آشنایی با راز و رمزهای فراماسونری
آشنايي با راز و رمزهاي فراماسونري راز و رمز در ماسوني استاد شکور اوکتن، رئيس انجمن لژ ماسوني آزاد و پذيرفته شده و معاونش خليل مولکوس پيرامون راز و رمز در ماسوني، بياناتي بدين شرح در نشريه ي «نکته» به چاپ رسانيده اند: شکور اوکتن: فعاليت موسسه مان، منطبق با قانون اساسي دولت […]

آشنايي با راز و رمزهاي فراماسونري
راز و رمز در ماسوني
استاد شکور اوکتن، رئيس انجمن لژ ماسوني آزاد و پذيرفته شده و معاونش خليل مولکوس پيرامون راز و رمز در ماسوني، بياناتي بدين شرح در نشريه ي «نکته» به چاپ رسانيده اند:
شکور اوکتن: فعاليت موسسه مان، منطبق با قانون اساسي دولت جمهوري ترکيه و قانون سازمان هاست. داراي سازمان مخفي و يا زيرزميني نمي باشيم. هويت اعضاي آن، ميزان درآمد و هزينه هاشان، آدرس مرکز و شعبه هاي لژها، همه در نظامنامه قيد شده است.
نشريه نکته، از طرف بعضي ها اتهاماتي به شما نسبت داده مي شود. به نظر شما، منابع اين حرکات منفي چه مي تواند باشد؟
خليل مولکوس: به خدا ما جمعيت مخفي نيستيم، اين را خيلي راحت و پوست کنده بايد عرض کنم.
نشريه نکته: از بعضي مراسم و تشريفات پنهاني به هنگام پذيرش عضو صحبت مي شود، ممکن است در اين مورد توضيح دهيد؟
شکور اوکتين: ما مراسم و جلسه ي مخفي نداريم – (نشريه نکته شماره 40، ص 26 و 27)
اهميتي که ماسون ها به حفظ اسرار و مخفي نگه داشتن اسناد و مدارک قائل اند، با مطالب مندرج در نشريه ي مذکور مغاير است. درمورد مسئوليت و تکاليف فراماسوني، در ماده ي چهار قانون مورد عمل ماسون ها يعني قانون «آندرسون» چنين بيان شده است:
«در موقع حضور بيگانگان و افراد اجنبي غيرماسون، در وضع و حالت بحث و گفتگوهايتان آنچنان تودار و با احتياط باشيد که حتي باهوش ترين افراد هم، متوجه امري که فهميدن آن نامناسب باشد، نگردند.
در مرام ماسوني، حفظ اسرار، رازداري و خاموشي، در حد افراد بافضيلت است.» – (نشريه معمار سنان، شماره 7، ص 12)
«ماسوني بر روي بعضي از حقايق و اسرار نقاب مي زند. البته کساني که بخواهند، مي توانند به بعضي از رموز دست يابند، ولي افشاي تمامي حقايق براي بعضي ها که ضعيف و بي فکر باشند ممکن است خطرناک باشد. حتي امکان دارد اعتقادات آنها را باطل نمايد. در ضمن، برعکس، موجب تقويت افکار منسوب به ماسوني گردد. حفظ اسرار به همين جهت است. اين دستورالعمل ها در مورد نوآموزان و افرادي که براي تحقيق در علم و حکمت، در مراحل ابتدايي ورود به مسلک ماسوني هستند، اجرا مي گردد. چون اگر قبل از گذراندن دوره ي آمادگي لازم، اين حقايق به آنان عرضه گردد، موجب بُهت و تعجب، و فناي آنها خواهد شد.» (نشريه معمار سنان شماره 7، ص 11)
چنانچه از مفاد جمله ي پاياني گزارش فوق استنباط مي گردد، در هر پله از درجات ماسوني وظايف، و اسراري موجود است که افشا و ابراز آن به درجات پايين تر، نامناسب بوده و توليد اشکال خواهد کرد.
«سرورم، استادم، همه را فهميدم. همه چيز خوب و نيکو. فقط علت اين همه تقسيم بندي مسلکمان را به درجات مختلف درک نکردم. اين قدر فاصله بين اين درجات را چگونه توجيه مي کنيد؟ چرا مرام ماسوني در يک درجه خلاصه نمي شود؟ يا اگر اين مسئله ممکن نباشد، حداکثر سه درجه در نظر گرفته نمي شود، چرا به افراد داوطلب که مشتاق ورود و عضويت در مسلک ماسوني هستند، از روز نخست حقايق عرضه نمي شود؟ نمي توانيم درک کنيم چرا اين حقايق به صورت کتابي، مانند يک کتاب ديني، يا تاريخ و يا مثل يک کتاب فلسفه منتشر نمي گردد؟
– شما تا به امروز، چند کتاب علمي و فلسفي را مطالعه کرده ايد؟ به موقع عضو شدن چند نفر از شماها کليه ي کتابهايي را که به شما داده شده، خوانده است شما که از خواندن چند جلد کتاب طفره مي رويد، چطور و براي چه منظوري اصرار داريد که حقايق و محتويات سي و سه درجه، يک جا به شما داده شود؟ پسرم، اين مسئله، مسئله ي هضم و قبول تدريجي افکار و عقايد ماسوني توسط روح انساني نيست، بلکه مسئله، مسئله ي انتخاب است. کساني هستند که نخواهند توانست نظريه هاي اين مسلک را قبول و هضم نمايند. آنان را بايستي تحت تجربه تدريجي در طول زمان قرار داد، و در صورت لزوم مانع گذشتن آنان از حدود قابليت ذاتي شان شد، و يا حتي، آنان را در خارج جامعه ي ماسوني بايد جا داد. در صورتي که اگر طبق گفته ي تو عمل مي شد، همه مواجه با خطر مي گرديدند.»
(نشريه شرق بزرگ، شماره 10 سال 1933، صفحه 16 و 17)
اين بيانات حاکي از آن است که ارتقاي يک شخص تازه پذيرفته شده به درجات بالاتر در مسلک ماسوني نياز به موافقت برادران بالاتر از وي دارد. بهمين سبب هم صعود يک فرد مبتدي، که حفظ اسرار ننموده و وظايف و مسئوليت هايش را به خوبي انجام نداده، به درجات بالاتر، ناممکن است.
«بيگانگان خيال مي کنند که در مورد فراماسون ها، داراي اطلاعات زيادي مي باشند. نه اينکه در ماسوني، سرّي وجود نداشته باشد. در اين مؤسسه، چيزهاي مخفي وجود دارد که در آن حکمتي نهفته است. اسرار عبارت است از يک سري اشارات و علاماتي که در مراسم عادي ردّ و بدل مي شود.
اينها، ماسون ها را به يکديگر مي شناساند. اينها رموزي است که به موقع نشان دادن درجات ماسوني مورد استفاده قرار مي گيرد. اين رموز جزء آداب و سنن است. چنان که انگليسي ها که در آزادي فکر و دموکراسي اجتماعي، سرمشق مردم جهان هستند، در حفظ آداب و رسوم نيز بسيار دقيق بوده و با رعايت اين اصول، مراسم مذکور را، به شدت با اسرار و رموز مرتبط ساخته اند. مطالعات و آثار «فرانس کارل» در مورد اسرار و امور مخفي، بسيار بجا و صحيح است. مبتدي فقط از رموز و اشارات مخصوص درجه يک آگاهي پيدا مي زند و بعد از آن مي تواند نسبت به درجه اش از اسرار بالاتري مطلع شود. پس مي توان گفت که به نسبت درجات مختلف، بين خود ماسون ها هم، کنايات و رموزي برقرار است. از اين جهت است که، رموز و اسرار و مطالب مورد بحث، بايستي در داخل محافل ديگر ماسوني هم درز نکند. بنابراين، برادر عزيزم، بايد رازداري را با تمام وجود مرعي داشته و قدمي فراتر از سوگندي که در روز اول ورودمان به اين محفل محترم که ما را به نور و ضيا خواهد رساند، ياد کرده ايم برنداشته و منحرف نشويم.» (نشريه شرق بزرگ شماره 14 سال 1934، ص 29)
«اسرار سپرده شده به شماها را، بهيچ وجه نبايد به غير ماسون ها، بازگو نماييد. در غير اين صورت موجب اهانت به سوگندي که برادرانمان ياد کرده اند، خواهيم شد. در مورد حفظ اسرار مسئله ي مهمي وجود دارد، که آن چيزي بجز حفظ اوراق و مدارک هم مسلکانمان نيست. اگر روزي وضعي پيش آيد که قادر به نگهداري آنها نباشيم، در آن موقعيت بايد تمامي آنها را تسليم برادران ماسون مان نماييم.» (نشريه نکته سال سوم، شماره ي 40، ص 32)
اهميّتي که ماسون ها براي حفظ اسرار قائل اند، بسيار زياد است. اين مسئله بارها يادآوري و تذکر داده مي شود. اين همه دقت و اهميت به نگهداري راز و رمز، در مؤسسه اي که ادعا نموده داراي تشکيلات بسيار ساده اي است، نمايانگر اين حقيقت است که، ماسوني علاوه بر يک سازمان، داراي تشکيلات پيچيده و حاوي اسرار محرمانه ي زيادي است.
«بالاخره، پرده ي ظلمت کنار رفته، چشمانم باز شد. آنچه در اين لحظه ديدم، عظمت آن منظره، تگاهاي مشفق برادران دوست داشتني ام و نور پيشاني آنها را، هرگز فراموش نخواهم کرد. نوک شمشيرهاي لخت که به طرف من گرفته شده بود، اخطاري بود براي پيروي از سوگندي که در آن هنگام ياد کردم، که در صورت لغزش، انتقامي بسيار کشنده و دهشتناک در انتظار من خواهد بد.» (نشريه ماسون ترک، سال 1942، شماره 35)
«ذوق و شوق حاصله از کتمان بدين صورت است، بين افراد آگاه از راز و رمزي که توده ي مردم از آن بي اطلاع هستند. حسّ دوستي و همبستگي ايجاد مي شود. ماسوني که قديمي ترين جمعيت جهان است، با بهره برداري از زمان و مکان، و در اثر حفظ اسرار و رموز، توانسته است از اعصار گذشته تاکنون، در امور خير و کمک به همنوع موفق شود. البته بايد اضافه کرد که اين همه اعمال و رويدادهاي خيرخواهانه، با هياهو و سروصدا انجام نمي شود. برادر عزيزم، رازداري و اختفاي رموز، در اينجا نيروي خود را متجلّي مي سازد. در آثار فيلسوفان و دانشمندان، رازداري به عنوان مهم ترين و بارزترين اوصاف اخلاقي و انساني نشان داده شده است. از افشاي رموز بپرهيزيد، از اعلام حوادث، مناقشات داخل محافل خودداري نماييد، چون اين کار، يک حرکت غيراخلاقي است، خيانت به عهد و پيمان ها به ايده ها و به سوگندهاست.» (نشريه شرق بزرگ، شماره 11 سال 1933، ص2)
در حقيقت افشاي اسرار ماسوني، خيانت محسوب مي شود.
«علاوه بر اين، برادراني که درروزنامه ها و نشريات، چه داخلي و چه خارجي، و يا ساير منابع، به مطالبي، مقاله اي، خبري در مورد ماسون ها چه له چه عليه آنها برخورد نمايند، فوري اطلاع دهند، زيرا اين امر، در روند لژها و فعاليت هاي آنان، بسيار موثر خواهد بود.»-(نشريه ي معمار سنان، شماره ي 2، ص6)
منظور از پي گيري و تذکرات مکرر نکات مذکور در نشريات اين است که ماسون ها مرکز فعاليت هاي معموله ي عليه خود را شناسايي نموده و با برنامه ريزي خاصي، آنها را به حالت بي اثر درآورند.
آداب تغييرناپذير ماسون ها
رئيس انجمن ماسون ترک، «وداد يين سو» مي گويد، ما در حاشيه ي مسائل روزمره قرار گرفته ايم، ولي از تز همگاني ماسوني با عصر حاضر، دفاع مي کنيم. عقيده مان بر اين است که ماسوني بايد از قالب اختفا، و از کالبد راز و رمز بيرون آمده و تشريفات و مراسم آن ساده برگزار شود.
«اوتو مکهمان، يکي از ماسون هاي سوئيس چنين مي گويد، در اين مباحثه، سخنان افراد طرفدار اصلاح و نوآوري، بيش از سايرين به حقيقت نزديک بود. ماسوني از يک قرن پيش، با اصرار و ابرام عده اي که از ورود مطالب و سوژه هاي نو به آن جلوگيري کردند، به حالت فرتوت و محتضري افتاده است فراماسونري که قدم در راه ترقي و پيشرفت ننهاده و راه هاي استفاده در جهت رسيدن به تعالي را ندانسته است، وارد بيراهه اي شده که بازگشت از آن ممکن نمي نمايد. به نظر مکهمان براي جلوگيري از بروز چنين خطرات و مداواي اين مريض علاج ناپذير، بايد مراسم و تشريفات از مد افتاده حذف، و راز و رمز از ميان برداشته شود.» – (نشريه نکته، سال سوم، شماره ي40، صص 27[33)
با توجه به مطالب فوق، که خواهان تغيير و اصلاح در مراسم و تشريفات ماسوني بوده و خواستار حذب اسرار و رموز، در مرام مذکور گرديده است، عدم وجود چنين امکاني را، در يک نشريه ي ماسوني ديگر بدين صورت بيان مي دارند:
«اولين اصل و قاعده اي که توسط داوطلب ماسوني بايد ياد گرفته شود. اين است که درماسوني نوآوري وجود ندارد بدين ترتيب لايتغير بودن آداب و اصول ماسوني خودبخود روشن مي گردد. تا مادامي که استاد نشويد، ولي هزاران جلد کتاب مطالعه کرده باشيد، به تمام معني مسلک ماسوني را فرا نخواهد گرفت.
اين اشخاص اصلاح طلب بايد بدانند، که اجازه ي هيچ حرکت غيرماسوني داده نخواهد شد به طور خلاصه، راه و روش هاي ما وابسته به آداب و رسوم است. همين آداب و رسوم و وابستگي به آنهاست که توانسته است ماسوني را تا به امروز سرپا نگه دارد. اگر اين آداب و سنن از ميان برداشته شود ماسوني نيز از ميان برداشته خواهد شد و اساس آن از بين خواهد رفت کساني که زير اين سقف از آداب و سنن متابعت نمايند با آن پيش خواهند رفت.» – (نشريه معمار سنان شماره 50 ص 47)
«بدين وسيله ماسون هاي ترکيه به دو دسته انشعاب پيدا کردند. علت اين انشعاب را، که هنوز هم ادامه دارد، رئيس انجمن فراماسونهاي تک «وداد يين سو»، براي نشريه مان بدين صورت تشريح کرد:
اين انشعاب که ناشي از تغيير افکار بود، در غرب خيلي جلوتر از اينها بروز کرده و ماسون ها را به دو دسته ي ليبرال و محافظه کار، در سطح جهان تقسيم بندي نموده بود که اين مسئله زياد هم تعجب آور نخواهد بود.» – (نشريه نکته سوم، شماره 40 صص 26 و 27)
ولي، برابر اسناد و مدارک محرمانه ي ماسون ها، ادعاي مذکور در مورد تقسيم بندي و انشعاب برابر مندرجات نشريه ي «نکته»، صوري بوده است.
« با اين اهداف و افکار مشترک، مراسم و شکل هاي مختلف آن به يک سو انداخته شده، فلسفه و روح مسائل مطروحه مورد بررسي قرار مي گيرد. اگر رسوم ماسوني ترکيه که با رسوم اسکاتلندي تطابق دارد؛ مورد بررسي قرار گيرد، ملاحظه مي شود که برابر آداب مرسوم آن، کليه ي ماسون هاي منسوب به تمامي مؤسسات ماسوني، با واژه ي «برادر» مورد خطاب قرار مي گيرند. کساني که افکارشان در خارج از اين کانون سير کند، در حقيقت مرام ماسوني را درک ننموده اند، زيرا همان طوري که توضيح داده شد. در نهايت طرز تفکر همه ي ماسون ها يکنواخت است. مرام و مسلک ماسوني، تقسيم بندي و يا انشعاب نمي شناسد. در نحوه ي فعاليت هاي لژها با روش هاي گوناگون که در سطح جهان پراکنده شده اند؛ هيچ گونه مغايرت و تضاد، نمي توان مشاهده کرد. آنها برادران همديگر هستند. بدليل جدا بودن روش ها، برادري به برادرش پشت نمي کنند. در غيراين صورت مي توان گفت که در او فهم و درک ماسوني وجود ندارد.» – (ماسون شماره 81/4، ص 6)
«يک ماسون واقعي، وارد بحث و مجادله نمي شود، ماسون ها را تحقير نمي کند. زيرا براي يک فرد ماسون، تنها رهبر و راهنماي مطلوب، همان نظام ماسوني است. بر پايه ي همين نظام و حقيقت براين باوريم که موضوع اعتقادها و هدف ها، با هم يکي بوده و برابريم، بيدار باشيم، وارد ادعاهاي پوچ، غلط و بي محتوي نشويم. همديگر را با محبتي که هر روز افزون تر مي شود، دوست بداريم.» (همان – ص6)
شرايط عضويت
«تشکيلات ماسوني ترکيه، که برابر اذهان عامه، روي کار آورنده ي اقتدارها، هدايت کننده ي اقتصاد، تعيين کننده ي سياست هاي داخلي و خارجي کشور، و منصوب کننده ي نمايندگان مجلس است، در حال تبديل به يک مؤسسه اي با يک ستون مرکزي مي باشد که سنگيني تمام تشکيلات را بايد متحمل شود. امروزه اکثراً با اتکا به ستون مرکزي، اعضاي جديد پذيرفته مي شوند. متأسفانه کسان زيادي هستند که هنوز حقّ عضويّت اوليه شان پرداخت نشده است.
اين مطلب توسط يک مدير بنگاه يا مدير امور خيريه و يا مؤسسات غيرانتفاعي، ادا نمي شد. بلکه از زبان کسي بيان مي گرديد که از نظر عموم، جهت دهنده ي اقتصاد کشور، ناظر بر سياست داخلي و خارجي و گمارنده ي مهره هاي اقتدا ترکيه بود. «ودادين سو» رئيس تشکيلات ماسوني ترکيه، در اطاق کار خود واقع در ساختمان مرکزي سازمان در کوي «تپه باشي» استانبول، که بي شباهت به دفتر کار يک وکيل مدافع در ساختمان مرکزي سازمان درکوي «تپه باشي» استانبول، که بي شباهت به دفتر کار و يک وکيل مدافع ساده نبود، به سخنانش چنين ادامه داد، اعضاء سازمان را اکثراً کارمندان، پزشکان، بازنشسته ها، ارتشي هاي بازنشسته، و حقوقدانان تشکيل مي دهند. مانند تمام انجمن ها، گرفتار مشکلات مالي هستيم، نتوانستيم جوابگو باشيم. مقداري پول جمع کرديم، دوستي، واسطه شد وام درازمدتي دريافت کرديم. – (نشريه نکته، سال سوم، شماره ي 40، ص 24)
آداب و رسوم مربوط به عضويّت و شرايط آن، کذب بودن مسائلي مالي را که عنوان شده است اشکار مي سازد. قبل از هر چيز، موضوع وضع مالي کانديدا بررسي مي شود.
«قبل از ختم عرايض خود لازم مي دانم به موضوعي در ارتباط با ماسون ها، که در نشريه اي ديده ام اشاره ي بکنم. «ژزوئيت ها» در ميان اشخاص داوطلب ورود در بين خود، دنبال سه خصوصيت مي گشتند، يکي حسن جمال، ديگري علم و کمال، سومي ثروت و مال. در حقيقت اين سه عامل که بر روي توده ي مردم عامي تاثير زيادي به جا مي گذارد، بايستي در ماسون ها وجود داشته باشد.» – (نشريه ماسون ترک، سال 1960، ص 2085)
«بعد از بررسي اوصاف عمومي، از نظر ديدگاه هاي ماسوني، بايد شرايط خاصي را مورد تحقيق قرار داد. اين شرايط بدين قرار است:
1- ايده آليست بودن 2- حسن شهرت و خوشنامي 3- دارا بودن امکانات خوب مالي 4- دارا بودن موقعيت مناسب اجتماعي.» (نشريه ماسون، شماره 81/4، ص 32)
«ماسوني در همه جا، در ميان روشنفکران، معتبر شناخته شده است. ماسون ها به موقعيت اجتماعي شخص، اهميت زيادي قائل اند. کساني با وضع اجتماعي نامساعد، به درون راه داده نمي شوند.» – (نشريه شرق بزرگ، سال دوم، شماره 7)
مراسم سوگند
«ماسون در ارتقاء به درجه ي بالاتر سوگند ياد مي کند. مهم ترين سوگندها، سوگند اوّلين مراسم ورود به فرقه ي ماسوني و اخذ درجه ي شاگردي است. متن سوگندهاي کلاسيک معمولاً سه مرحله دارد:
1- التماس کردن: التماس، معمولا به درگاه خداوندان، يا به نيروهاي شيطاني و يا به قدرت هاي حقيقي به عنوان پشتوانه و تضمين سوگند، انجام مي پذيرد.
2- قول دادن، موضوع سوگند است. در اينجا تا حدّ امکان، اهداف و آرمان ها بر زبان جاري مي شود.
3-لعنت کردن: در اينجا جزاهاي در نظر گرفته شده در صورت عدم اعتناء به مفاد سوگند، خوانده مي شود. در بعضي از روش ها، اولين سوگند در مرحله ي شاگردي، در حالي که با دست چپ قدحي گرفته شده و دست راست بر روي قلب قرار گرفته است، انجام مي پذيرد. در داخل قدح آب وجود دارد. اين حرکت مظهر صفا و صميميت نامزد است. در ساير روش ها، نامزد، نوک پرگاري را که با دست چپش گرفته است، بر روي قلبش مي گذارد و دست راست خود را بر روي گونيايي که روي شمشير قرار گرفته، مي گذارد.» – (شاگرد، کمک استاد، استاد، صفحه 40)
«فانوس شيطان، بجاي روشن نمودن راهي که خواهي رفت، محلّي را که به آنجا خواهي رسيد، از تاريکي خواهد رهاند.» – (نشريه ماسون، شماره ي 29، ص23)
اطاق مرگ
مجازات ماسون هائي که از انجام تعهدات خود، برابر سوگندي که چه در شاگردي و چه در مراحل بعدي ياد کرده اند، خودداري نموده باشند، در اين اطاق (عکس زير) انجام مي پذيرد.
زاويه ي تفکر
«نامزد، قبل از انجام مراسم مربوط به عضويّت، هنوز بيگانه محسوب مي گردد و لازم است مدتي در يک اطاق نيمه تاريک، که زاويه ي تفکر نگهداري مي شود. اين اطاق با ديوارهاي سياه، با استخوان و جمجمه ي انسان، يک ميز کوچک و يک چهار پايه و مقداري نوشت افزار، بشکل عجيب و غريبي درآورده شده است. روي ميز مقداري نان و يک تنگ آب گذاشته شده است. دو بشقاب نيز روي ميز وجود دارد که در يکي مقداري نمک، و در ديگري کشک ريخته شده است. علاوه بر اين، ديوارهاي اطاق با نقاشي هاي اسرارآميز تزئين يافته، نواري که بر روي آن کلمات «بيداري و ثبات» نوشته شده، در وسط عکس يک خروس، يک ساعت شني، يک داس بزرگ و حروف V.I.T.R.I.O.L وجود دارد.* اطاق به وسيله ي مشعلي روشن مي گردد.
بيگانه پاسخ سؤالات را در اين اطاق خواهد نوشت. ضمناً وصيتنامه خود را نيز در همان جا تنظيم خواهد نمود.» – (شاگرد، کمک استاد، استاد، ص 27)
«در دوران باستان، کلمه ي ويتريول V.I.T.R.I.O.L که از حرف اول کلمات «ويست، انتريورا، تراس، رکتي فيکاندو، اوکوتوم، لاپيدم» به معني: برخيز و داخل زمين شو، سنگ مخفي شده را خواهي يافت، تشکيل شده بود، به معني دعوت براي کاوش درون بوده است.» – (شاگرد، کمک استاد، استاد، ص30)
«نامزد وقتي از زاويه ي تفکر، بيرون آورده شد، قسمتي از لباس هاي خود را به شکل زير درمي آورد، 1-دست چپ و سينه ي چپ برهنه 2- پاي چپ و زانوي راست برهنه 3- پاي چپ بدون کفش.» (شاگرد، کمک استاد، استاد، ص 33)
حجره ي وسطي
«اطاق مياني که در مراسم عضويت مورد استفاده قرار مي گيرد، از دو بخش تشکيل مي شود، اولي را حيکال HIKAI و دومي را دب هير DEBHIR مي نامند. حيکال اطاق مرگ استاد حيرام، دب هير اطاق زنده شده دوباره ي وي است. حيکال با روپوش هاي آبي، و دب هير با روپوش طلايي رنگ، تزئين شده اند منظور از مراسم اين بخش، تجسّم روحيه ي «حيات دوباره ي حيرام» در نامزد است. کسي که از اين مراسم گذشت، ديگر مريد شده و نورافشاني خواهد نمود.» – (شاگرد، کمک استاد، استاد، ص 105)
نام هاي دو بخش حجره ي وسطي، از زبان عبراني گرفته شده است. در مرام ماسوني نظير اين بيش از دويست کلمه ي عبري وجود دارد.
ريسماني که بر گردن آويخته مي شود
«مراسم آماده سازي نامزد، باگذراندن طنابي به گردنش، با تمام مي رسد. اين طناب مظهر ارتباطات نامزد، با دنياي خارج است. در اين وسط، چشمان وي با پارچه اي بسته مي شود. اين نوار با رسيدن نامزد به مرحله ي نور و ضيا، باز مي شود. با باز شدن نوار و شوکي که به نامزد دست مي دهد يعني با شوک مراسم، وي يک ماسون محسوب مي گردد.» – (شاگرد، کمک استاد، استاد، صفحه 35)
وضعيّت نظم
«دست راستش، در حالي که چهارانگشتش به هم چسبيده، و انگشت شصت، به طوري که حال گونيا را ايجاد کند، به صورت باز، زيرچانه ي جلوي گردنش گذاشته و دست چپ به طرف پايين به موازات بدنش کشيده مي شود، بعد دست راستش، به طرف شانه ي راست (به طور افقي و به نشانه ي بريدن) کشيده شده، پايين مي افتد.» – (مراسم درجه يک ماسوني، صفحه ي 13)
«در وضعيت نظام درجه سه، در حالي که انگشتان دست راست، به شکل گونيا بهم چسبانده شده، زير قلب (به طرف داخل لباس) گذارده مي شود.» – (مراسم درجه سه ماسوني، صفحه 11)
دستکش هاي سفيد
«دستکش هاي سفيد ماسون ها، سمبل صفا و سادگي است. دستکش سفيد يک ماسون، نشانه ي عدم اشتراک وي، در توطئه ي قتل استاد حيرام است.» – ( شاگرد کمک استاد، استاد، ص74)
——————————————————-
- * Vista interior, Terrace, Rectificandooue, inenies, occutom, Lapidem
- منبع: مباني فراماسونري ترجمه: جعفر سعيدي تأليف: گروه تحقيقات علمي ترکيه [يحيي هارون] نوبت چاپ: چاپ ششم بهار 1391 شمارگان: 2000
- منبع: مباني فراماسونري ترجمه: جعفر سعيدي تأليف: گروه تحقيقات علمي ترکيه [يحيي هارون]؛ نوبت چاپ: چاپ ششم بهار 1391 شمارگان: 2000







دیدگاهتان را بنویسید