آفتاب، دکتر حبیب الله طاهری، ص370.

37 . بحارالانوار، ج53، ص46؛ تفسیر عیاشی، ص281.

38 . اصول کافی، ج1، ص384؛ بحارالانوار، ج3، ص13.

39 . ارشاد، شیخ مفید، ترجمه ساعدی، ص708، نقل از کتاب یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، علیرضا رجالی تهرانی، ص230.

40 . الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی، (ترجمه احمد جنتی، ص400) نقل از همان.

فلسفه غیبت چیست ؟

فلسفه غیبت چیست؟


فلسفه غیبت حضرت ولیّ عصر(ع) به طور کامل برای ما معلوم نیست، ولی گاه در روایات به مواردی از حکمت های آن اشاره شده که ذیلاً بیان می شود و دیگر حکمت ها بعد از ظهور آشکار خواهد شد؛ چنان که علت کارهای حضرت خضر برای حضرت موسی معلوم نشد، مگر به هنگام مفارقت آنها از یکدیگر.

1. ترس از کشته شدن

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «لا بُدَّ لِلْغُلامِ مِنْ غَیْبَةٍ»

فَقِیلَ لَهُ: وَلمَ یا رَسوُلَ الله؟ قال: «یَخافُ القَتْلَ».[21]

 

البته در اینجا ترس فردی نیست، بلکه ترس از این است که زمین خالی از حجت الهی شود. بعضی می گویند: مگر خدا قدرت حفظ امام را ندارد؟ می گوییم: خداوند بر همه کارها احاطه دارد، ولی می خواهد امور هستی بر طبق اسباب و از مجرای عادی انجام گیرد و اگر برخلاف این باشد، دنیا دار تکلیف و اختیار و امتحان نخواهد بود.[22]

2. مصونیت از بیعت با ستمکاران

حضرت ولیّ عصر (عج) پیش از رسیدن وقت ظهور و مأمور شدن به قیام، ناچار نمی شود که مانند پدران بزرگوارش از راه تقیه با خلفای وقت بیعت کند. امام حسن(ع) می فرماید:

«إن اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُخْفی وِلادَتَهُ و یُغَیِّبُ شَخصَهُ ، لئَلاّیَکوُنَ لأحَدٍ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إذا خَرَجَ؛[23] خدای تبارک و تعالی ولادت او را مخفی می کند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی که ظهور می کند، در گردن او بیعت با کسی نباشد».

3. جداسازی مؤمنان واقعی

امام صادق(ع) پس از بیان تأخیر فراوان کیفر قوم نوح(ع) می فرماید: «غیبت قائم(ع) به طول می انجامد تا حق روشن گردد و ایمان محض از تیرگی پاک شود و از شیعیان هر کس سرشت ناپاک دارد و بیم آن هست که اگر از امکانات وسیع و امن و امان گسترده در عهد قائم(عج) آگاه شود،منافقانه رفتار کند، با ارتداد آنها خالص و ناخالص از یکدیگر جدا شود».[24]

4. آماده شدن اوضاع جهان

یکی از حکمت های غیبت، آمادگی فکری بشر برای ظهور آن حضرت است؛ زیرا روش و سیره آن حضرت، رعایت امور ظاهری و حکم به ظواهر نیست، بلکه او بر اساس واقعیات و بدون تقیه و مسامحه، به احقاق حقوق، ردّ مظالم، برقراری عدالت واقعی و اجرای تمام احکام اسلامی می پردازد.[25]

پی نوشت:

. بحارالانوار، ج52، ص90، باب 20، علة الغیبة؛ علل الشرایع، ج1، ص243، باب علة الغیبة.

22 . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص234.

23 . بحارالانوار، ج52، ص279.

24 . همان، ج51، ص222.

25 . نوید امن و امان، لطف الله صافی گلپایگانی، ص183.

آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟

آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟


آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مومنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟

سؤال كننده : مشكات
پاسخ:

در قرآن كريم آيات بسياري داريم كه موضوع اوليه آيه در زمان انبياي گذشته بوده است اما مصداقي از آن نيز در زمان رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم محقق مي شود . تمامي ماجراهايي كه از انبياي كرام نقل شده است به اين دليل بوده است كه آن ماجرا ربطي به عصر رسول گرامي اسلام و وقائع زمان آن حضرت داشته است .

از واضح ترين آنها مي توان به آيه

رَحمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيكُم أهلَ البَيتِ (هود 73)

بخشايش و بركتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد

اشاره نمود كه در شأن حضرت ابراهيم و خاندانش نازل شده است اما رسول خدا از خداوند طلب نمودند كه آن را در ذريه وي نيز قرار دهد .

شوكاني در اين باره مي نويسد:

قوله : كما صليت علي آل إبراهيم هم إسماعيل وإسحاق وأولادهما، وقد جمع الله لهم الرحمة والبركة بقوله: رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد ولم يجمعا لغيرهم، فسأل النبي صلي الله عليه وآله وسلم إعطاء ما تضمنته الآية.

قول رسول خدا كه فرمودند همانطور كه بر ابراهيم و آل ابراهيم درود فرستادي مقصود اسماعيل واسحاق واولاد ايشان است وخداوند براي ذريه وي رحمت وبركت را جمع فرموده است چون در قرآن فرموده : بخشايش و بركتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد كه او ستايش شده بخشنده است واين دو مطلب براي هيچ كس جمع نشدند .پس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از خداوند خواست كه آنچه را كه در اين آيه آمده است به وي عطا شود .

نيل الأوطار - الشوكاني - ج 2 - ص 325

شربيني نيز مي نويسد:

قال تعالي: (رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد) فسأل (ص) إعطاء ما تضمنته هذه الآية مما سبق إعطاؤه لإبراهيم.

خداوند فرمود : بخشايش و بركتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد كه او ستايش شده بخشنده است .پس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از خداوند خواست كه آنچه را اين آيه شامل وي مي شود - كه به ابراهيم عطا شده بود - به وي عطا كند.

مغني المحتاج - محمد بن أحمد الشربيني - ج 1 - ص 176

وبه همين دليل در روايات مي بينيم كه هنگام سلام كردن به اهل بيت رسول خدا و درود فرستادن بر ايشان همين آيه را تلاوت مي كرده اند:

ثم نهض اليماني وهو يقول رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت.

شخص يمني ايستاد وگفت : بخشايش و بركتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد.

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 347

آيه مورد بحث نيز همينطور است .

بقية الله به معني كسي يا چيزي است كه خداوند براي مردم باقي گذاشته است.

قرطبي يكي از مفسران اهل سنت مي نويسد:

( بقية الله خير لكم ) أي ما يبقيه الله لكم بعد إيفاء الحقوق.

بقية الله بهتر است براي شما يعني آنچيزي كه خداوند براي شما بعد از دادن حق ديگران باقي گذاشته است.

تفسير القرطبي - القرطبي - ج 9 - ص 86

پس معني «بقية الله» عام است و شامل هر چيزي مي شود كه خداوند براي مردمان باقي گذاشته باشد. يكي از مهمترين آنها كسي است كه خواهد آمد وجامعه را پر از عدل و داد مي نمايد.

به همين دليل حتي در بعضي كتب اهل سنت آمده است كه خود حضرت خود را «بقية الله» ناميده و ديگران هم به حضرت ولي عصر «بقية الله» مي گويند .

وعن أبي جعفر أيضا قال : المهدي منا منصور بالرعب ...وصاح صايح من السماء بأن الحق معه ومع أتباعه فعند ذلك خروج قائمنا ، فإذا خرج أسند ظهره إلي الكعبة واجتمع إليه ثلاث مائة وثلاثة عشر رجلا من أتباعه ، فأول ما ينطق هذه الآية : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين ) ثم يقول : أنا بقية الله وخليفته وحجته عليكم ، فلا يسلم مسلم عليه إلا قال : السلام عليك يا بقية الله في الأرض...

از ابو جعفر (امام باقر) نقل شده است كه گفت مهدي از ماست ( اهل بيت) و خداوند او را با انداختن ترسش در دل دشمنان ياري مي كند ... منادي از آسمان ندا مي دهد كه حق با او و اطرافيانش است . در آن هنگام قيام كننده ما قيام مي كند . پس وقتي ظهور كند به كعبه تكيه داده و سيصد وسيزده نفر همراه وي جمع مي شوند . پس اولين چيزي كه مي گويد اين آيه است : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين )سپس مي گويد اي مردم من بقية الله در زمين هستم وخليفه خداوند و حجت او بر شما .پس هيچ كس به وي سلام نمي كند مگر اينكه مي گويد سلام بر تو اي بقية الله...

الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ مالكي - ج 2 ص 1133- 1135چاپ دار الحديث

مرحوم آيت الله مرعشي در كتاب شرح احقاق الحق مدارك ديگري نيز از كتب اهل سنت براي اين مطلب نقل فرموده اند:

منهم العلامة الشيخ عبد الهادي الأبياري في «العرائس الواضحة» (ص 209 ط القاهرة) قال: وعن أبي جعفر من خبر طويل: أنه إذا خرج أسند ظهره إلي الكعبة واجتمع إليه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا من أتباعه، فأول ما ينطق بهذه الآية : (بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين) ثم يقول: أنا بقية الله وخليفته وحجته عليكم فلا يسلم عليه أحد إلا قال : السلام عليك يا بقية الله في الأرض ...

ومنهم العلامة المذكور في جالية الكدر (ص 209 ط مصر). روي الحديث عن أبي جعفر بعين ما تقدم عن «العرائس الواضحة ».

از ايشان ( كسانيكه از علماي اهل سنت اين روايت را در كتبشان نقل كرده اند) علامه شيخ عبد الهادي ابياري است كه در كتاب العرائس الواضحة ص 209 چاپ مصر گفته است و از ابا جعفر ( امام باقر عليه السلام) روايتي است طولاني در مورد اينكه وقتي مهدي ظهور كند به كعبه تكيه داده 313 نفر از طرفدارانش نزد وي جمع شده اولين چيزي كه مي خواند اين آيه است كه : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين ) سپس مي گويد من بقية الله هستم و خليفه او و حجت خداوند بر شما پس هر كس به وي سلام مي كند مي گويد سلام بر تو اي بقية الله ...

و از ايشان همين علامه اي كه ذكر شد در كتاب «جالية الكدر» است كه همين روايت را كه در العرائس الواضحة بود نقل كرده است .

شرح إحقاق الحق - السيد المرعشي - ج 13 - ص 332

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

<

کدام پیامبران قرار است امام زمان (عج) را یاری دهند؟

کدام پیامبران قرار است امام زمان (عج) را یاری دهند؟


حذیفة بن یمان گوید:رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:«وقتی که عیسی بن مریم فرود آید و به مهدی علیه السّلام وارد می شود،گوئی از موی سرش آب می چکد(یعنی موی سر او می درخشد،گوئی که آن را روغن آلود کرده اند یا آن که با آب شسته اند) امام رو به او کرده و می گوید:پیش آی و با مردم نماز بگزار،عیسی بن مریم گوید:نماز برای تو به پا شده است،پس عیسی پشت سر مردی از فرزندان من نماز گزارد وقتی که خوانده شد،عیسی برمی خیزد تا در«مقام»می نشیند و با وی بیعت نماید.»


از برخی روایات استفاده می شود که حضرت عیسی علیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می کند نه به شریعت خود.

اللَّهُمَّ وَ لا تَسْلُبْنَا الْیقِینَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِی غَیبَتِهِ وَ انْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا وَ لا تُنْسِنَا ذِکرَهُ وَ انْتِظَارَهُ وَ الْإِیمَانَ بِهِ وَ قُوَّةَ الْیقِینِ فِی ظُهُورِهِ وَ الدُّعَاءَ لَهُ وَ الصَّلاةَ عَلَیهِ حَتَّی لا یقَنِّطَنَا طُولُ غَیبَتِهِ مِنْ قِیامِهِ وَ یکونَ یقِینُنَا فِی ذَلِک کیقِینِنَا فِی قِیامِ رَسُولِک صَلَوَاتُک عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ مَا جَاءَ بِهِ مِنْ وَحْیک وَ تَنْزِیلِک فَقَوِّ قُلُوبَنَا عَلَی الْإِیمَانِ بِهِ حَتَّی تَسْلُک بِنَا عَلَی یدَیهِ مِنْهَاجَ الْهُدَی وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَی وَ الطَّرِیقَةَ الْوُسْطَی وَ قَوِّنَا عَلَی طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَی مُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ وَ لا تَسْلُبْنَا ذَلِک فِی حَیاتِنَا وَ لا عِنْدَ وَفَاتِنَا حَتَّی تَتَوَفَّانَا وَ نَحْنُ عَلَی ذَلِک لا شَاکینَ وَ لا نَاکثِینَ وَ لا مُرْتَابِینَ وَ لا مُکذِّبِینَ.[1]


سازمان امام مهدی (عج)


سازمان آن حضرت متشکل است از فرشتگان و اجنه، اصحاب و یاران حضرت (عج)

یاران امام عصر - ارواحنا له الفداء - به چند گروه تقسیم می شوند:

۱-یارانی که حضرت مهدی علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می کند.

۲-یارانی که به برکت مقدم بقیه اللَّه - ارواحنا فداه - از قبرها برمی خیزند

۳-یارانی که همراه حضرت عیسی علیه السلام از آسمان فرود می آیند.[2]

بسیاری از روایات شیعه و سنی تصریح کرده اند که حضرت عیسی علیه السلام رجعت خواهد کرد. حضرت عیسی علیه السلام پس از آنکه به آسمان عروج کرد، در همان جا به سر برد، و تا ظهور امام زمان علیه السلام در آنجاست. وی همراه هشتصد مرد و چهارصد زن به زمین خواهد آمد.[3]

ابو سعید خدری نقل کرده است رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:«از ما است آن کس که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می خواند.»[4]


چگونگی فرود آمدن عیسی مسیح علیه السلام


حذیفة بن یمان گوید:رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:«وقتی که عیسی بن مریم فرود آید و به مهدی علیه السّلام وارد می شود،گوئی از موی سرش آب می چکد(یعنی موی سر او می درخشد،گوئی که آن را روغن آلود کرده اند یا آن که با آب شسته اند) امام رو به او کرده و می گوید:پیش آی و با مردم نماز بگزار،عیسی بن مریم گوید:نماز برای تو به پا شده است،پس عیسی پشت سر مردی از فرزندان من نماز گزارد وقتی که خوانده شد،عیسی برمی خیزد تا در«مقام»می نشیند و با وی بیعت نماید.»[5]

امیر آزادگان علی علیه السّلام در داستان جلاد می فرماید:«مهدی علیه السّلام داخل بیت المقدس شده به عنوان امام جماعت بر مردم نماز می گزارد.وقتی روز جمعه فرارسد و نماز اقامه شود،عیسی علیه السّلام با دو جامۀ درخشان قرمز فرود می آید،گوئی که از سر او روغن می چکد،موهای سر او صاف،چهره اش زیبا و شبیه ترین خلق خدا به پدرتان ابراهیم خلیل الرّحمان است،مهدی،عیسی را می بیند و به عیسی گوید:ای فرزند بتول با مردم نمازگزار.

عیسی گوید: نماز برای تو به پا شده است.

پس مهدی علیه السّلام پیش آمده با مردم نماز می گزارد و عیسی در پشت سر او نماز خوانده و با او بیعت نماید.»[6]


وظایف حضرت عیسی علیه السلام بعد از نزول از آسمان


حضرت عیسی علیه السلام یکی از بزرگ ترین یاران امام مهدی علیه السلام است که از طرف خداوند به عنوان وزیر دست راست حضرت مهدی علیه السلام رجعت خواهد کرد.[7]

ابوهریره در حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: «... او از آسمان فرود می آید... با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده و خوک را می کشد و جزیه وضع می کند. خداوند در عصر او همه ملت ها به جز اسلام را نابود می گرداند و مسیح دجال را نیز به هلاکت می رساند. در روی زمین چهل سال درنگ می کند و بعد از وفات، مسلمانان بر او نماز می گزارند».[8]

ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. و مقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.[9]  

 

علائم ظهور امام زمان

در فرهنگ «مهدویّت» یکی از موضوعات مهم و مورد توجّه، مسأله «وقت ظهور» است

 
شریعت عیسی علیه السلام بعد از نزول
از برخی روایات استفاده می شود که حضرت عیسی علیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می کند نه به شریعت خود.

سمره از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم در حالی که تصدیق کننده به محمّدصلی الله علیه وآله و بر ملت او است نزول می کند، آن گاه دجال را به قتل می رساند...»[10]

ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که می فرمود: «... و هنگامی که سر از رکوع برمی دارد «سمع اللَّه لمن حمده» می گوید...»

عبداللَّه بن عمر از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم به زمین فرود می آید و ازدواج می کند و فرزنددار می شود»[11]


حکمت فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام
شاید حکمت فرود آمدن آن حضرت در قیام امام مهدی علیه السلام تقویت حرکت جهانی آن حـضـرت و اعـتـراف و تـصـدیق به حقانیت آن وجود گرانمایه و امامت اوست، بویژه که حـضـرت عیسی به امام مهدی علیه السلام اقتدا می کند و به امامت او نماز می گذارد و امامت جهانی و آسمانی او را تصدیق و تاءیید می کند.

این انسان والا و بزرگ از دیگر انسانها، به جهاتی ممتاز است:

۱ـ نخست اینکه او پیامبری از پیامبران بزرگ الهی است.

۲ـ او صـاحـب شـریـعـت و کـتـاب آسـمانی است، گرچه دست تحریف و خیانت پس از او به شریعت و مکتب او دراز شده و آن را با بافته های جاه طلبانه و... آمیخته است.

۳ـ او را خدای جهان آفرین بدون پدر و تنها از مادری پاک و پاکیزه و به عنوان نشانه به دنیا آورده است.

۴ـ امت او اینک در سراسر جهان از هزار میلیون نفر می گذرد که در میان آنان از همه قشرها و طـبـقات، از انسانهای عادی گرفته تا شاهان، رؤ سای جمهور و دیگر چهره های مشهور هستند و قدرت بزرگ و وزنه سنگینی را می سازند.

۵ـ مـیـلیونها تمثال از آن حضرت و بنام او در معابد و کلیساها، مدارس، خانه ها و... نصب شده و بر سینه پیروانش آویخته است.

۶ـ عـلاوه بر آنچه رفت، عقاید انحرافی و شرک آلودی را نیز که برخی مسیحیان بدان دچـار گـشـتـه و بـر اسـاس آن او را «پسر خدا» یا «خدا»می پندارند، نیز باید در نـظـر گـرفـت کـه ذات اقـدس ربـوبـی از گـفـتـار باطل و بی اساس کافران و مشرکان، منزه است.

بـا دقـت بـه هـمـه ایـن روش، روشـن اسـت کـه عـیـسـی بن مریم علیه السلام نزد مسیحیان مـقـدسـتـریـن مـوجـود اسـت و طـبیعی است که دیگر مکتبها و ادیان نیز در برابر شخصیت آن حـضـرت، سـر تـعظیم فرود می آورند و مسلمانان نیز به پیروی از قرآن کریم او را آن گـونـه که هست، بنده وارسته و شایسته خدا و پیامبر بزرگ او می شمارند و همانگونه کـه قـرآن بـارهـا او را بـه پـاکـی و طـهـارت و قـداسـت و احـتـرام یـاد مـی کـنـد، او را تجلیل می کند، و به نظر می رسد به خاطر اهمیت این موضوع و شکوه و شخصیت والای آن حـضرت است که او به اراده خدا و برای تقویت حرکت جهانی و نجات بخش امام مهدی علیه السلام در عصر ظهور و قیام آن حضرت از آسمان فرود می آید.

و نیز بخاطر اهمیت بسیار موضوع است که روایات بسیاری در این مورد از پیامبر و خاندان وحی و رسالت علیهم السلام رسیده و در آن به فرود آمدن عیسی علیه السلام و اقتدای او بـه امـام مـهـدی عـلیـه السـلام و تصدیق و تاءیید آن اصلاحگر بزرگ عصرها و نسلها تصریح شده است.[12]
 

پیامبران دیگری که در ظهور امام (عج) رجعت خواهند نمود
در روایات، از چند پیامبر نام برده شده است که رجعت خواهند کرد، آنان عبارتند از:
الیاس پیامبرعلیه السلام
دومین پیامبری که همراه مهدی آل محمّدعلیهم السلام خواهد بود، حضرت الیاس علیه السلام است که گفته می شود وی جدّ حضرت نوح است. برخی گفته اند: والیسع را جانشین خود در بنی اسرائیل کرده است و خدا او را به آسمان بالا برده است. همه ساله در روز عرفه، او و خضرعلیهما السلام در صحرای عرفات حضور پیدا می کنند و در کنار یکدیگر می باشند.[13]

از گفتگوی امام صادق علیه السلام با الیاس علیه السلام در کنار کعبه، معلوم می شود که وی از جمله پیامبرانی است که همراه مهدی علیه السلام خواهد بود، چون او در ضمن گفتگو شمشیر خود را به امام نشان داد، سپس نقاب از چهره کنار زد و اظهار داشت: من الیاس علیه السلام هستم.[14]

در برخی روایات از بازگشت دانیال علیه السلام و یونس علیه السلام هم صحبت شده است.[15]

پی نوشت ها
[1] فرازی از دعای زمان غیبت، مفاتیح الجنان
[2] بامداد بشریت محمد جواد طبسی،بخش ۸، پ۴۲
[3] همان به نقل از فردوس الاخبار، ج ۵، ص ۵۱۵
[4] عقد الدّرر، باب ۱۰ ص ۲۳۰
[5] سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ج۲ ص۱۰۰ به نقل از عقد الدّرر:باب ۱۰ ص ۲۳۰
[6] همان،بدون ذکر منبع!
[7] بامداد بشریت، پ۳۷ به نقل از فردوس الاخبار، ج ۱، ص ۵۳۰
[8] هنگامه ظهور ص ۳۱ به نقل از سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۳۱۹، ح ۴۳۲۴؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۳۳۳، ح ۳۸۸۴۳
[9] المسیح المنتظر و نهایة العالم، ص ۲۴۰
[10] هنگامه ظهور ص۳۱ به نقل از مسند احمد، ج ۵، ص ۱۳؛ المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۲۲۱
[11] همان به نقل از صحیح ابن حبّان، ج ۵، ص ۲۲۳
[12] امام مهدی (عج) از ولادت تا بعدازظهور، علامه قزوینی صص۶۸۱-۶۸۰
[13] بامدادبشریت پ۳۷ به نقل از مجمع البحرین، ص ۳۱۶
[14] کافی، ج ۱، ص ۲۴۲
[15] بامدادبشریت پ۳۷

آيا امام زمان عجل الله تعالی داراي زن و فرزند هستند ؟

آيا امام زمان عجل الله تعالی داراي زن و فرزند هستند ؟


ازدواج امام زمان (عليه السلام)

مقدّمه

يكي از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدي (عج)، زندگي شخصي و خانوادگي آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگي و وضعيّت زندگي اولاد او و كيفيّت زندگي آن حضرت از بحثهاي جذّابي است كه احياناً در اذهان بسياري از معتقدان به او ابهاماتي وجود دارد، كه معمولا با جوابهاي ضدّ و نقيضي نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولاني آن حضرت از نگاه زندگاني شخصي و خصوصي وي اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدي(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخي اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايي آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعي مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وي رهبر ديني مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعي را ترك كند، و در واقع عمل مكروهي را انجام دهد بسيار مشكل، و جاي استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّهاي چنين نتيجهگيري ميكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكته ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصي است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلي نيز نبوده است، و كساني هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغري نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخني شنيده نشده است.

از سوي ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدي(عليه السلام)، سؤالات ديگري نيز ميسازد از جمله اين كه:

آيا امام مهدي(عليه السلام) داراي فرزند است؟

آيا مكان خاصّي براي زندگي وي و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براي آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگاري دارد؟

و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگري كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضي از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلي و بيان ديدگاههاي متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسي دلائل، سعي ميشود تا به نتيجهاي مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدي(عليه السلام) ازدواج كرده و داراي فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادي مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهي همچون استحباب شرعي ازدواج، و متوني كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:

ـ نظريّه أوّل: عدّهاي معتقدند كه حضرت مهدي(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براي اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جسته اند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتي نبوي است، پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندي سقط شده باشد مباهات ميكنم([1]

در احكام دين ازدواج سنّتي حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفي ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلي الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روي برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست([2])

اكنون كه ساليان متمادي از عمر حضرت مهدي(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟

هرگز نميتوان اينگونه نتيجه گرفت، چرا كه او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعي از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و داراي همسر ميباشد.

در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرين وجود اهل و عيال براي امام مهدي(عليه السلام) چنين آمده است: «چگونه ترك خواهند كرد، چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر امام هر عصر است، و تاكنون كسي ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است([3])

و نيز در كتاب «الشموس المضيئة» آمده است: «اگر در اين زمينه (داشتن همسر و خانواده) هيچ نقل روايي وجود نداشت، و فقط همين مطلبي كه آن حضرت با وجود سنّ زياد از نظر جسمي جواني قويّ البنيه است... و نيز ميدانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) عمل ميكند، در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزنداني دارد كافي بود»([4]).

ـ نقد و بررسي:

دليل مزبور شامل دو قسمت است:

قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)، و امري نيكو و مستحبّ شرعي است.

قسمت دوّم: امام زمان(عليه السلام) لزوماً به اين سنّت و امر شرعي عمل ميكند.

هر دو مقدّمه نيازمند بررسي و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج([5]) از آيات و روايات فراواني استفاده ميشود مانند: آيه شريفه (فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَآءِ)([6]) و آيه (وَأَنكِحُواْ الاَْيَـمَي مِنكُمْ وَالصَّــلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآلـِكُمْ )([7]) و همچنين در حديثي رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) ازدواج را سنّت خود ميداند([8])، و در حديثي ديگر ميفرمايد: هر كسي از آن اعراض كند از من نيست.([9])و در رواياتي ديگر ازدواج امري پسنديده و ممدوح دانسته شده([10]) و بر توليد نسل و بقاء آن توصيه شده و كثرت مسلمين مايه مباحات پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) شمرده شده است.

در اهميّت و تشويق به ازدواج چنين آمده است: «هر كس ازدواج كند نصف دينش را بدست آورده است»([11])، و نيز امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: «دو ركعت نماز كسي كه ازدواج كرده با فضيلتتر است از هفتاد ركعت نماز كسي كه بدون همسر است»([12])، و همچنين در روايات فراواني نقطه مقابل ازدواج يعني ترك ازدواج مذمّت شده و از ناحيه ائمّه(عليهم السلام) امري مكروه و ناپسند شمرده شده است.([13]) كه اين روايات نيز به قرينه مقابل دلالت بر استحباب ازدواج دارند.

با توجّه به آيات و روايات فوق و وجود كلمات امر مانند «انكحوا» در آيات، و تشويق به ازدواج در روايات، و توصيه كردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاي بزرگوار اسلام، استحباب شرعي ازدواج را استنباط كرده و بر طبق آن به استحباب([14])، و بعضي به استحباب مؤكّد فتوي دادهاند، و برخي آن را در شرايطي واجب ميدانند([15]).

و از سوي ديگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست ميآيد كه

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غير دائم (موقّت) مستحب شرعي است.

ثانياً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و كساني كه نيازمند به همسر ميباشند نيست، بلكه شامل غير مشتاقان و كساني كه در خود احساس نياز به همسر نميكنند نيز ميباشد.([16])

چرا كه علّت اين حكم شرعي در اشتياق به جنس مخالف و يا اطفاء (خاموش كردن) غريزه جنسي خلاصه نشده است، تا گمان شود ازدواج براي غير مشتاقان استحباب ندارد، بلكه مواردي از قبيل: تكثير نسل، و ابقاء نوع انساني، و كثرت تعداد موحّدين، در استحباب شرعي ازدواج دخالت دارند.([17])

پس اگر ازدواج براي تأمين اين اغراض هم باشد، از جهت شرعي مستحب است، و داراي مطلوبيّت شرعي است.

بديهي است كه استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نيست، بلكه شامل غير دائم و مِلك يمين (كنيزان) نيز ميشود.([18]) و به همين جهت اينگونه به نظر ميرسد كه تحقّق يك مرتبه از ازدواج در طول عمر براي عمل كردن به اين مستحبّ شرعي كافي است، اگر چه بنا به عللي([19]) بين زوج و زوجه جدايي حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در رواياتي كه در آن عزوبت (همسر نداشتن) مكروه دانسته شده است حتّي براي مدّتي اندك([20])، معلوم ميشود كه مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پايان عمر است.

پس عمل كردن به استحباب ازدواج در صورتي كافي است كه استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور كه اين استحباب فقط به داشتن يك همسر نيست بلكه تعدّد آن نيز مستحب شرعي است.([21])

بنابراين در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)، و امري مستحب است) چنين نتيجه ميگيريم:

1 . ازدواج مستحب شرعي است، خواه نياز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.

2 . اين استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان ميشود.

3 . تعدّد همسر نيز مستحب شرعي است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(عليه السلام) به امر شرعي و سنّت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتي را به وجود ميآورد، از جمله اينكه:

با كثرت امور مستحبّي، آيا امام(عليه السلام) به همه آنها عمل ميكند؟ يا اينكه از آن امور انتخاب كرده و گزينشي عمل ميكند؟ آيا لزوم عمل به امور مستحب براي امام ضروري است؟

بدون ترديد امامان مانند پيامبران چون هدايت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهي محسوب ميگردند، هميشه در عمل به احكام الهي پيشقدم بودهاند، و اساساً رسالت آنان ايجاب ميكرد كه أوّل خودشان عامل به احكام الهي باشند، و از دستورات الهي سرپيچي نكنند، و در صحنه عمل براي ديگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نكردن به اوامري كه حكايت از محبوبيّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براي رهبران ديني مذموم است، و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد كه آنها به دستورات واجب و مستحب عمل كنند، پس امام(عليه السلام) نيز به آنها عمل ميكند.

بنابراين، دو نكته در لزوم عمل كردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1 . هدايت و رهبري و الگوي كامل بودن براي مردم كه ايجاب ميكند امام در زندگي و معاشرت و در برخورد با ديگران به نحو احسن عمل كند، و در عمل به دستورات ديني (واجب و مستحب ) پيشقدم باشد.

2 . اقتضاي شأن و منزلت انسان كامل ايجاب ميكند كه به مستحبّات عمل كند، بدون ترديد نكته أوّل در زمان غيبت امام(عليه السلام) موضوعيّت ندارد، زيرا امام(عليه السلام) در مرأي و منظر مردم نيست، و امامت وي در باطن است، نه در ظاهر.([22]) ولي نكته دوّم در رسيدن به مطلوب (امام پايبند به مستحبّات شرعي است، و سزاوارتر از ديگران است) كافي است.

با توجّه به دو مقدّمهاي كه گذشت، عدّهاي معتقدند كه امام زمان(عليه السلام) در عصر غيبت ازدواج كرده و صاحب همسر و فرزند است.

ب: استدلال به روايات:

دليل ديگر معتقدين به ازدواج حضرت مهدي(عليه السلام) تمسّك به بعضي از روايات است، از جمله:

1 ـ مفضّل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود: «... از مكان او هيچ يك از اولاد و ديگران اطلاع نمييابد، مگر مولايي كه متولّي امر اوست»([23])، در اين روايت وقتي كه سخن از جا و مكان و محلّ زندگي آن حضرت ميشود، امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: كسي از مكان او اطلاع ندارد حتّي اولادش، پس معلوم ميشود او اولادي دارد، و داشتن اولاد حاكي از ازدواج امام است.

امّا با تأمّل در اين روايت نكاتي به نظر ميرسد كه مانع از استدلال بر ازدواج آن حضرت است، آن نكات عبارتند از:

الف ـ اين روايت در كتاب الغيبه نعماني نيز نقل شده است، با اين تفاوت كه به جاي كلمه «ولد» كلمه «ولي» آمده است «ولا يطّلع علي موضعه أحد من وليّ ولا غيره([24]) از مكان او كسي از ولي و غير ولي اطّلاع نمييابد»، يعني دوست و غير دوست، آشنا و غير آشنا، از مكان او خبري ندارند، و نميدانند او كجاست.

در اين روايت هيچ سخني از فزرند و فرزندان نيست، بنابراين، با توجه به اين نقل اعتمادي بر آن روايت نيست.

ب ـ در روايت سخن از فرزند است، ولي از اين جهت كه بگوييم الآن امام(عليه السلام) داراي فرزند و همسر باشد نيست، و به اصطلاح مجمل است، چرا كه امكان دارد منظور فرزنداني باشند كه در آستانه ظهور و يا پس از ظهور امام(عليه السلام) به دنيا ميآيند.

ج ـ ممكن است اين روايت و امثال آن بيانگر مبالغه در خفاي شخص باشد، يعني هيچ كس نميداند كه او در كجاست، حتّي اگر داراي فرزند هم باشد، فرزندانش نيز از جايگاه او اطّلاع ندارند.([25])

د ـ از جهت سند مخدوش است، زيرا يكي از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاي ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.

با توجّه به نكات فوق، استدلال بر ازدواج امام(عليه السلام) در عصر غيبت مشكل، بلكه بعيد به نظر ميرسد.

ن ـ سيّد ابن طاوس از امام رضا(عليه السلام) نقل كرده است، كه آن حضرت فرمود: ... خدايا، مايه چشم روشني و خوشحالي امام زمان(عليه السلام) را در او و خانواده و فرزندان و ذرّيه و تمام پيروانش فراهم فرما»([26]).

در اين روايت سخن از خانواده و فرزندان آن حضرت است، ولي چون معلوم نيست كه وجود اين فرزندان پيش از ظهور است يا پس از آن، از اين جهت مجمل است، و نميتوان به آن استناد كرد.

و ـ ابو بصير از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود: «گويا ميبينم كه قائم ما با خانوادهاش در مسجد سهله اقامت گزيده است، ابو بصير مي گويد: گفتم منزلش آنجاست؟ فرمود: آري. گفتم: فدايت شوم! قائم هميشه در آن مسجد است؟ فرمود: آري... ([27]

اين روايت نيز دلالت بر وجود فرزند براي امام(عليه السلام) پيش از ظهور ندارد، و چه بسا مرادش اولاد آن حضرت پس از ظهور باشد، همانطور كه از سياق كلام در اكثر روايات كه به نمونه هايي از آنها اشاره خواهيم كرد، اين گونه استفاده ميشود.

2 ـ روايتي مرحوم مجلسي(رحمه الله) در بحار الأنوار از علي بن فاضل نقل كرده است، كه در آن به مكان و جزيرهاي اشاره شده كه نسل و فرزندان آن حضرت، زير نظر وي جامعه نمونه اسلامي تشكيل داده و براي خود حكومت دارند([28])، اين مكان نامعلوم است، و هر كس نميتواند به آنجا برود، و دسترسي براي عموم مردم ممكن نيست.

تمسّك به اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت ازدواج كرده و در نتيجه فرزنداني دارد و لازمه آن نيز زندگي در مكان خاصّ است، زيرا اولاًّ: از نوع بيان روايت به دست ميآيد كه اين روايت اعتبار قابل ملاحظهاي در نزد مرحوم مجلسي(رحمه الله)نداشته است، زيرا ميگويد:

«چون اين حديث را در كتابهاي معتبر نيافتم آن را به طور مستقل و جدا ميآورم»([29]).

ثانياً اين داستان با وجود تناقضات فراوان و سخنان بياساس و نيز مجهول بودن عدّهاي از روات آن، قابل استناد نيست، حتّي بعضي از محقّقين با بررسيهاي گستردهاي كه انجام دادهاند، معتقدند جزيره خضراء افسانهاي بيش نيست و واقعيت ندارد.([30])

و برخي همچون آقابزرگ تهراني ميگويند: اين داستان تخيّلي است.([31])

3 ـ روايتي كه ابن طاووس از امام رضا(عليه السلام) نقل كرده است. كه فرمود: «اللّهمّ صلّ علي ولاة عهده والأئمّة من ولده .

ابن طاووس ميگويد: روايت فوق اينگونه نيز نقل شده «اللّهمّ صلّ علي ولاة عهده والأئمّة من بعده([32])

اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت داراي فرزند است.

زيرا با وجود دو گونه نقل معلوم نيست مقصود فرزندان بعد از آن حضرت است، يا امامان پس از او، بنابراين روايت مجمل است، علاوه اين دو روايت ناظر به پس از ظهور حضرت است نه پيش از آن.

هــ صاحب كتاب الشموس المضيئة پس از نقل هفت روايت در باره اقامتگاه و خانواده داشتن آن حضرت كه بعضي از آن را آوردهايم، چنين نتيجه ميگيرد. «از مجموع اين روايات معلوم مي شود كه حضرت حجّت(عليه السلام) خانواده و اقامتگاه دارد، هر چند كه جزئيّات آن را نميدانيم([33])

سپس اضافه ميكند كه داستان جزيره خضراء به نقل از مرحوم علامه مجلسي(رحمه الله) و داستاني قريب به آن در اثبات الهداة با اين قيد كه شيعيان آن جزيره از تمام مردم دنيا تعداد شان بيشتر است و هر يك از فرزندان امام(عليه السلام) در آن جزيرهها حكومتي دارند، چنين آورده است: «با توجه به عمر طولاني و مبارك ايشان ممكن است آن حضرت همسر و فرزندان متعدّدي داشته باشد كه بعضي مرده و برخي زنده اند .

بنابراين، آن حضرت فرزندان و نوادگان زيادي خواهد داشت كه شمارش آنها به سادگي ممكن نيست([34])

با عنايت و دقّت در مطالب كتاب مذكور توجّه به چند نكته ضروري است:

اوّلا: نميتوان به آن هفت روايت در اثبات ازدواج آن حضرت و در نتيجه وجود فرزندان و داشتن اقامتگاه استناد كرد، چرا كه برخي از آن روايات همان رواياتي است كه قبلا به آنها اشاره شد.([35])

و برخي ديگر گوياي وجود همسر و فرزند براي آن حضرت نيست. و بعضي ديگر با خفاي شخصي و عدم اطلاع از مكان او سازگاري ندارد.

ثانياً: وجود فرزندان بيشمار آن حضرت با فلسفه غيبت منافات دارد، زيرا ممكن است فرزندان در صدد تشخيص هويّت خود برآيند، و خواهان دانستن حسب و نسب خود باشند.([36])

ثالثاً: چطور ممكن است شيعيان آن جزيره (بنابر نقل وي از كتاب إثبات الهداة)([37]) تعدادشان از تمام مردم دنيا بيشتر باشد. با اينكه علم پيشرفتهي نقشهبرداري و جغرافياي امروز در شناسايي نقاط اين كره خاكي چيزي را از قلم نينداخته است، و امروزه جايي وجود ندارد كه ناشناخته باشد، حتّي مثلث برمودا،([38]) كاملا شناخته شده و اسرارش (خواص مغناطيسي) آشكار گشته و تعداد زيادي به آن مكان رفتهاند و گزارشهاي متعدّدي ارائه كردهاند. بنابراين معقول نيست كه جمعيّتي چند ميلياردي بيش از جمعيّت فعلي جهان در مكاني زندگي كنند و كسي هم از آنها هيچگونه اطلاعي نداشته باشد.([39])

به هر جهت اينگونه مطالب نميتواند دليلي قاطع بر اثبات ازدواج و در نتيجه فرزندان و مكان اقامت خاصّي براي آن حضرت باشد.

يــ برخي ممكن است براي اثبات ازدواج و فرزند داشتن حضرت مهدي(عليه السلام) به كنيه مشهور آن حضرت يعني «أبا صالح» استدلال كنند، و بگويند اين كنيه به معناي پدر صالح است. و اين دلالت بر وجود فرزندي بنام صالح براي آن حضرت دارد.

اين نيز سخن درستي نيست زيرا:

اوّلا: با جستجو و تفحّص در ميان كنيههاي نقل شده براي حضرت مهدي(عليه السلام) در كتابهاي معتبر، چنين كنيهاي نقل نشده است، بلكه به نظر ميرسد اين كنيه بر اثر كثرت استعمال در ميان مردم، معروف شده است، و در بعضي از مجلاّت([40]) و كتابها كه در پاسخ از اين سؤال مطالبي گفته شده است، بيشتر جنبه هاي ذوقي و استحساني، با احتمالاتي بدون ذكر سند و دليل در نظر گرفته شده است، مثلا: گفته شده است كه اين كنيه ممكن است از آيه شريفه (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّــلِحُونَ)([41]) گرفته شده باشد.([42])

و يا ميگويند: چه مانعي دارد كه ما به آن حضرت بگوئيم أبا صالح يعني پدر تمام نيكيها و خوبيها؟

وممكن است برخي استدلال كنند به احاديثي كه در آنها واژه أبا صالح و صالح بكار رفته است.

مرحوم مجلسي(رحمه الله) نيز در اين رابطه داستاني در بحار الأنوار نقل كرده است،، در حاليكه با رجوع به آن احاديث و دقّت در آنها معلوم ميگردد، صالح يا أبا صالح نام جنّي است كه مأموريت دارد تا اشخاص گمشده را هدايت و راهنمايي كند.

در كتاب من لا يحضره الفقيه چنين آمده است: «امام صادق(عليه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم كردي صدا بزن يا صالح! يا بگو: يا أبا صالح راه را به ما نشان دهيد، خداوند شما را رحمت كند([43]).

امّا مرحوم مجلسي(رحمه الله) در حكايات و داستانهاي اشخاصي كه امام زمان(عليه السلام) را ديدهاند «قضيهاي را از پدرش نقل ميكند و او نيز از شخصي بنام امير اسحاق استرآبادي كه چهل مرتبه با پاي پياده به حجّ مشرّف شده بود نقل ميكند كه در يكي از سفرهايش قافله را گم كرد و متحيّر با حالت عطش و بيآبي مانده بود، سپس صدا زد يا صالح يا أبا صالح ما را راهنمايي بفرما، ناگاه شخص سوارهاي را از دور ديد كه آمد و او را راهنمايي كرد و به قافلهاش رساند، وي ميگويد: پس از آن قضيّه من متوجه شدم كه او حضرت مهدي(عليه السلام) بوده است([44])

روشن است كه اين قضيه ارزش علمي و استدلالي ندارد، و صرفاً داستاني بيش نيست، زيرا معلوم نيست كه شخص مورد نظر واقعاً امام(عليه السلام)را ديده باشد.

ثانياً: با توجّه به معاني مختلف كلمه «أب» در لغت عرب كه تنها به معناي پدر نيست، بلكه به معناي صاحب و غير آن نيز آمده است([45])، و همچنين در روايتي از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)آمده است كه فرمود: «من و علي پدران اين امتيم»، مي توان استفاده نمود كه مقصود از اين كنيه معناي پدرِ فرزندي به نام صالح نيست، بلكه أبا صالح يعني كسي كه افراد صالح و شايسته در اختيار دارد.

ونيز ممكن است كنيه ابا صالح بدين جهت باشد كه امام زمان(عليه السلام)پدر و مجري اصلاح جامعه است، يعني او تنها كسي است كه به اذن خدا جامعه بشري را اصلاح خواهد نمود.

بنابراين با عنايت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نميتوان از اين كنيه بر ازدواج و داشتن فرزند براي آن حضرت استفاده كرد.

پس دليل دوّم قائلين به ازدواج آن حضرت كه روايات است مخدوش مي شود، و جايي براي استفاده واستدلال به آن باقي نمي ماند، لذا نميتوانيم به آن روايات تمسّك كنيم.

امّا دليل أوّل كه براي ازدواج آن حضرت به استحباب شرعي ازدواج، و سنّت بودن آن استدلال شده بود، دليل محكم و قابل قبولي است، چون مقتضي موجود است، اگر چه زمان استنتاج هنوز نرسيده، و زود است تا قضاوت قطعي بشود، چرا كه بايد ديدگاه مقابل را نيز بررسي كرد و از نبودن مانع و يا وجود امري مهمتر از ازدواج نيز مطمئن شد.

آيا ازدواج امام(عليه السلام) با فلسفه غيبت سازگاري دارد؟

ـ نظريه دوّم: برخي معتقدند كه اساساً آن حضرت ازدواج نكرده است.

و تنها دليل آنان اين است كه:

ازدواج امام(عليه السلام) با فلسفه غيبت سازگاري ندارد، زيرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و اين امر باعث ميشود كه حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود.

و از سوي ديگر غيبت به معناي خفاي شخص است، يعني ناشناس بودن نه نامرئي بودن، در حالي كه با ازدواج كردن شناخته ميشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسايي وي توسط همسرش ميباشد.

امّا فلسفه غيبت بنا بر آنچه در روايات آمده است خوف از كشته شدن است، امام صادق(عليه السلام)درباره آن حضرت ميفرمايد: «براي غلام (مهدي(عليه السلام)) غيبتي است قبل از اين كه قيام كند، شخصي پرسيد: براي چه؟ فرمود: ميترسد. سپس با دست مباركش به شكمش اشاره كرد([46])

مقصود امام صادق(عليه السلام) از اين حركت احتمال كشته شدن آن حضرت است، و همچنين از امام سجّاد(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «در قائم ما سنّتهايي از پيامبران گذشته وجود دارد... و سنّتي كه از موسي(عليه السلام) در او هست، خوف و غيبت است([47])

بنابراين، فلسفهي غيبت، دوري و پنهان بودن از مردم است تا اينكه صدمه و گزندي به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چيزي كه خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نيست، و ازدواج با اين امر و فلسفه منافات دارد.

در نتيجه ميتوان گفت: ازدواج كردن امري است مستحب و پسنديده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زيستي و حفظ جان از گزند دشمنان امري است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امري دائر شود بين مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برميگزيند.

به عبارت ديگر مصلحت اهمّ و فلسفه غيبت بيشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غيبت مانعي است براي ازدواج و ميتواند از فعليّت ازدواج جلوگيري كند، و حال كه ازدواج مانع دارد، ازدواج نكردن آن حضرت نميتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقي شود، چون كه وي اعراض نكرده، بلكه امر اهمّ را اختيار كرده است.

ـ نقد و بررسي: با عنايت به دليل فوق ممكن است برخي در مقام جواب بگويند: پنهان زيستي و خوف آن حضرت از كشته شدن مانع از ازدواج نمي تواند باشد، زيرا در روايات موارد ديگري نيز وجود دارند كه به عنوان فلسفهي غيبت شناخته ميشوند، مانند:

الف) به دنيا آمدن مؤمناني كه در صلب افراد كافر هستند، درباره اين مطلب امام صادق(عليه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بيت تا تمام كساني كه (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به وديعت نهاده شدهاند، خارج نشوند ظهور نخواهد كرد، و هنگامي كه همه خارج شدند آن حضرت بر دشمنان خدا پيروز شده و آنها را ميكشد([48])

ب) امتحان الهي: امام كاظم(عليه السلام) به برادرش علي بن جعفر فرمود: «براي صاحب اين امر (امام مهدي(عليه السلام) ) غيبتي است، كه عدّهاي از معتقدين به وي برميگردند، اين غيبت محنت و سختي از طرف خداوند است كه با آن خلقش را امتحان ميكند([49])

ج) سرّي از اسرار الهي: در روايتي از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل شده است: «صاحب اين امر غيبتي دارد كه گريزي از آن نيست... راوي پرسيد: چرا؟ فرمود: به دليل امري كه ما اجازه بازگو كردنش را نداريم. راوي پرسيد: پس حكمت غيبت او چيست؟ فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجّتهاي ديگر خداوند بوده است كه پس از ظهورش كشف خواهد شد، همان طور كه فلسفه كارهاي خضر نبي(عليه السلام) براي موسي(عليه السلام) تا هنگام جدايي آنها كشف نشد، سپس امام فرمود: اي پسر فضل! اين امر از امور خداوند و از اسرار الهي و غيبي از غيبهاي خداست([50])

با توجّه به موارد مذكور، و موارد ديگري كه به عنوان فلسفه غيبت شمرده شده است، نميتوان فلسفه غيبت را فقط در خوف از كشته شدن دانست كه با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد، شهيد سيّد محمّد صدر در اين رابطه مينويسد: «اگر بپذيريم كه غيبت آن حضرت به معناي مخفي شدن شخص وي است بدين معنا كه جسم مبارك او از ديدهها مخفي شده و با اينكه ميان انبوه جمعيّت بوده و آنها را ميبيند اما آنها او را نميبينند، در اين صورت بايد گفت آن حضرت ازدواج نكرده و تا زمان ظهور مجرّد خواهد بود.

و اين مسأله هيچ بعدي هم ندارد زيرا هر چيزي كه با غيبت در تضادّ باشد و آن حضرت را با خطر مواجه كند بر وي جايز نيست، چرا كه ازدواج باعث كشف شدن امر آن حضرت ميگردد.

علاوه بر آن براي ازدواج لزوماً بايد آن حضرت ظاهر شده و در معرض ديد مردم قرار گردد، و اين همان چيزي است كه بايد از آن اجتناب كند.

و اين فرض كه فقط براي همسر خود آشكار شود، اگر چه عقلا ممكن است ولي فرض آن بسيار بعيد است بلكه فرض باطلي است، زيرا چنين زني با خصوصيات خاصّ به طوري كه امام(عليه السلام)هويّت واقعي خود را از او مخفي نكند، و هيچ خطري هم از ناحيهي او متوجّه امام(عليه السلام) نباشد، چنين زني بين زنان عالم يافت نميشود، چه رسد به اينكه بگوييم در هر عصري چنين زني وجود دارد

امّا اگر غيبت را به معناي پنهان بودن و پوشيدگي عنوان آن حضرت بدانيم بدين معنا كه او به صورت ناشناس در بين مردم زندگي ميكند، در اين صورت هيچ اصطكاكي با ازدواج ندارد و از آسانترين كارهاست، زيرا ازدواج به صورت ناشناس صورت گرفته و همسر وي نيز در طول عمر خود بر هويت واقعي او آگاه نخواهد شد، و اگر به علّت عدم مشاهده پيري در چهرهي آن حضرت به هويت وي گماني برد، حضرت او را طلاق داده و يا در شهري ديگر، دورِ جديدي از زندگي خود را آغاز كرده و دوباره ازدواج ميكند .

سپس شهيد صدر ميگويد: «حال كه ثابت شد كه ازدواج آن حضرت در عصر غيبت ممكن است، امكان دارد بگوئيم اين امر تحقّق يافته است، چون مهدي(عليه السلام) به تبعيّت از سنّت اسلامي سزاوارتر است، خصوصاً اگر معتقد شديم كه معصوم تا جايي كه ممكن است به مستحبّات عمل كرده و مكروهات را ترك مي كند.

بنابراين التزام به اين كه ازدواج وي در عصر غيبت ممكن است در اعتقاد به آنكافي است»([51]).

با عنايت و دقّت در دليل قائلين به ازدواج نكردن آن حضرت و جواب مذكور، و كلام شهيد سيّد محمّد صدر نكاتي قابل تأمّل است. از جمله:

1 . مواردي كه به عنوان فلسفهي غيبت از روايات قابل استفاده است كه به چند نمونهي آن اشاره شد، در عرض يكديگر نيستند، به اين معنا كه اگر غيبت براي امتحان باشد، ديگر مسألهي خوف و ترس از كشته شدن در آن نيست. بلكه اينها در طول يكديگرند، لذا نميتوان با بيان موارد ديگر فلسفه غيبت قائل به ازدواج امام(عليه السلام) شد. چون در عين اين كه غيبت براي ترس از كشته شدن است، براي امتحان كردن بندگان و معتقدين به آن حضرت نيز ميباشد، كه اين هم جاي استبعاد ندارد، به عبارت ديگر فرضيّه ترس از كشته شدن در تمام موارد ديگر نيز جاري است.

2 . سخن شهيد صدر در معناي غيبت به دو صورت ناشناسي (مردم او را ميبينند ولي نميشناسند) و ناپيدايي (جسم و شخص او ديده نميشود) و بنا كردن مسألهي ازدواج را بر ناشناسي، سخن جامع و فراگيري نيست، چون نميتوانيم به ناشناسي به تنهايي و يا به ناپيدايي آن حضرت قطع پيدا كنيم، چرا كه ممكن است آن حضرت گاهي ناشناس باشد و گاهي ناپيدا، همانط

ارتباط و نیابت خاص امام عصر(عج) در غیبت کبری، مردود است

ارتباط و نیابت خاص امام عصر(عج) در غیبت کبری، مردود است


 

طبق احادیث و اجماع همگانی، اعتقاد مسلّم شیعه بر این است که باب نیابت و ارتباط خاص با حضرت مهدی، قبل از خروج سفیانی و شنیده شدن ندای آسمانی، مسدود و بسته است. توضیح اینکه: امام مهدی در ماه رمضان، همزمان با ندای آسمانی، ظهور می‌فرمایند و در عاشورای ماه محرم از کنار کعبه، قیام و خروج. وقتی حضرت در ماه رمضان، ظهور فرمودند، آنگاه است که یمانی واقعی، شناخته می شود.

از اینرو است که امام رضا علیه السلام، به شیعیان دستور می‌فرمایند که با قیام‌های مهدی گرایانه و با انگیزه نیابت و ارتباط خاص با امام عصر، همراهی نکنند تا ندای آسمانی در آسمان و فرو رفتن (خسف) لشکر سفیانی در زمین، آشکار شود.
... وَ اسْکُنُوا ... مَا سَکَنَتِ السَّمَاءُ مِنَ النِّدَاءِ بِاسْمِ صَاحِبِکَ وَ مَا سَکَنَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْخَسْفِ بِالْجَیْشِ. [2]
... سکون و آرامش خویش را (در عدم همراهی با قیام های مهدی گرایانه و قیام قائم) حفظ کنید ... تا اینکه منادی از آسمان، نام صاحب و امام شما، را ندا دهد و نیز سکون داشته باشید تا فرو رفتن و خسف لشکر (سفیانی) اتفاق بیفتد.

پیروان و انصار احمد الحسن، باید به این سوال پاسخ دهند که، خروج یمانی قبل از آغاز ندای آسمانی، را چگونه توجیه می کنند؟ احمد الحسن بصری، چگونه و با چه معیاری، ادعای مهدویت و ارتباط خاص با امام مهدی را دارد، در حالیکه هنوز، صحیه آسمانی رخ نداده است؟ و هنوز عصر غیبت کبری، به پایان نرسیده است؟

نقش زنان در انتقلاب حضرت مهدی (عج) چیست؟

نقش زنان در انتقلاب حضرت مهدی (عج) چیست؟


پاسخ:

بدون تردید نقش زنان در تاریخ اسلام، نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای بوده و هست. در صدر اسلام زنانی چون «مسیبه» را می‌بینیم که در جنگ اُحد از رسول خدا(ص) دفاع می‌کند و حتی در این راه زخمی می‌شود. همچنین در جنگ اُحد بدن امام علی(ع) جراحت‌های زیادی بر می‌دارد، بیش از 60 زخم بدن حضرت امیر(ع) بر می‌دارد و دو زن به نام «سُلَیْم» و «اُم عطیه» از طرف پیامبر اکرم(ص) مأمور می‌شوند که زخم‌های بدن امام علی(ع) را مداوا کنند.


همین طور زنان در انقلاب جهانی امام مهدی(عج) هم دارای نقش مهم و ویژه‌ای هستند. امام صادق(ع) به «مُفضل بن عمر» می‌فرماید که با حضرت قائم(عج) 13 زن همراه است. سؤال شد آنها چه کار می‌کنند؟ حضرتش فرمود: مجروحان را مداوا و بیماران را پرستاری می‌کنند، همان طور که در زمان پیامبر چنین بود.

امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا سیصد و اندی مرد می‌آیند که میانشان 50 نفر زن هستند. در مکّه اجتماع می‌کنند بی آنکه قبلاً وعده داده باشند. آمدنشان مانند ابرهای پاییزی است.

 

با توجه به این مقدمه می‌توانیم این طور بیان کنیم که اولا در دیدگاه اسلام حضور زن در امور اجتماعی یک مسئله پذیرفته شده‌ای است. و مؤیدهای زیادی هم دارد از جمله حضور جدّی حضرت زهرای اطهر(س) و زینب کبری(س) در امور اجتماعی و سیاسی.

مثل حضور زنان در سپاه پیامبر اکرم(ص) که وظایفی چون آب رسانی و غذا رساندن به رزمندگان، پرستاری از مجروحان، تهیه دارو، رساندن مهمات، انتقال شهدا به پشت جبهه و تشویق رزمندگان، و این کارها را به عهده داشته‌اند.

چنین امری در سیره جنگی امام علی(ع) هم وجود داشت. مانند لشکری که مأموریت پیدا می‌کنند که اسرای جنگ جمل را منتقل کنند که این لشکر تماماً زن بودند. مانند حضور زنی به نام «سوده» در جنگ صفین، که رزمندگان را علیه معاویه تشویق و بسیج می‌کرد.

همچنین اگر سیره امام زمان(ع) را ادامه‌ی سیره پیامبر اکرم و امیر مؤمنان بدانیم قطعا در دولت کریمه امام زمان(ع) هم زنان از یاری کردن حضرت صاحب الزمان محرم نیستند.

امام صادق(ع) در روایتی فرمودند: زنان همان کارهایی را که در زمان پیامبر انجام می‌دادند در زمان حضرت قائم(عج) نیز انجام خواهند داد.

 

برخی روایات فقط به اجمال به حضور زنان تأکید کرده و نامی از تعداد آنها نبرده، بعضی از روایات به 13 زن اشاره می‌کنند که هنگام ظهور حضرت با ایشان خواهند بود، البته این 13 زن طبق روایت‌ها از زنان رجعت کننده هستند. همچنین برخی از روایات تعداد یاران زن حضرت را که جزء یاران اصلی هستند 50 نفر عنوان می‌کنند. در دسته دیگر از روایات تعداد یاران زن را چندین هزار بر می‌شمرند، البته این چندین هزار جزء یاران اصلی نیستند.

 

در نتیجه می‌توانیم بگوییم که با توجه به سیره پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین علی(ع) حضور زن در حکومت ولی عصر(عج) و میان یاران آن حضرت امری مسلّم است. ولی باید توجه داشته باشیم که یاری رساندن زنان به حضرت بر خلاف آنچه که متبادر به ذهن هست به جبهه جنگ منحصر نیست بلکه در عرصه‌های مختلفی همچون حوزه فرهنگ، حوزه سیاست،‌ امور اجتماعی و تربیتی، این حوزه‌ها را در بر می‌گیرد، حوزه‌هایی که در این میدان‌ها یاری زنان می‌توانند تحقق پیدا کنند با حفظ کرامت و شخصیت آنها.

و زنان در دوران حکومت آن امام هُمام در این حوزه‌ها فعالیت می‌کنند و یاری‌گر حکومت حضرت خواهند بود.