امام زمان عجل الله تعالی _ مناجات محرمی

امام زمان عجل الله تعالی _ مناجات محرمی


دستی بده تا که بگیرم دست هایت

چشمی بده تا که کنم گریه برایت

دست توسّل دارم و چشم تمنّا_

_ می دوزم امشب بر بلندای عطایت

مثل همیشه دست خالی و غریبم

یعنی نگاهی تازه کن سوی گدایت

خاموشی امروز من از بی غمی نیست

دیشب گریبان پاره کردم... در هوایت

شب های بسیاری غریبانه نمودم

در گوشه ی تنهایی ام آقا صدایت

 ای بی پناهی که پناه عالمینی

جا ده دل آواره را زیر عبایت

این گوشه ی دنیا کسی فکر نجات است

با یک نظر دل را ببر تا بی نهایت

اینجا به صبح روشنت ایمان ندارند

کی می نمایی قصد اِعمال ولایت؟

قربان اشک صفحه ی قرآن چشمت

وقت تلاوت کردن تبّت یدایت

ای وارث خون گلوی سر بریده

کی می چکد خون گلویم زیر پایت؟

شور شهادت دارم و شوق وصالت

یابن الشّموس الطّالعه خونم حلالت

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


دوباره دارد سرم هوایت، دلم امیدت، لبم نوایت

من و توسّل به دست هایت، تو و ترحّم به بینوایت

من و نشستن سرِ مسیرت، عزیز نرگس منم اسیرت

اسیر چشمان دلپذیرت، فقیر یک لحظه اعتنایت

غریبی ام را ببین نگارم، به غیر تو همدمی ندارم

عنایتی کن که بیقرارم، بیا و مشکن دل گدایت

چرا نشانه نداری آقا؟ بگو کجا خانه داری آقا؟

فدای همسایه های خوبت، فدای عشّاق بی ریایت

دلم گرفته بهانه ی تو... فدای اشک شبانه ی تو

نیایش عاشقانه ی تو فدای حال خوش دعایت

کدام مسجد نماز داری؟ کدام روضه قدم گذاری؟

به هیأت ما نظر نداری؟ بیا بخوانم دمی برایت

صفای احمد، خلوص مولا، قنوت زینب، قیام زهرا

تبر به دوش تبار طه، ز کعبه کی میرسد صدایت؟

تو قاری غربت حسینی، حقیقت عزّت حسینی

به من بده تربت حسینی، فدای شب های کربلایت

 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


نماز، پشت سرِ تو چه عالمی دارد

نظر به چشم تر تو چه عالمی دارد

ز خواب ناز گذر کردن و تماشایِ-

-نیایش سحرِ تو چه عالمی دارد

نشسته ام به هوای نگاه مرحمتت

که بر دلم نظر تو چه عالمی دارد

چه می شود سفری من ملازمت باشم؟

به کربلا سفر تو چه عالمی دارد

میان روضه ی ارباب بی کفن، شور-

-دم پُر از شرر تو چه عالمی دارد

بیا که زینب کبری تو را صدا میزد

سر بریده ی آقا تو را صدا میزد

تو و غریبی و زاری! خدا مرا بکشد

به آن غمی که تو داری خدا مرا بکشد

چرا به گوشه ی صحرا نموده ای منزل؟

مگر که خانه نداری؟ خدا مرا بکشد

برای معصیت بی شمار من... آقا

همیشه اشک تو جاری، خدا مرا بکشد

میان روضه می آیی ولی منِ غافل

ز دیدن تو فراری... خدا مرا بکشد

شنیده ام که کسی با سر برادر گفت:

چرا به نیزه سواری؟ خدا مرا بکشد

کسی ندیده به بزم شراب و تشت طلا

سر بریده ی قاری، خدا مرا بکشد

هنوز سوز صدایی غریب میآید

صدای قاری شیب الخضیب میآید

 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است

كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است

میان نافله وقتی قنوت می‌گیری

برایِ حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است

بده به راه خدا دست های ما خالی است

كنارِ خانه‌تان چندتا گدا خوب است

بكُش،حسین بگو ، پاره‌پاره كن جگرم

قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است

نوشته ام كه مرا در حصیر بگذارید

به آنكه اهلِ كفن نیست ، بوریا خوب است

سفید می‌شود این تارهایِ مو كم‌كم

گذشتِ عُمر در این زینبیه‌ها خوب است

اگر تو باشی و یادِ تو باشد و اشكم

برای نوكرِ این خانواده هركجا خوب است

 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


"خواب یاران" "استخوانِ در گلو" یعنی همین

غافلیم و حاصل دوری از او یعنی همین

عمرمان طی شد به فکر آرزوهای بلند

سُکر جهل آرزو در آرزو یعنی همین

یاد آقا نیستیم و غرق دنیا گشته ایم

زندگی های بدون رنگ و بو یعنی همین

واقعا بی یوسف زهرا همه آواره ایم

صبح تا شب گشتن ما کو به کو یعنی همین

مثل زهرا هرچه دارد وقف مردم می کند

" لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا ..." یعنی همین

تا ظهور دولتش پای ولایت مانده ایم

امنیت از فتنه های پیش رو یعنی همین

اشک روضه بر دل آلوده قیمت می دهد

 این که شد بی آبرو با آبرو یعنی همین

بعد سقا حرمت قوم بنی هاشم شکست

در حقیقت داغ اصلی عمو یعنی همین

شیر، گهواره، علی اصغر، سرِ نیزه، عطش

یک رباب و این همه راز مگو یعنی همین
 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-روضه اسارت اهل بیت(علیهم السلام)


با غصه های آل عبا گریه می کنی

در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشکِ تو را در می آوریم

از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما

می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»

در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا

بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر

در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها

با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است

با غصه های آل عبا گریه می کنی

 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


به اشک‌های آن پدر که بی پسر شده بیا

به گریه‌ های دختری که بی پدر شده بیا

به آن شهید پاره‌تن که بی‌کفن رها شده

به نـالـه هـای مادرانِ خونجگـر شده بیا


 

امام زمان(عج)-مناجات-روضه مجلس یزید


پنهان کنم چگونه هویدایی تو را

یا بین سینه شرح دل آرایی تو را

ظرف مرا شکستی و حالا نشسته ام

تا رو کنم حکایت لیلایی تو را

نفسی لک الوقاء... به عالم نمی دهم

بنده شدن به درگه مولایی تو را

خیلی دعا برای دلم کرده ای ولی

خیلی شکسته ام دل زهرایی تو را

در غفلت زمانه فراموش کرده ام

درد غریبی و غم تنهایی تو را

باید چه کرد این همه رسوایی مرا؟

باید چه کرد این همه آقایی تو را؟

دل مرده ام ولی به حسینیه آمدم

تا جست و جو کنم دم عیسایی تو را

با گریه گفت زینب کبری، برادرم

سنگی شکسته روی تماشایی تو را

دیروز آیه خواندی و با خیزران یزید

برهم زده بلاغت و شیوایی تو را

 

 

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


از هر چه به غیر تو رها، می‌آییم

با عشق تو در شور و نوا می‌آییم

می‌آیی و پشت سرت ان‌شاء‌الله

از صحن نجف به کربلا می‌آییم

 

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


تا کی غریبانه در این کنعان بمانم؟!

در انتظار دیدنت گریان بمانم

تا کی منِ قحطی زده بین بیابان

محروم از باریدن باران بمانم؟!

خیلی زیان دیدم از این دوران هجران

نگذار بیش از پیش در خسران بمانم

وقتی دلت را با گناهانم شکستم

حق من است آواره و حیران بمانم

ای وای اگر بی درد هجرانت بمیرم

ای وای اگر در جهل خود پنهان بمانم

بالاتر از بی دردی اصلا محنتی نیست

من دوست دارم بی سر و سامان بمانم

مُشتم همین که باز شد آواره گشتم

باید همیشه دست بر دامان بمانم

ریزه خورت هستم، به من نفرین اگر که

خیره به دست لطف این و آن بمانم

بین حسینیه فقط جریان گرفتم

تا آخرش بگذار در جریان بمانم

خواب و خوراکم درد دوری از حرم شد

تا کی به فکر مرقد جانان بمانم؟!

پیراهنش غارت شد و باید همیشه

گریه کن آن پیکر عریان بمانم

ارسال نظر شما


نام :
ایمیل:
پیام: