زندگی و ابعاد شخصیت کریمة اهل بیت حضرت فاطمة معصومه (ع)

زندگی و ابعاد شخصیت کریمة اهل بیت حضرت فاطمة معصومه (ع)


در این نوشتار سخن پیرامون شخصیتی عظیم القدر از خاندان عصمت و طهارت است که حضور کوتاه ولی اثرگذارش در شهر قم منشا آثار و برکات فراوان علمی و معنوی گردید، شخصیتی که به حق یادآور عظمت صدیقه اطهر فاطمه زهراƒ است. فاطمه معصومهƒ بانویی که بزرگان علما سر تواضع و ارادت به بر آستانش فرود آورده، از برکات وجودی آن شخصیت بزرگوار بهره مند شده اند و از روح والا و ملکوتی اش کسب توفیق نموده اند، همو که به زیارت بامعرفتش بهشت وعده داده شده و به برکت قدوم مبارکش، قم مامن و ماوای شیعیان و دلدادگان اهل بیت علیهم السلام گشته و خاستگاه مهم ترین انقلاب و قیام اسلامی در عصر غیبت گردیده است. نوشتار پیش رو نگاهی به زندگی و ابعاد شخصیت کریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت فاطمه معصومهƒ دارد.

ولادت آفتاب

آغاز ماه ذیقعده، برای حضرت کاظم و حضرت رضا(ع)و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. حضرت رضا(ع) در سال ۱۴۸ق و حضرت مـعصومهƒ در سـال ۱۷۳ق، یعنی با ۲۵ سال فاصله، متولد شده اند. امام صادق(ع) نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود. (مجلسی، 1403ق، ج57: 228؛ نوری، 1408ق، ج10: 368) روزی که حضرت معصومهƒ دیده به جهان گشود، برای نجمه خاتون، حضرت رضا(ع)و پدر بـزرگوارشان روز شـادی و سرور وصف ناپذیری بود، چراکه دختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که روشنی چشم ها و جلادهندة قلب ها بود و کانون مقدس اهل بیتعلیهم السلام را گرم می نمود.

انتظار به سر آمد و فاطمۀ معصومهƒدر مـدینه مـنوّره مـتولد گردید. او فروغی بود از کوثر و گـُلی تـابناک از گـلشن آل محمدعلیهم السلام که جهان مُلک و ملکوت را صفایی دیگر بخشید.

نام گذاری

ائمه اطهارعلیهم السلام به سبب مقام و منزلت بسیار رفیعی که برای حضرت صـدیقۀ طـاهرهƒ قـایل بودند به نامِ مقدس «فاطمه» احترام فوق العاده ای ابـراز مـی کردند و هرگاه متوجه می شدند که برخی اصحاب نام فرزند خود را فاطمه نهاده اند، آنان را نسبت به محبّت و مراعات بیشتر آن فرزند سـفارش مـی کردند. (فـیض کاشانی، 1406، ج23: 1383)

نگاهی گذرا به اسامی فرزندان ائمه علیهم السلام نشان می دهد کـه همۀ امامان یک یا چند دخترشان را به نام «فاطمه» نامیده اند. حضرت علی(ع) ـ که نام مادر و همسرش فاطمه بـود ـ یـکی از دخـترانش را نیز «فاطمه» نامیده است. (مفید [شیخ]، 1413 ق، ج۱: ۳۵۵)

برخی از امامان بیش از یـک دخـتر را «فاطمه» نام نهاده اند. از آن جمله حضرت موسی بن جعفر(ع)است که حداقل نام دو تن از دخترانشان را «فاطمه» نهاده است. (هـمان، ج2: 244)

ابـن جوزی، دانـشمند معروف اهل تسنن در قرن هفتم، به هنگام شمارش فرزندان حضرت کاظم(ع) از چـهار دخـتر آن حضرت به نام «فاطمه» یاد کرده است. (ابن جوزی، 1418ق: ۳۱۵ )

حضرت معصومهƒ همان فاطمه کبری است. فـاطمه صـغری مـشهور به «بی بی هیبت» در آذربایجان شوروی در جنوب «بادکوبه » مدفون است. (مجلسی، 1403، ج۴۸: ۳۱۷). گفته می شود کـه «فـاطمه وسطی» در اصفهان مدفون است و «زینبیه» موجود در اصفهان مربوط به ایشان است. فاطمه اُخـری مـلقب بـه «فاطمه طاهره » در رشت مدفون است که در این شهر به خواهر امام مشهور است. (هـمان )

تـربیت و بالندگی

حضرت فاطمه معصومهƒ در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخـلاقی آراسـته بـودند. عبادت، زهد و پارسایی، تقوا و راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و یاد خدا از صفات تـبار پیـامبرˆ بود؛ پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت بودند و هر یک در انـتخاب هـمسر و تـربیت فرزند توجه کافی مبذول می داشتند، همان گونه که رسول اکرمˆ خدیجه کبریƒ را به همسری برگزید تـا بـه تـربیت فرزندانش همت گمارد. او از نخستین ایمان آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتی همچون حـضرت فـاطمه زهراƒ را پرورش داد. ائمه طاهرینˆ نیز، به پیروی از رسول اکرمˆ، در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تـا فـرزند معصومی که پس از آنها به امامت می رسد از مادری پاکدامن و پارسا متولد شود. امـام کـاظمˆنیز از این اصل پیروی نمود.

حمیده خاتون، مـادر بـافضیلت و بـزرگوار امام کاظم(ع)، از مهاجران مغرب بود و نزد امـام صـادق(ع) جایگاه والایی داشت (کلینی، 1429، ج2: 542) و به پیشنهاد امام باقر(ع) به همسری فرزندش امام صـادق(ع) درآمـده بود (مسعودی، 1426ق: 189 ).

حمیده بانویی آگـاه و مـحدّثه بود و احـادیثی را کـه از امـام صادق(ع) و دیگران شنیده بود، همچون یـک راوی مـورد اعتماد به مردم نقل می کرد. وی، در واقع، یکی از اساتید مجامع علمی بانوان در عـصر امـام صادق(ع) بود و چنان بود که امـام(ع)، زنان را در اخذ احکام و مـعارف دیـنی به او ارجاع می داد. (محدث قـمی، 1379: 823) نـجمه خاتون کنیزی باشرافت، پاکدامن و غیرعرب بود که حمیده خاتون خریداری نمود و، سپس، او را بـه فـرزندش امام کاظم(ع) بخشید. او تحت تـربیت هـمسر امـام صادق(ع) علوم اسـلامی را فـرامی گرفت و نشانه های عقل و هوشیاری و ایـمان بـه خدا از رفتار و سیره عملی وی مشهود بود. (ابن بابویه، 1378ق، ج1: 14؛ مجلسی، 1403ق، ج49: 7-8).

حمیده می گوید: «روزی که نجمه به خـانۀ مـا راه یافت، پیامبرˆ را در عالم خواب دیدم کـه بـه من فـرمود: «ای حـمیده، نـجمه را به پسرت موسی(ع) بـبخش و به همسری او دربیاور. همانا، به زودی بهترین فرد روی زمین از او متولد می شود. من به این دستور عـمل کـردم و نجمه را به همسری فرزندم امام کـاظم(ع)درآودم و از او حـضرت امـام رضـا(ع) بـه دنیا آمد. (طـبرسی، 1390ق: ۳14)

پس از آنـکه خانۀ حضرت موسی بن جعفر(ع)در مدینه با تولد این دختر عطری تازه یافت، امام هفتم فرزند را در آغوش گـرفت و پس از آنـکه در گـوش وی اذان و اقامه گفت، او را فاطمه نامید. نجمه ـ بانوی پرهـیزگاری کـه تـقدیر الهـی او را از قـبایل شـمال آفریقا به خانۀ امام هفتم(ع)آورده بود ـ از شادی در پوست خود نمی گنجید، چراکه او پس از افتخارِ مادری علی بن موسی الرضا(ع)اینک با ولادت فاطمه معصومهƒ افتخار و شرافتی افزون یافت. او هم، مثل بسیاری از مردم مـدینه، این بشارت امام صادق(ع)را شنیده بود که در خانۀ پسرش موسی بن جعفر(ع)دختری به نام فاطمه متولد خواهد شد که شیعیان با شفاعتش به بهشت می روند (مجلسی، 1403ق، ج57: 228).

فاطمهƒ در خانواده ای که همگی از دانایان، فـرزانگان و پرهـیزگاران عصر خویش بودند، تحت تربیت و ولایت پدر و مادر و برادر معصومش، دانش آموخت و به حدیث و سنت رسول اکرمˆتسلط یافت. شش ساله بود که پدر بزرگوارش به دستور هارون الرشید دستگیر و به عـراق تـبعید و زندانی شد و او به خانۀ برادر دلسوزش امام رضا(ع) منتقل گردید تا غم دوری پدر را کمتر احساس کند. به سال ۱۸۳ق ده ساله بود که خبر شهادت پدر را شـنید.

در تـمام این سال ها، تنها پناه فـاطمه مـعصومهƒ برادر بزرگوارش امام رضا(ع) بود. در پنج سال فتنه و جنگی که از سال ۱۹۳ق بر سر جانشینی هارون بر پا بود، مدینه بیشترین خسارت را دید و باز هـم سـخت ترین فشارهای سیاسی و تنگناهای اقـتصادی مـتوجه امام رضا(ع)بود، تا مبادا به عنوان امام و جانشین پیامبرˆقیام کند و سپاهی گرد آورد. (همان، 1376: 933ـ934)

هجرت

شیعیان و ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و اصحاب خاص امام در تقیه به سر مـی بردند و کـوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود. نمونۀ بارز آن داستان لباسی است که هارون به علی بن یقطین داد؛ این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا کرد. حضرت آن را قبول نکرد و فرمود: «این لباس را نـگهدار و از دسـت مده؛ حـادثه ای برایت پیش می آید که به کارت خواهد آمد.»

چندی بعد یکی از خدمتگزاران علی بن یقطین نزد هارون شکایت کـرد و گفت: «لباس مخصوص را به موسی بن جعفر(ع)اهدا کرده است. هارون بلافاصله او را احضار کـرد و از لبـاس پرسـش کرد. او گفت: «آن را در بقچه ای نگه داشته ام.» هارون دستور دارد تا فوراً آن را بیاورد. وقتی که نگاهش به لباس افتاد، گـفت: « بـعد از این، هرگز سخن سعایت کننده ای را دربارۀ تو باور نخواهم کرد.» (مفید [شیخ]، 1413، ج2: 225)

پس از شهادت امـام کـاظم(ع) و بـه حکومت رسیدن مأمون به سال ۱۹۸هجری، زندگی برای خانوادۀ امام دشوارتر گردید، تا جایی کـه، سرانجام، امام رضا(ع)با اکراه و اجبار خواسته مأمون را پذیرفت و ولایت عهدی ظاهری او را بر عهده گـرفت. وقتی امام هشتم(ع)را در شـعبان ۲۰۰ق از مـدینه به خراسان می بردند، خانواده خویش را جمع نمود و به آنها فرمود: «این آخرین دیدار ماست، من دیگر حرم جدّم را نخواهم دید.» و بدین سان، فاطمه معصومهƒ به رنج دوری ایشان مبتلا گردید. (طبری، 1413ق: 349؛ ابـن بابویه، 1378ق، ج2: 180 )

در آغازین ماه های سال ۲۰۱ق، فاطمه معصومهƒکه در اشتیاق دیدار برادر می سوخت از آزادی و امنیّت نسبیِ به دست آمده استفاده کرد و با کاروان خراسان، عازم دیدار برادر گردید. اما چون کاروان به نزدیک ساوه رسید، ولی در آنجا عده ای از مـأموران حـکومتی و مخالفان اهل بیتعلیهم السلام با همراهان حضرت به نبرد و جنگ پرداختند که عدّه ای از آنان در این حادثۀ غم انگیز به شهادت رسیدند. حضرت در حالی که از غم و اندوه دوری از برادر بیمار و ناتوان شده بود، از اطـرافیان در مـورد «قم» پرس و جو نمود، چراکه بارها در حدیثی از پدر و جدش شنیده بود که «قم، حرم ما اهل بیت، آشیان آل محمد و پناهگاه شیعیان است، خاک آن مقدس است، اهل آن از ما هستند و ما از آنهاییم.» (مـجلسی، 1403ق، ج57: 218) گـفتند: «تا قم، ده فرسنگ فاصله است. » فرمود: «پس، مرا به قم ببرید.» (همان، ج48: 290)

خبر حضور فاطمه معصومه ƒدر ساوه و بیماری ایشان به قم رسید. بزرگان شهر، از جمله موسی بن خزرج اشعری صحابه امام رضـا(ع)، بـه پیـشواز ایشان شتافتند تا آن حضرت را بـه قـم دعـوت کنند و در قم از ایشان مراقبت و پذیرایی نمایند. فاطمه معصومهƒ، در حالی که موسی خود زمام ناقه را بر دوش گرفته بود، با شکوه و احترام بـه قـم و در مـنزل موسی بن خزرج وارد شد و افتخار میزبانی آن حضرت نصیب او گشت.

مـردم قـم با شور و شادی از دختر رسول خداˆاستقبال نمودند. خانۀ موسی بن خزرج محل آمد و شد و عیادت زنان و مردان دوستدار اهل بیتعلیهم السلام و محدثان و راویان حـدیث و جـویندگان حـکمت و معنویت گردیده بود. سرانجام، آن همه شوق و شور و شعف از اجلال نـزول کوکب ولایت و توفیق زیارت بانویی از تبار فاطمه اطهر با افول نجمۀ آسمان عصمت و طهارت مبدّل به دنیایی از حـزن و انـدوه شـد و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوگ و عزا نشاند. (همان؛ نـاصرالشریعه، 1383: 166)

شـرافت نَسَب

یکی از عالی ترین فضایل آن حضرت انتساب ایشان به بیت وحی و رسالت و امامت است. او «عمّة ولیّ الله» و «اخـت ولیّ الله» و «بـنت ولیّ الله » و «بنت رسول اللهˆ » است و این امر خود سرچشمۀ سایر فـضایل و کـمالات مـعنوی و روحانی آن بزرگوار می باشد که زندگی در جوار امامان معصومی همچون امام موسی کاظم و علیّ بن موسی الرّضـا(ع)و بـهره مند بـودن از تعالیم عالیۀ آن رهبران راه نور و سعادت خود عامل اساسی در تعالی روح و تکامل درجات علمی و عـملی آن حضرت بوده است. بنابراین، می توان آن حضرت را الگو و نموداری از فضایل اهل بیت علیهم السلام دانست.

تالی تلو مـعصوم

گـر چـه مقام عصمت از گناه و مصون بودن از لغزش ها در عین «قدرت بر خطا» مقامی است خاص انـبیای عـظام و امامان معصومعلیهم السلام، اما راه هرگز بسته نیست و بودند کسانی که به دلیل طاعت و اخـلاص در بـندگی خـدا و پیروی کامل از رهروان راه پاکی و وارستگی به درجه ای از تقوا و طهارت روحی رسیدند که از معاصی و رذایل اخـلاقی دور مـاندند و دامن روح و جان خویش را از ناپاکی ها زدودند.

فاطمه معصومه ƒ ـ که خود پرورش یافتۀ مـکتب ائمـّه طـاهرین علیهم السلام و یادگار صاحبان آیۀ تطهیر: «إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً» (احزاب: 33 ) ـ نـمونه ای عـالی از طـهارت و پاکی است، به گونه ای که خاصّ و عام او را تالی تلو معصوم دانسته اند. بـنابر روایـات، حضرت رضا(ع) لقب «معصومه» را به ایشان داده و فرموده است: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی». (محلاتی:1390، ج5: 35)

کریمۀ اهـل‎بیت علیهم السلام

از دیـرزمان، آستان قدس فاطمی منشأ هزاران کرامت و عنایت ربّانی بوده است و چه قـلب های نـاامیدی که سرشار از امید به فضل و کرم الهـی و چـه دسـت های تهی که سرشار از رحمت ربوبی و چه انـسان های بـریده از همه جا و ناامید از همه کس، که با دلی شاد و روحی پیوسته به ابدیت از درگاه پرفیض و کـرم ایـن کریمه اهل بیتعلیهم السلامبرگشته و برای خـود زنـدگی ای براساس ایـمانی مـستحکم بـه ولای اولیای حق بنا نهادند. اینها هـمه نـشانۀ بزرگی و عظمت روح آن بندۀ شایسته و پیوسته به منبع فیض و کرم بی پایان خدای فـیّاض و کـریم است.

پدرِ بزرگوار مرحوم آیت لله العظمی سیدشهاب الدین مـرعشی نجفی، از فقهای بزرگ مـعاصر، بـسیار علاقه مند بود که به هـر طـریقی شده محل قبر شریف حضرت صدیقه طاهرهƒرا به دست آورد، برای این مقصود خـتم مـجرّبی انتخاب کرده، چهل شب بـه آن مـداومت نـمود تا شاید بـه طـریقی او را از محل قبر شریف حـضرت زهـراƒ آگاه فرماید.

شب چهلم، بعد از انجام ختم و توسل فراوان، استراحت کرد؛ در عالم رؤیا بـه مـحضر مقدس امام باقر(ع) مشرّف شد. امـام(ع)به ایـشان فرمود: «عـَلَیْکَ بـِکَریمَةِ اَهـْلِ الْبَیْتِ علیهم السلام؛ بر تو بـاد توسل به کریمه اهل بیت علیهم السلام ».

ایشان به تصور اینکه منظور امام(ع)از «کریمه اهل بیت علیهم السلام» حضرت زهراƒاست، عـرضه داشـت: «بلی، قربانت گردم. من نیز ایـن خـتم را بـرای هـمین گـرفتم که محل قـبر شـریف آن حضرت را به صورت دقیق تر بدانم و به زیارتش مشرف شوم.» امام فرمود: «منظور من قبر شریف فـاطمه مـعصومهƒدر قـم است.» سپس، اضافه فرمود: «به جهت مـصالحی، خـداوند اراده فـرموده اسـت کـه مـحل قبر شریف حضرت زهراƒبرای همیشه از همگان مخفی باشد و، لذا، قبر حضرت معصومه را تجلی گاه قبر شریف حضرت زهراƒقرار داده است. اگر قرار بود قبر حضرت زهراƒ ظاهر باشد، هر جـلال و جبروتی که برای آن قبر شریف مقدّر بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهر حضرت معصومهƒقرار داده است.»

مرحوم آیت الله مرعشی پس از شنیدن این خواب تصمیم گرفت که رخت سفر بـر بـندد و به قصد زیارت حضرت معصومهƒرهسپار ایران شود. او بلافاصله مهیای سفر شده با همل اعضای خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت «کریمه اهل بیتعلیهم السلام» ترک نمود. (مهدی پور، 1374: 43)

شفیعۀ محشر

شـکّی نـیست که داشتن حقّ شفاعت و رسیدن به این مقام عظیم شایستگی لازم را می طلبد، چراکه خداوند شفاعت کسانی را می پذیرد که مأذون و مجاز از طرف او باشند: «یَوْمَئِذ لاتـَنْفَعُ الشـَّفاعَۀُ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ (طـه: 109 ): روز قـیامت شفاعت کسی فایده نبخشد جز آنکه خدا اجازۀ شفاعتش داده باشد.» و این اذن به کسانی داده می شود که به مرتبۀ عالی از قرب الهی و بندگی خالصانۀ پروردگار رسـیده بـاشند که در رأس آنها انبیا و امـامان مـعصوم علیهم السلام هستند و بعد از آنها، این بندگان خالص حق و اولیای مقرّب درگاه خدایند که هر کدام در حدّ مقام و درجۀ معنوی خویش حق شفاعت دارند.

از جمله کسانی که به شفیعه بودنش در روایات و آثار دیـنی تـصریح شده است فاطمه معصومه(ع)است؛ بعد از صدیقه طاهره(ع) شفاعت هیچ بانویی از جهت گستردگی به شفیعه محشر نمی رسد. امام صادق(ع)در این باره می فرماید: «بانویی از فرزندان من به نام دختر موسی(ع)در آنجا (قـم) رحـلت می کند کـه با شفاعت او همۀ شیعیان ما وارد بهشت می شوند؛ تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شیعَتِیَ الْجَنَّهَ بِاَجْمَعِهِمْ.» (مجلسی، 1403، ج57: 228 )

در زیارت آن حضرت گفته مـی شود: «یا فاطِمَةُ اشْفَعی لی فی الْجَنَّۀِ؛ ای فاطمه معصومه! برای من نزد خـدا دربـارۀ بـهشت شفاعت کن.» و این خود نشان دهندۀ شأن و مقام بسیار عظیم آن شفیعۀ روز جزا است، چنان که در فراز دیگری از زیارت مـخصوص آمـده است: «فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ الِله شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ»، یعنی اینکه ما از تو طـلب شـفاعت مـی نماییم بدین سبب است که تو در محضر الهی شأن و منزلت وصف ناپذیر داری که بر خاک نشینان این عـالم قابل تصوّر نیست و تنها خدا و پیامبرˆ و اوصیای طاهرینش علیهم السلام بر آن واقف اند.

علم و دانش

از ویـژگی ها و ابعاد شخصیتی حضرت مـعصومهƒ عـلم و آگاهی ایشان به علوم و معارف اسلامی است. روزی جمعی از شیعیان به مدینه وارد شدند تا به محضر امام کاظم(ع) برسند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از حضرت پاسخ بگیرند. ایشان در مسافرت بود و آنها نیز نـاگزیر پرسش های خود را نوشتند و به افراد خانوادۀ امام کاظم(ع)تحویل دادند. چون عزم سفر کردند، برای دریافت پاسخ به منزل امام(ع) شرفیاب شدند. امام کاظم(ع) هنوز مراجعت نفرموده بود و آنها نیز امکان تـوقف نـداشتند، اما حضرت معصومهƒپاسخ پرسش های آنها را نوشته و آماده کرده بود. آنها شادمان از دریافت پاسخ به سوی وطن رهسپار شدند. در مسیر راه به امام کاظم(ع)برخوردند و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام کاظم(ع) نـوشته را طـلبید، مطالعه نمود و پاسخ های حضرت معصومهƒرا درست یافت. سه مرتبه فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش به فدایش باد.» با توجه به اینکه حضرت معصومهƒبه هنگام دستگیری پدر بزرگوارش خردسال بود و این قـضیه در سـنین کودکی ایشان رخ داده است، این رخداد از مقام بسیار والا و دانش بسیار گستردۀ آن حضرت حکایت می کند. (محمدی اشتهاردی، 1380: ۱۳۳)

ایشان از محدّثان و راویان حدیث اهل بیتعلیهم السلام به شمار می رود و روایات متعددی از این بانوی بزرگوار نـقل شـده اسـت. برای نمونه، حدیثی است کـه از حـضرت زهـراƒنقل می کنند که فرمود:

از رسول خداˆشنیدم: هنگامی که به معراج رفتم، وارد بهشت شدم؛ در آنجا قصری از دُرّ سفید میان خالی دیدم، که درِ آن قصر به دُرّ و یاقوت آراسـته شـده بـود و بر آن در، پرده ای آویخته بود؛ سرم را بلند کردم؛ دیـدم بـر روی آن نوشته شده: «لا اِلهَ اِلا اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ القَوْمِ؛ خدایی جز خدای یکتا نیست، محمّد رسول خدا اسـت، عـلی رهـبر قوم است.» بر پرده نگریستم؛ دیدم نوشته شده: «بَخٍ بـَخٍّ مَنْ مِثْلُ شیعَةِ عَلِی؟؛ به به! چه کسی همانند شیعه علی(ع) است؟» وارد آن قصر شدم. در میان آن، قصری از عقیق سرخ میان خالی دیدم، دارای دری از نـقره، کـه آراسـته به زبرجد سبز بود و بر آن در، پرده ای آویخته بود. سرم را بـلند کـردم؛ دیدم بر روی آن در چنین نوشته شده: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ، عَلِیّ وَصِیّ الْمُصْطَفی؛ محمد رسول خدا است، عـلی وصـی مـصطفیˆاست.» سپس، دیدم در آن پرده چنین نوشته بود: «بَشِّرْ شیعَةِ عَلِی بِطیبِ الْمَولَد؛ شیعۀ عـلی(ع)را بـشارت بـده که پاکزاد است.» در میان آن قصر رفتم؛ دیدم قصر دیگری از زمرّد سبز میان خالی است کـه زیـباتر از آن نـدیده بودم، دارای دری از یاقوت سرخ، که آراسته به دُرّ بود و پرده ای بر آن آویخته بود. سرم را بلند کـردم؛ دیـدم روی آن پرده چنین نوشته شده است: «شیعَةُ عَلِیٍّ هُمُ الْفائِزونَ؛ شیعیان علی(ع)کسانی هـستند کـه رسـتگار می باشند.» (مجلسی، 1403، ج 65: 77)

عبادت

کریمه اهل بیت فاطمه معصومهƒیکی از نمونه های شاخص عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایـت و امـامت است. او که عبادت و شب زنده داریِ هفده روزه اش در واپسین روزهای عمر شریفش گوشه ای از یک عـمر عـبودیّت و خـضوع و خشوع در برابر ذات پاک الهی است. و بیت النّور همان حجره ای است که آن حضرت در مدّت اقـامت هـفده روزه اش در منزل موسی بن خزرج در آنجا مشغول عبادت بود که هم اکنون هم این حـجره در مـیدان مـیر، خیابان چهارمردان و در کنار مدرسه ستّیه برقرار است و مورد توجّه دوستداران اهل بیت می باشد. بر سر در آن مـکان مـقدّس ایـن دو بیت به چشم می خورد:شده بنیاد این کاخ منوّر به پاس دخـتر مـوسی بن جعفرعبادتگاه معصومه است اینجا کز اینجا قم شرافت یافت دیگر. معبد و محراب به یادگار مـاندۀ ایـشان است که از برکات رازونیازهای شبانۀ دخت موسی بن جعفر(ع) تا دامنه قیامت هدایتگر و الهـام بخش بـندگان عاشق عبادت و ولایت می باشد:

این جایگاه کـه آنـقدر مـنوّر است

این سجده گاه دختر موسی بن جعفر(ع) است.

زیـارتنامۀ مـخصوص

یکی از امتیازات خاصّ حضرت معصومهƒ زیارتنامه ای است که حضرت رضا(ع)در شأن او صادر فـرموده اسـت. سعد اشعری قمی نقل مـی کند کـه در محضر امـام رضـا(ع)بودم، بـه من فرمود: «ای سعد! از برای ما در نـزد شـما (در قم) قبری وجود دارد.» سعد عرض کرد: «قربانت گردم آیا مقصود شما قـبر فـاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) است؟ امام رضا(ع)فرمود: «نَعَمْ مـَنْ زارَها عارفَا بَحَقِّها فـَلَهُ الْجـَنَّةُ؛ آری، کسی که با معرفت بـه شـأن او، او را زیارت کند، بهشت از برای اوست.» (مجلسی، 1403، ج99: 266)

روایات دربارۀ فضیلت زیارت آن بانوی برگزیدۀ اسـلام بـهترین سند در رابطه با فضایل آن بـزرگوار اسـت، کـه امامان معصوم علیهم السلام پیـروان خـود را تشویق و توصیه به زیـارت مـرقد نورانی ایشان فرمودند و پاداش عظیمی برای آن بیان کردند که چنین پاداشی در باب زیارت اولاد امام مـوسی بن جعفر(ع)بعد از امـام رضا(ع) بی سابقه است. امام جواد (ع)فـرمود: «مـَنْ زارَ قَبْرَ عـَمَّتِی بـِقُمَّ فـَلَهُ الْجَنَّهُ؛ کسی که قـبر عمّه ام را در قم زیارت کند سزاوار بهشت است.» (همان، 265)

آشیانة اهل بیت علیهم السلام

امام صادق(ع) فرمود:

إِنَّ لِله حـَرَماً وَ هـُوَّ مَکَّهُ وَلِرَسُولِهِ حَرَماً وَهُوَ الْمَدینَهُ، وَلَاِمـیرِ الْمـُؤْمِنینَ حـَرَماً وَهـُوَ الْکـُوفَهُ وَلَنا حَرَماً وَهـُوَ قـُمْ وَسَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأَهٌ مِنْ وُلْدی تُسَمّی فاطِمَةَ مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. (همان، ج 99: 267 )

برای خدا حرمی اسـت و آن مـکّه اسـت و برای رسول خدا ˆحرمی است و آن مدینه مـی باشد و بـرای امـیرالمؤمنین(ع) حـرمی اسـت و آن کـوفه است و برای ما حرمی است و آن شهر قم می باشد و به زودی زنی از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد که نامش فاطمه است؛ هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجـب است.

امام کاظم(ع) نیز از قم به آشیانه و خانۀ اهل بیتعلیهم السلام و مأمن و مأوای شیعیان نام برده است: «قُمُّ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَأْوَی شِیعَتِهِم.» (همان، ج57: 214)

این حرم امروز هم مأمن و مأوای شیعیان قم اسـت؛ نـگاه محبان و ارادتمندان اهل‍ بیت در سراسر عالم به ایران اسلامی و قم دوخته شده و به برکت کریمة اهل بیت، مرکز معرفتی دنیای اسلام شهر مقدس قم است.

سخن را با کلامی از رهبر فرزانۀ انـقلاب در ایـن باره به سرانجام می رسانیم که فرمود:

بدون تردید، نقش حضرت معصومهƒدر قم شدنِ قم و عظمت یافتن این شهر عریقِ مذهبی تاریخی یک نـقش مـا لا کلام فیه است. این بـانوی بـزرگوار، این دختر جوانِ تربیت شدۀ دامان اهل بیت پیغمبرعلیهم السلام، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه علیهم السلامو عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مـسیر در مـیان مردم و بعد رسیدن بـه ایـن منطقه و فرود آمدن در قم موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل بیتعلیهم السلام در آن دورۀ ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل بیتعلیهم السلام را به سـراسر دنـیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند. (29/7/1389)

کتابنامه

قرآن کریم.

ابن بابویه، محمدبن علی (1378ق). عیون اخبار الرضاعلیهم السلام، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران، جهان.

ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی (1418ق). تذکرة الخواص من الامة فی ذکر خصائص الائمة، قم، مـنشورات الشـریف الرضی.

طـبرسی، فضل بن حسن (1390ق). إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه.

طبری آملی صغیر، محمد بن جریر (1413ق). دلائل الإمامة، قم، بعثت.

فیض کاشانی، محمدمحسن بن شاه مرتضی (1406ق). الوافـی، اصفهان، کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی(ع).

کلینی، محمدبن یعقوب (1429ق). الکافی، قم، دارالحدیث.

مـجلسی، مـحمدباقر (1376). تـاریخ چهارده معصومعلیهم السلام (جلاء العیون)، قم، سرور.

ــــــــــــــــــ، 1403 ق، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

محدث قمی، شیخ عباس (1379 ). منتهی الآمـال، مـشهد، هاتف.

محلاتی، ذبیح الله (1390ق). ریاحین الشریعۀ، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

محمدی اشتهاردی، محمد (1380). حضرت مـعصومهƒ فـاطمه دومـ، قم، اخلاق.

مسعودی، علی بن حسین (1426 ق). اثبات الوصیةللإمام علی بن ابیطالب(ع)، قم، انصاریان.

مفید [شیخ]، محمدبن محمد (1413ق). الإرشـاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیتعلیهم السلام.

مهدی پور، علی اکبر (1374). کریمه اهل بـیتƒ، قم، حاذق.

ناصرالشریعه، مـحمدحسین (1383). تـاریخ قم یا حریم مطهر بانوی عالیقدر اهل بیت عصمت و طهارت حضرت فاطمه معصومهƒ، تحقیق: علی دوانی، تهران، رهنمون.

نوری طبرسی، میرزاحسین (1408ق). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیتعلیهم السلام.

ارسال نظر شما


نام :
ایمیل:
پیام: