مواجهه امام زمان علیه السلام با قوم یهود در عصر ظهور

مواجهه امام زمان علیه السلام با قوم یهود در عصر ظهور


مقدمه

از جمله معارف برجسته اسلام _ خصوصاً شیعه _ اعتقاد به ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی (عج) که از دودمان پیامبر (ص) و هم نام اوست. عصر ظهور یکی از حساس ترین دوره های زندگی بشر از ابتدای هبوط آدم تا پایان جهان است. عصر طلایی انسان ها و دوره شکوفایی[1] استعدادهای حقیقی بشریت است، در این زمان پرتو عدالت گسترِ امام عصر (عج)، افق هستی را روشن می کند؛ کسی که ظهورش برای مستضعفان بشارت و برای مستکبران زنگ خطر است. او با ظهورش به هر نوع ظلم و ستم، استعمار و استثمار خاتمه می دهد. تحقق این مهم با موانعی همراه است از جمله قدرت های استکباری عالم از ظهور او بیمناکند و با تمام امکانات برای مبارزه با او پا به صحنه گذاشته و امکانات رسانه ای، سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را در این راه به کار می گیرند.

یهود با پیشینه ای چند هزار ساله و برخورداری از انبیایی چون ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسی، سلیمان و داود و تاریخ پر فراز و نشیب که پر است از نافرمانی، طغیان، کشتار، آواره گی، فساد، توطئه علیه «اسلام» و... ، این توطئه در عصر کنونی با حمله یهودیان به فلسطین، اشغال آنجا و کشتن هزاران زن و کودک بی گناه با سکوت بلکه حمایت مجامع بین المللی ادامه دارد.

قرآن  کریم با اهتمام زیادی به تاریخ یهود، انبیای بنی اسرائیل، بینش و اعتقاد، اوصاف و کردار یهود پرداخته است؛ اوصافی چون دین فروشی، تحریف حقایق، فساد در روی زمین، رباخواری، حرص شدید به دنیا و... به آنان نسبت می دهد. از منظر قرآن  عاقبت آنان جز اختلاف، دربه‏دری و ذلت نیست؛ از این روی برای ریشه کن نمودن این غده سرطانی، مسلمانان را به جهاد با آنان دعوت می نماید.

به نظر می رسد با توجه به روحیاتی که از یهود سراغ داریم، آنها مانع اصلی برای ظهور امام زمان (عج) هستند؛ زیرا دشمنی دیرینه یهودیان با اسلام و بالعکس، روحیه نژاد پرستی به گونه ای که فقط نژاد یهود را برتر و برحق می دانند، پیامبری را می پذیرند که دلخواه و از نژاد خودشان باشد، هدایت و بهشت را از آنِ خود می دانند، همه این امور سبب می شوند تا انسان اطمینان پیدا کند، یکی از مواجهات آن حضرت در عصر ظهور _ بلکه اصلی ترین و شدیدترین آنها _ رویارویی با قوم یهود است. منظور ما از مواجهه، اعم از مواجه و رویارویی امام زمان (عج) با یهود و مواجهه و واکنش آنان در مقابل دعوت و قیام امام زمان (عج) است. ما در این تحقیق با تکیه بر منابع معتبر، قرآن ، تفاسیر، روایات شیعه و روایات اهل سنت به بررسی و تحلیل آنها پرداخته ایم. اطلاع از رویارویی امام زمان (عج) با قوم یهود در عصر ظهور، می تواند در زمینه سازی برای ظهور و اقدامات بازدارنده، نقش مهمی داشته باشد.

1- پیشینه یهودیت

اصل این قوم به نژاد سامی برمی‏گردد، آنان در قرن 13ق.م تحت رهبری ابراهیم (ع) در جنوب شام؛ سرزمین کنعان (فلسطین)، سکنی گزیدند، پس از ابراهیم، رهبری قوم به فرزندانش اسماعیل و اسحاق و پس از اسحاق، فرزندش یعقوب که نام دیگرش اسرائیل است، جانشین پدر می گردد تا این که یوسف (فرزند یعقوب) عزیز مصر گشته و فرزندان اسرائیل را در مصر ساکن می‏کند، آنان حدود 4قرن با رفاه و نعمت در آنجا زندگی می کنند اما عده ای از مردم اصلی مصر علیه آنان قیام کرده و آنان را مغلوب می سازند و در همین زمان پادشاهان مصر (فراعنه) آنان را مورد آزار قرار داده و به کارهای سخت و طاقت فرسا وادار می کنند، خداوند حضرت موسی (ع) را که از پیامبران بزرگ است، برای نجات آنان مبعوث نمود (بایرناس، جان (1383): 485- 492، فرید وجدی، محمد1971م: ج10، 568).

موسی (ع) در خانواده ای از سبط «لاوی» از فرزندان یعقوب پیامبر به دنیا آمد. مادرش از بیم فرعون او را در سبدی نهاده و به نیل می اندازد. همسر فرعون سبد را یافته و به موسی (ع) علاقه مند گشته و پرورش او را بر عهده می گیرد. «موسی» را در زبان عبری «موشه» تلفظ می‏کنند به معنای از آب گرفته شده. مادر موسی (ع) به خواست خداوند، در پی ماجرایی، دایه فرزند خویش شد. موسی (ع) در دربار فرعون پرورش یافت. روزی مردی «قبطی» را دید که مردی «سبطی» از بنی اسرائیل را می زند و چیزی نمانده است که او را بکشد. به یاری مرد سبطی برآمد و مرد قبطی را کشت. آن گاه از بیم انتقام فرعونیان به «مدیَن» گریخت. موسی (ع) سال ها در مدین ماند و با دختر حضرت شعیب (ع) ازدواج کرد و سرانجام به مقام پیامبری رسید و مأموریت یافت تا به مصر بازگردد و فرعون و پیروان او را به دین الهی بخواند. فرعون دعوت او را نپذیرفت و سرانجام موسی (ع) بنا به فرمان خداوند، بنی اسرائیل را از شهر بیرون برد. فرعون و لشکریان او به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند؛ اما به معجزه الهی در رود نیل غرق گشتند پس از موسی (ع)، «یوشع بن نون» رهبری بنی اسرائیل را به دست گرفت. او در اثر نبردهایش از رود اردن گذشت و بر فلسطین دست یافت و اولین کسی که از بنی اسرائیل در کنعان به حکومت رسید شاؤل (طالوت) بود (بایرناس، جان (1383): 492-495؛ فرید وجدی، محمد1971م: ج10، ص 568؛ پژوهشکده تحقیقات اسلامی(1386 ): 262 ). و پس از او داود (ع) و پس از او سلیمان (ع) حکومتی قدرتمند بر پا کردند؛ اما پس از سلیمان و داود شاید به دلیل اختلافات و انحرافات فراوان در دین حضرت موسی (ع) انبیای متعددی برای هدایت بنی اسرائیل مبعوث شد که یهودیان از این دوره به «عصر پیامبران» (نبییم، به زبان عبری) نام می برند (بایرناس، جان (1383): 495-526؛ فرید وجدی، محمد1971م: ج10، 568).

1- 1- اسارت بنی اسرائیل

در قرن 6 ق.م. «بُختَ النصر» پادشاه بابل، به «اورشلیم» پایتخت دولت یهود یورش برد و شهر را به تسخیر خویش درآورد و شماری را کشت و «معبد سلیمان» را غارت و ویران کرد و دیگران را نیز به اسارت برد و بدین سان، روزگار اسارت و آوارگی آغاز گشت. این واقعه در تاریخ بنی اسرائیل آنچنان هولناک بود که پس از آن به جای قوم «عبری» آنها را «یهود» گفتند. یهودیان در این روزگار، عقاید و آداب و رسوم بسیاری را از دیگر ملل پذیرفتند تا سرانجام کورش پادشاه ایران بابل را فتح کرد و قوم بنی اسرائیل را آزاد ساخت. یهودیان در این زمان با فرهنگ ایرانی نیز تماس یافتند. آنان پس از بازگشت به اورشلیم به تجدید بناهای ویران شده پرداختند و در نهایت دولت «کاهنان» را تأسیس نمودند. در دوره ای در اثر اختلاف درونی یهود، سلطه رومیان بر یهود افزایش یافت این سلطه از سال 63ق.م شروع و در سال 70م با آتش زدن «اورشلیم» و اخراج، اسارت و آواره گی یهودیان به اوج خود رسید (بایرناس، جان (1383): 526 -554 ).

1- 2- صهیونیسم و دولت اسرائیل

«صهیون» نام تپه ای در اورشلیم است. گویند داوود (ع) قلعه ای را که بر این تپه ساخته بودند، فتح کرد و کاخی بر آن ساخت. پس از ویرانی اورشلیم به سال 70م. و انقراض دولت یهود، یهودیان همواره در آرزوی فتح دوباره اورشلیم بودند و بدین روی نام صهیون را شعار خویش ساختند و از آن پس در کشورهای گوناگون زندگی کردند. نفوذ یهودیان به کشورهای اروپای غربی و رفتار نژادپرستانه آنان، نفرت و کینه مردم و برخی دولت ها را علیه آنان برانگیخت. در سال 1897م نخستین کنگره جهانی صهیونیست در شهر «بال» سوئیس برگزار شد. در این کنگره مقرر گشت که در کشورهایی که شمار یهودیان در آنها بسیار است، سازمان های صهیونیستی تشکیل شود. در سال 1905م بیش تر نمایندگان صهیونیسم ضرورت تشکیل دولت یهود را در سرزمین فلسطین تصویب کردند و به سال 1917م در جنگ بریتانیا و عثمانی، صهیونیست ها زمینه صدور اعلامیه «بالفور» را فراهم ساختند. این اعلامیه تأسیس یک کشور را در سرزمین فلسطین برای یهودیان پذیرفت. با شکست دولت عثمانی در سال 1923م فلسطین تحت قیومیت انگلستان درآمد. جنگ جهانی دوم و کشتار عده ای از یهودیان به دست هیتلر راه تأسیس دولت مستقل یهودی را هموار ساخت. اعراب نیز در خلال قیام هایی مخالفت خود را با بیانیه بالفور اعلام کردند و زمینه انقلاب 1936م که رهبر برجسته اش «شیخ عز الدین قسّام» بود را فراهم نمود، سرانجام سازمان ملل در سال 1948 به تجزیه خاک فلسطین رأی داد و این سرزمین را به دو بخش اسلامی عربی به نام «اردن هاشمی» و یهودی به نام «اسرائیل» تقسیم کرد و سازمان جهانی صهیونیسم، برپایی اسرائیل را اعلام نمود در این سال سکنه یهودی فلسطین اشغالی به 33درصد کل جمعیت فلسطین رسید که 67 درصد اراضی فلسطین را اشغال نموده بودند (خلاصة الادیان، 146-147؛ سرزمین اسلام، ص114).

2- یهود از منظر قرآن

از منظر قرآن  هیچ قومی نسبت به پیامبرانشان، همانند یهود نافرمانی نکرده و در هیچ قومی به اندازه یهود، پیغمبر مبعوث نگردیده و معجزات بوقوع نپیوسته است.

قرآن  از حضرت ابراهیم یاد کرده و این ادعای یهودیان را که او را یهودی می دانند نادرست شمرده و فرموده است: «ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه موحدی خالص و مسلمان بود و از مشرکان نبود. » (آل عمران: 67) و نیز اشاره به فرزندان ابراهیم؛ اسماعیل، اسحاق، یعقوب (فرزند اسحاق)، اسباط[2] (بقره: 140)، دوران حضرت یوسف (ع) از کودکی تا رسیدن به مقام عزیز مصر و سکونت بنی اسرائیل در مصر (ر. ک: سورة یوسُف ) قرآن  درباره حضرت موسی (ع) بیش از دیگر پیامبران سخن گفته و مراحل گوناگون زندگی او را وصف کرده است؛ دوران کودکی موسی (ع)، افکندن او به نیل، پرورش یافتن در خانه فرعون، سخن گفتن خداوند با او و مأموریت یافتنش برای دعوت فرعون همچنین سرگردانی یهود به دلیل نافرمانی از موسی (ع)، ورود به سرزمین موعود (طه: 40- 9؛ قصص: 3-49؛ اعراف 136- 103). اشاره به دوران نبوت هارون، سلیمان، داود، ایوب، یونس و سایر انبیاء (نساء: 163) زندگانی داود (سبأ: 10-11؛ بقره: 251) دوران زندگانی و فرمانروایی با شکوه سلیمان (نمل: 15-44؛ سبأ: 12-14) بخش دیگری از تاریخ بنی اسرائیل در قرآن  است.

در بخش دیگر از آیات، از نعمت های خداوند به یهود یاد شده است؛ همانند برتری دادن بنی اسرائیل بر عالمیان (بقره: 122، 42؛ مائده: 20)، نجات یافتن از دست ستم فرعون (بقره: 50؛ قصص: 4-6)، بهره مندی از پیامبران فراوان (مائده: 20)، جوشش دوازده چشمه آب، مبعوث گشتن دوازده نقیب، پذیرفته شدن توبه آنان و شکافته شدن رود نیل و غرق شدن فرعون (بقره: 49، 56 و 60؛ اعراف: 160؛ نساء: 153).  قرآن  صفت های زشت بنی اسرائیل را به صورت مفصل بیان و نکوهش می کند؛ اوصافی همانند پیمان شکنی، اسراف، رباخواری، طمع به دارایی های دیگران، حرص به زندگی، رشوه خواری، ستمکاری، بت پرستی و تکذیب پیامبران (بقره: 57 و 96؛ نساء: 155 و 161؛ مائده: 13، 32). قرآن  کریم، دروغگویی ها و ادعاهای ناروای یهودیان را نقل می کند و آن را می نکوهد. یهودیان به ناروا مدعی بودند که هدایت تنها از آن آنان است (بقره: 135) و آنان در دوزخ نمی مانند (آل عمران: 183) و در نتیجه نژاد برتر یهود است (بقره: 111و 113) و دست خدا بسته است (مائده: 164 ) و تنها کتاب خویش را می پذیرند و به همان عمل می کنند. به بخشی از تورات که به سود خود می پنداشتند ایمان داشته و بخش دیگر را وامی نهند (بقره: 85؛ آل عمران: 187). آنان کتاب خدا را تحریف کرده اند (بقره: 79، 75)، و در آن به اختلاف افتاده اند (هود: 110). قرآن  یهودیان را مایه فساد معرفی می کند (مائده: 64)، وابستگی بیش از حد به زندگی دنیا (بقره: 96)[3]، تهمت ناروای آنان به مریم مقدس (نساء: 156)، مخالفت با مسیح (بقره: 87) و دروغگو خواندن او و تلاش برای کشتن مسیح (نساء: 157-158)، در حالی که معجزاتی از او دیده بودند(مریم: 30-32). طغیان و کفر (مائده: 64) نمونه ای از این فساد است. در بخشی از آیات نیز به توطئه آنان علیه پیامبر و دین اسلام پرداخته (حشر: 2-6؛ صف: 7-9؛ آل عمران: 72) آزار پیامبر اسلام با کلمات خود (توبه: 61؛ نساء: 46) اشاره شده است.

قرآن  کریم از فرجام یهود پرده برداشته و آینده آنان را بازگو نموده و فرموده است: که آنان تا قیامت به کینه و دشمنی گرفتار خواهند گشت، (مائده: 64) به خواری ابدی دچارند (بقره: 85؛ آل عمران: 112) و تا ابد به لعنت خدا و پیامبرانش دچار خواهند بود (بقره: 88؛ نساء: 52؛ مائده: 78). عذاب دنیا و آخرت پیوسته بر آنان فرود می آید (آل عمران: 56 ) و سرگذشت این قوم، عبرتی است برای پرهیزگاران (بقره: 66). با این همه، میان یهودیان، مؤمنان و صالحانی را نیز می توان یافت که قرآن  از آنان با تعابیر مختلف یاد کرده و ستوده (بقره: 62؛ آل عمران: 113؛ اعراف: 159؛ 168 و 170؛ صافات: 113). [4]

3- یهود پیش از ظهور

اگر چه در منابع اسلامی اطلاعات دقیقی در باره یهود پیش از ظهور در دست نیست، ولی با توجه به ویژگی های یهود در قرآن  از جمله: نژادپرستی و خودبرتربینی (بقره: 111و 113و120، 135)، آنان پیامبری را که دلخواه آنها نباشد، نمی پذیرند( بقره: 87)، دشمنی شدید آنها با مسلمانان[5] سبب خواهد شد تا در عصر پیش از ظهور و در حین ظهور موضع منفی و واکنش سلبی از خودشان نشان دهند و پیش بینی های لازم را در جهت رویارویی با امام زمان (عج) داشته باشند.

از سوی یکی از پایه های اساسی و اصول مهمّ یهود ایمان به آمدن «ماشیح»[6] و دوره نجات (گئولا) است (امامی کاشانی، محمد(1386): ج 2، ص: 157). آنان بر این عقیده اند، این آرمان موهوم با سیطره یهود بر سرزمین موعود همراه خواهد بود آنچنان که در کتاب مقدس آنان آمده است «به اخلاف تو (ابراهیم) این سرزمین را، از رود مصر تا شط بزرگ، شط فرات، عطا می کنیم»( الکنیسة 1980م: سفر التکوین، الأصحاح الخامس عشر 20 ص23). بر این اساس یهودیان با توهم تحقق به وعده الهی بر فلسطین مسلّط شدند؛ این در حالی است که این وعده به فرض صحت، دلالتی بر تحقق آن در زمان ظهور منجی موعود ندارد؛ زیرا در قرآن  آمده که: حضرت موسی (ع) دستور برای تلاش و جهاد برای دخول در سرزمین مقدس داد (مائده: 21)ولی به دلیل نافرمانی بنی اسرائیل 40 سال در بیابان سرگردان شدند (مائده: 26) و سرانجام در زمان طالوت و داود، این وعده تحقق یافت و در زمان سلیمان به اوج خود رسید (ص: 35 ). بنابرین این وعده تورات محقق شده است. آنچه در اینجا جلب توجه می کند، هم نوایی مسیحیان صهیونیست با یهود است.

توضیح این که: از میان جریان های اصلی کلیسای مسیحی چهار جریان کاتولیک ها، ارتدوکس ها، پروتستان ها و ارامنه از همه مشهور تر و جمعیت بیشتری را گرد خود آورده اند، در این میان پروتستان ها که عموماً در انگلیس و آمریکا ساکنند، تعلق خاطر عجیبی به بنی اسرائیل و یهودیان دارند اگرچه تمامی فرق، اعتقاد به بازگشت دوم مسیح دارند و منتظرند؛ اما پروتستان ها به دلیل توجه به دو موضوع و اصرار بر آن دو، بارزتر و شاخص تر هستند: یکی موضوع آخر الزمان و زمینه سازی برای ظهور مسیح. دوم؛ تعلق خاطر افراطی به بنی اسرائیل.

از قرن 16م در اثر نفوذ تدریجی یهودیان در بین مسیحیان جریان نهضت اصلاح دینی یا پروتستانتیزم باعث بسته شدن نطفه جریان مسیحیان یهودی یا مسیحیان صهیونیستی شد.

این جریان همواره بر این فرض پافشاری می کند که حضرت مسیح برای بنی اسرائیل می آید آن هم طی یک جنگ بزرگ اتمی خانمان سوز، در فلسطین در صحرایی به نام «هرمجدون»، تاکنون ده ها فیلم سینمایی قوی با موضوع آرماگدون[7] (جنگ آخرالزمانی) ساخته شده است در این فرض مردم به دو دسته خیر و شر تقسیم و نیرو های خیر همگی طرفدار صهیونیست ها هستند و نیروهای شر را مسلمانان، اعراب و مخالفان اسرائیل تشکیل می دهند. در این جنگ تمام نیروهای شر نابود شده و هزار سال حکومت به دست مسیحیان می افتد، در اثنای همین جنگ مسیح ظهور و از مسیحیان حمایت می کند. مسیحیان بنیادگرا و صهیونیست از نیمه های دوم قرن 20م به تدریج وارد عرصه سیاست شده و تا کنون کمک های مالی و حمایتی عجیبی به رژیم اشغالگر قدس داشته اند. (شفیعی سروستانی، اسماعیل1390: 85-90)

ویژگی های جریان مسیحیت صهیونیستی

1- با تکیه بر آموزه های تورات، تمایلات سیاسی صهیونیستی و امکانات نظامی آمریکا، سعی در سلطه کامل بر جغرافیای فرهنگی و خاکی مسلمانان از نیل تا فرات؛

2- زمینه سازی برای ظهور مقدس را بهانه حضور در خاور میانه، حمایت از اسرائیل و تسلط بر عراق؛

3- این جریان ظهور عیسی را مشروط به تشکیل اسرائیل بزرگ، انهدام بیت المقدس، بنای «هیکل مقدس» و بالاخره واقعه آرمگدون می شناسد و تسلط بر سرزمین های اسلامی و حذف عوامل مزاحم، مقدمه تحقق این استراتژی است؛

4- آماده سازی ذهنی مردم و سعی در القای آموزه های آخرالزمانی توراتی با استفاده از رسانه های غربی به ویژه فیلم های سینمایی هالیوود و بازی های کامپیوتری طی سه دهه اخیر، مخدوش نشان دادن چهره اسلام و مسلمانان در دنیا به ویژه خرافه و اسطوره خواندن باور به مهدی موعود؛

5- تمسک به حربۀ قریب الوقوع جلوه دادن ظهور مسیح، برای محتوم نشان دادن سلطه یهودیت و مسیحیت بر کل جهان در هیئت حکومت جهانی؛

6- تلاش برای فرقه سازی (شیخیه، بابیت و بهائیت و... ) و سعی در ایجاد تفرقه میان شیعیان که مهد اندیشه اصیل و حقیقی مهدویت در میان آنان است (همان: 90-93 ).

از مطالب فوق به دست می آید که یهود در دوران پیش از ظهور در تلاش و تلاطم است تا رقیب جدی خود در زمینه آخر الزمان یعنی اسلام شیعی را بر زمین زند و با تمام قوای خود اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی تلاش دارد تا آنچه را که از کتاب تحریف شده خود توهم نموده و مطابق با اغراض شیطانی است به منصه ظهور رساند و آرمان خیالی از نیل تا فرات را در قلب عالم اسلام ایجاد نماید. با توجه به سابقه تیره یهود در تحریف و توطئه، احتمال این که راه اندازی جریان اصلاح دینی (پروتستانتیزم) و جریان مسیحیت صهیونیست از توطئه های یهود باشد، بسیار جدی است و نیاز به بررسی جداگانه دارد. [8]

4- یهود در عصر ظهور

عصر ظهور از یک جهت نویدبخش زندگانی جدید به همراه شکوفایی استعدادهای بالقوه بشر و تحقق مدینه فاضله در سطح وسیع جهانی است و از جهت دیگر پایان تلخی است برای هرگونه ظلم، فساد، طغیان، قدرت طلبی، هوسبازی و... است.  در این دوره استثنایی از تاریخ، اسلام و کفر در نهایت توان و ظرفیت با یکدیگر مواجهه می شوند اسلام به رهبری امام زمان (عج) و کفر در سایۀ رهبری سرّی سران صهیونیستی با حمایت تمامی سردمداران کفر و نفاق پا به عرصه نبرد می گذارند.

4- 1- مواجهه امام زمان ( با یهود در عصر ظهور

آیات و روایات نشان می دهند امام زمان (عج) در دو مرحله با یهودیان مواجه می شود در مرحله نخست آنان را به اسلام دعوت می نماید و در صورت واکنش منفی از سوی آنان، از راه جهاد و مبارزه وارد می شود.

4- 1- 1دعوت یهودیان به اسلام

دین اسلام دینی مطابق با فطرت، عقلانیت و منطق است، امام زمان (عج) همانند سایر انبیاء و اوصیاء، ابتدا مردم جهان از جمله یهودیان را به سوی اسلام فرا می خواند، علاوه بر این که روایت فوق از نطر سند صحیح می باشد.

طبق این روایت، تابوت در میان بنی اسرائیل، علامتی برای اثبات منصب دینی است یعنی در بین یهودیان داشتن تابوت مقدس نشانه نبوت یا ریاست و تقدس دارنده آن است بنابرین کلّیت این مطلب که تابوت مقدس نشانه حقانیت دارنده آن است، در دین یهود مورد پذیرش آنان بوده است.

با حفظ این مقدمه می گوییم در روایات ما آمده است: «میراث های انبیاء در نزد ما (ائمه ) است» (صفار، محمد بن حسن(1404 ق): ج1، 83). [9] یکی از آن میراث ها «تابوت مقدس» است، در برخی از روایات [10]تصریح شده که امام زمان (عج) تابوت مقدس را آشکار می نماید. امام زمان (عج) علاوه بر تابوت مقدس نشانه های دیگری هم به همراه دارند به عنوان مثال ایشان تورات اصلی را از غار انطاکیه استخراج [11] و به یهودیان نشان می دهد. این دسته از روایات اگرچه به لحاظ سندی قابل خدشه اند ولی به دلیل کثرت روایی خصوصا در مجامع اهل سنت، می تواند شاهد خوبی بر مطلب باشد.

در کتب حدیثی شیعه بابی با عنوان «آنچه در نزد ائمه از نشانه های انبیاء مثل سلاح رسول خدا، انگشتر سلیمان، عصای موسی و لباس آدم وجود دارد» (صفار، محمد بن حسن(1404 ق): ج 1، ص: 174-190. کلینی محمد بن یعقوب(1365): ج 1، ص: 231 ). این امر نشان دهنده اهمیت و عظمت این مطلب است.

در این باب حدود 60 روایت نقل شده که در برخی از آنها به وجود این علامات در نزد امام زمان تصریح و تأکید شده است از جمله این که «امام بر شما خارج می شود در حالی که پیراهن آدم برتنش و خاتم سلیمان و عصای موسی بر دستش است»( کلینی محمدبن یعقوب(1365): ج 1، ص: 231 ). [12] سرّ این که سخن از آیات انبیاء خصوصا عصای موسی و خاتم سلیمان به میان آمده شاید از باب اتمام حجت به ویژه برای یهودیان است[13] و جالب این که از سایر انبیاء نیز نشانی دارد، این امر از بین المللی بودن احتجاج و دعوت آن حضرت نسبت به تمام اقوام و ادیان، حکایت دارد.

4- 1- 2. اسلام آوردن عده ای از یهودیان

گفته شد امام زمان (عج) یهود را به اسلام دعوت و برای حقانیت خود نشانه هایی چون تابوت مقدس، تورات اصلی و... اقامه می کند چه بسا برخی از یهودیان نیز با دیدن همین نشانه ها و نزول حضرت عیسی و نماز خواندن پشت سر ایشان به او ایمان می آورند. در منابع شیعی روایاتی وجود دارد مبنی بر اسلام آوردن تمامی مردم روی زمین از جمله برخی از یهودیان است. ر. ک: (عیاشی، محمد بن مسعود(1380): ج 1، ص: 183-184). خیلی بعید به نظر می رسد با دعوت امام زمان هیچ یک از یهودیان اسلام نیاورد، زیرا قرآن  در عین حال که یهود را نکوهش می کند، برخی از آنان را مدح می کند: «(ولی همه اهل کتاب) یکسان نیستند از اهل کتاب، گروهی قیام کننده اند، که [پیوسته ] آیات خدا را در شبانگاهان می خوانند (و پیروی می کنند) در حالی که آنان سجده می نمایند» (آل عمران: 113).

در بین روایات اهل سنت آمده است: اکثر یهودیان با دیدن این معجزات و حجج ایمان می آورند (ر. ک: کورانی، علی و همکاران( 1428ق): ج 2، ص: 77). [14] البته پذیرش ایمان اکثر یهود مشکل است و با اوصافی که از یهود سراغ داریم بعید به نظر می رسد.

در قرآن  کریم آمده است: ( وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ یکُونُ علَیهِم شهیداً( (نساء: 159 ) « و (کسی ) از اهل کتاب نیست مگر این که پیش از مرگش، حتماً به او [عیسی ] ایمان می آورد و روز رستاخیز [مسیح، ] بر آنان گواه خواهد بود». [15]

ظاهر آیه دلالت بر ایمان یهودیان به حضرت عیسی (عج) قبل از مرگ ایشان دارد. با این حال، آراء متفاوتی درباره این آیه در بین مفسرین وجود دارد

نظر مفسرین درباره آیه

1- ضمیر اول «بهِ» به عیسی (ع) و ضمیر دوم «قَبْلَ مَوْتِهِ » به اهل کتاب برگردد، یعنی هر یک از اهل کتاب که در آستانه مرگ قرار می گیرد؛ آنها که منکر او شدند به او مؤمن می شوند و آنها که او را خدا دانستند به اشتباه خود پی می برند در حالی که این ایمان هیچ گونه سودی برای آنها ندارد. ( طبرسی، فضل بن حسن(1372ق ): ج 3، ص: 211) برخی این قول را اصحّ و اشهر دانسته (ر. ک: کاشانی، ملا فتح الله (1336): ج 3، ص: 153) مؤید این معنا روایاتی است که می گوید: انسان در هنگام مرگ پرده از جلوی چشم او کنار می رود و حقایق را به عیان می بیند(مغنیه، محمد جواد(1424 ): ج 2، ص: 486).

2- هردو ضمیر به عیسی برگردد، یعنی تمام اهل کتاب به حضرت مسیح (ع) پیش از «مرگ او» ایمان می آورند در حالی که این ایمان هیچ گونه سودی برای آنها ندارد. ( زمخشری، محمد بن عمر(1407ق): ج 1، ص: 588، طبرسی، فضل بن حسن(1372ق ): ج 3، ص: 211؛ 17- بیضاوی، عبدالله بن عمر (1418 ق): ج 2، ص: 108)

و یا گفته شود که یهودیان او را به نبوت می پذیرند و مسیحیان دست از الوهیت او می کشند (طبرسی، فضل بن حسن(1372 ق ): ج 3، ص: 211)

تحلیل و بررسی

اهل کتاب بر یهود و نصاری اطلاق می شود اما از آنجا که مسیحیان از قبل به عیسی ایمان و اعتقاد دارند منظور از اهل کتاب یهودیان می باشد (ابن عاشور، محمد بن طاهر (بی تا): ج 4، ص: 309 ) زیرا اختلاف یهودی ها با نصاری یک اختلاف مصداقی است یعنی آنچه را که نصاری به عنوان مسیح به او ایمان داشتند مورد انکار یهود بود بنابرین یهود در آخرالزمان به اشتباه خود پی برده و مومن می شوند. علاوه بر این که بیشترین استعمال اهل کتاب در قرآن  به یهود اختصاص دارد. سیاق آیات نیز سخن از یهود و دشمنی آنان با عیسی است لذا این معنی مناسب تر است.

در کلام بیشتر مفسران آمده است که این ایمان هیچ گونه سودی برای آنها ندارد زیرا اضطراری است. این سخن قابل پذیرش نیست؛ زیرا سیاق آیات سخن از زنده بودن عیسی (ع) است و این که روزی همه اهل کتاب به او ایمان خواهند آورد اما این که ایمان آنها اضطراری و غیر مقبول است (یا نه)؟ خارج از محل کلام است (طباطبائی سیدمحمدحسین(1417ق): ج 5، ص: 135 ). ظاهر آیه هیچ دلالت و اشاره ای به عدم قبول ایمان آنها ندارد بلکه ظاهرش ایمان اهل کتاب است و منظور از ایمان، ایمان واقعی و مقبول است، در موارد متعددی از قرآن  که سخن از ایمان به میان آمده، همین معنا منظور است نه این که ایمان داشته باشند ولی این ایمان مقبول نباشد در قرآن  چنین استعمالی وجود ندارد و اگر ایمان مقبول نباشد قرآن  تصریح به عدم قبول دارد در سوره یونس در باره فرعون می فرماید «تا هنگامی که او (فرعون) در (شُرُف) غرق شدن قرار گرفت، گفت: ایمان آوردم [به ] این که هیچ معبودی نیست، جز کسی که بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان آورده اند، و من از تسلیم شدگان هستم. « (به فرعون گفته شد: ) آیا اکنون (ایمان می آوری)؟! در حالی که پیش [از آن ] بیقین نافرمانی می کردی، و از فسادگران بودی! (یونس: 90-91).

به نظر می رسد منظور از ایمان همه اهل کتاب، همۀ آنهایی که در عصر نزول عیسی زنده اند[16] زیرا بسیاری از اهل کتاب از دنیا رفته اند و ایمان آوردن آنها معنا ندارد و اگر کسی بگوید در حال احتضار که پرده ها کنار می رود آنها ایمان می آورند این معنا نیز محتاج به دلیل روشن تری است و استفاده چنین معنایی از آیه مشکل است و ظاهر کلام اقتضاء دارد مرجع ضمیر دوم همان باشد که در ابتدا ذکر شده[17].

منظور از ایمان به عیسی ایمان به شخص عیسی(ع) نیست بلکه ایمان به نبوت اوست در همان زمان که نبی بود، ایمان واقعی به عیسی (ع) در زمان خودش مستلزم ایمان به پیامبر اسلام است [18] و آنچه از ناحیه او به مردم ابلاغ شده از جمله ایمان اعتقاد به امام زمان (عج)؛ بنابرین عیسی (ع) واسطه در اسلام یهود است؛ زیرا در غیر این صورت ایمان به عیسی نامعقول خواهد بود چون زمان نبوت عیسی ( سپری شده و دین او توسط اسلام نسخ شده حال اگر نبوت عیسی برحق و نافذ باشد نبوت پیامبر اسلام و حقانیت اسلام و امام زمان زیر سوال می رود یعنی هم اسلام ناسخ نبوت و شریعت عیسی (ع) هست و هم ناسخ نیست، کلام و امر عیسی هم نافذ است و هم نیست. این دو ناسازگار است در نتیجه سر از تناقض گویی قرآن  در می آورد در حالی که قرآن  تناقض نگفته.

از روایت علی بن ابراهیم نیز برمی آید که همۀ اهل کتاب موجود قبل از وفات عیسی (ع) به او ایمان می آورند(قمی، علی بن ابراهیم (1404 ق): ج 1، ص: 158)[19]. روایات دیگر [20] و نیز روایات نزول عیسی (ع) و اقتداء به حضرت مهدی [21]مؤید این معنی می باشند. زیرا وقتی عیسی (ع) به امام زمان اقتدا می کند معنایش قبول ولایت و اعتقاد به امامت آن حضرت است. در مصادر اهل سنت نیز روایات موقوفی[22] از صحابه و تابعین مبنی بر ایمان اهل کتاب به مسیح وجود دارد (ر. ک: کورانی، علی و همکاران ( 1428ق): ج 7، ص: 125-127).

4- 1- 3- پاسخ به اشکالات

اشکال اول: مطابق آیاتی در قرآن  کریم، یهودی ها تا روز قیامت باقی اند [23] این آیات چگونه با آیه محل بحث (ایمان به حضرت عیسی ) سازگار است از سوی دوم، همین تعبیر (بقاء تا روز قیامت) درباره نصاری نیز وارد شده[24] با این حساب چگونه به امام زمان ایمان می آورند؟

پاسخ: منظور از اختلاف ابدی اهل کتاب، مبالغه در شدت اختلاف آنان است نه این که تا ابد زنده باشند، گاهی قرآن  برای به تصویر کشیدن شدت اختلاف از این گونه تعابیر استفاده می نماید شبیه تعبیر یاران ابراهیم در برابر مشرکان که گفتند: « بین ما و بین شما دشمنی و کینه همیشگی آشکار شده است»[25] در حالی که آنها تا ابد زنده نبودند بلکه نشان از شدت نفرت آنان از کفر و شرک را می رساند. از سوی دوم، اختلاف ابدی به معنای حقیقی وجود ندارد زیرا انسان ها تا ابد بر روی زمین و در معرض آزمون نیستند بلکه با فرارسیدن مرگ و برپایی قیامت زندگی این دنیا برچیده می شود و در عالم آخرت اختلاف و نزاع وجود ندارد بلکه قیامت (یوْمِ الْفَصْل) است و به تمام منازعات خاتمه می دهد.

اشکال دوم: در روایاتی[26] در ذیل همین آیه آمده است که منظور از مرجع ضمیر در «به» نبی مکرم اسلام است این روایات با ایمان آنها به مسیح در تعارض است.  

پاسخ: می توان بین این دو دسته از روایات را جمع نمود به این بیان که اهل کتاب به مسیح ایمان می آورند سپس آنان به راهنمایی میسح به پیامبر اسلام ایمان می آورند بنابراین، روایاتی که می گویند اهل کتاب به مسیح ایمان می آورند در ابتدای کار است و روایاتی که می گویند اهل کتاب به محمد (ٌ) ایمان می آورند در ادامه و پس از ایمان به مسیح است.

اشکال سوم: در تفسیر فرات کوفی روایتی[27] مبنی بر عدم قبول ایمان اهل کتاب وجود دارد. این روایت با آنچه گفته شد در تعارض است.

پاسخ: اولا سند روایت ضعیف است زیرا فرات کوفی مجهول الحال است و علمای شیعه به روایات او اعتماد ندارند. عبید بن کثیر به شدت تضعیف شده و متهم به جعل حدیث است (نجاشی، احمد بن علی (1365 ): 234) باقی افراد سند نیز ذکر نشده است و با عنوان «معنعنا عن جعفر بن محمد» که این مطلب خود ضعف دیگر بر روایت است ثانیا این روایت با ظاهر آیه و ظاهر روایات متعدد دیگر که دلالت بر ایمان اهل کتاب به عیسی و به محمد (ص) در تعارض است و در این دسته از روایات از قبول یا عدم قبول ایمان اهل کتاب سخن به میان نیامده.

اشکال چهارم: ظاهر آیه ایمان تمامی یهود به امام زمان است در حالی که چنانچه خواهد آمد بسیاری از یهودیان در مقابل امام زمان (عج) می ایستند و با او جنگ می کنند

پاسخ: آیه در باره این که دقیقا چه هنگامی یهودیان به مسیح ایمان می آورند (قبل یا بعد قیام امام زمان (عج)) سخن به میان نیاورده چنانچه گذشت برخی با دیدن نشانه ها و مواریث انبیاء در امام زمان و برخی با نزول عیسی برای یاری امام، ایمان می آورند، برخی نیز در اثر نژادپرستی و تعصب کور ایمان نمی آورند و در اثر طغیان و سرکشی کشته می شوند خلاصه آنکه با پایان یافتن قیام، دیگر یهودی ای باقی نمی ماند پس می توان گفت بعد از قیام امام زمان (عج) و جنگ او با یهودیان لجوج، تمامی یهودیان قبل از قیامت به عیسی(ع) ایمان می آورند.

4- 2- رویارویی امام زمان (عج) با یهود

ادله و شواهد رویارویی مهدی موعود (عج) با یهود را می توان به دو دسته تقسیم کرد: ادله عام و ادله خاص؛ ادلۀ عام یعنی دلایلی که به نحو عام این رویارویی را به تصویر می کشد بدون آنکه از قوم یهود یا گروه خاصی به طور مشخص نام ببرد مثل ادله ای که سخن از غلبه اسلام بر تمام ادیان، به میان می آورد، ولی روشن است که عمومیت آن شامل قوم یهود نیز می شود یا در برخی از آنها خبر از خاموش کردن فتنه یهود می دهد بدون آنکه مشخص نماید این کار توسط چه کسی و یا در چه زمانی صورت می گیرد از این جهت عمومیت دارد و شامل عصر ظهور نیز می شود.

4- 2- 1- ادله عام رویارویی امام زمان با یهود

4- 2- 1- 1- غلبه اسلام بر تمام ادیان در عصر ظهور

در قرآن  کریم آیاتی مبنی بر غلبه اسلام بر تمام ادیان وجود دارد (هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ... (1 (توبه: 33) «او کسی است که فرستاده اش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه دین [ها] پیروز گرداند و گر چه مشرکان ناخشنود باشند». ظاهر این دسته از آیات دلالت دارد بر این که: روزی دین اسلام فراگیر شده و بر تمام ادیان موجود در روی زمین غالب خواهد شد.

مفسرین در باره مراد از ظهور اسلام بر سایر ادیان، نظریاتی را بیان نموده اند: [28].

1-برتری آن بر سایر ادیان از نظر حجت و دلیل است یعنی تمام ادیان در برابر ادله اسلامی دلیلی ندارند (ابن عاشور، محمد بن طاهر (بی تا): ج 10، ص: 74) و اسلام بر آنها غالب است.

2- مراد غلبه ظاهری و سیاسی است یعنی مسلمانان در هر ناحیه ای که باشند بر دیگران غالب اند (بیضاوی، عبدالله بن عمر(1418ق): ج 3، ص: 79) فخر رازی می گوید: ظهور و غلبه اسلام از نظر حجت و دلیل امر روشنی است و آنچه در آیه بدان بشارت داده، غلبه ظاهری است و این بشارت از آینده است نه گذشته و این بشارت یا در حال حاضر (قرن ششم ه. ق) تحقق یافته زیر

ارسال نظر شما


نام :
ایمیل:
پیام: