مهدویت از دیدگاه مستشرقان

اشاره

از دو قرن پیش. مستشرقان با انگیزه های تبشیری و استعماری و در برخی موارد عملی، راهی مشرق زمین گشتند؛ و به جهت ناآشنایی و عدم دسترسی به منابع اولیه، چهره ناقص و نادرستی از تعالیم اسلام ارائه دادند.

برخورد آنان با مهدویت نیز، به دنبال ظهور متمهدیانی چون مهدی سودانی یا مطالع ء کتبی مانند مقدمه ابن خلدون بوده، که احادیث مهدویت را مجعول و نادرست می شمرد.

البته کسانی چون پروفسور هازی کربن، به جهت آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی، به حقایقی در این زمینه است یافته اند.

مقدّمه

استشراق، شرق شناسی یا خاورشناسی، معادل کلمه Orientalism، از ماده Orient، به معنای شرق. بر اعمالِ مستشرقان در قبال فرهنگِ مشرق زمین اطلاق می شود؛ که عناصر زبان. ادبیات، هنر، آداب و رسوم، افکار و عقاید و دیگر عادات و سنن را در بر می گیرد.(1)

استیلای سیاسی ـ فرهنگی، و گروهی نیز صرفا با انگیزه های علمی و به منظور فرونشاندن عطش دانایی، عازم دیار شرق گشته اند.(2)

در آورد؛ که توسّط مرحوم دکتر رامیار به فارسی ترجمه شده است.(3)

اسلام شناسی مورد پذیرش واقع شده است.

دانشمندان مسلمان، در برابر جریان استشراق دو موضع متفاوت اتخاذ کرده اند: گروهی از سر افراط فعالیت های آنان را ستوده و آنان را پایه گذار روش های صحیح تحقیق در متون دینی و احیاگر میراثِ بر باد رفته شرق به غرب می دانند. در مقابل، گروهی دیگری از دانشمندان، این فعالیت را به شدّت نکوهیده و معتقدند: شرق شناسی، طبق یک نقشه از پیش تعیین شده و با هدفِ توهین به مقدسات و تضعیف عقاید مسلمانان، پا به عرصه گذارده است.

امّا انصاف اقتضا دارد که همه را به یک چوب نرانیم و خدمتِ برخی را به واسطه خیانتِ گروهی دیگر، نادیده نیانگاریم. خدماتِ خاورشناسان را در شناسایی، گردآوری، فهرست نگاری و انتشار برخی نسخه های خطی اسلامی و خصوصا معجم نگاری الفاظ قرآن، پی ریزی شیوه های نوینِ پژوهش در متون دینی، که محصولِ تجاربِ آنان در پژوهش های علوم انسانی است، بپذیریم و از خیانت برخی از آنان در تحریف، تدلیس، تأویل، رستکاری، زشت سازیِ تعالیم قرآنی و استناد به روایات ضعیف، افسانه ها، خرافه ها، جعلیّات، شایعات و گفته های احبار و رهبان، غافل نباشیم.(4)

می شود.

نقص عمده این دایرة المعارف، نادیده گرفتن فرهنگ تشیع و ایران است؛ به گونه ای که درباره امام صادق (علیه السلام) تنها هجده سطر، درباره ابوذر غفاری، چهار سطر و درباره شیخ طوسی، از بزرگان علمیِ جهان تشیع، سخنی به میان نیامده است.

ترجمه دائرة المعارف اسلام به زبان فارسی، توسط «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» آغاز و نخستین دفتر آن در سال 1354 شمسی منتشر گردیدگ امّا پس از انتشار ده دفتر، در سال 1361 متوقف گردید.(5)

ضرورت پژوهش

در میان تعالیم جاودانی و جهانی اسلام، هیچ یک به اندازه حکومت فراگیر مهدوی، قابلیت ارائه به جهان پر غوغای امروزی را ندارد. حکومتی که حتی برای غیر مسلمانان نیز عدالت و امنیت را به همراه دارد.

امّا جای بسی تألیف است که این اندیشه والا و گیرای مکتب اسلام، کمتر از دیگر موضوعات دینی، به اندیشمندان امروزی معرفی گردیده است؛ البته آن هم به شکلی ناقص یا نادرست؛ زیرا آشنایی جهان غرب با اسلام، عموما به واسطه مقالات یا کتب مستشرقان بوده است؛ که خود اطلاع درستی از این مکتب آسمانی نداشته اند. با توجه به ضرورت عرضه اندیشه مهدوی در جهان معاصر، هدفِ این مقاله، باز کاوی دیدگاه مستشرقان در این موضوع است؛ تا آنان که قدم در این مسیر می گذارند، با نگاه درستی به گذشته، آینده را رقم زنند.

مدخل

موضوع مهدویت، از زوایای مختلف مورد کاوش پژوهشگران غربی قرار گرفته است. برخی از آنان در بررسی تاریخ مسلمانان، از صدر اسلام تاکنون، به کسانی برخورده اند که با نام مهدی قیام کرده و حکومت تشکیل داده اند؛ همچون حکومت فاطمیون در مصر، که سر سلسله آن المهدی باللّه است یا قیامِ مهدی سودانی در قرن نوزدهم میلادی، در برابر سلطه انگلیس بر این کشور.

برخی دیگر در بررسی عقاید شیعه، به موضوع غیبت امام مهدی (علیه السلام) و انتظار ظهور او برخورده و این موضوع را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده اند؛ مانند پروفسور کُربُن، که بخشی از پرسش های او از مرحوم علامّه طباطبایی در این باره است.

برخی نیز در مقام مقایسه میان ادیان آسمانی، موعود گرایی را یکی از وجوه مشترک ادیان دانسته و از این زاویه به بیان تفاوت های موعودِ اسلام با موعود دیگر ادیان پرداخته اند.

بررسی همه موارد فوق، با توجه به اندک بودن منابع در دسترس، کاری دشوار است. در زبان فارسی تنها یک کتابِ صد صفحه ای به تحقیق در این باره پرداخته است؛ که متأسفانه نیمه اوّل آن هم، ربطی به موضوع ندارد.(6)

مستشرقان درباره مهدویت را برای خوانندگان عزیز باز نماید.

قیام مهدی سودانی

در سال 1834 م. فردی به نام محمداحمد سودانی، خود را مهدی موعود خواند و با ارتش انگلیس و مصر، که کشور سودان را به اشغال خود در آورده بودند، به جنگ و مبارزه برخاست. حرکت او نظر جهانیان را به خود جلب کرد و نام او را به اروپا و دیگر نقاط غرب رسانید.

«دار مستتر»(7)، شرق شناسی یهودی الاصل فرانسوی، این حرکت را موضوع پژوهش خود قرار داد و اعتقاد به مهدویت در اسلام را بررسی نمود. او حاصل کار خود را طی کنفرانس هایی که در تالار سور بن پاریس، در حضور جمع کثیری از مردم فرانسه برگزار گردید، عرضه داشت. بعدها گفتارهای او به شکل کتابی مستقل با نام «مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم» منتشر شد، که به فارسی نیز ترجمه شده است.(8)

او می گوید:

«آیا می دانید که محمّد (صلّی الله علیه وآله وسّلم)، شریعت خود را چگونه بنیان نهاد؟ هنگامی که او ظهور کرد، در عربستان، علاوه بر شرک ملی باستانی، سه دیانت بیگانه موجود بود: آیین یهود، دیانت عیسوی و کیش زردشت.

نکته مشترکی که در این سه دیانت یافت می شد. عبارت از اعتقاد به یک وجود مافوق الطبیعه بود، که بایستی در آخر الزمان ظهور کند و نظم و عدالت از دست رفته را به جهان باز گرداند و مقدمه خلود و سعادتِ دائم انسان را فراهم سازد.»(9)

وی اضافه می کند:

«این اعتقاد که نخست در دیانت یهود بوده و عیسویت را به وجود آورده است، فقط وقتی در دیانت یهودان و عیسویان به صورت نهایی درآمد که تحت تأثیر اساطیر ایرانی واقع شد... مسلمانان در خصوص اعتقاد به ظهور منجی، اصول عیسویان را پذیرفته اند.»(10)

دار مستتر در مورد تولد این موعود می گوید:

«حسن (علیه السلام) که امام یازدهم بود، پس از مرگ خود پسری شش ساله باقی گذاشت، به نام محمد. خلیفه آن پسر را در شهر حلّه، نزدیک خود، به زندان افکنده بود، وی در 12 سالگی غایب شد. چون او تنها باقیمانده نسب مستقیم پیامبر بود، عامّه چنین نتیجه گرفتند که این کودک در ساعتی که بخواهد ظهور خواهد کرد.»(11)

پر داده و بزرگ کرده اند.

در حالی که امثال مهدی سودانی، که در این کشور ادعای مهدویت داشته اند، نه شیعه بوده اند و نه ایرانی! بلکه روایاتی از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسّلم) در باره ظهور فردی که در آخرالزمان، به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد و قسط و عدل را بر جهان حاکم گرداند، به قدری در کتب روایی اهل سنّت وارد شده است، که حتّی متعصّب ترین گروه های سنّی در برابر شیعه، یعنی وهّابیّت، روایات در این باره را غیر قابل انکار می دانند.

شیخ عبدالعزیز بن باز، مفتی اعظم عربستان، در یک سخنرانی که متن ان در مجلّه الجامعة الاسلامیة به چاپ رسیده است، به دنبال سخنرانیِ شیخ عبدالمحسن العباد، قائم مقام ریاست دانشگاه اسلامی مدینه، در موضوع مهدویّت، چنین می گوید:

«همان طور که اهل علم تبیین کرده اند، مسأله مهدی، آشکار و روشن و احادیث درباره آن، فراوان، بلکه متواتر و مستحکم است و از اهل علم افراد زیادی تواتر آن را بازگو کرده اند، به تواتر معنوی، که دلالت دارد این شخصِ موعود، مسأله اش ثابت و خروجش حقّ است. او از الطاف خدای عزوجل به این امّت در آخر الزمان است، که ظهور می کند و داد و حقّ را بر پا می دارد و از ظلم و بیداد جلوگیری می کند؛ و خداوند به وسیله او سایه لوای حق را بر این امّت، در راه عدالت. هدایت و راهنمایی مردمان، می گسترد.»(12)

البته بن باز در مورد اینکه مهدی (علیه السلام) یکی از دوازده خلیفه پیامبر باشد، تردید کرده و می گوید:

«در مورد گفته حافظ اسماعیل بن کثیر، در تفسیر خود در سوره مائدة، هنگام بیان اسامی نُقَبا، و اینکه مهدی می تواند یکی از امامان دوازده گانه باشد، جای تأمل وجود دارد؛ زیرا پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسّلم) فرمود: این امّت مادام که دوازده خلیفه بر آنان حکومت دارند، که همگی شان از قریش هستند، همچنان پایدار خواهد بود.

این فرموده او دلالت دارد که دین در زمان آنان استوار و احکام خدا جاری و حق فائق است و این امر، فقط بیش از انقراضِ دولت امویان بود و پس از آنان اختلافاتی بروز کرد که مردم دچار دو دستگی شدند و مصیبت بر سر مسلمانان فرود آمد...

به نظر من مراد از دوازده خلیفه، خلفای چهارگانه، معاویه و فرزندش یزید و سپس عبدالملک مروان و چهار فرزندش و عمر بن عبدالعزیز می باشد؛ که اسلام در زمان آنان گسترش یافت و دین پایدار گردید و حق آشکار شد.»(13)

پژوهشگران غربی غیرمسلمان چه انتظار!

ابن خلدون در فصل پنجاه و دوّم از کتاب مقدمه خود، ذیل عنوانِ «فی امر الفاطمی و ما یذهب الیه الناس فی شأنه» ابتدا چنین می گوید:

«اعلم انّ فی المشهور بین الکافة من اهل الاسلام علی ممّر الاعصار انّه لابدّ فی آخر الزّمان من ظهور رجل من اهل البیت یؤیّد الدّین ویظهر العدل ویتبعه المسلمون ویستولی علی الممالک الاسلامیّه ویسمّی بالمهدیّ ویکون خروج الدّجال وما بعده من اشراط السّاعة الثابته فی الصحیح علی اثره وانّ عیسی ینزل من بعده فیَقتل الدّجال او ینزل معه فیساعده علی قتله ویَأتمّ بالمهدیّ فی صلاته... (14)

کشورهای اسلامی مستولی می شود.

نام او مهدی است و از شرایط ظهور او قیام دجّال است، که در روایات، صحیحه مطرح شده است و عیسی نیز پس از او نازل می شود و دجّال را می کشد و یا در کشتن او مساعدت می کند؛ و در نماز به مهدی اقتدا خواهد کرد.»

ابن خلدون، سپس روایات مربوط به مهدی (علیه السلام) را از کتب بزرگان اهل سنّت نقل نموده و یک یک آنها را مودر نقد و طعن قرار می دهد؛ از مهم ترین دلایل طرد و ردّ روایت نزد او، حضور یکی از رجال شیعه در سلسله سند روایت است.

البته کسانی مانند احمد کسروی نیز مهدویت را زیر سؤال برده اند. او در دو کتابِ «شیعی گری» و «بهایی گری» در این باره می نویسد:

«مهدی گری افسانه است... اگر در ادیان دیگر هم منتظر منجی هستند؛ آنها نیز افسانه است.»، «بی گمان در زمان بنیان گزار اسلام، سخنی از مهدی در میان نبوده و نباید می بود.» «مهدویت را ایرانیان بین مسلمانان انداخته اند.» و «امام حسن عسکری (علیه السلام) فرزندی نداشته؛ و چگونه می شود کسی فرزندی داشته باشد، و کسی از آن آگاه نباشد.»(15).

(16)

الاسلام»، که مبنای بسیاری از نوشته های مستشرقان پس از او قرار گرفته، چنین می نویسد:

«اندیشه مهدی، که در اصل به عناصر یهودی و مسیحی بر می گردد، بعضی ویژگی های سائوشیانت زردشتی به آن اضافه شد. چنانکه اذهان خیال پردازان نیز به آن مطالبی افزود؛ و عقیده به مهدی، مجموعه ای از اساطیر شد...

آنان احادیثی را به پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسّلم) نسبت دادند که اوصافِ دقیق مهدی (علیه السلام) در آن تصویر شده بود؛ در حالی که این احادیث به هیچ وجه در تألیفاتی که احادیث صحیح را جمع آوری کرده، نیامده است.»(17)

(18)(19)

می نویسد:

«احادیث را هر گونه هم تفسیر کنند، دلیل قانع کننده در دست نیست که تصور کنیم پیامبر اسلام، ظهور یک مهدی را برای احیا، تحقق، اکمال و تقویت اسلام، لازم و حتمی شمرده باشد.»(20).

اسلامی و خصوصا شیعی می دانند؛ که به دو نمونه از این دیدگاه اشاره می کنیم:

ماربین، مستشرق آلمانی، در کتاب خود «سیاست اسلامی»، در پایان فصل هفتم، در مورد فلسفه مذهبِ شیعه می گوید:

«از جمله مسائل بسیار مهم اجتماعی که همواره می تواند موجب امیدواری و رستگاری گردد، همانا اعتقاد به وجود یک حجّت در هر عصر و انتظار ظهور اوست.

شیعه عقیده دارد که انسان چون به هنگام شب در بستر می رود، باید به این امید بخوابد که صبح هنگام، چون از خواب برخیزد و ببیند که حجت عصر ظهور کرده است، در تأیید او آماده باشد؛ و عقیده دارند که همه مردم و دولت های روی زمین تابع او و تحت حکومت آنها خواهند بود.

گویا فرد فرد شیعه، به امید ترقی و عالم گیری و اقتدار مذهب خود، هر صبح از خواب بر می خیزد. شیعه، مجتهدین را نوّاب عام حجّت عصر می دانند. و البته بر دانشمندان علوم اجتماعی روشن است که اگر همچو عقیده ای در میان فرد فرد ملّتی گسترش یافته و رسوخ کند، ناچار روزی اسباب طبیعی آن، برای آنان فراهم خواهد آمد.

یأس و حرمان، عامل همه گونه نکبت و ذلّت است و ضدّ آن، پشت گرمی. امیدواری و قوّت قلب از روی اعتقاد، مایه فلاح و نجات می گردد.»

این مستشرق آلمانی، در ادامه نوشته خود، پیشکویی جالبی کرده و می گوید:

اعتقادات مذهبی در ملل مشرق زمین، تا دو قرن دیگر کاملاً اثرات خود را خواهد بخشید؛ و می توان گفت که در این مدت و با این همه جمعیت و اسباب طبیعی. شیعه پیشرفت محیّر العقولی نموده و از حیث عدّه، نیرو و قدرت، مقام اول را حائز خواهد شد؛ و حتی اگر آثار اعتقادات مذهبی را از بین برود. شیعه دارای آن سرمایه ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعی، شوکت، اقتدار، قوت و حکومت خود را در عالم نگه دارد.»(21)

علل سقوط بنی امیّه» در این باره می گوید:

«مسیح ناجی، در میان شیعیان معروف و مشهور است. او ملقّب به مهدیّ است. البته این لقب، در آغاز یکی از القاب شَرف بود؛ ولی دیری نپایید که مخصوصِ آن ناجی از اهل بیت گردید؛ چنانکه اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار او، در بدو امر مختص به آل بیت نبود و فکر مهدیِ منتظر چنان در میان اهل سنّت شیوع یافت که فکر مهدی های دیگر را به کلّی از ذهن آنان خارج ساخت؛ و بدون شک، پیشگویی راجع به این امر و انتظار ظهور ایشان. از نفوس مسلمانان بیرون نرفته است.»(22)

دکتر سید حسین نصر در مقدمه کتابِ «شیعه در اسلام»، تألیف مرحوم علامه، می نویسد:

«سالیان دراز، هر پاییز، بین ایشان و استاد هنری کربی، مجالسی با حضور جمعی از فضلا و دانشمندان تشکیل می شد؛ که در آن مباحثی حیاتی درباره دین و فلسفه و مسائلی که در جهان امروز با آن روبرو می شود، مطرح می شد و این جلسات نتایج بسیار مهمی به بار آورده است... حتی می توان گفت که از دوره قرون وسطی، که تماس فکری و معنوی اصیل بین اسلام و مسیحیت قطع شد، چنین تماسی بین شرق اسلامی و غرب حاصل نشده است.»(23)

و در بخش دیگری از این مقدمه می افزاید:

«غرب، تاکنون دو بار با اسلام تماس مستقیم داشته است؛ با اعراب در اندلس و با اَتراک در شرق اروپا؛ و در هر دو مورد، تماس با اسلام سنّی بوده است در برخی مواردِ محدود، با اسلام شیعی؛ آن هم از نوع اسماعیلی! مغرب زمین هیچ گاه با عالم تشیع، بخصوص ایران شیعی، تماسی نداشته است... و تشیّع، چنانکه هست، در خارج از جهان پیروان آن، شناخته شده نیست. از این رو مستشرقان همواره تشیع را یک «بدعت» در اسلام و حتی برخی آن را اختراع عده ای از دشمنان اسلام دانسته اند.»(24)

رسیده و هم به طور مستقل، تحت عنوانِ «ظهور شیعه»، منتشر گردیده است.

البته باید توجه داشت که پروفسور کربن، بیشتر به عرفان و حکمت اسلامی نظر کرده و موضوع مهدویت را نیز از دیدگاه معنوی آن مورد پرسش قرار داده است. از این رو پرسش خود را از مرحوم علامه چنین مطرح می کند:

«تصوّر امام غایب، چه اثری در تفکر فلسفی و اخلاق و روی هم رفته زندگانی معنوی انسان دارد؟ آیا با تعمقی جدید در این تصور اساسی، مذهب تشیّع نمی تواند به دنیای امروز یک غذای جدید روحی، برای احیای فلسفه و مبدأ نیرومندی برای زندگی معنوی و اخلاقی ببخشد؟ نیرویی که تاکنون در تقدیر مانده است.»(25)

جالب است. ایشان در ابتدا می فرمایند:

«استفاده معنوی از «مهدی» (علیه السلام) پس از گذشت دو قرن و نیم از هجرت پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسّلم) آغاز نمی شود؛ بلکه پیامبر اسلام با بیان صریح و اخبار قطعی به آمدن مهدی موعود، آن حالت معنوی را که با اعتقاد به «مهدی» در باطن یک مسلمان واقع بین جلوه گر می شود، در نفوس عموم اهل اسلام به وجود آورده است.

تصور ظهور مهدی، در ردیف تصور وقوع قیامت می باشد. چنانکه اعتقاد به پاداش عمل، یک نگهبان داخلی است؛ که به هر نیکی امر و از هر بدی نهی می کند. همچنین اعتقاد به ظهور مهدی، نگهبان دیگری است. که برای حفاظتِ حیات درونی پیروان واقع بین اسلام گماشته شده است.»(26)

اشاره نموده و دریافت های خود را از نوع تفکر و فلسفه شیعه بیان داشته است.

او در باره فلسفه غیبت امام زمان (علیه السلام) چنین می نویسد:

«جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذیب و تجدید عالم روحانی آنان است و در نتیجه همان مفهوم عمیق اندیشه ای است که شیعه از غیبت و ظهور امام دارد.

مردم شایستگی خود را برای دیدن امام از دست می دهند؛ آنگاه خود بین امام و خویشتن حجاب می گردند؛ ز یرا وسیله تجلّی و مشاهده را؛ یعنی معرفتی که از راه قلب حاصل می شود، از دست می دهند، یا آن را فلج ساخته و از کار می اندازند. پس تا وقتی که مردم مستعدّ شناسایی و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غایب، هیچ معنی نخواهد داشت.»(27)

را چنین بیان می دارد:

«به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق همیشه زنده نگه داشته و به طور مستمر و پیوسته ولایت را زنده و پا بر جا می گذارد. مذهب یهود، نبوت را، که رابطه ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمّد (صلّی الله علیه وآله وسّلم) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می کند و نیز مسیحیان در حضرت عیسی متوقف شدند و اهل سنّت از مسلمانان نیز در حضرت محمّد (صلّی الله علیه وآله وسّلم) توقف نموده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه ای میان خالق و خلق، موجود نمی دانند.

تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد (صلّی الله علیه وآله وسّلم) ختم شده می داند؛ ولی ولایت را، که همان رابطه هدایت و تکمیل می باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند؛ رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی حکایت می کند؛ به واسطه دعوت های دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمّد (صلوات اللّه علیهم اجمعین)؛ و بعد از حضرت محمّد (صلّی الله علیه وآله وسّلم) به واسطه همین رابطه ولایت، جانشین وی (به عقیده شیعه) زنده بوده و هست و خواهد بود و این حقیقتی است زنده؛ که هرگز نظر علمی نمی تواند آن را از خرافات شمرده و از لیست حقایق حذف نماید.

به عقیده من، همه ادیان بر حق بوده و یک حقیقت زنده را دنبال می کنند و همه ادیان در اثبات وجود این حقیقت زنده مشترکند. اری! تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار

پوشانده است.»(28)

شاید مهم ترین انتقاد به تحقیقات کربن، عدم توجه او به بُعد اجتماعی ظهور حضرت حجّت (علیه السلام) و قرار گرفتنِ دوران، غیبت میان دو حادثه بزرگ عاشورا و ظهور و قیام بالسیّف مهدی (علیه السلام) است. بی تردید نمی توان در کنار عروج عرفانی شیعیان، که کربن بدرستی از آن به عنوان یکی از شروط اساسی توفیق دیدار معصوم یاد می کند، از وجه اجتماعی و مبارزه فراگیر آن امام با ظلم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صاحبان، زور و زر و تزویر چشم پوشید و خروج عاشقانه ابا عبداللّه (علیه السلام) را برای اصلاح اجتماعی امّت جدّش، که فرهنگی فاسد در کالبد آن دمیده شده بود، به فراموشی سپرد و از عنصر سیاسی این هر دو قیام صدور ذیل اسلام، چشم به غفلت پوشید.(29)


1. بهاء الدّین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج 2، ص 2046، چاپ اول، تهران، 1377.

2. محمد ابراهیم روشن ضمیر، درآمدی بر معرفی مستشرقان و قرآن پژوهی، مجلّه پژوهش ها، شماره ـ ص 191.

3. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج 2، ص 2048.

4. مجلّه پژوهش ها، شماره ـ، ص 197.

5. دائرة المعارف تشیع، مقدمه ج 1، ص 15، تهران بنیاد طاهر، 1366. (به نقل از مجله پژوهش ها، ص 205).

6. عنوان این کتاب، «ذهنیّت مستشرقین، پژوهش در اصالت اندیشه مهدویت و نقد گفتار شرق شناسان» می باشد، که پیش از انقلاب، با نام مستعار «حسین منتظر» و پس از انقلاب. با نام عبدالحسین فخّاری، توسط نشر آفاق منتشر گردیده است.

7. .Darmesteter

8. ترجمه محسن جهانسوز، کتاب فروشی ادب، خرداد 1317.

9. مهدی در سیزده قرن، تألیف دار مستتر، ترجمه محسن جهانسوز، صص 5 و 6. (به نقل از مصلح جهانی، تألیف سید هادی خسروشاهی، ص 58).

10. همان، ص 6، (به نقل از کتاب ذهنیت مستشرقین، ص 58).

11. همان، ص 37.

12. سیدهادی خسروشاهی، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنّت، ص 151، انتشارات اطلاعات، چاپ دوم، 1374.

13. همان، ص 154.

14. ابن خلدون، مقدمه، ص 311، دارالکتب العلمیّه، چاپ چهارم، بیروت.

15. ذهنیت مستشرقین، ص 55.

16. Goldziher، (1921 ـ 1850).

17. گلدزیهر، العقیدة و الشریعة فی الاسلام، ترجمه محمد یوسف موسی، علی حسن عبدالقادر، عبدالعزیز عبدالحق، چاپ دوم، 1959، مصر، دارالکتب الحدیثه و بغداد، مکتبة المثنّی، ص 93. (به نقل از ذهنیت مستشرقین، ص 60).

18. .Margoliought

19. Encyclo Paedia of Reliqion and Ethies, Vol. VIII Edit by: S.Hasting. Latest edit, Edinbougn, New York, 1964, P337.

20. ذهنیت مستشرقین، ص 59.

21. مصلح جهانی، ص 77.

22. همان، ص 65.

23. شیعه در اسلام، علامه سیدمحمد حسین طباطبایی، دارالکتب الاسلامیه، 1348، ص ز.

24. همان، ص ب.

25. مجله مکتب تشیع، سالانه 2، ص 72.

26. همان، ص 88.

27. امین میزرایی، امام عصر از منظر پروفسور هانری کربن، موعود شماره 14، ص 40.

28. ظهور شیعه، مجموعه مصاحبه های استاد علامه طباطبایی و پروفسور هانری کربن، ص 7.

29. موعود شماره 14، ص 41.

جاروب کن خانه، سپس میهمان طلب

 (گام هایی برای شناخت حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف))

مقدمه

 کسب معرفت و شناخت نسبت به وجود مقدس امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) اولین و مهمترین وظیفه ای است که هر شیعه منتظر بر عهده دارد زیرا فلسفه آفرینش انسان رسیدن به مقام معرفت خدای متعال است کما اینکه امام رضا(علیه السلام) فرمود:«اول عبادة الله تعالی معرفته و اصل معرفة الله توحیده؛[1]اساس و پایه بندگی خدا شناخت اوست و ریشه شناخت خدا، یگانه دانستن او»، اما این معرفت حاصل نمی شود مگر به معرفت امام و حجت عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) که آیینه تمام نمای حق و واسطه شناخت خداست.

معرفت، روح بندگی

 درست است که معرفت اصیل، معرفت خدای متعال است که روح و حقیقت بندگی اوست اما بدیهی است که لازمه معرفت خدای سبحان، معرفت پیامبر(صلی الله و علیه و آله) و اهل بیت اوست به گونه ای که قبل از هر عبادتی باید تسلیم ولایت چهارده معصوم شد و آن گاه از آنها اعمال عبادی را فرا گرفت. حضرت امام صادق (علیه السلام) پیشوای ششم شیعیان شرط قبولی اعمال را، پذیرش ولایت بیان فرمود که: «لایقبلُ الله مِن  العبادِ عَمَلاً إلّا بمعرِفَتنا؛[2]خداوند متعال از بندگان عملی را نمی پذیرد، مگر به معرفت و شناخت ما». بنابراین رتبه معرفت امام (علیه السلام) بر هر عبادتی مقدم است.

از طرف دیگر نتیجه هر عبادتی معرفت بیشتر نسبت به خداوند است که این اثرش در معرفت بیشتر نسبت به اهل بیت (علیه السلام) آشکار می گردد. بنابراین معرفت امام (علیه السلام) عصاره و چکیده همه عبادات است و چون روح همه آنها است، از هیچ عبادتی جدا نیست.

خدا باوری در پرتو امام شناسی

 سخن در این است که خداشناسی بدون امام شناسی امکان ندارد و منظور از امام شناسی این است که شخص پس از نایل شدن به معرفت امام، آن را بپذیرد و تسلیم این حقیقت شود و در حقیقت وظیفه خود را در باب معرفت امام انجام دهد. چنین فردی را امام شناس می گوییم. این نکته از فرمایش امام صادق (علیه السلام) استفاده می شود که فرمود:« شناخت امام شناخت خدا و انکار امام انکار خدا است و دین خدا همانا در شناخت امام معصوم است و همه حدود و شرایع دین منحصر در شناخت ولی الله است».[3]در واقع امام شناسی هم مساوی با کسی است که ولایت امام را پذیرفته است.

اکنون می توانیم تصدیق کنیم که خدا باوری بدون اعتقاد به امام امکان ندارد زیرا اگر شخص واقعاً تسلیم خدا و بنده اوست، باید نسبت به بندگی و تنها راهی که او خود به عنوان عبادت خود پذیرفته است، حالت تسلیم و پذیرش داشته باشد.

 امامت و ولایت راهی است که خداوند برای بندگی خود باز کرده و عبادت را فقط از این طریق ممکن دانسته است. لذا نمی توان پذیرفت که شخصی ادعای معرفت خدارا داشته باشد اما نسبت به این امر، حالت تسلیم نداشته باشد. کسی که خدا را به خدایی باور دارد، باید پیامبرش را هم به پیامبری و امامش را هم به امامت قبول داشته باشد وگرنه اگر در یکی از این ها تزلزل و تردید داشته باشد در حقیقت در خداشناسی تردید کرده و لذا معرفت خدا را نپذیرفته است. بنابراین، معرفت امام جزئی از معرفت خدا و لازمه آن می باشد. به عبارت دیگر شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست چنان که در دعای شریف معرفت، به خداوند متعال عرض می کنیم: «اَللهُمَ عَرِفنی نَفسَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَک؛ اَللهُمَ عَرِفنی رَسُولَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَتَکَ؛ اَللهُمَ عَرِفنی حُجَتَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی حُجَتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی؛[4] خدایا! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من نشناسانی تو و پیامبرت را نمی شناسم. خدایا! پیامبرت را به من معرفی فرما؛ زیرا اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجت تو را نخواهم شناخت. خدایا! حجتت را به من بشناسان؛ زیرا اگر حجتت را به من نشناسانی نسبت به دینم، گمراه می گردم».

مقدمات کسب معرفت

اول. خودسازی

 برای ساختن خود و به کمال رسیدن باید مبارزه با هوی و هوس و نفس کرد یعنی از گناهان دوری کرد. در قرآن کریم و احادیث اسلامی از کلمه هوی یعنی هوس خیلی سخن به میان آمده و علت اساسی همه گمراهی های بشر متابعت از همین «هوی» معرفی شده است که:«وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیرِ هُدًی مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛[5]و کیست گمراه تر از آنکه پیروی از هوای نفس خود می کند؟» آری؛ کسی که گمراه باشد و راه خود را گم کرده باشد، چگونه می تواند راه شناخت امام زمان را پیدا کند؟ حضرت رسول (صلی الله و علیه و آله) نیز در این باره فرمودند:«سخت ترین چیزی که بر پیروان خود می ترسم، متابعت هوای نفس و داشتن آرزوهای دور و دراز است».

البته اولین قدم برای خودسازی، خودشناسی است و تا انسان خود را نشناسد و پی به رذائل اخلاقی خود و عادات بد خود نبرد، نمی تواند در راه اصلاح آنان گام بردارد. در مسیر خودسازی برای دور کردن رذائل از خود نیز، چند مرحله وجود دارد:

الف) مشارطه: آن است که اول روز با خود شرط کند هیچ عملی را بر خلاف فرموده خداوند رفتار نکند.

ب) مراقبه: آن است که خود را ملزم به عمل کردن شرطی که نموده است کند و مراقب باشد که شیطان موجب لغزش نشود و همین حالت را تا مدتی که معین کرده است مراقبت نماید.

ج) محاسبه: آن است که انسان با توجه به شرطی که با خود نموده است حساب نفس خود را بکند که آیا به جا آورده است یا نه؟ اگر درست وفا کرده است شکر خدا را به جا آورد.

 این را هم باید دانست که بهترین وسیله مبارزه هم عقل است زیرا به فرموده حضرت علی (علیه السلام): «عقل شمشیر برانی است؛ از آن استفاده کنید و با هوای نفس خود بجنگید».[6]حاصل آن که با گذر از مبارزه با نفس است که می توانیم در راه شناخت و معرفت امام گام برداریم، چون دلی که پاک از گناهان و رذائل شود جایگاه معرفت اهل بیت(علیه السلام) خواهد شد.

دوم. کسب فضائل

پس از آنکه خود سازی صورت گرفت و قلب آدمی پاک گردید و دیگر هیچ سیاهی در آن نبود، باید آن را با افزودن خوبی ها و فضائل، برای شناخت امام، روشن تر و آماده تر کرد. اما باید بدانیم که مراد از فضائل، خوبی هایی است که با انجام آنها خدا و رسول و ائمه را خوشحال و با انجام آنها ثوابی به انسان عطا می شود. پس اول باید بدانیم که امامان خصوصاً امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) از ما چه خواسته اند و چه توقعی از ما دارند؟

فضائل بسیاری است که موجب خشنودی امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) است که توضیح درباره هرکدام نیاز به یک تحقیق کامل دارد و در رأس آنها نیز انتظار فرج است؛ پیامبر خاتم(صلی الله و علیه و آله) فرمود:«أَفْضَلُ أعْمالِ اُمَّتِی اِنْتِظارُ الفَرَج من الله عزّ وجلّ؛ برترین کارهای امت من انتظار فرج از جانب خداوند عزّ و جل است».[7] علاوه بر آن فضائل دیگری هم وجود دارد که از جمله آنها می توان به تواضع و فروتنی، خدمت به خلق، صله رحم، عفو و گذشت، انفاق و بخشش، زهد و پاکی، امربه معروف و نهی ازمنکر، توبه از گناه، گره گشائی از مؤمنین و بسیاری از فضائل دیگر اشاره نمود.

سخن آخر آن که وقتی خودسازی و پاکی از گناه صورت گرفت و کسب فضائل در انسان در حد بالا رسید آنگاه می توان قدم در راه شناخت اهل بیت گذاشت.

پی نوشت:

[1].عیون اخبار الرضا، ج1، 150.

[2]. کافی، ج1، ص143.

[3]. بحارالانوار، ج24، ص290.

[4]. کافی، ج1، ص342.

[5]. قصص/ 50.

[6]. الحدیث، ج2، ص 307.

[7]. بحارالانوار، ج 52، ص 122.<

انتظار سازنده

چکیده:

انتظار با چه تفسیری می تواند سازنده و تاثیرگذار در جامعه اسلامی باشد؟ در این نوشتار نویسنده به این پرسش پاسخ می دهد و مفهوم انتظار را مرتبط با مجموعه کل دین می داند و این که در عصر غیبت تکلیف مسلمانان همانند عصر حضور بلکه سنگین تر است و متقابلاً تفسیرهای اشتباه از این مفهوم به همه مفاهیم دینی آسیب می رساند و عرصه را برای سوء استفاده ها فراهم می آورد.

 

مقدمه:

انتظار در فرهنگ تشیع جایگاه ویژه ای دارد. می توان آن را به عنوان یکی از عوامل بنیادین در بالندگی تاریخ تشیع دانست. البته مسئله انتظار و مهدویت اختصاص به شیعه ندارد؛ بلکه همه فرقه های اسلامی به گونه ای از آن سخن گفته اند و در ادیان آسمانی هم، ظهور منجی در ردیف عقاید مهم آنان قرار دارد؛ اما به نظر می رسد بهترین برداشت و تفسیر از این مسئله در بینش تشیع و کلام امامان معصوم(ع) قابل بررسی و تحلیل می باشد؛ زیرا نزدیکترین دیدگاه بلکه مساوق با قرآن و سیره نبوی است.

آینده جهان در نگاه قرآن و وعده های آن، آینده ای روشن، امید دهنده و پیروزمند برای انسان های صالح ترسیم شده است. پاره ای از آیات قرآن که بر پیامبر(ص) اعظم نازل گردیده، این حقیقت را بیان می نماید که چشم اندازی نوید بخش و رهایی آفرین فرا روی صالحان و بندگان شایسته خداوند به نظاره نشسته، بدون ذرّه ای تخلف در وعده آسمانی، از این مقوله با تعبیرهای گوناگونی یاد شده است از جمله: وراثت زمین از آن بندگان صالح (انبیاء/ 105) پایانی نیکو و نشاط انگیز برای باتقوایان (اعراف/ 128) پیروزی و برتری دین خداوند علی رغم مشرکان و کافران (توبه/ 33) و (صف/ 9) امامت مستضعفان (قصص/ 5)

 

مسئله اصلی

مفهوم و پدیده انتظار مرتبط با همین مسئله ای است که در فرهنگ قرآنی مطرح می باشد و به زندگی مسلمانان معنای خاصی می بخشد و اگر به خوبی از آن بهره برداری گردد و معنای واقعی و غیرتحریف شده اش برای عموم مردم تعریف بشود، بسیاری از مشکلاتی که امروز دامن گیر جوامع اسلامی است، برطرف خواهد شد؛ البته به شرط پای بندی حتمی و پیروی منطقی از لوازم آن که مهمترین آن ها عبارتست از عمل نمودن به همه توصیه ها و سفارشاتی که از معصومین(ع) برای عصر غیبت صادر شده است. این مؤلفه، انتظار واقعی و درست را از انتظار ظاهری و غیر درست جدا می کند.

پرسش مهم این است که چگونه می توان در عصر غیبت به یک مفهومی منطقی کارآمد از انتظار دست پیدا کرد تا عامل پویایی در حیات اجتماعی مسلمانان باشد؟ در پاسخ به این پرسش (که در واقع فرضیه اصلی این نوشتار را تشکیل می دهد) می توان گفت: در صورتی که انتظار در فرم صحیح خودش مدیریت بشود، حتما مقوله ای سازنده و نشاط آفرین خواهد بود. مسؤولیت تبیین این مسئله در مرحله اول با کسانی است که عهده دار هدایت و فرهنگ سازی جامعه هستند به ویژه پژوهشگران دین.

چنانچه این تعهد تاریخی و دینی درست انجام شود، جامعه اسلامی از برکات آن بهره مند می شود؛ البته زمینه ها و عوامل مهم دیگر نیز می بایست فراهم گردد و به یکسان سازی و بهسازی فرهنگ انتظار سازنده کمک نمایند؛ از فضاهای آموزش رسمی گرفته تا مجامع عمومی از قبیل مساجد، جلسات مذهبی زنانه و مردانه، رسانه ها و عوامل مؤثر در اطلاع رسانی.این انسجام دینی از گسست فرهنگی و تهاجم تولیدات بیگانگان جلوگیری می کند. واقعیت آن است که ما در ارائه چهره دین کارآمد و تامین کننده سعادت فردی و اجتماعی چندان موفق نبوده ایم و شاید کمی هم دیر شده است؛ اما اگر باز هم سستی و سهل انگاری بکنیم، باید در انتظار پیامدهای ناگوار دیگر باشیم.

 

انتظار واقع گرایانه

اهمیت دادن اسلام به تعهد عملی مسلمانان نسبت به ایمان و اعتقاد آنان، تصویری واقع گرا از دین ارائه کرده است. هر عاملی که سبب کم رنگ شدن این مؤلفه بشود، نوعی تحریف و ارتجاع تلقی می گردد. این آسیب ممکن است دامن هر یک از مفاهیم دینی را بگیرد و آن را از هویت اصلی اش تهی کند. امام علی(ع) در چهارده قرن و اندی پیش نگرانی خود را از این مساله اظهار می دارد که روزگاری بر مردم خواهد گذشت که از قرآن فقط رسم و نشان آن باقی می ماند و از اسلام هم تنها نام آن، مساجد در آن روزگار بنایی؛ شکوه خواهد داشت در حالی که مایه هدایت نخواهد بود.(1)

با این وصف، ما با دو مفهوم از انتظار رو به رو هستیم:

1ـ انتظار رسمی و اسمی

2ـ انتظار حقیقی و واقع گرایانه.

کدام یک از این دو مفهوم با حقیقت دین سازگاری دارد؟ بهتر است پاسخ این پرسش را از یک کارشناس و متخصص دین شناس دریافت کنیم. ایشان با تجربه فراوانی که از شناخت جریانات دینی و فرهنگی دارد این گونه اظهار می دارد:

معنای انتظار از مسیر اصلی انحراف پیدا کرده و به مجالس و ظواهر تبدیل شده است.(2)

کم رنگ شدن انتظار در معنای منطقی خود، سبب رشد ظاهرگرایی می شود و در نتیجه بازار «مدعیان دروغین» مرتبط به امام زمان(عج) فرصت پیدا می کنند تا با الغائات فریبنده، گروهی را گرد خود جمع نمایند و با این عمل خود، هم به دین خیانت کنند و هم فرهنگ عمومی را با چالش های جدی مواجه سازند و در نتیجه وحدت ملی نیز آسیب پذیر می شود که این در روند توسعه همه جانبه کشور هم، مشکلاتی به وجود خواهد آورد.

 

تصویری از انتظار کارآمد

در انتظار واقعی عوامل تخدیری و ظاهرگرایی دینی که روح ناامیدی را در دل انسان پرورش می دهد، جایگاهی ندارد. جامعه منتظر، جامعه با نشاط، توانمند و پرحرکت است. می توان این گونه تعبیر نمود که در جامعه و فرهنگ انتظار، مردمانش همواره در حال برگزاری آزمون و تمرین چگونه زندگی کردن بر مبنای فهم درست از قرآن و دین هستند؛ یعنی همه افعال عبادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی مناسب این فرهنگ است و قرار نیست معجزه ای رخ دهد و یا دستی از آسمان بیرون آید تا مشکلات و ناهنجاری ها و همه کژی را برطرف نماید.

لذا در قرآن دو نشانه مهم و عمده برای پیروان دین محمد(ص) بیان می کند و حتی بنیان سعادت بشری را مبتنی بر تحقق آن دو می داند و آن عبارت است از ایمان و عمل شایسته. ایمان در معنای عمیق و گسترده اش یعنی دست یافتن به باور و اعتقادی که فرد در سایه آن به حوزه امن الهی راه می یابد (اشاره به سوره العصر) و عمل صالح یعنی آنچه با فطرت و نهاد دست نخورده آدمی در تلائم است و مایه تعالی انجام دهنده اش می گردد. خداوند به زمان سوگند یاد می کند که: همه انسان ها در زیان و خسران قرار دارند مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل خوب انجام دادند (سوره العصر).

مرحوم علامه طباطبایی در بیان این سوره و اهمیت آن می گوید: این سوره به صورت خلاصه و اشاره کل معارف قرآنی را در بر دارد.(3)

به نظر می رسد جایگاه عمل صالح در عینیت کمال ایمان در عرصه زندگی فردی و اجتماعی آن قدر اهمیت دارد که علامه از این سوره چنین تصویری ارائه می دهد.

 

انتظار و عمل

بنابراین در فرهنگ انتظار، پیروان آن اهل عمل هستند و در انتظار یک اتفاق به سر نمی برند بلکه همواره تلاش می کنند تا ضمن درخواست های مکرر و دعا به درگاه خداوند، با انجام تکالیف و تعهدات دینی، خود را به وضعیت مطلوب برسانند و زمینه ظهور موعود را فراهم نمایند.

حدیث انتظار فرج و بهترین عبادت، در کتاب های حدیثی ما به وفور وارد شده است. پیامبر(ص) این گونه فرموده است که: «افضل اعمال امتی انتظار فرج الله؛(4) بهترین اعمال امت من انتظار فرج الهی است». اگر ما در این روایت، انتظار مطلق را فرض بگیریم، بدون تردید برترین مصداق آن، در انتظار نشستن مسلمانان برای ظهور مهدی موعود است.

انتظار و سنت نبوی

موضوع انتظار فرج در سخنان دیگر معصومین(ع) نیز گزارش شده و به ارزش و جایگاه آن تأکید فراوان گردیده است. حضرت امیر(ع) در یکی از جلساتی که با اصحاب خود داشتند، چهارصد نکته مربوط به دین و دنیای مسلمانان را در حوزه های مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، رفتاری، بهداشتی و... بر می شمرند. از جمله در مورد انتظار فرج می فرمایند: «انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح الله فان احبّ الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج.»(5)

منتظر فرج بمانید و هرگز از رحمت الهی ناامید نگردید چرا که بهترین کارها در پیشگاه خداوند، انتظار فرج است.امام جواد(ع) نیز بهترین اعمال شیعیان را انتظار فرج می داند. «افضل اعمال شیعتنا، انتظار الفرج.»(6)

دقت داشته باشیم مساله انتظار همزاد شریعت و دین نبوی است یعنی زمانی که هنوز شخص پیامبر(ص) حضور داشته است، به عنوان اولین شخصیت اسلام به این موضوع متذکر می شود که در فراروی امت اسلامی چه جریان مهم و حیاتی وجود دارد. پیامبر(ص) با طرح موضوع انتظار در واقع تکلیف امت را پس از خود معین کرده است. یعنی این که جامعه اسلامی تا آینده ای نامشخص (تنها برای خداوند ظهور موعود معلوم است).(7)

می بایست عهده دار زنده نگاه داشتن دین باشند، آن هم با چنگ زدن به کتاب و عترت؛ البته با تدبیر عالمان دینی که دارای شرایط باشند و تعامل امت با آنان و مراجعه به دریافت های اجتهادی عالمان از سوی مردم در مسائل نوظهور، این یعنی مشخص شدن تکلیف دین داران در دوره غیبت و انتظار تا پدید آمدن ظهور حضرت حجت. از این رو است که در روایات معصومین(ع) از حاملان علم دین به امناء الرسول یاد شده است که به زبان امروزی می توان به عنوان کارشناس دین (مجتهد) تعبیر نمود.

پیامبر(ص) فرمود: «الفقها، امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا».(8)

فقیهان امنای پیامبران هستند البته تا زمانی که دنیایی نشده باشند. از ایشان می پرسند که نشانه آن چیست می فرماید: دنباله روی از سلطان و اقبال به دنیا پس اگر فقیهی این چنین کرد نسبت به دین خودتان از او ترسناک و در اندیشه باشید و در روایت دیگری آمده: «الفقها، امناء الرسل فاذا رایتم الفقهاء قدرکنوا الی السلاطین فاتهموهم؛(9) فقها امنای پیامبرانند اما اگر احساس کردید به سوی سلاطین گرایش داشتند، آنان را در مظان اتهام قرار دهید.»

 

انتظار، جریان مستمر

نتیجه منطقی بحث تا این مرحله چنین خواهد بود که مسئله انتظار یک جریان دنباله دار و مستمر است و یک منتظر واقعی و یک جامعه منتظر، روابط و مناسبات زندگی خود را به گونه ای تنظیم می کند که برآیند آن، بروز و ظهور خوبی ها و اجرای عدالت است. گر چه هیچ گاه انتظار تحقق جامعه آرمانی امام زمان(عج) نمی رود، ولی هدف و جهت تکاپوی فرهنگ و خرد جمعی، عینیت یافتن آن جامعه خواهد بود. با این وصف انتظار یک جریان ذهنی منفی و خالی از عمل و حرکت نیست. انتظار آدمی را به ناامیدی و مسدود شدن باب اراده و تحول آفرینی، دعوت نمی کند. انتظار مفهومی مخالف از زندگی و تعهد با آنچه که در کلیت اندیشه دینی وجود دارد، ارائه نمی نماید.

سوگمندانه باید اعتراف کرد در تجربه تاریخی تشیع در بخشی از بدنه فکری آن، برداشت ها و تحلیل های ناصوابی صورت گرفته که زمینه ساز بسیاری از مشکلات حتی بازماندگی های اجتماعی شده است. جامعه منتظر و فرد در حال انتظار همواره در حال بازسازی و آماده سازی توانمندی های خود برای ظهور در آن اتفاق بزرگ (ظهور موعود) است. برای آمدن حضرت ولی عصر(عج) پیش از آنکه دعا خواندن و استغاثه نمودن لازم باشد، انطباق ذهنی و رفتاری با خصوصیات جامعه مهدوی ضروری است.اینکه امام صادق(ع) فرموده است: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع؛(10) مردم را با غیر زبان، در عمل؛ به اسلام فرا بخوانید.» شاید در عصر انتظار و غیبت معصوم، این حقیقت ضرورت و مصداقیت بیشتری داشته باشد.

اگر بین عمل و باور ذهنی ما فاصله باشد، هرگز نمی توان ادعا کرد ما یک منتظر واقعی هستیم، در قرآن از این مقوله به شدت انتقاد شده است که: «لم تقولون ما لا تفعلون» (صف/ 2) چرا چیزی را می گویید که به آن عمل نمی کنید؟ ما اگر از انتظار می گوییم، باید ما را به سمت و سویی بکشاند که لحظه ای از دغدغه اجرای احکام واقعی اسلام غافل نمانیم؛ از کوچکترین عمل اخلاقی گرفته تا بزرگترین عمل اجتماعی ـ سیاسی؛ همه باید بوی انتظار بدهد. طبیعی است اگر در عصر غیبت متعهد به عملی کردن تعهدات دینی نباشیم، در عصر حضور نیز؛ آمادگی اجرای منویات امام مهدی (عج) را نخواهیم داشت.

راستی هیچ گاه فکر کرده ایم اگر ظهور حضرت حجت رخ دهد، قرار است چه اتفاقات خاصی صورت گیرد؟ مگر نه این است که ایشان احیا کننده و اجرا کننده سیره حضرت محمد(ص) خواهد بود. همانگونه که امام حسین(ع) در منشور حرکت خود پیروی از سیره جد خویش را از انگیزه های اساسی، برشمرد.(11)

ابوسعید خدری روایت می کند که از پیامبراکرم(ص) شنیدم فرمود: از امت من مردی قیام خواهد کرد که بر طبق سنت من عمل می کند. خداوند باران رحمت را بر او فرو می فرستد و زمین برکاتش را برای او می رویاند. جهان به واسطه او پر از عدل و داد خواهد شد، بعد از آنکه ظلم و بی عدالتی عالم گیر شده باشد.(12)

بنابراین عصر ظهور، یعنی عصر رسول الله(ص)، یعنی عصر امیرالمؤمنین(ع) و یعنی عصر دیگر معصومین(ع).

در فاصله عصر غیبت و عصر ظهور، تکلیف و تعهد دینی به همان قوت صدر اسلام و بلکه بیشتر متوجه همه مسلمانان است. امام صادق(ع) در باب نشانه های یاران قائم(عج)، عمل پاک و رفتارهای نیکوی اخلاقی را در ردیف مهمترین تکالیف قرار می دهد. ایشان می فرمایند: «من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظرو لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر.»(13)

انتظار امید بخش و سازنده

پیش بینی که امام سجاد(ع) نسبت به دوران غیبت دارد و از آینده آن خبر می دهد، برای منتظران به ویژه جامعه ایرانی که به عنوان یک کشور شیعه شناخته شده است، بسیار امیدوار کننده است. ایشان در برابر پرسش های کلامی یکی از اصحاب خود به نام ابوخالد که وارد بر حضرت شد درباره حجت الهی و امام مطالبی را ایراد می کند، از جمله در وصف اهل زمان غیبت و منتظرین حضرت مهدی(عج) می فرماید: ای اباخالد، کسانی که در زمان غیبت به امامت دوازدهمین حجت خدا عقیده دارند و منتظر ظهور او هستند، بهترین همه زمان ها می باشند. خداوند به آنان چنان بصیرت و معرفتی عطا می کند که عصر غیبت برایشان همچون دوران مشاهده و ظهور می نماید؛ آنان را همانند کسانی قرار می دهد که گویا در کنار پیامبر(ص) با شمشیر می جنگد آنان اخلاص حقیقی دارند و پیروان راستین ما هستند و در نهان و آشکار مردم را به دین خداوند می خوانند.(14)

همچنانکه از این سخن امام سجاد(ع) بر می آید، انسان منتظر کسی است که بر اساس همان دستورات دینی صادره از سوی آورنده قرآن عمل کند. اگر امام مهدی(عج) را احیا کننده سنت نبوی می دانیم، سهم ما به عنوان منتظران حکومت جهانی و تلاش جدی برای بازتولید این سیره، بسیار است. شاید با این حقیقت فاصله داشته باشیم و بیشتر به ظاهر مقوله های دینی پرداخته ایم که البته به اندازه خود قابل ارزش است؛ اما مگر تنها راه نگهداری از دین پرداختن به همین ظواهر است؟!

اگر دین یک زندگی سالم را برای پیروان خود به ارمغان می آورد، حتما راه کارها و توصیه های سازنده ای را هم بیان کرده است؛ یعنی قرار است یک انسان و یک جامعه مسلمان در دوران انتظار با همان سازو کارها هم به وظیفه خود عمل کند و هم دنیا و هم واپسین آن را آبادگرداند. از مجموعه مطالب پیرامون انتظار و منتظر، بر می آید این دوران،دوران بلاتکلیفی و سردرگمی مسلمانان نیست، بلکه فرصتی است برای تلاش تا رسیدن به وضعیتی مطلوب،همان گونه که در فرهنگ روایات به فراوانی عدالت در روی زمین از آن یاد شده است. از این رو وقتی پیامبر(ص) درباره بشارت ظهور مهدی(عج) خبر می دهد، به مسئله عدالت و تقسیم اموال عمومی به صورت درست، اشاره می کند. آن حضرت می فرمایند:

شما را به مهدی(عج) مژده می دهم آن گاه که مردمان با هم اختلاف یابند و ناامنی ها و دل نگرانی ها آنان را در برگیرد،بپاخیزد و عدل و داد را در دنیایی که آکنده از ظلم و ستم گشته، می گستراند و اموال (دارایی ها و امکانات اقتصادی) را بین همه به درستی تقسیم می کند و این چنین است که اهل آسمان و ساکنان زمین از او خشنود می شوند.(15)

 

عدالت و انتظار

حقیقت آن است که انسان تنها در جامعه عدل می تواند هویت و منزلت خویش را پیدا کند و از همه توانمندیها برای رسیدن به کمال و سعادت استفاده کند. رسول اعظم(ص) درباره نقش عدل در جهان هستی این گونه تعبیر می کند: «بالعدل قامت السموات و الارض».(16) استواری و قوام آسمان ها و زمین با عدل موزون بودن، بنا شده است.

رازمندی این همه مبارزات و قیام های گروه های انسانی بر تحقق عدالت در طول حیات بشری، همین بوده که زیست سالم و واقعی فقط در محیط عدل امکان پذیر خواهد بود.

این حقیقت مورد اشاره کلام پیامبر(ص) قرار گرفته است، آنگونه که از ایشان روایت شده (یا به عنوان سخن ایشان شهرت پیدا کرده است)(17) که: «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم»(18) . حکومت ممکن است با کفر باقی بماند و دوام داشته باشد،اما ظلم و بیدادگری آفت جدی آن است.

در تحلیل و فهم متن این عبارت این گونه به ذهن می رسد که جریان کفر بیشتر به حوزه باور افراد مربوط می شود و چه بسا انسانهایی با گرایش های مختلف اعتقادی در کنار هم به صورت مسالمت آمیز زندگی کنند با فرض اینکه نسبت به حقوق و اخلاقیات انسانی وفادار باشند ؛ اما ظلم که بیشتر به حوزه عمل و رفتار ارتباط پیدا می کند، سلامت نظام زندگی را تهدید می کند. افراد جامعه را پریشان خاطر می سازد. عقده های روانی در میان آنان تولید می کند.

امام علی(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند که ایشان بارها این سخنان را برای مردم بیان می فرمود: جامعه ای که فرد ضعیف نتواند به آسانی به حقوق خود دست پیدا کند، جامعه ای غیرمقدس است.(19)

هدف اساسی همه پیامبران و مصلحان بزرگ تاریخ، فراهم نمودن جامعه ای با محور عدالت بوده در فرهنگ دین، انتظار برای غیبت یافتن چنین آرمانی به عنوان یک عبارت بزرگ شمرده شده؛ یعنی اگر انسانهایی در غوغای ظلم و بی عدالتی جهان، همواره نگرانی و دغدغه عدالت داشته باشند، عبادتی بزرگ انجام می دهند، البته این یک تعارف و شعار نیست، بلکه مقوله ای است ارزشمند، گر چه ممکن است در عینیت بخشیدن به آن، همواره با چالش های جدی روبه رو بود. عمده آن است که آهنگ و افق حرکت انسان، به سوی عدالت باشد.

به نظر می رسد این تعبیر که امام زمان(عج) زمانی خواهد آمد که دنیا پر از ظلم شده باشد، اشاره به این حقیقت باشد که گر چه دوره های طولانی بر عمر بشر بگذرد، اما بالاخره روزگاری فراخواهد رسید که اکثریت آدمها مناسباتی را طلب کنند که در آن، هیچگونه بی عدالتی وجود ندارد، یعنی جامعه انسانی از همه رنجها و نابرابری ها به ستوه می آید و گویا نهاد آن، حضور انسان و رهبری را می طلبد تا تیشه بر ریشه ظلم بکوبد و اندوه تاریخی جهان را زایل کند. به این روایت دقت کنید: قال رسول الله(ص): «یخرج فی امتی رجل یبعثه الله غیاثا للناس.» پیامبر(ص) وجود نازنین حضرت ولی عصر(عج) را فریادرسی برای مردمان می دانند.(20)

امید به تحقق چنین آرمانی در وعده های قرآنی و سنت نبوی بیش از هر مکتب و فرهنگ دیگر،پررنگ تر است. این مؤلفه به صورت مساله انتظار نمود پیدا می کند: پس انتظار دورانی است که انسان ها ضمن تلاش و جدیت برای انجام وظایف دینی و اخلاقی خود،هرگز گرفتار ناامیدی و سرخوردگی نخواهند شد، بلکه همواره سرزنده و با نشاط به سوی آینده ای روشن گام بر می دارند.

 

بعثت و انتظار

پشتوانه فکری و اعتقادی این مساله، باوری است که قرآن در باب انگیزه و قوام بعثت پیامبران القا می کند و آن عبارت است از برپایی و توسعه قسط. به این آیه توجه کنید: به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم، به انصاف برخیزند.(21) مرحوم علامه طباطبایی می نویسد: قسط (آنگونه که در مفردات راغب آمده) عبارتست از: بهره ای که بر پایه عدالت به هر کس می رسد؛ مانند تقسیم به نصف با این برداشت از معنای قسط ،جامعه ای که پیامبران و در راس آنان پیامبراکرم(ص) در جهت تحقق آن کوشیده اند، جامعه ای است که این مفهوم در تمام عرصه های آن معنی دار باشد.

پدیده ای که در عصر ظهور، مورد وعده الهی در قرآن و روایات قرار گرفته است، بسیار قابل ملاحظه می باشد که چرا در جریان انتظار و ظهور موعود اهمیت درجه اول به مسئله توزیع عدالت داده شده است.

استاد شهید مطهری پاسخ هوشمندانه ای به این پرسش می دهد که: از مجموعه آیات و روایات استنباط می شود، قیام مهدی موعود آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است. مهدی موعود تحقق بخش ایده آل همه انبیاء و اولیاء و مردان مبارز راه حق است.(22)

حضرت قائم(عج) به عنوان آخرین ولی، اجرا کننده مهمترین هدف آخرین نبی خواهد بود که همان عینیت دادن به مفهوم عدالت در شریان جامعه انسانی است. این به هم پیوستگی برخاسته از متن دین می باشد که در بردارنده مفهومی است فراگیر برای همه اقوام و ملل تا روزی که عمر این جهان مادی به سرآید.

 

نتیجه

1ـ این که انتظار پدیده ای جدا از مجموعه تعالیم، باورها و فرهنگ دینی جامعه ما نیست و معنای درست آن را باید مرتبط با کلیت دین، فهم کرد.

2ـ ضروری است که حساسیت مسئله انتظار را بیش از پیش باور داشته باشیم و با مدیریت مدبرانه،آن را از آسیب ها و چالش های تزویرگرایانه، نگه داری کنیم و بپذیریم که در دوران انتظار، تعهدمان بسی سنگین تر از دوران حضور است.

3ـ با فرض تحقق انتظار سازنده و کارآمد، هم تکلیف دینی خود را انجام داده ایم و هم در رسالت تاریخی در برابر آیندگان، انسان هایی تکلیف مند جلوه می نماییم.

4ـ مدیریت انتظار بر عهده کسانی است که به پژوهش در عرصه دین می پردازند و همچنین همه رسانه هایی که به گونه ای در الغاء و مسائل و مفاهیم دینی تاثیرگذار هستند.

 

پی نوشت ها:

1. نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی 426.

2. آیت اللّه ابراهیم امینی، روزنامه قدس، 26/6/84 ص 7.

3. علامه طباطبایی، المیزان،ج 20، ص 355.

4. عیون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 39 و مسند زید بن علی ص 496.

5. بحارالانوار،ج 10، ص 90.

6. الصراط المستقیم،الی مستحق التقدیم،ج 2،ص 231.

7. از جمله موضوعات در توقیع امام(ع): و اما ظهور الفرج، فانه الی الله و کذب الوقاتون، طبرسی،احتجاج،ص 469.

8. عوائد الایام،ص 187، کافی، ج 1، ص 46.

9. عوالی اللئالی، ج 4،ص 59.

10. الاصول السته عشر،ص 151.

11. شریف القریشی، ص 288.

12. مجمع الزوائد،ج 7،ص 318.

13. غیبت نعمانی،ص 200.

14. طبرسی،احتجاج، ج 2، ص 318.

15. انتظار در اندیشه ها،ص 9، به نقل از تفسیر الدرالمنثور، ج 6، 75.

16. عوال اللئالی،ج 4،ص 103.

17. امالی، شیخ مفید، 310.

18. شرح اصول کافی، ج 9، ص 300.

19. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،ج 7، ص 87.

20. الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 132، جلال الدین سیوطی.

21. سوره حدید، آیه 25؛ترجمه مهدی فولادوند.

22. قیام و انقلاب مهدی(عج) 64.<

اولین گام ظهور در آخرین رمضان

اولین گام ظهور در آخرین رمضان


در آخرین ماه رمضان پیش از ظهور حوادثی به وقوع می‌پیوندد که حکایت از نزدیکی بسیار ظهور دارد. آنچه در این ماه اتفاق می‌افتد، در حقیقت اولین گام‌ها برای ظهور است که به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی در زمان غیر عادی

یکی از مظاهر قدرت الهی که در قالب سنن معجزات جلوه نمایی کرده و اشاره مخصوصی را برای توجه آن دسته از مؤمنان که مخلصانه منتظر ظهور بوده‌اند، به ارمغان می‌آورد؛ کسوف خورشید در روز سیزدهم یا چهاردهم ماه رمضان و خسوف ماه در بیست و پنجم همان ماه است.

« ثعلبه ازدی» از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمودند: « دو نشانه پیش از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود: خورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن. به حضرت عرض کردم: یابن رسول الله! خورشید در انتهای ماه کسوف می‌کند و ماه در نیمه آن خسوف. حضرت فرمودند: خودم می‌دانم چه می‌گویم؛ این دو نشانه‌ای است که از زمان فرود آمدن آدم (از بهشت به زمین) سابقه نداشته است1».

خسوف ماه معمولاً به خاطر قرار گرفتن زمین در میان خورشید و ماه رخ می‌دهد که زمان آن نیز در نیمه ماه‌های قمری است. کسوف خوشید هم اغلب زمانی است که ماه میان زمین و خورشید قرار گیرد و زمان آن هم در آخر ماه‌های قمری است. چنین حادثه‌ای که دچار بدأ هم نخواهد شد، در زمانی غیر از زمان عادی آن (بنا برگفته روایات) با فرض احتمالات زیر ممکن می‌شود:

1-  این قضیه معجزه گونه و از طریق یکی از اسباب و علل عادی و ناشناخته انجام شود؛ البته با اختلافی ساده و آن هم آگاهی ما از زمان وقوع آن است که البته طریقه حدوث این اعجاز یا کیفیت شکل گیری را نمی‌توان تصور کرد. همین قدر کافی است که بدانیم این معجزه انجام می‌شود؛ آن هم معجزه‌ای که از زمان هبوط حضرت آدم علیه السلام تا کنون سابقه نداشته است و از این رو، محاسبات ستاره شناسان را برهم می‌زند.

2-  به واسطه ممانعت جسمی بزرگ رخ می‌دهد؛ ممکن است یکی از اشیای سرگردان در فضا (بنا بر گفته دانشمندان) به منظومه شمسی نزدیک شده و با قرار گرفتن در مقابل خورشید، مانع رسیدن آفتاب به زمین شود و کسوف پس از ده روز پیش بیاید و همین شی‌ء در اواخر ماه نیز که ماه به شکل هلال دیده می‌شود، در برابر آن قرار گیرد و بر حسب سرعت و حجم آن شی‌ء، خسوف کلی یا جزیی رخ دهد. از جمله نشانه‌هایی که برای ظهور ذکر شده است و با این بخش از مطالب نیز بی ارتباط نیست، این است که نور خورشید از زمان طلوعش تا 23 از طول روز ناپدید می‌شود که این، به جهت آن است که شی‌ء فضایی بین خورشید و زمین قرار گرفته و به مدت 23 از طول روز، مانع رسیدن آفتاب به زمین می‌شود 2 که بالطبع با کسوفی که از یک تا سه ساعت طول می‌کشد، متفاوت است.

« ثعلبه ازدی» از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمودند: « دو نشانه پیش از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود: خورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن

3- . به جهت تغییرات درونی خود خورشید؛ ممکن است انفجارهای عظیم یا تغییرات فیزیکی خاصی در خورشید پدید آید، طوری که مدت مشخصی، اشعه خورشید به اطراف پراکنده نگردد و یا اینکه انفجارهای پشت سر هم ماه رمضان در خورشید، کسوف اواسط ماه را به دنبال داشته باشد و در آخر ماه که از ماه هلالی بیش پیدا نیست، خسوف را ضمیمه کنیم، می‌توان آن‌ها را هم با این احتمال توجیه کرد: توقف خورشید در زمان سفیانی ممکن است که ناشی از انفجاری قوی در خورشید باشد که مانع حرکت کردن خورشید شود یا حرکت آرامی که مانند بازگشت عمل آن برای مدت دو یا سه ساعت باشد یا ظاهر شدن بدنی نمایان در قرص خورشید هم ممکن است ناشی از انفجاری قوی در خورشید باشد که وقتی در سطح خورشید گسترش یابد، به شکل سینه و صورت انسان به نظر برسد. دانشمندان متأخر به حدوث چنین جریانی در خورشید که در حدیث هم می‌توان تأکید بر چنین مطلبی را یافت،‌ اشاره کرده‌اند. امام علی علیه السلام طی حدیثی طولانی پس از ذکر صیحه و ندای آسمانی ماه رمضان می‌فرماید: « از فردای آن، هنگام ظهر خورشید رنگارنگ و سپس زرد شده و در نهایت سیاه و تاریک می‌شود».3

تاریکی خورشید، دلیل روشنی برای وقوع خسوف ماه در روز بیست و پنجم آن ماه رمضان است و شاید این تفسیر، بهترین تفسیر علمی و نزدیک‌ترین احتمال به واقعیت باشد که احدی پیش از این، به آن اشاره نکرده است و پس از تفکر جدی و عمیق در باب نشانه‌های ظهور و آیات آسمانی که الزاماً نباید این حوادث معجزه باشند، حاصل شده است. 4

 ندای آسمانی صیحه

»صیحه«، به صدا و ندا اطلاق می شود و در اینجا، منظور ندایی است که شب بیست و سوم ماه رمضان که همان شب قدر است، از آسمان شنیده می شود. هر جمعیتی آن را به زبان خویش می شنود و از آن حیران و سرگردان می گردد؛ از شنیدن این ندا خوابیده بیدار می شود؛ ایستاده می نشیند؛ نشسته بر سر جای خود میخکوب می شود؛ نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه های خویش بیرون می آیند. این ندا از جبرئیل امین است که به زبانی رسا چنین اعلام می کند:«صبح نزدیک شد. بدانید که حق با مهدی و شیعیان اوست». پس از آن، در بعدازظهر (نزدیک مغرب) شیطان لعین در میان زمین و آسمان ندا میدهد: «آگاه باشید که حق با عثمان و شیعیان اوست».(5) ظاهراً مراد از «عثمان»، «عثمان بن عنبسه» یا همان سفیانی است.

بنا بر روایات، سفیانی در ماه رجب شورش می‌کند و به مبارزات نظامی و سیاسی و جنگ های خویش جامه عمل می پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش می دهد

دلیل برخاستن این صدای آسمانی، توجه دادن مردم به نزدیکی ظهور و به وجود آوردن آمادگی درونی در میان مؤمنان مخلص است.

زرارة بن اعین از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: « "منادی از آسمان ندا می دهد که فلانی فرمانرواست و منادی (دیگری) هم ندا می دهد که همانا علی و شیعیان او رستگارند." پرسیدم: چه کسی پس از این با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می جنگد؟ حضرت فرمود: " مردی از بنی امیه که شیطان ندا می دهد همانا فلانی و پیروان او رستگار می شوند." گفتم: پس چه کسانی راستگو را از دروغگو تشخیص می دهند؟ امام فرمود: " آن‌ها که احادیث ما را روایت می کنند و پیش از وقوع این اتفاقات می گویند چنین می شود و می دانند که آن‌ها راستگویند و حق دارند"».6

 بیعت کردن سی هزار از قبیله بنی کلب با سفیانی

بنا بر روایات، سفیانی در ماه رجب شورش می‌کند و به مبارزات نظامی و سیاسی و جنگ های خویش جامه عمل می پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش می دهد. در این زمان دیگران هم به او می‌پیوندند و مجموعه ها و قبایل غیر دینی به دنبال او راه می افتند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه فرموده است: «سفیانی با 360 سوار شورش می کند تا اینکه به دمشق می رسد و در ماه رمضان هم سی هزار نفر از قبیله بنی کلب با او بیعت می‌کنند7».

 زهرا رضاییان

 

 

 

پی نوشت ها:

1. نعمانی، الغیبه، ص‌181.

2. بحارالانوار، ج‌52، ص‌275.

3. بشارهالاسلام، صص‌59 و 70.

4. امکان معجزه بودن این جریانات خالی از وجه نیست؛ چرا که اگر بنا بود به هر حال این مطالب به زودی تفسیر علمی آن‌ها توسط دانشمندان آن عصر بیان شود که دیگر تعبیر کردن از آن به آیه (قرآن از معجزه به آیه تعبیر یاد می‌کند)، چندان موجه نمی‌باشد و مردم با اتکاء به گفته دانشمندان، هیجان خود را نسبت به این جریان از دست داده و مسلمانان هم به عنوان یک حادثه دهشتناک نماز آیات می‌خوانند و از آن روی می‌گردانند و این،‌ با آنچه در ابتدای سخن درباره دو دلیل حدوث این دو حادثه گفته شد، متناقض است. به طور خلاصه باید گفت اگر بنا بود که این جریان فوراً تفسیر علمی آن بیان شود، نخواهد توانست آیه یا علامتی برای ظهور شمرده شود یا حداقل در احادیث دیگر لازم نبود این همه روی آن‌ها تکیه شود و گذرا به آن اشاره‌ای می‌کردند. ر.ک: ماهنامه موعود، ش 37، مقاله حوادث رمضان پیش از ظهور.

5. بحارالانوار، ج52، ص295.

6. همان، ج 17، ص 308.

7. یومالخلاص، ص671.

نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید

نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید


همه مسلمانان و افرادی که به پروردگار و ائمه اعتقاد دارند منتظر ظهور موعودی هستند که روایات فراوانی در راستای ظهورش وجود دارد.

فردی از خاندان مطهر حضرت محمد (ص) که با آمدنش عالم دگرگون شده و عدل و داد حاکم خواهد شد.

اما این وعده حتمی نشانه هایی برای خود دارد و منجی پاکی که آمدنش بشارت داده شده است دشمنان فراوانی دارد که باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد در این مطلب نگاهی کلی به نشانه های ظهور و دشمنان حضرت مهدی (عج) داشته باشد، پس پیشنهاد می کنیم این مطلب را از دست ندهید.

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

معرفی نشانه های حتمی ظهور

در مجموعه روایات علائم ظهور، از پنج نشانه به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این نشانه‌ها را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت.

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه السلام در حدیث معتبری نقل کرده استقَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الصَّیْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاء. [صدوق، کمال الدین، ج2، ص650]

پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

نشانه های دشمنان امام مهدی علیه السلام

در طول تاریخ بشر، همواره میان حق و باطل درگیری و دشمنی وجود داشته است. این دشمنی و کشمکش هم چنان تا روز قیامت میان حق و باطل ادامه خواهد داشت و سرانجام، با پیروزی حق بر باطل پایان خواهد پذیرفت.

با تأملی کوتاه در پیروان هر یک از این دو جناح، می توان ویژگی هایی را برای آنان بر شمرد. دشمنان حق عموماً از ویژگی هایی مشابه برخوردارند و وجوه مشترک زیادی میان آنان وجود دارد به همین جهت می توان طبق معیارهای کلی و شناخت های عمیقی که اولیای الهی از اهل باطل ارائه کرده اند، به راحتی آنان را شناسایی کرد و در حوادث روزگار جایگاه خود را در معرکه حق و باطل تشخیص داد و در صفوف حق مداران قرار گرفت.

ویژگی های مخصوص اهل باطل موجب شده است که در طول تاریخ، آنان که به ظاهر، دم از حق و حقیقت زده اما در واقع دل به اهل باطل سپرده اند شناخته شوند.

اهل ایمان همواره دوستداران فضایل، کمالات و زیبایی ها هستند و هر که جلوه بیشتری از صفات نیک و خصلت های پسندیده در وجودش نمایان باشد در دل ایشان جایگاه والایی دارد. در مقابل، افراد منحرف و پست فطرت که کفر و نفاق در اعماق وجودشان نفوذ کرده، همواره میل به بدی ها و انسان های بد سرشت دارند همین گرایش ها موجب می شود که از موضع گیری آنان در حوادث پیش آمده بتوان به شخصیت واقعی شان پی برد هر چند شناخت برخی افراد، زمان فراوانی لازم دارد.

 

امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید:

«فی تَقَلُّبِ الأحوالِ عِلْمُ جَواهِرِالرِّجالِ؛

در دگرگونی روزگار و پیشامدها می توان درون اشخاص را شناخت.»

دراینجا با ارائه نشانه هایی از دشمنان حضرت مهدی علیه السلام که در حقیقت علائم تمام مخالفان حق است. معیار هایی رابه مشتاقان آن گرامی تقدیم می داریم تا تشخیص صف های حق و باطل بهتر و آسانتر صورت گیرد.

در حقیقت، اصل کلی که در سطور قبل به آن اشاره شد، هم چنان در عصر ظهور نیز پابرجاست؛ گرچه ممکن است در برخی جزئیات تفاوت هایی مشاهده شود.

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

کینه از شیعیان اهل بیت علیهم السلام

معاویه در زمان حکومت خود، شیعیان را تحت سخت ترین فشارها قرار داد و پس از او، فرزندش یزید نیز همان شیوه را در پیش گرفت. تاریخ گواهی می دهد که سخت ترین زمان برای شیعیان، زمان معاویه بوده است.

شیعیان به سادگی به قتل می رسیدند، یا دست و پایشان بریده می شد، حتی بر اثر تبلیغات شدید اموی و حکومت عبیداللَّه بن زیاد و حجاج در کوفه، آنها را بیشتر کافر و زندیق می گفتند تا شیعه علی علیه السلام!؟

 

ابن ابی الحدید معتزلی می گوید:

بعد از شهادت حسن بن علی بلا و مصیبتِ شیعیان دو چندان شد و اولیای الهی دائماً در ترس و رعب شدید قرار داشتند زیرا آنان یا به قتل می رسیدند یا در حالت خفا و دوری از شهر و دیار خویش به سر می بردند.

امام حسین علیه السلام با اشاره به وضعیت اسف بار شیعیان در خطبه معروفش در منی می فرماید:

«فَإنّ هذهِ الطّاغَیةَ قَدْ فَعَلَ بِنَا وَ شیعَتِنا ما قَدْ رَأیتُمْ و عَلِمْتُم وَ شَهِدْتُم؛

ای مسلمانان، ستم هایی که این مرد سرکش معاویه، بر ما و شیعیان ما روا داشته را می بینید و می دانید و شاهدید.»

مطابق روایات وارده، دشمنان عصر ظهور نیز با شیعیان این گونه رفتار می کنند. امام باقر علیه السلام در این زمینه فرموده:

گویا من سفیانی سر کرده دشمنان حضرت مهدی علیه السلام را می بینم که در زمین های سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و ندا می دهد که هر کس، سر یک تن از شیعیان علی علیه السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست.

در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله برده و می گوید این شخص از شیعیان است؛ او را می کشد و هزار درهم جایزه می گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«ما» و «اولاد ابوسفیان» دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم.

ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها خداوند را دروغگو خواندند! ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست؛ معاویه به جنگ علی علیه السلام و یزید با حسین مقابله کرد. سفیانی نیز در آخرالزمان به مصاف حضرت قائم (عج)می رود.

 

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

 پیمان شکنی

از دیگر اوصاف دشمنان امام زمان علیه السلام پیمان شکنی و نقض عهد است. آنان به علت حب جاه و دنیاپرستی، به پیمان های خویش وفادار نیستند و عهدشکنی از بارزترین صفات این گروه است.

دشمنان حضرت مهدی علیه السلام با آن حضرت پیمان همکاری و وفاداری امضا می کنند ولی در اندک زمانی آن را به فراموشی سپرده و به جنگ با امام بر می خیزند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از این ماجرا خبر داده و فرموده است:

در آن زمان، میان مسلمانان و رومیان چهار پیمان صلح بسته خواهد شد که چهارمین آن ها متعلق به مردی از خاندان هرقل است که چند سال بیشتر دوام نخواهد یافت. از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال کردند:

یا رسول اللَّه، در آن روز رهبری مسلمانان به دست کیست؟ حضرت فرمود: فرزندم مهدی.

سپس فرمود: اما آنان پیمان شکنی کرده و با هشتاد لشکر که هر یک دارای 15 هزار سرباز است به شما حمله ور می شوند.

 استفاده ابزاری از مذهب

دشمنان اسلام از هر فرصتی برای ترویج باطل و شکست اهل حق بهره می گیرند.

آنان حتی برای رسیدن به آرزوهای نامشروع خود، از حربه دین بر علیه شخص امام مهدی علیه السلام استفاده می کنند.

این دسیسه فریبنده در برنامه دشمنان حضرت مهدی علیه السلام وجود دارد و آنان با توسل به گزاره های دینی و شعارهای مذهبی به جنگ امام زمان علیه السلام خواهند آمد.

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

چهار هزار نفر از پیروان «سید حسنی» که به گروه زیدیه تمایل دارند از آن سیدِ جوان جدا شده و تمام دلایل و معجزات حضرت مهدی علیه السلام را سحر و جادو می پندارند و با امام زمان خویش به مقابله و مبارزه بر می خیزند. آنان با شعار دین و قرآن صف کشیده با حضرت دشمنی می ورزند و مصحف و قرآن به گردن می آویزند... اما وقتی معجزات و براهین روشن امام زمان علیه السلام را نپذیرند و در مقابل حق عناد ورزند، حضرت مهدی علیه السلام همه آنان را مانند خوارج نهروان، به خاک مذلّت می کشاند و به قتل می رساند.

«سُفیانی» نیز که از سردمداران دشمنان مهدی است، با لباس دین و شعار مذهب به جنگ امام زمان علیه السلام می آید.

«ابن حماد» می نویسد:

سفیانی ظاهری معنوی دارد.

رنگ چهره وی در اثر کثرت عبادت به زردی گراییده و مردم به او اعتقاد دارند. او تلاش ها و حرکت های خود را مذهبی و دینی جلوه می دهد.

گریز از فضیلت و کمال

جبهه باطل همواره از افراد پست و دارای صفات زشت اخلاقی تشکیل می شود و همین خصلت های نابهنجار است که آنان را در مقابل حق مداران و انسان های کامل قرار می دهد.

این ویژگی ها را می توان در چهره دشمنان حضرت مهدی علیه السلام دید.

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

در این جا با اوصاف ناپسند چند تن از دشمنان سر سخت حضرت مهدی علیه السلام آشنا می شویم:

سفیانی

خروج وی قبل از ظهور امام زمان علیه السلام، از علایم ظهور بوده و او از دشمنان سرسخت امام است.

امام باقر علیه السلام، درباره ویژگی های این دشمن لجوج حضرت مهدی علیه السلام فرمود: «اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور، سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگی خدا فرود نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.» و نیز آن حضرت فرمود:

سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است.

علامه مجلسی ره از علی علیه السلام نقل می کند که سفیانی مردی است چهار شانه و بدقیافه که صورت رعب انگیزی دارد.

دارای سری بزرگ است و بر صورت او آثار آبله به جای مانده است.

 

وقتی او را ببینی، می پنداری که او یک چشم دارد، نامش عثمان و پدرش عنبسه است و از فرزندان ابوسفیان است.

روایات بسیاری در باره سفیانی وارد شده که او را به نفاق، بد سرشتی و دشمنی با خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله به ویژه با حضرت مهدی علیه السلام معرفی می کنند.

در روایت «ابی قبیل» آمده است:

سفیانی بدترین فرمانروایی است که ظهور کرده است. او از دانشمندان، علما و اهل فضل برای رسیدن به مقاصد شیطانی خود یاری می خواهد و هر کس امتناع ورزد، او را به قتل می رساند.

امام علی علیه السلام در مورد اعمال ضد انسانی سفیانی فرمود:

بدا به حال کوفه! سفیانی چه جنایاتی در آن انجام می دهد! به حریم شما تجاوز می کند، کودکان شما را سر می برد و ناموس شما را هتک حرمت می کند.

دجّال

دجال فتنه گری کذّاب و فریبنده است که در آستانه ظهور، موجی از آشوب و فتنه به پا می کند و بسیاری را با دسیسه های شیطانی خود فریب می دهد، اما حضرت مهدی علیه السلام نیرنگ های او را آشکار ساخته و به زندگی او و هوادارانش خاتمه می دهد. هنگامی که علی علیه السلام از جنگ جمل برمی گشت، در ضمن خطبه ای طولانی به علایم آخرالزمان و ظهور دجال اشاره کرد و فرمود:

از جمله آن نشانه ها، دجّالِ بزرگِ یک چشم است که چشم راست او ناپیداست. نام وی صیفی بن عائد است. او ادعای خدایی می کند و وجودش مایه فساد و خونریزی و فتنه های بزرگ است. در سحر و جادو زبردست و در فریب مردم مهارت شدیدی دارد. شیطان صفتان، متمرّدین و اولاد زنا اطراف او گرد می آیند.

شیصبانی

او نیز از دشمنان اهل بیت- علیهم السلام- و حضرت مهدی علیه السلام است. ریشه او به بنی عباس می رسد و شخصی بد کردار و شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه السلام به «جابر جعفی» فرمود:

سفیانی خروج نمی کند، مگر آن که قبل از او شیصبانی در سرزمین عراق خروج نماید. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا می شود و فرستادگان شما را به قتل می رساند.. . بعد از آن، در انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم باشید.

 هتک حرمت مکان های مقدس

شکستن قداست مکان های مقدس، یکی از اهداف دشمنان حق است.

همچنانکه دشمنان اهل بیت علیهم السلام در دوران های گذشته احترام شهر مقدس مدینه و مکه را از بین بردند و برای رسیدن به امیال شیطانی خویش، امنیت و آسایش و قداست این دو شهر معنوی را مورد هجوم قرار دادند.

سفیانی نیز به مدینه حمله کرده و آن شهر را سه روز قتل عام خواهد کرد.

سپس با سپاه سی صد هزار نفری خود عازم مکه می شود، اما به قدرت الهی در سرزمین «بیداء» به زمین فرو می روند.

 

خود سفیانی نیز به دستور امام در بیت المقدس گرفتار شده و کشته خواهد شد.

ترویج مفاسد اخلاقی

دشمنان امام مهدی علیه السلام مفاسد اخلاقی را ترویج کرده و ماهیت دین ستیزی خود رابه نمایش خواهند گذاشت. محدث قمی به نقل از «کفایةالموحدین» آورده است:

هنگامی که دجّال خروج کند، اهل نفاق و فراریان از دین، آلات لهو و لعب و انواع فساد و فحشا را ترویج می کنند.

دجال و پیروانش با این اعمال خلاف شرع، افراد ضعیف العقل و ضعیف الایمان را فریب داده و با خود همراه می سازند.

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

غرور و خودخواهی

افراد خودخواه زیادی در میان دشمنان حضرت مهدی علیه السلام مشاهده می شوند.

عبداللَّه بن ابی یعفور می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:

«وَیلٌ لِطُغاةِ الْعَرَبِ مِن شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ، فَقُلتُ! جُعِلتُ فِداک کم مَعَ القائِم علیه السلام مِنَ العَرَب؟ قالَ شَی ءٌ یسیرٌ، فَقُلتُ وَاللَّهِ انَّ مَنْ یصِفُ هذَا الأمرَ مِنْهُم لَکثیرٌ، فَقالَ: لابُدَّ لِلنَّاسِ انْ یمَحَّصوا وَ یمَیزوا وَ یغَربَلوا، وَ یخرُجُ مِنَ الغَربالِ خَلقٌ کثیرٌ»؛

وای بر خودخواهان و سرکشان عرب از شری که نزدیک است آنان را فرا بگیرد! عرض کردم: قربانت گردم، چه تعدادی از عرب با حضرت قائم علیه السلام خواهند بود؟ امام فرمود:

تعداد اندکی. گفتم: قسم به خدا، کسانی که این امر را توصیف می کنند، بسیارند!؟ فرمود: مردم باید امتحان شوند تا از یکدیگر جدا گردند و از غربال این امتحان، بسیاری خارج خواهند شد.

آن حضرت در روایت دیگری فرمود: هرگاه قائم ما قیام کرد و حرکت خود را آغاز نمود، با شتاب تمام به لشکر آن حضرت بپیوندید! به خدا سوگند، گویا من او را بین رکن و مقام می بینم که مردم با او و کتابی نوین بیعت می کنند؛ در حالی که این امر بر عرب سخت و ناگوار است! وای بر گردنکشان و خودخواهان عرب، از شری که در آینده ای نزدیک دامنگیر آنان خواهد شد.

عالمان بی عمل

در میان دشمنان امام مهدی علیه السلام افرادی خواهند بود که در ظاهر متدین و عالم به شریعت نبوی محسوب می شوند، اما در مقام عمل برخلاف دستورات قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله عمل خواهند کرد.

علی علیه السلام از وجود عالمان بی عمل در میان دشمنان حضرت مهدی علیه السلام خبر داد و فرمود:

هنگامی که قائم ما قیام کند، هفتاد تن از عالمان بی عمل را که بر خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله دروغ بسته و در میان شیعیان اختلاف و دو دستگی ایجاد نموده اند، از میان صفوف مردم بیرون کشیده و همه را به قتل می رساند.

امام باقر علیه السلام نیز از برخی اهل مسجد خبر داد که با آن حضرت به دشمنی بر می خیزند. آن حضرت در این زمینه فرمود:

هنگامی که صاحب الامر علیه السلام بر طبق احکام الهی و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله حکم کند، گروهی از مسجد بیرون آمده و آهنگ مقابله و جنگ با آن حضرت را خواهند کرد. امام عصر علیه السلام نیز به یارانش دستور می دهد که این دینداران عالم نما را دستگیر کرده و به کیفر اعمالشان برسانند.

یاران مهدی علیه السلام آنان را در محله تَمّارین (خرما فروشان) کوفه دستگیر کرده و به قتل می رسانند و اینان آخرین گروهی هستند که بر قائم آل محمد علیه السلام خروج می نمایند.

 

 تلاش برای نفی ارزش ها

دشمنان حضرت امام زمان علیه السلام تبلیغات گسترده ای برای سرکوب قیام آن حضرت به کار می گیرند که در نتیجه آن، شناخت ارزش ها از ضد ارزش ها سخت و مشکل می شود. تبلیغات دروغین بر روح و روان مردم چنان پنجه می اندازد که قدرت تفکر و اندیشه و انتخاب از آنان سلب می شود. به همین جهت، هنگامی که امام ظهور می کند و احکام اصیل اسلام را با بلیغ ترین و منطقی ترین سخنان خود معرفی کرده و هدفش را بیان نموده و اصول اسلامی راعرضه می کند عده ای می گویند او دین جدید و کتاب نوینی آورده است.

دشمنان حضرت ولی عصر علیه السلام با همین شیوه به میدان مبارزه با حق و امام زمان علیه السلام خواهند آمد. طبق روایات، در اثر هجوم تبلیغاتی دشمن، ارزش ها آن چنان دگرگون جلوه می کنند که شناخت حق از باطل دشوار می شود. علی علیه السلام با اشاره به این وضعیت نابسامان فرهنگی فرموده است:

«وَ غَارَ الصِّدْقُ وَ فاضَ الکذْبُ وَاسْتَعمَلَت المَوَدَّةُ بِالّلسانِ و تَشاجَرَ النَّاسُ بِالقُلوبِ و صارَ الفُسوقُ نَسَباً وَ العِفافُ عَجَباً؛

راستی از میان رفته و دروغ شایع می شود. مردم در زبان باهم دوست و در دل با همدیگر دشمن هستند. به گناه افتخار می کنند و از پاکدامنی به شگفت می آیند.

در آن زمان، تشخیص حق از باطل و استوار ماندن بر مسیر الهی، امری آسان و سهل نیست. بدین جهت امام زین العابدین علیه السلام فرموده اند:

«مَن ثَبَّتَ عَلی مُوالاتِنا فی غَیبَةِ قائِمِنا اعطاهُ اللَّهُ اجرَ ألفِ شهیدٍ مِثلَ شُهداءِ بدر»

هر کس در ایام غیبت حضرت قائم علیه السلام بر ولایت ما اهل بیت استوار و ثابت قدم بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید همانند شهدای بدر را عنایت خواهد کرد.

رسول گرامی اسلام کسانی که در دین و ایمان خود در عصر ظهور ثابت قدم مانده و پاسبان ارزش ها هستند ستایش کرده و می فرماید:

پروردگارا، مرا به ملاقات برادرانم نایل گردان.. . چرا که پایداری آنان در حفظ دینشان، از کار کسی که در دل شب تاریک، شاخه پر تیغ گیاه قتاد را با کف دست خود هموار سازد و از کسی که پاره آتش را در دست خود نگه داشته سخت تر است.

آنان چراغ های هدایت در میان ظلمت فتنه ها هستند که خداوند متعال از هرگونه انحراف و کج روی آنان را مصون داشته و رهایی بخشیده است!

درمعرض تیرهای غیبی

به گواهی تاریخ، تمام افرادی که به نحوی در روزگاران گذشته با اهل بیت علیه السلام دشمنی کردند، در مدت کوتاهی به عواقب اعمال خود دچار گشته و آتش قهر الهی آنان را فرا گرفت.

مخالفین حضرت مهدی علیه السلام در این سرنوشتِ دشمنان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مشترک می باشند؛ یعنی همه آنان یا با تیرهای غیبی الهی یا با ضربت قهر امام عصر علیه السلام به هلاکت خواهند رسید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد هلاکت لشکر سفیانی به قهر الهی فرمود:

سفیانی از بیابان خشک دمشق خروج می کند و در دمشق فرود می آید. آن گاه دو لشکر- یکی به سوی مشرق و یکی به سوی مدینه- روانه می کند تا به زمین بابل و شهر نفرین شده بغداد وارد می شوند.

آنها بیش از سه هزار تن را می کشند و بالغ بر یکصد زن را هتک حرمت می کنند. سپس از آن جا بیرون آمده و به کوفه می روند و بعد از کشتار و ویرانی به شام روی می آورند تا این که لشکر هدایت آنان را قلع و قمع می کند. اما لشکر اعزامی به سوی مدینه، سه شبانه روز در آن شهر مقدس به کشتار و غارت و چپاول می پردازد و سپس به سوی مکه روانه می شود، ولی هنگامی که به سرزمین بیداء برسند، خداوند به حضرت جبرئیل فرمان می دهد که آنان را نابود گرداند.

جبرئیل به آن منطقه ضربتی می زند و زمین تمامی لشکر سفیانی را در خود فرو می برد و به غیر از دو نفر از جهنیه- که برای گزارش خبر زنده می مانند- همه افراد هلاک می شوند.

:)نشانه های دشمنان حضرت مهدی (ع) را بشناسید +معرفی نشانه های ظهور/ دشمنان امام زمان چه نشانه هایی دارند؟:)

دلبستگی به حکومت های زوال پذیر

گرچه دشمنان اهل بیت علیه السلام و دولت های ستمگر اموی و عباسی و سایر حکومت های غاصب از اول تاریخ تا به حال از میان رفتند و پیامبران و امامان و تمامی حق طلبان عالم بافداکاری و شهادت خود موجب رسوایی آنان گردیدند اما بنا بر مشیت الهی و سنت تغییر ناپذیرش تاریخ ادامه یافت و انسان های دیگری نیز بر اریکه قدرت تکیه زدند و آزمایش شدند. ولی درعصر ظهور، با زوال و نابودی دشمنان حضرت مهدی علیه السلام، دیگر بساط ظلم و ستم از روی زمین برچیده شده و طومار دشمنان انسانیت درهم پیچیده می گردد.

هم چنان که در دعای ندبه آرزوی چنین روزی را داریم:

«أین المنتظرُ لإقامَةِ الامَتِ و العِوَجِ، أینَ المُرتَجی لإزالَةِ الجَورِ و العُدوانِ، أینَ قاصمُ شَوکةِ المُعتَدینِ، أینَ هادِمُ أبنیةِالشِّرک والنِّفاقِ، أینَ مُبیدُ اهلِ الفُسوقِ و العِصیانِ و الطغیانِ، أینَ مبیدُالعُتاةِ و المَرَدَة، أینَ مستأصِلُ أهلِ العِنادِ و التَّضلیلِ و الألحادِ...»

کجاست آن  آقایی که انتظارش را می کشیم، اختلاف و کجی ها را به راستی آورد؟ کجاست آن که امید داریم اساس ظلم و عدوان را از عالم ریشه کن کند؟ کجاست آن که شوکت و اقتدار ستمگران را در هم بشکند؟ کجاست آن که بناها و تشکیلات شرک و نفاق را ویران کند؟

کجاست آن که اهل فسق، گناه و طغیان را از میان بردارد؟ کجاست آن که متکبران خودخواه و سرکش عالم را سر جایشان بنشاند؟

کجاست آن که معاندان و گمراه کنندگان خلق و ملحدان را عاجز و درمانده سازد؟

فهرست مدعیان دروغین مهدویت

فهرست مدعیان دروغین مهدویت


در اعتقادات مسلمانان، مهدی موعود شخصیتی نجات‌بخش است که تا قبل از قیامت ظهور خواهد کرد و جهان را از ستم و بی‌داد رهایی می‌بخشد. در طول تاریخ اسلام بارها افرادی ظهور کرده و ادعا کرده‌اند که مهدی موعود هستند. این موارد در سراسر دنیای اسلام -در جنوب آسیا، افریقا و خاورمیانه - اتفاق افتاده است. مدعیان مهدویت معمولاً قدرت سیاسی یا معنوی یا هر دو را دارند. حتی بسیاری از این مدعیان، برای خود حکومت‌هایی تشکیل داده‌اند (مانند «مهدیه» که در اواخر قرن نوزدهم توسط محمد احمد در سودان تأسیس شد) و نیز مذاهب و فرقی بنیان گذاشتند (مانند بابیت و جنبش احمدیه).[۱]

یکی از مهمترین رویدادهای اخیر در ارتباط با مدعیان مهدویت، واقعهٔ تصرف مسجدالحرام در سال ۱۹۷۹ بود، که توسط حداقل دویست نیروی مسلح تحت فرماندهی جهیمان العتیبی انجام شد، که هدف از این کار دعوت برای بیعت با محمد عبدالله القحطانی بود که ادعای مهدویت کرده بود..[۲]

تعدادی از معروف‌ترین مدعیان مهدویت به ترتیب زمانی:[۱][۳] و[۴] و[۵]

قرن اول


قرن دوم

قرن سوم

قرن چهارم

قرن ششم

قرن هفتم

قرن هشتم

قرن نهم

قرن دهم

قرن یازدهم

قرن دوازدهم

قرن سیزدهم

قرن چهاردهم

قرن پانزدهم

تولد امام زمان عجل الله تعالی چگونه و در چه شرایطی متولد شدند؟

تولد امام زمان عجل الله تعالی چگونه و در چه شرایطی متولد شدند؟


حکیمه خاتون دختر امام جواد (درود خدا بر او باد) و عمه امام حسن عسکری (درود خدا بر او باد) کیفیت و چگونگی ولادت حضرت مهدی (درود خدا بر او باد) را چنین نقل می کند:
"ابو محمد امام حسن عسکری (ع) کسی را به دنبال من فرستاد که امشب (نیمه شعبان) برای افطار نزد من بیا، چون خداوند امشب حجتش را آشکار می کند. پرسیدم: این مولود از چه کسی است؟ آن حضرت فرمود: از نرجس، عرض کردم: من در نرجس خاتون هیچ اثر حملی مشاهده نمی کنم! حضرت فرمود: موضوع همین است که گفتم.
من در حالی که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پایم بیرون آورد و فرمود: بانوی من! حالتان چطور است! من گفتم: تو بانوی من و خانواده ام هستی. او از سخن من تعجب کرده ناراحت شد و فرمود: این چه سخنی است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندی عطا می کند که سرور و آقای دنیا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از سخن من خجالت کشید.
سپس بعد از افطار، نماز عشاء را به جا آوردم و به بستر رفتم. چون پاسی از نیمه شب گذشت، برخاستم و نماز شب خواندم. بعد از تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم. در این هنگام، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا آورد.

سپس از اتاق بیرون رفتم، تا از طلوع فجر با خبر شوم. دیدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است. در آن حال، این سوال به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا آشکار نشد. نزدیک بود شکی در دلم ایجاد شود که ناگهان حضرت امام حسن عسکری (ع) از اتاق مجاور صدا زد: «ای عمه شتاب مکن که موعد نزدیک است». من نیز نشستم و سوره «الم سجده و یاسین» را خواندم. هنگامی که مشغول خواندن قرآن بودم، ناگهان نرجس خاتون با ناراحتی از خواب بیدار شد. "
بر اساس بعضی روایات که در منتهی الآمال نیز آمده، حکیمه خاتون می گوید: «بعد از آنکه نرجس از خواب بیدار شد، من او را به سینه چسباندم و نام خدا را بر زبان جاری کردم. امام حسن عسکری (ع) فرمود: سوره «قدر» را برایش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسیدم حالت چطور است؟ او گفت: آنچه مولایت فرموده بود، ظاهر شد. من دوباره سوره «قدر» را خواندم. کودک نیز در شکم مادر، همراه من سوره «قدر» را خواند که من ترسیدم»
من با شتاب خودم را به او رساندم و پرسیدم: چیزی احساس می کنی؟

نرجس گفت: آری. گفتم: نام خدا را بر زبان جاری کن، این همان موضوعی است که اول شب به تو گفتم. مضطرب مباش و دلت را آرام کن.
در این هنگام پرده نوری میان من و او کشیده شد. ناگاه متوجه شدم کودک ولادت یافته است. چون جامه را از روی نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود. هنگامی که او را برگرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است. در این موقع، حضرت امام حسن (ع) صدا زد؛ عمه! فرزندم را نزد من بیاور، وقتی که نوزاد را خدمت آن حضرت بردم، وی را درآغوش گرفت، و بر دست و چشم کودک دست کشید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله».

 

میلاد حضرت مهدی(ع),ولادت حضرت مهدی (عج), تولد حضرت مهدی(عج)

موعود، قائم آل محمد، منتقم، امام منتظر از نام های حضرت مهدی(عج) هستند

پس از آن به امامت امیر المؤمنین (ع) و سایر امامان معصوم علیهم السلام، شهادت و گواهی داد و چون به نام خود رسید گفت: «اللهم انجزلی وعدی، و اتمم لی امری، و ثبت وطأتی، و املاء الارض بی عدلا و قسطا». پروردگارا! وعده مرا قطعی گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر کن.

روز هفتم که خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) رسیدم، ایشان فرزندش را از من طلب کرد. من نیز او را در پارچه ای پیچیده، نزد پدرش بردم. آن حضرت فرمود: پسرم! با من حرف بزن، در این هنگام، او آیه «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض...» را خواند. " بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 51، ص 19

و در روایت دیگر چنان است که: چون حضرت صاحب الامر علیه السلام متولد شد، نوری از او ساطع گردید که به آفاق آسمان پهن شد و مرغان سفید را دیدم که از آسمان به زیر می آمدند و بالهای خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می کردند. پس حضرت امام حسن عسکری (ع) مرا آواز داد که ای عمه، فرزند را برگیر و به نزد من بیاور، چون برگرفتم، او را ختنه کرده و ناف بریده و پاک و پاکیزه یافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا.» "
باری مهدی موعود (ع) به گونه ای پا به عرصه وجود گذاشت که از خود کرامات بسیاری را نشان داد. و بدین ترتیب بود که وجود مقدس ولی عصر (عج) در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هجری قمری متولد شد.

و اما راجع به قسمت دوم سوال باید گفت: از روایات چنین استفاده می شود که امام عسکری (ع) را به خاطر مولودی که موعود مظلومان جهان است، چنان تحت نظر داشتند که وقتی امام زمان (عج) متولد شد، امام عسکری (ع) حتی با نزدیکان خود هم با ایماء و اشاره سخن می گفت، تا مبادا کسی سخن آن امام را شنیده و به دولت گزارش دهد، و ایجاد خطر کند.
چنان که در کتاب «غیبت» شیخ طوسی (ره) روایت کند: «احمد بن اسحاق قمی از امام حسن عسکری (ع) در خصوص صاحب الزمان (عج) سوال کرد، حضرت با اشاره دست او را متوجه نمود که او زنده و سالم است.» "

معرفی حضرت مهدی به دو زبان فارسی و انگلیسی

معرفی حضرت مهدی به دو زبان فارسی و انگلیسی


امام زمان(ع) امام دوازدهم مسلمانان است.او کسی است که ازدوران کودکی در غیبت به سر می برده و غیبت کبری او هنوز هم ادامه داشته وتا زمانی که خداوند اجازه ندهد-باز هم ادامه خواهد داشت.امام زمان در بین مسلمانان از  ارزش و احترام خاصی بر خوردار است شاید یکی از دلایل آن این است که او آخرین منجی بشریت و آخرین کسی است که می تواند بشر را از ظلم و  فساد و تباهی کنونی نجات دهد.پس برای فرجش دعا کنیم.

 - Imam-e-zaman is   the   twelveth  imam  for

 -Muslims and he was in absence from his child

-times.And his long absence continued now.And it isn’t going to finish  without   ALLAH  permit. He is the end Pedeemer for mankind. And he is someone who just he can reclaims mankind of opression and spoil.Because of it Muslims have  much value for him.

امام زمان کیست؟

  نام مبارک:نام مبارک ایشان(محمّد) است.واین نامی است   که  پیامبراکرم

  (ص) برای او پسندیده است.پیامبر اسلام درباره او می فرماید: مهدی(عج)

  از فرزندان من است و نام او هم نام من است.ومی فرماید:امام زمان از نظر

  شکل و شمایل شبیه ترین کس به من است.

Who is mahdi

His name:His holy name  is  ((MOHAMMAD((The holy prophet of Islam(PEASE BE UPON HIM)chose. it for him and said:Mahdi*s name  likes  my  name and he likes me very much in treat to other people  and be kindly to popular poeple abd etc.THE  holy prophet in this sayings wantsto says that Mahdi -a  person will many next years after him.

  القاب:ایشان القاب فراوانی دارند-از جمله: مهدی - منصور- صالح -

  صاحب الزمان - ولی الله - حجة الله - قاءم باامرهِ و ... .

Sobriquets:

  He has many sobriquts.For example: MAHDI- MANSOUR- SALEH and etc.

  نام پدر:پدر آن حضرت امام حسن عسگری-امام یازدهم مسلمانان است.

Father’s name:His father is imam HASSAN- E-ASKARI.(eleventh imam for Muslims)

نام مادر:مادرآن حضرت ((نرجس)) نام داشتند. ایشان  دختر یکی از نوادگان روم به نام یشوعا بودند. از القاب  ایشان  می توان به سوسن - صیقل و حکیمه اشاره کرد.

  Mother’s name:His mother was((NARJES)).Narjes was daughtar of one  of  the  king*ssons-the king of ((RUM))

سال تولد:امام زمان در سال ۲۵۵هجری شمسی دیده به جهان گشودند.

  Born year:He borns in 834 A.D .

  محل تولد:امام زمان در شهر سامرا و در منزل پدرش دیده  به جهان

  گشوده اند.

  Born place:He borns in SAMARRA(in Iraq( and in his father’s house.

  مطالبی در باره زندگی ایشان:

  دوران زندگی: زندگی ایشان به سه قسمت تقسیم میشود:

 ۱.از هنگام تولد تازمان فوت پدربزرگوارشان که جمعآ ۵ سال می باشد. یعنی ازسال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هجری قمری.

 ۲.از سال۲۶۰ تا۳۲۹هجری قمری که حضرت از طریق نواب چهارگانه خود با مردم در ارتباط بود.و آن ها را راهنمایی می کرد.

 ۳.از سال ۳۲۹هجری قمری غیبت کبری آغازشده و تا زمانی که خداوند اجازه ندهد پایان نمی پذیرد.

  Some information about Mahdi:  Life ages:His life has three parts:

  1.From his birthday to when his father died.  It means from 834 A.D to 839 A.D .

  2.From 839 A.D to 918 A.D that he  was  in communication with popular people  by  his deputys.And in this wayhe guided them and  answered to their questions.

  3.From 918 A.D  his  long  absence  started.

   اهداف امام زمان پس از ظهور:

   مهم ترین هدف امام پس از ظهور تثبیت حاکمیت دین اسلام  در جهان است که به همین منظورمهدی (عج) از غیبت کبری  خارج می شود.در مرحله بعد امام با کمک ۳۱۳نفریارمخصوص خود،که  از بهترین وبا تقوا ترین مردم آن زمان انتخاب می شوند،به جنگ  با  ظالمان  و زورگویان وفاسدان پرداخته وآنها را محو و نابود می کنند. پس از ازمیان رفتن شیاطین،طبق روایات، وضع زندگی مردم بسیاربهتراززمان کنونی خواهد شد.و اعمال ناپسند از بین خواهند رفت.

  Mahdi’s tragets after outburst:Oneof his first tragets is provering Islam lia- bility in the world.Inthe nextstage he wants  to riases the bad kinds of human.After that -after riasing the tempters- the  situation  of people’s life.will be more better than before.(Tray cabals) So  we  understand ((MAHDI))  is redeermer for human. The  best  REDEEMER for human.

   احادیثی از حضرت مهدی(عج):

  ۱.هیچ چیز مثل نماز،بینی شیطان را به خاک نمالیده است.

  Some says about MAHDI:

  1.Nothing about prayers cannot smites tem-pter

  ۲.برای تعجیل در فرج دعا کنید.

  2.Please voite for posting outburst.

  ۳.مومن کسی است که  در نبودن اشخاص، حقوق آنها را  رعایت

  می کند.

  3.Believer respects the right of the people in their absence.

  ۴.شخص مسلمان از زور گویی،دروغ وناىانی می پرهیزد.

  4.A believer person avaids coereion،ignoran-ce،lies.

  ۵.مسلمان جز به راست سخن نمی گوید.

  5.He says nothing but truth.

  ۶.مسلمان همیشه ستم دیده را یاری می کند.

  6.He  always  helps  the oppressed  persons

گذری بر زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

گذری بر زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه


نام: محمّد

پدر: امام حسن عسکری(ع)

مادر: نرجس

القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظر، و از همه مشهورتر مهدی.

زاد روز: شب نیمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غیبت صغری: از سنّ پنج سالگی به مدّت 69 سال.

نمایندگان: چهار نفر از شخصیت های شیعه به نام های:

1. ابو عمرو، عثمان بن سعید بن عمرو عمری اسدی، وکیل و نماینده پیشین امام هادی و امام عسکری علیهما السّلام.

2. فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعید، در گذشته 304.

3. أبوالقاسم، حسین بن روح بن ابیبحر نوبختی، در گذشته 326.

4. ابوالحسن علی بن محمد سمری، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد، و کلیّه امور شیعیان و خواسته ها و نامه های آنان به وسیله این چهار نفر انجام و ردّ و بدل می شد. و آرامگاه آنان نیز در بغداد مشهور است.

غیبت کبری: با در گذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت از سال 329 آغاز گردید، و تا به هنگام فرمان الهی مبنی بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـایندگان و وظـیفه مردم در دوران غیبت کبری: کسیکه فقیه خویشتن دار، مخالف هوای نفس، و فرمان بر امر خداوند باشد، او نماینده امام زمان است، و بر دیگران لازم است از او پیروی کنند، زیرا اینگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.

هنگام ظهور: آنگاه که منادی حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدی بر سر زبان ها افتد، مردم دلباخته او شوند، و از کسی جز او سخن نگویند.

محل ظهور: مکّه معظّمه.

محل بیعت (تعهّد مردم در پیروی از امام(: مسجدالحرام، میان رکن و مقام.

نشانی: فرشته ای از بالای سر او فریاد می زند: این مهدی است، او را پیروی کنید.

یادگار أنبیاء: انگشتر سلیمان در انگشت او، عصای موسی در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

یاران: سیصد و سیزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادی باشند که هسته مرکزی زمامداری او را تشکیل دهند، و در حقیقت کارگردانان اصلی قیام مهدی(ع)، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانی اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند.

روش حکومتی: بر اساس قرآن و سیره پیامبر(ص) و امام امیرمؤمنان(ع)

شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گیرد، و زمین را از عدل و داد پر کند در حالی که از جور و ستم پر شده باشد.

مرکز حکومت: مسجد کوفه، مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش علی(ع)

چگونگی پیروزی بر دشمنان: همانند پیروزی جدّ عالی مقامش پیامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان، خداوند او را با گـروه های منظّم هزار نفری از فرشتگان یا سه هزار نفری که از آسمان فرود آمدند یا پنج هزار نفری که دارای نشان مخصوص بودند مدد داد، و نیز در جبهه های جنگ یاریش کند، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدر و دیگر جبهه های فراوان و روز تاریخی حنین یاری و پیروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ریخت.

مدت زمامداری:  روایات که اکثراً مربوط به اهل تسنّن است، در این باره با اختلاف سخن گفته، امّا به عقیده شیعه خدا آگاه است.

وزیر و معاون: عیسی(ع) از آسمان فرود آید و به عنوان وزیر با حضرتش همکاری نماید.

برکات حکومت و رهبری او: درهای خیر و برکت از آسمان به روی مردم گشوده شود، عمرها به درازا کشد، مردم همه در رفاه و بی نیازی بسر برند، شهرها همه بر اثر آبادانی و سرسبزی به هم پیوسته گردند، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نیازی نخواهد بود، و اگر زنی یا زنانی تنها از مشرق به مغرب روند کسی را با آنها کاری نباشد.

معجزات و کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه

معجزات و کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه


امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد».

چه معجزات و کراماتی از امام‌ زمان علیه السلام صادر شده است؟

معجزات و کرامات بسیاری از آن امام عزیز صادر شده است که ذکر آن‌ها نیاز به یک کتاب جداگانه دارد. ولی در اینجا به چند نمونه آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. مردی از اهالی عراق، مالی را برای امام ‌زمان (علیه السلام) فرستاد، حضرت مال را برگرداند و پیغام داد که حق پسرعموهایت را که چهارصد درهم است، از آن خارج کن. مزرعه‌ای در دست او بود که پسرعموهایش در آن مزرعه شریک بودند، ولی حق آن‌ها را نمی‌پرداخت. چون حساب کرد، دید که طلب آن‌ها همان چهارصد درم می‌شود. پس از پرداختن آن، باقی‌مانده را نزد حضرت فرستاد و قبول شد.»(1)

2. ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشته، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصد درهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید. (2)

3. یکی از معجزات آن حضرت که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، معجزه‌ای است که برای همسر آقای «متقی همدانی» رخ داده است، وی می‌گوید: روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال 1397 همسر اینجانب محمد متقی همدانی بر اثر دو سال اندوه و گریه و زاری به‌خاطر داغ دو جوان خود که در یک لحظه در گروه‌های شمیران جان سپردند؛ مبتلا به سکته ناقص شد. طبق دستور پزشکان مشغول معالجه و مداوا شدیم، ولی نتیجه‌ای به‌دست نیامد.

شب جمعه بیست ‌و دوم ماه صفر، یعنی چهار روز پس از این حادثه، حاج‌مهدی کاظمی که از تجار و محترمین تهران به‌شمار می‌رود، به ‌اتفاق خواهرزاده‌اش از تهران آمده بودند که ایشان (خواهرش) را به ‌وسیله ماشین سواری برای معالجه به تهران ببرند، ساعت یازده شب بود که با خاطری خسته و دلی شکسته به اتاقم رفتم که بخوابم، ناگهان متوجه شدم که شب جمعه است، شب دعا و نیایش، شب توسل و توجه.

آن شب پس از قرائت چند آیه از قرآن مجید و نیز خواندن دعای مختصری از دعاهای شب جمعه، به حضرت بقیة‌الله (عجل الله تعالی فرجه) متوسل شدم و با دلی پر از اندوه به خواب رفتم. ساعت چهار بامداد طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم که از اتاق پایین که همسرم آنجا بود سر و صدا و همهمه بلند است، سر و صدا قدری بیشتر شد و سپس ساکت شدند.

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دوره‌ی غیبت، ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد

من گمان کردم میهمان از همدان یا تهران آمده، اعتنایی نکردم، تا اینکه صدای اذان صبح شنیده شد،‌ برای وضوگرفتن پایین رفتم، دیدم چراغ‌های حیاط روشن است و دختر بزرگم که پس از مرگ برادرهایش خنده به لبش نیامده بود، خوش‌حال و متبسم قدم می‌زد.

از او پرسیدم: چرا نمی‌خوابی؟ گفت: پدرجان! خواب از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: به‌خاطر آنکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمه‌شب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمه‌شب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید!‌ همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به‌دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفتم: مادرجان! کجا می‌روی؟ آقا کجا بود؟

مادرم گفت: «آقایی، سید جلیل‌القدری در لباس اهل علم به بالینم آمد و فرمود: برخیز، گفتم: نمی‌توانم. با لحن تندتری گفت: برخیز!‌ دیگر گریه نکن و دوا هم نخور. من از هیبت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: دیگر گریه نکن، دوا هم نخور، همین‌که رو کرد به طرف در اتاق، من شما را بیدار کردم و گفتم: از آقا تجلیل کنید و ایشان را بدرقه نمایید، لیکن شما دیر جنبیدید، خودم ایشان را بدرقه کردم.»

امام زمانمادرم هنگامی‌که متوجه شد، نزدیک درب حیاط ایستاده، گفت: زهرا! من خواب می‌بینم یا بیدارم؟ من خودم تا اینجا آمدم؟ گفتم: مادرجان: شما را شفا دادند، سپس مادرم را به اتاق آوردم.

آری؛ با گفتن یک کلمه «گریه نکن» آن‌همه اندوه و غم از دل بیرون رفت.»(3)

 

 

4. دانشمند فاضل، شمس‌الدین محمدبن‌قارون نقل می‌کند که مردی به نام «نجم» ملقب به «اسود» در دهکده معروف به «دقوسا» واقع در کنار فرات زندگی می‌کرد. وی مردی خیرخواه و نیکوکار بود و زنی به نام فاطمه داشت، او نیز زن صالح و با تقوایی بود و دو فرزند داشت.

از اتفاق، زن و شوهر، هر دو نابینا شدند، سخت ناتوان گشتند، این حادثه در سال 712 اتفاق افتاد،‌ زن و مرد مدت زیادی را بدین‌گونه گذراندند، تا اینکه یکی از شب‌ها زن حس کرد دستی روی صورتش کشیده شد و گوینده‌ای به او گفت: «خداوند نابینایی تو را برطرف ساخت. برخیز و برو نزد شوهرت ابوعلی و در خدمتگزاری او کوتاهی مکن.» زن نیز چشم خویش را باز کرد و دید خانه پر از نور است، فهمید که ایشان قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) بوده است.(4)

ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشته، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصددرهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید

خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى (علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم و الّا آن را صدقه مى دهم.».

مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (علیه السلام) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم. (الغیبة ـ شیخ طوسی ص 283)

معجزاتى كه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.». (منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312)

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دوره‌ی غیبت، ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 پی نوشت‌ها:

1. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج1، ص517.

2. همان مأخذ، ص523.

3. شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ص172.

4. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص74.

چگونه می توانم امام زمان را ببینم؟

چگونه می توانیم امام زمان را ببینیم؟


 
امام زمان (عج)خوب است بدانیم که امام زمان(عج) شدیداً به شیعیان خود عشق مى‏ورزد؛ بلکه علاقه آن حضرت به شیعیان و دوستانشان خیلى بیشتر از علاقه‏اى است که ما نسبت به آن حضرت داریم. ایشان همواره براى شیعیان خود دعا مى‏کنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَیرُ مُهَمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلاناسینَ ِذِکْرِکُمْ» )بحارالانوار: ج 53، ص 174 ( ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمى‏کنیم و شما را از یاد نمى‏بریم».

آنچه بر ما بایسته است، جلب رضایت آن بزرگوار است. پیوستگى با او، یعنى، مطیع او بودن. در واقع ما باید ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داریم. برای اینکه این نکته بهتر روشن شود توجه شما را به این حکایت جلب می کنیم.

حضرت داود (ع) در حال عبور از بیابانی مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک برمی دارد ویه جای دیگری میریزد ، از خداوند خواست تا از راز این کار آگاه شود ...، مورچه به سخن آمد که : معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپه در این محل قرار داده است !

حضرت فرمود : با این جثه کوچک ، تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی ، و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد ؟!

درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى‏شود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید

مورچه گفت : همه اینها را می دانم ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده ام !

در اینجا حضرت داود(ع) منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او ( محمد، محمدی ری شهری، کیمیای محبت ، ص58.)

این حکایت درسی عبرت‌آموز است برای کسانی که ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند که آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسید‌ه‌اند یا نه؟! البته ناگفته نماند که دشواری‌ها و پایداری و پایمردی است که عشق و محبت را سهل و آسان می‌سازد.

ثانیا: اگر ما کارهائی که خوشایند امام زمان (ع) است انجام دهیم، علاوه بر اینکه به آنچه که می خواستیم،که کسب رضایت ایشان است،ممکن است مورد لطف ایشان قرار گرفته و دیداری که در انتظارش بودیم حاصل شود ،در حالات (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید سیستانی  آمده است که فرمودند: در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان (علیه السلام ) شرفیاب شوم ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند .

امام زمان (عج)

او می گفت در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه های آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید ، حال عجیبی به من دست داد ، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم ، خانه ای کوچک و فقیرانه ای بود ، از درون خانه نور عجیبی می تابید . در زدم وقتی در را باز کردند مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله فرجهم ) در یکی از اتاقهای آن خانه تشریف دارند ؛ و در آن خانه جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه سفیدی به روی آن کشیده بودند . وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم حضرت به من فرمودند : چرا این گونه دنبال من می گردی ؟ و رنجها را متحمل می شوی ؟ مثل این باشید ( اشاره به جنازه کردند ) تا من دنبال شما بیایم . بعد فرمودند این بانویی است که در دوره بی حجابی ( رضا خان پهلوی ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند .)

این داستان واقعی این واقعیت را نشان می دهد که اگر اعمال ما مورد رضایت امام زمان(ع) قرارگیرد،امکان دیدار حاصل خواهد شد،هر چند هدف رضایت اوست نه دیدار،

یادآورى مهم:

درست است که وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نیست، ولی بحث ملاقات، نباید با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زیرا وظیفه ما ایجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زیارت آن حضرت نمى‏شود، از طریق خواندن دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، نماز امام زمان و نیز از طریق رفتن به مسجد جمکران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏نماید و براى گره گشایى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست مى‏کند و خود را درمحضر ایشان مى‏بیند.

علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست وگرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلی0است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند

گریه برحسین(ع) رمز تقرّب به حضرت ولی عصر(عج):

علت اصلی دوری ما با امام زمان(ع)، دوری از خداست و گرفتار شدن در منجلاب گناه است،در واقع تنها مانع ارتباط با خدا و محبوبان او، گناه است. گاهی قلب انسان با گفتن یک «یا الله» یا خواندن یک دعا و تلاوت یک سوره از قرآن و دادن صدقات، نورانی و سبک می شود. اما گاهی حجاب و ظلمت گناهان غلیظ است و به سادگی قابل رفع نیست.گریستن بر امام حسین(ع) همانند تیزاب لکّه گناه را محو و نابود می کند. «سفینه الحسین اَسرَعُ و اَوسَعُ و اَنفَذ»؛ کشتی امام حسین(ع) سریع ترین، وسیع ترین و نیرومندترین وسیله ها برای رسیدن است. هر کس وارد این کشتی شد، ره صد ساله را یک شبه پیمود. گریستن بر امام حسین(ع) دل را پاک و نورانی ساخته و انسان را مستعد ارتباط با حضرت ولی عصر می سازد.

گریستن بر امام حسین(ع) تا بدانجا فضیلت و اهمیت دارد که حضرت صادق(ع) فرمود: «فَمَن بَکی علی الحسین(ع) فَقَد اَدّی حقّنا... هر کس بر امام حسین(ع) بگرید، حق ما را ادا کرده است».[بحارالانوار؛ 45.]از سید عبدالکریم پینه دوز(ره) که هر هفته به محضر امام عصر(عج) شرفیاب می گردید سؤال کردند: چگونه موفق به دیدار آن حضرت شدید؟ پاسخ داد: یک شب پیامبر ختمی مرتبت(ص) را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جدّاه، یا رسول الله، بسیار علاقه دارم به محضر فرزند شما برسم و هر چه می کنم میسّر نمی شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟ فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی، روزی دوبار؛ اول صبح و اول شب بنشین و بر حسینم گریه کن. می گوید: از خواب بیدار شدم و یک سال این برنامه را ادامه دادم. صبح ها می نشستم و روضه کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. پس از یکسال دیدم که راه باز شد.(با استفاده از کتاب «چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی(عج)»؛ حسین گنجی)

منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه

درنگی در روایات قتل های آغازین دولت مهدی (عج)

درنگی در روایات قتل های آغازین دولت مهدی (عج)


 اشاره:

در دولت آخرین سفیر الهی (علیه السلام) همه کارها با اعجاز صورت نمی پذیرد، لذا برای بر طرف شدن موانع، اقداماتی صورت می گیرد، که این مسئله با دو دید، افراط و تفریط مواجه شده است .

این نوشتار ضمن بررسی سوالات این قضیه به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوط به قتل ها پرداخته تا افراط و تفریط اندیشه های موجود مشخص گردند .

پیشگفتار:

برخی، در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور، افراط می کنند و از امام زمان (علیه السلام) و یاران اش، چهره ای خشن ارائه می دهند . آنان، به روایاتی استدلال می کنند که در آن ها، اشاره به کشته شدن دو سوم مردم، (از هر نه نفر، هفت نفر، از هر هفت نفر، پنج نفر) و یا این که بیش تر مردم کشته می شوند و از کشته ها، پشته ساخته می شود و جوی خون جاری می گردد و . . . دارند .

برخی دیگر، تفریط می کنند و می گویند، حتی به مقدار محجمه (مقدار خون در ظرف حجامت) خون ریزی نمی شود و . . .

در این نوشتار، به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوطه می پردازیم تا افراط و تفریط بودن اندیشه های موجود مشخص گردند .

نکاتی که قابل تامل است، این ها است:

الف) قتل و کشتار، قبل از ظهور است و یا بعد از آن؟

ب) شیوه ی رفتار امام با دشمنان چه گونه خواهد بود؟

ج) حجم کشتار و اعدام و خون ریزی ها چه مقدار است؟

د) مقتولان، چه کسانی هستند؟

ه) روایاتی که ناظر بر این موضوع است، آیا به نحو موجبه ی کلیه است یا به نحو موجبه ی جزئیه؟

اخباری که در آن ها، کشتار در حجم وسیعی مطرح شده اند، بر دو قسم است: الف) یک سری از آن ها، مربوط به ملاحم و فتن قبل از ظهور است و هیچ ربطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع ناسامان جهان در پیش از ظهور دارد . این دسته، بیش تر از مراسیل عامه است . اگر تعدادی از آن ها هم جزء مسانید باشد، هیچ گونه ارتباطی با بحث ما، یعنی قبل ها در دوران حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ندارد .

ب) یک سری از آن ها، مربوط به هنگامه ی ظهور و حکومت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است . این نوع روایات، نیز دو گونه اند:

1 - روایاتی که از طریق عامه و از نبویات است و بیش تر آن ها، مشکل سندی دارند، به طوری که بعضی از آن ها، مرسل . و برخی از آن ها، به پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) منتهی نمی شوند . بلکه از فرادی مانند کعب الاحبار که در زمان ان حضرت مسلمان نشده بود، نقل شده است .

عمده ی این از روایات، از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده است . عالمانی از اهل تسنن، مانند ابن کثیر، وقتی به روایات نقل شده از امثال کعب الاحبار می رسد، می گوید: «خدا، ما را ازایل همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتاب های روایی و . . . کرده اند، بی نیاز کند (1) . . .» .

2 - روایاتی که از طرق اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده و یا در کتاب های شیعه ذکر گردیده است . در این کتاب ها، اخبار منقول از حضرات معصوم (علیهم السلام) و بعض دیگر که نقل شده، به اهل بیت (علیهم السلام) منتهی نمی شود . مانند اخبار معمرین که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از اهل تسنن نقل کرده است .

اندیشه ی تفریطی در کشتار به هنگام ظهور

گروهی بر آن اند که امام زمان به هنگام ظهور، از طریق ولایت و تصرف تکوینی، همه ی خلایق را مطیع و مسخر می کند و کارها را با اعجاز و غیرعادی انجام می دهد . لذا کشتار و اعدام، خیلی اندک خواهد بود . برای روشن شدن مطلب و دریافت پاسخ، به احادیثی از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) متمسک می شویم .

حدیث 1 . . . - عن بشیر بن ابی اراکة النبال - ولفظ الحدیث علی روایة ابن عقدة قال: لما قدمت المدنیة انتهیت الی منزل ابی جعفر الباقر (علیه السلام . .). قلت: (انهم) یقولون: انه اذا کان ذالک استقامت له الامور فلا یهریق محجمة دم . فقال: «کلا! والذی نفسی بیده! حتی نمسح وانتم العرق والعلق .» . واومابیده الی جبهته (2) ;

بشیر بن ابی اراکه بنال - لفظ حدیث به روایت ابن عقده است - گوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم، به طرف منزل ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) رفتم . . . گفتم: [آنان (مرحبه)] می گویند، هنگامی که آن امر (قیام قائم (عج)) روی دهد، همه ی کارها برای او درست و استوار می گردد و به اندازه ی یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد . پس فرمود: «هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام به دست او است! کار به آن جا می انجامد که ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد .(کنایه از سختی ها و دشواری های جنگ و درگیری است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخم های خونین می شود) .

در این هنگام، ایشان، با دست خود، به پیشانی شان اشاره فرمودند .(کنایه از برطرف کردن عرق جبین است) .

حدیث 2 . . . - عن موسی بن بکر الواسطی، عن بشیر النبال، قال: «قدمت المدینة » وذکر مثل الحدیث المتقدم، الا انه قال: لما قدمت المدینة قلت لابی جعفر (علیه السلام) : انهم یقولون: ان المهدی لوقام لاستقامت له الامور عفوا، ولا یهویق محجمة دم . فقال: «کلا! والذی نفسی بیده! لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله (صلی الله وعلیه وآله سلم) حین ادمیت رباعیته وشج فی وجهه! کلا! والذی نفسی بیده! حتی نمسح نحن وانتم العرق والعلق (3) .» . ثم مسح جبهته . (4)

از موسی به جعفر بن بکر واسطی . از بشیر نبال . گفت: «به مدینه رسیدم » و همانند حدیث قبلی را ذکر کرد، جز این که گوید: هنگامی که به مدینه رسیدم . به ابوجعفر (امام باقر (علیه السلام)) گفتم: آنان [مرجئه] می گویند: همانا، اگر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، همه ی کارها به خودی خود . برای او درست و برقرار می شود و به اندازه ی یک ظرف حجامتی خون نمی ریزد . پس فرمود: «هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام در دست او است! اگر کارها، خود به خود، برای کسی هموار می شد، مسلما، برای رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله سلم) در زمانی که داندن های پیشین آن حضرت شکست و صورت اش زخمی شد، درست و برقرار می گردید! هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان ام به دست او است! «کار، به آن جا می انجامد که) ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک کنیم .» . سپس پیشانی خود را پاک کرد .

حدیث 3 . . . - عن المفضل بن عمر، قال: سمتعت ابا عبدالله، وقد ذکر القائم (علیه السلام) فقلت: «انی لارجو ان یکون امره فی سهولة .» . فقال: «لایکون ذالک حتی تمسحو العلق و العرق .» . (5)

مفضل بن عمر گوید: در حضور امام صادق (علیه السلام) شنیدم که از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شد . پس عرض کردم: «همانا امیدوارم کار ایشان به آسانی صورت پذیرد .» . فرمود: «آن امر صورت نمی پذیرد تا این که عرق و خون بسته شده را برطرف سازید .» .

در سه حدیث مذکور ملاحظه می کنیم، آن طور نیست که تمامی کارها در زمان قیام قائم (علیه السلام)، به خودی خود و با اعجاز و تصرفات تکوین صورت نمی پذیرد، هر چند در ولایت تکوینی و تصرف تکوینی حضرت مهدی و سایر امامان طاهر، هیچ گونه تردیدی نیست . بلکه کار، دشوارتر از آن چیزی است که امثال مرجئه معتقدند .

با، مطابق روایات متعدد، نمی توانیم ادعا کنیم که در هنگام ظهور، هیچ قتل و کشتاری رخ نمی دهد; زیرا، در آن دوران، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامه ی حکومت عدل جهانی است و مسلما، این امر عظیم . بدون برطرف کردن خارها و سنگ های سر راه آن حضرت، میسر و محقق نمی شود .

از طرفی، تاریخ گواه است که پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) و امامان طاهر (علیهم السلام) سعی داشته اند، امور را به طور عادی و در مسیر طبیعی انجام دهند، لذا می بیینم، دندان های پیشین حضرت رسول اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) در جنگ می شکند و زخم هایی در جنگ احد و . . . (6) بر ایشان وارد می شود و امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در جنگ احد . نود زخم بر می دارد و . . . (7)

البته آن حضرت و عترت طاهراش، مخصوصا، حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدرت بر انجام دادن تصرفات تکوینی را دارند و همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی، به آن حضرات و نیز مؤمنان مخلص و ایثارگر و حتی مستضعفان بوده و خواهد بود . امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «خداوند، حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سه لشکر یاری می دهد: فرشتگان; مؤمنان; رعب (ترس انداختن در دل دشمن) " (8)

نیز حضرت (علیه السلام) می فریاید: «. . . خداوند، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با فرشتگان و جن و شیعیان مخلص، یاری می کند .» (9)

به هر حال، لزومی ندارد که ادعا کنیم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام کارهایشان را از طریق غیرعادی و به صورت اعجاز انجام می دهد و بنابراین، هیچ خونی ریخته نخواهد شد .

اندیشه ی افراطی در کشتار به هنگام ظهور

در احادیثی که از طریق عامه رسیده است، خون ریزی های خیلی زیاد و وحشت ناک ذکر شده است . اینک، به نقد بررسی یکی از آن ها می پردازیم .

یوسف بن یحیی مقدسی شافعی در کتاب عقدالدرر روایت مرسله ای را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره ی حوادث رم (رومیه) (10) نقل می کند و می گوید: . . . فیکبر المسلمون ثلاث تکبیرات، فتکون کالرملة علی نشز، فیدخلونها، فیقتلون بها خمسمئة الف مقاتل، و یقتسمون الاموال، حتی یکون الناس فی الفی ء شیئا واحدا، لکل انسان منهم مئة الف دینار، و مئة راس، ما بین جاریة وغلام » . (11)

پس مسلمانان، سه تکبیر می گویند و مانند ریگ و شن های روانی که از بلندی ها فرو می ریزند، داخل [روم] می شوند و در آن جا، پانصد هزار جنگجو را می کشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم می کنند، و به هر یک از آنان، صد هزار دینار و صد کنیز و یا غلام می رسد . . .

این روایت . مرسل است و مشکل سندی دارد و از نظر محتوا نیز قابل اعتماد نیست . پیدا است که جاعلان این گونه احادیث، در خدمت حکومت های جائر بوده اند و به جهت توجیه پاره ای جنگ های پس از پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله سلم) و قتل عام ها و کشتارهای وسیعی که در آن صورت گرفت، این چنین مجعولاتی را وارد کتاب های روایی کرده اند . مانند روایتی که به امام علی (علیه السلام) نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: . . . فیقتل من الروم حتی یتغیر ماء الفرات بالدم . (12) یعنی آنقدر از رومیان را به قبل می رساند که آب فرات به خون تغییر می کند!

ابن کثیر، در بارهی جنگ قادسیه می گوید:

انهزم الفرس ولحقهم المسلمون . . . فقتل المسلمون بکمالهم و کانوار ثلاثین الفا . وقتل فی المعرکة عشرة الاف و قتلوا قبل ذالک قریبا من ذالک (13) ; لشکر ایرانیان، منهزم شد و فرار کردند . مسلمانان، به تعقیب آنان پرداخته و تمامی فرارایان را که سی هزار نفر بودند، به قتل رساندند . در جنگ سیزده هزار نفر آنان را گشته بودند . همین عدد را نیز قبل از آن گشته بودند . . .

وقتی به کتاب های تاریخی که در آن ها فتوحات را نوشته اند، مانند البدء و التاریخ و النهایه و . . . مراجعه می کنیم . می بیینم که، فرماندهان و زیردستان شان، جنایات زیادی را مرتکب شده اند .

روایاتی که می گوید، از هر نه نفر هفت نفر و یا از هر هفت نفر، پنج نفر و یا دو ثلث مردم کشته می شوند، به جنگ های قبل از ظهور، نظر دارند و نه زمان ظهور .

از طرفی، اختلاف در تعداد مقتولان نیز علت های گوناگونی می تواند داشته باشد که از جمله ی آن ها، ممکن است تفاوت مناطق و محورهای درگیری و یا مراحل مختلف جنگ باشد .

با توجه به احادیث زیر و امعان نظر در دلالت آن ها، به این واقعیت پی می بریم که جهان، اندکی پیش از ظهور، دچار جنگ های خونین خواهد بود .

حدیث 1 - عن ابی بصیر ومحمد بن مسلم، قالا: سمعنا ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «لا یکون هذا الامر حتی یذهب ثلث الناس .» ، فقیل له: «اذا ذهب ثلث الناس فما یبقی؟» فقال، (علیه السلام) : «اما ترضون ان تکونوا الثلث الباقی؟ (14) » ; ابوبصیر و محمد بن سلم گویند: از امام صادق (علیه السلام) شنیدیم که می فرمود: «این امر واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند .» . پس به حضرت اش عرض شد: «اگر دوسوم مردم از بین بروند . چه کسی باقی می ماند؟» . پس فرمود: «آیا راضی و خرسند نمی شوید که از یک سوم باقیمانده باشید؟» .

حدیث 2 . . . - عن زرارة، قال: قلت لابی عبدالله (علیه السلام) : «النداء حق؟» . قال: ای; والله حتی یسمعه کل قوم بلسانهم .» . وقال، علیه السلام: «لا یکون هذا الامر حتی یذهب تسعة اعشار الناس .» (15) ; زراره گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ایا ندای آسمانی حقیقت دارد؟» . فرمود: «بلی; به خدا قسم! چنان است که هر قومی با زبان خودشان، آن را می شنوند .» آن حضرت فرمود: «این امر محقق نمی شود تا این که نه دهم مردم از میان بروند .» .

حدیث 3 . . . - عن سلیمان بن خالد، قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «قدام القائم موتتان: موت احمر و موت ابیض، حتی یذهب من کل سبعة خمسة . الموت الاحمر، السیف; والموت الابیض، الطاعون .» (16) ; . . . سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «قبل از قیام قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف)، دو نوع مرگ و میر رخ می دهد: مرگ سرخ و مرگ سپید . تا این که از هر هفت نفر، پنج نفرشان از بین بروند . مرگ سرخ با شمشیر، مرگ سفید، با طاعون است .»

با ملاحظه ی این احادیث و احادیث دیگر، معلوم و مبرهن می شود که حجم وسیعی از مرگ و میرها و خون ریزی ها، مربوط به دوران پیش از قیام امام عصر، (علیه السلام)، و قبل از ندای آسمانی است . بنا به روایت یونس بن رباط که می گوید:

سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «ان اهل الحق لم یزالوا منذ کانوا فی شدة . اما ان ذاک الی مدة قریبة وعافیة طویلة (17) ;

از اباعبدالله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «همانا، اهل حق، از هنگامی که در شدت و سختی بوده اند، پیوسته در آن حال خواهند بود (سختی با آنان همراه است). و همانا بدانید که پایان آن سختی ها، نزدیک و عافیت اش طولانی است .» .

بالاخره درنومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است که ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا .

خلاصه این که یک دسته از روایات در مورد خون ریزی ها، مربوط به دوران قبل از ظهور است و یک دسته از خبار، از مجهولات و از اسرائیلیات است که با هدف و انگیزه های مختلفی . مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی . . و یا توجیه گشتارها در فتوحات و . . . ، وارد کتابهای روایی شده است .

نیز یک سری از آنها، مرسله و مرفوعه است و مشکل سندی دارد، مرفوعه ی فضل بن شاذان از امام صادق (علیه السلام) از این قبیل است:

یقتل القائم (علیه السلام) حتی یبلغ السوق، قال: فیقول له رجل من ولد ابیه: «انک لتجفل الناس اجفال النعم! فبعهد من رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) او بماذا؟» قال: «ولیس فی الناس رجل اشد باسا .» . فیقوم الیه رجل من الموالی فیقول له: «لتسکتن اولاضربن عنقک .» . فعند ذالک یخرج القائم (علیه السلام) عهدا من رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) (18) ; حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) آن قدر از انسان ها می کشد تا ساق پا را خون فرا می گیرد . شخصی از فرزندان پدرش (19) به حضرت اعتراض شدید می کند و یم گوید: «مردم را از خود دور می کنی، هم چنان که گله و گوسفندان را رم می دهند! آیا این روش، طبق دستور رسول خدا، است؟ به چه دلیلی این چنین رفتار می کنی؟» . یکی از یاران حضرت، از جای برمی خیزد و می گوید: «سکوت می کنی یا گردان ات را بزنم؟» . حضرت، عهد و پیمانی را که از رسول خدا (صلی الله وعلیه واله وسلم)، همراه دارد، بیرون می آورد و ارائه می کند .

البته، همچنان که در ابتدا و حدیث ذکر شد، این حدیث، مرفوعه است و مشکل سندی دارد و از طرفی محتوا و دلالت اش، ناقص و باتمام است; زیرا، سوق، هم ساق پا را گفته اند و هم ممکن است نام شهر یا محلی باشد، محلی همانند سوق الاهواز، (نام اهواز فعلی) سوق حکمة (نام یکی از مناطق اطراف کوفه)، سوق اسد (در اطرف کوفه)، سوق الثلاثاء (منطقه ای در بغداد قبل از ساخته شدن شهر) (20) ، . . . بنابراین نمی توانیم بگوئیم، «حتی یبلغ السوق » به معنای رسیدن خون به ساق پا است، خصوصا، با توجه به اینکه در حدیث مذکور، صبحت از خون به میان نیامده است، بلکه چنین به نظر می رسد که «سوق » ، به معنای «رسیدن به محل و مکانی » باشد .

البته، ما، طبق روایات صحیح، جنگ و خون ریزی ها، اعدام ها و انتقام از ظالمان را در عصر ظهور می پذیریم، لکن نه به این اندازه ها «روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) موجود است که تعداد قتل ها و مشخصات فردی و گروهی مقتولان، در آن ها مشخص شده است . و در ذیل بعد از نگرش به شیوه ی رفتار حضرت مهدی (عج) با دشمنان و معاندین به معرفی آنان می پردازیم .

شیوه ی رفتار امام (علیه السلام) با دشمنان

ستمگران و زورمداران و زراندوزان، در همه ی نقاط عالم، بر ملت های مظلوم و مستضعف سیطره داشته اند و دارند و فرهنگ سازی کرده اند . در این میان، جامعه ی اسلامی، خسارت های بیشماری را متحمل شده، به طوری که دشمنان اسلام، از آغاز رسالت نبی مکرم اسلام، (صلی الله علیه وآله وسلم)، همواره، در ایذاء و اذیت آن حضرت و پیروانش بوده اند . بالاخره آن حضرت پس از تحمل مشقت های فراوان توانست مسلمانان را از تاریکی ها به سوی روشنایی راهنمایی و سوق دهد . و حکومت اسلامی را بر قرار نماید . مع الاسف طولی نکشید که در هنگامه ی رحلت و بعد از آن، به گفته ی امام غزالی ریاست طلبان و منافقان با حیله های مختلف و فریب دادن مسلمانان، صاحب غدیر را که منصوب از طرف خداوند حکیم بود و همگی به ولایت اش تبریک و بخ، بخ یا علی گفته بودند، کنار گذاشته و بر اریکه ی قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه ی فاجعه و جنایات هولناک در جامعه ی اسلامی کاشته شد منعقد گردید . مولای متقیان، امیرمؤمنان، منصوب خدا، برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) اولین مسلمان در میان مردان، فاتح خیبر و جانشین بی واسطه ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را با آن همه مناقب خانه نشین کرد و یگانه دختر جوان ریحانه ی آن حضرت، در اندک زمانی پس از رحلت پدر بزرگوارش، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان، مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، بلکه به طور وحشیانه ای بین دیوار و در فشار داده شده و محسن اش سقط می شود و در نهایت پس از 75 روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلی آزرده و جراحاتی بسیار وداع می کند . پس از آن حرمت شکنی دردناک، فاجعه ها وحشتناک و وحشتناک تر می شود و اهل بیت (علیهم السلام) و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکی پس از دیگری مظلومانه به شهادت نائل می گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و شیعیان مخلص شان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع می شوند به طوری که روح و عواطف انسانی با شنیدن آن همه وحشیگری ها جریحه دار می گردد . این ستمگری ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد (عج) و هر روز با رنگ های مختلفی جلوه گری نموده و فاجعه ای وحشتناک رخ می دهد . و ظلم و فساد در عالم فراگیر می گردد .

یقینا، پیش از ظهور و مقارن با آن، بر دنیا، ستمگران خون ریزی حاکم اند که از هیچ جنایتی فرو نمی گذارند . حال، امامی که قیام می کند، در برابر این همه کج روی ها و بیدادگیری ها، چه گونه برخورد کند، تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بی تردید، گروه های معاندی که دست شان به خون بشریت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب کرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح گرانه و نهضت امام، ایستادگی می کنند . بنابراین، امامی که قیام می کند و ماموریت تشکیل حکومت جهانی اسلام را دارد، باید برای برطرف کردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد . در این جا، مروری به این برنامه ها خواهیم داشت .

تربیت سپاهیان و تدارک مقدمات جنگ

امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) برای انتقام و خون خواهی از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانی و اجرای حدود الهی و برقراری حکومت عدل جهانی، ناگزیر از جنگ خواهد بود و در مقابل اش، دشمنان دندان مسلح و کج اندیشان دینانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده و چرخه های اقتصادی جهان برخورداری از فن آوری پیشرفته و سازماندهی ارتش های قدرت مند، پرچم مخالفت بر می دارند و مانع مسیر اصلاح گرانه ی امام می شوند . لذا قبل از قیام، جنگاوران دریا دل و دست یارانی توان مند و کارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت، تربیت می شوند و تعداد آنان، در بعضی از روایات، سیصد و سیزده نفر و در برخی، ده هزار نفر و در تعدادی از آن ها، صدهزار نفر و . . . ذکر شده است .

تجهیزات جنگی و وسیله ی دفاعی

تجهیزات آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام)، شمشیرهایی از آهن اما نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیر هذا الحدید) که اگر یکی از آنان، با شمشیر خود، بر کوهی ضربه زند، آن را دو نیم می کند . . .» (21) . وسیله ی دفاعی آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) به گونه ای است که «اسلحه ی دشمن هرگز، بر آنان کارگر نیست .» (22)

قاطعیت امام در رویارویی با دشمنان

امام علی (علیه السلام) می فرماید: «لایقیم امر الله سبحانه الا من لایصانع، ولایضارع، ولایتبع المطامع (23) » ; فرمان خداوند سبحان را برپا ندارد، مگر کسی که در اجرای دستور الهی، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو طمع ها و آرزوها نگردد .» .

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف) نیز قیام به اقامه ی حدود و فرمان الهی می کند و در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمی کند، بلکه نسبت به جرم اشخاص و گروه ها مجازات متناسب با آن را اجرا می کند و برخی از آنان را در جنگ نابود می سازد و حتی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می کند و گروهی را اعدام گروهی را تبعید و دست برخی را قطع می کند و . . . به فرمایش امام باقر (علیه السلام) : «. . . یقوم القائم . . . و لا تاخذه فی الله لومة لائم . . . (24) » قائم، قیام می کند . . . و در اجرای احکام الهی، از ملامت هیچ ملامت کننده ای بیم نمی کند .

بنابراین، به آن حضرت، «نقمت و عذاب کننده ی مجرمان و دشمنان » لقب داده اند . از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اذا تمنی احدکم القائم فلیتمنه فی عافیة; فان الله بعث محمدا، صلی الله علیه وآله، رحمة ویبعث القائم نقمة (25) ; هنگامی که یکی از شما، ظهور قائم را آرزو و تمنا بکند (که در رکاب اش باشد)، پس باید آرزو کند که در عافیت و تندرستی باشد; زیرا، خداوند، حضرت محمد (علیه السلام) را (برای خلائق) رحمت فرستاد و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) را عذاب و نقمت می فرستد .» .

امام صادق (علیه السلام)، دلیل ملقب شدن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف) به لقب «نقمت » را چنین بیان می دارد:

. فنتم حجة الله علی الخلق حتی لایبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدین والعلم، ثم یظهر القائم (علیه السلام) و یسیر (ویصیر) سببا لنقمة الله وسخطه علی العباد; لان الله لاینتقم من العباد الا بعد انکارهم حجة; (26)

پس ما، بر خلق خدا، اتمام محبت می کنیم تا این که همگان، نسبت به دین، شناخت پیدا کنند بر روی زمین، کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد . سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه السلام)، ظهور می کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد; زیرا، خداوند، از بندگان اش انتقام نمی گیرد، مگر بعد از آن که حجت اش را انکار کنند .

سپس معلوم می شود آنانکه مورد غضب امام عصر (علیه السلام) قرار می گیرند، همان کسانی هستند که حجت بر آنان تمام شده است، ولی آنان حجت خدا را نمی پیذیرند و سخت انکار می کنند .

محمدبن مسلم، ضمن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت می فرماید: «. . . اما شبهه من جده المصطفی (صلی الله وعلیه واله وسلم) فخر وجه بالسیف وقتله اعداء رسوله (صلی الله وعلیه واله وسلم) والجبارین والطواغیت، وانه ینصر بالسیف والرعب وانه لا ترد له رایة . . . (27) ; اما شباهت او به جدش محمد مصطفی (صلی الله وعلیه واله وسلم) خروج او با شمشیر است و این که او، دشمنان خدا و رسول اش و جباران و طاغوت ها را خواهد گشت و او با شمشیر و رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد .» .

جنگ و کشتار

در هر مقطعی از زمان یا مکان، نوع رفتار و برخوردها با مخالفان و دشمنان متفاوت است . مثلا، در زمان پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه واله وسلم) رحمت و ترویج دین بود، و در زمان امام علی (علیه السلام) رحمت و منت گذاری بر مخالفان، و . . . حال باید دید که در هنگام ظهور، رفتار امام زمان (علیه السلام) با دشمنان چه گونه خواهد بود . برای پاسخ به این سؤال نگاهی به روایات می اندازیم .

حدیث 1 . . . - عن زرارة، عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له . . . فقال: «اسمه اسمی » . قلت: «ایسیر بسیرة محمد (صلی الله وعلیه واله وسلم) ؟» . قال: «هیهات! هیهات! یا زرارة! ما یسیر بسیرته!» . قلت: «جعلت فداک لم؟» . قال: «ان رسول الله (صلی الله وعلیه واله وسلم) سار فی امته بالمن، کان یتالف الناس، والقائم یسیر بالقتل . بذاک امر فی الکتاب الذی معه ان یسیر بالقتل ولایستتیب احدا . ویل لمن ناواه!» (28) ;

زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که . . . فرمود: «اسم او، اسم من است » . پس عرض کردم: «آیا به سیره و روش حضرت محمد (صلی الله وعلیه واله وسلم) رفتار می کند؟» . فرمود: «هرگز! هرگز! ای زراره! به سیره ی او رفتار نمی کند!» گفتم: «فدایت گردم! برای چه؟» . فرمود: «همانا رسول خدا (صلی الله وعلیه واله وسلم) با ملایمت و نرمی و مهربانی رفتار می کرد [تا دل ها را به دست آورد و مردم با آن حضرت الفت گیرند] . ، ولی حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) سیاست قتل را در پیش می گیرد و طبق دستوری که دارد، رفتار می کند و توبه ی کسی را نمی پذیرد . پس وای بر کسی که با او دشمنی کند!» .

حدیث 2 . . . - عن ابی بکر الحضرمی، قال: سمعت اباعبدالله (علیه السلام) یقول: «لسیرة علی بن ابی طالب، علیه السلام، فی اهل البصرة کانت خیرا لشیعته مما طلعت علیه الشمس . انه علم ان للقوم دولة، فلو سباهم لسبیت شیعته » . قال: قلت: «فاخبرنی عن القائم . ایسیر بسیرته؟» . قال: «لا; لان علیا (علیه السلام) سار فیهم بالمن لما علم من دولتهم، وان القائم (علیه السلام) یسیر فیهم بخلاف تلک السیرة لانه لا دولة لهم » . (29) ;

از ابوبکر حضرمی نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «روش علی بن ابی طالب (علیه السلام) در میان اهل بصره، برای شیعیان اش، از آن چه خورشید بر آن می تابد، بهتر بود; زیرا، او می دانست که این قوم را دولتی در پیش است . اگر آنان را اسیر کرده بود، همنا شیعیان اش نیز اسیر می شدند .» . عرض کردم: «مرا از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) مطلع بفرما که آیا ایشان نیز با اهل بصره همانند روش او رفتار می کند؟» فرمود: «نه; زیرا، حضرت علی (علیه السلام) می دانست که حکومت های بعد از او، به دست دشمنان است، لذا با آنان به ملاطفت و چشم پوشی رفتار می کرد، ولی حضرت قائم، چون پس از خود، دولتی برای آنان نمی بیند، برخلاف سیره ی حضرت علی (علیه السلام)، رفتار می کند .» .

البته این حدیث، از نظر سند، مورد اشکال است (30) چون، اسماعیل بن مرار، مجهول است . مرحوم اردبیلی در مجمع الفائده و مرحوم عاملی در مدارک الاحکام و مرحوم مجلسی به مجهول بودن او تصریح کرده اند . (31)

حدیث 3 . . . - عن یحیی بن العلاء الرازی، قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: «ینتج الله تعالی فی هذه الامة رجلا منی و انا منه، یسوق الله تعالی به برکات السماوات والارض، فتنزل السماء قطرها، و تخرج الارض بذرها، وتامن وحوشها و سباعها ویملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا، ویقتل حتی یقول الجاهل لوکان هذا من ذریة محمد صلی الله علیه و اله، لرحم .» ;

یحیی به علا رازی گوید: از ابا عبدالله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «خداوند متعال در میان این امت بیرون آورد مردی را که از من است و من از او هستم . خداوند تعالی به بسبب او، برکات آسمان ها و زمین را به خلائق عطا فرماید . پس آسمان، باران اش را فرود آورد و زمین بذرهایش را می رویاند، و حیوانات وحشی و درنده در امان می شوند، و زمین را پر از عدل و داد می کند، هم چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد، و به حدی از بیدادگران و دشمنان را می کشد که جاهلان می گویند: "اگر این مرد از زریه ی محمد می بود، ترحم می کرد" .» .

نکته ی قابل توجه این که در این روایت، اقامه ی قسط و عدل و گسترده شده امنیت و مشمول برکات را با از میان رفتن جور و برطرف شدن جائران و قتل آنان مرتبط دانسته، و اعتراض به قتل را از ناحیه ی جاهلان و عدم آگاهی آنان به امور و واقعیات می داند .

البته، این روایت، از نظر سند نیز مورد اشکال است; زیرا، در سند آن، احمد بن عثمان الآدمی است که مجهول است . (32)

مدت جنگ ها

حدیث 1 - حدثنا ابو هارون . . . ، عن زر بن حبیش، سمع علیا (رضی الله عنه) یقول: «یفرج الله الفتن برجل منا، یسومهم خسفا، لایعطیهم الا السیف، یضع السیف علی عاتقة ثمانیة اشهر هرجا، حتی یقولوا . "والله ما هذا من ولد فاطمة لو کان من ولدها لرحمنا" . . . (33) » .

از زر بن حبیش نقل شده که ایشان از علی (علیه السلام) شنید که می گوید: «خدا، به سبب مردی از ما، فتنه ها و آشوب ها را برطرف می سازد و آنان (فتنه گران) را خوار و ذلیل می کند، و به آنان جز شمشیر چیزی نمی دهد (آشوبگران را می کشد) و شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه می کند تا این که می گویند: "به خدا قسم! این، از فرزندان فاطمه نیست! اگر از فرزندان فاطمه نیست! اگر فرزندان فاطمه بود به ما رحم می کرد! "» .

حدیث 2 . . . - عن عیسی بن الخشاب، قال: قلت للحسین بن علی (علیهماالسلام) : «انت صاحب هذا الامر؟» . قال: «لا; ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنی بعمه یضع سیفه علی عاتقه ثمانیة اشهر .» (34) ;

. از عیسی بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن علی (علیهماالسلام) عرض کردم: «آیا شما صاحب این امر هستید؟» . فرمود: «نه; ولکن صاحب الامر، رانده شده، دور افتاده، خون خواه پدرش و دارای کنیه ی عمویش (35) است . شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود می نهد .» .

حدیث 3 . . . - عن ابی بصیر، قال: سمعت ابا جعفر الباقر (علیه السلام)، یقول: «. . . ویضع السیف علی عاثقة ثمانیة اشهر هرجا هرجا، حتی یرضی الله .» . قلت: «فکیف یعلم رضا الله؟» . قال: «یلقی الله فی قلبه الرحمة . . .» . (36)

. از ابوبصیر نقل شده که گفت: شنیدم امام باقر (علیه السلام) می فرمود: «. . . شمشیر را هشت ماه بر دوش خود می نهد و به شدت مبارزه می کند; تا این که خداوند راضی شود .» . عرض کردم: «چه گونه رضایت خدا را می داند (از رضایت خدا آگاه می شود) ؟» . فرمود: «خداوند، به دل ایشان رحمت می اندازد . . .» .

ابن الاثیر می گوید: «الهرج: قتال و اختلاط .» (37) .

شاید مراد، این باشد که مدت عملیات تهاجمی لشریان حضرت قائم (عجل الله تعالی فرج الشریف) که منجر به تضعیف و شکسته شدن شوکت ظالمان و متلاشی شدن آنان می شود . هشت ماه به طول می انجامد و پس از آن، آنان، به عملیات ایذائی و موضعی و مقطعی روی می آورند که در فاصله های زمانی بعد، با آنان مقابله، و برای همیشه ریشه کن می شوند .

از نظر سند هر سه روایت که در آن هرج و مرج ذکر شد، ضعیف است; و چون عمر بن قیش و عیسی بن الخشاب، در سند روایت اول و دوم، مجهول اند و در سند روایت سوم، ابن ابی حمزه است که آن هم مورد بحث و تضعیف قرار گرفته است .

قاطعیت امام در برخورد با اشخاص و گروه های مختلف

ائمه ی طاهر، (علیهم السلام)، مهربان بودند و همه، منشا رحمت و برکات اند . امام رضا، (علیه السلام)، می فرماید: «الامام، الانیس الرفیق، والد الشفیق، والاخ الشقیق والام البرة بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الداهیة الناد . . . ; (38) امام، همدمی رفیق، پدری دل سوز، برادری برابر، مانند دو نیمه ی خرما که به هم متصل باشند، مادر مهربانی نسبت به فرزند خردسال اش، پناه امت در گرفتاری های هول ناک است .» .

نیز ابوربیع شامی گوید: به امام صادق، (علیه السلام)، عرض کردم: «حدیثی از عمر بن اسحاق به من رسیده است .» . فرمود: «عرضه بدار .» . گفتم: «عمرو، پیش امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت و آن حضرت در چهره ی او زردی مشاهده کرد . حضرت فرمود: "این زردی چیست؟ " گفت: "به مرضی مبتلا بودم . " پس حضرت علی، (علیه السلام)، به ایشان فرمود: انا لنفرح لفرحکم ونحزن لحزنکم ونمرض لمرضکم وندعوا لکم فتدعون فنؤمن . . . فقال ابوعبدالله، (علیه السلام) : «صدق عمرو .» ; (39)

همانا، ما، در شادی شما شادیم و در غم و اندوه شما، اندوه ناک و در مریضی شما، مریض می شویم و برای شما دعا می کنیم . پس شما دعا کنید و ما آمین می گوییم . . . . پس امام صادق، (علیه السلام)، فرمود: «عمرو، راست گفت .» .

نظیر این جریان را رمیله از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کند . (40)

نیز امام عصر (عج) در توقیعی به شیخ مفید (ره) می فرماید: «. . . انا غیر مهملین لمرعاتکم، ولا ناسین لذکرکم ولولا ذلک لنزل بکم اللاواء واصطلمکم الاعداء;(41) همانا، ما، سرپرستی شما را وا نگذاشته ایم [شما را مراعات و مواظبت می کنیم] و فراموش تان نمی کنیم، اگر جز این بود، گرفتاری ها، شما را از پای می انداخت و دشمنان، شما را از بین می بردند . . .» .

امثال این احادیث بسیار است: ائمه ی طاهر، (علیهم السلام)، مایه ی رحمت اند و مقتضی رحمت آنان برداشتن موانع از سر راه است . مقابله ی قاطع با ظالمان و مخالفان حاکمیت اسلام، یکی از مصادیق رافت و رحمت امام به مؤمنان است . با توجه به این که شرایط ویژه ی هنگام ظهور طوری است که جایی را برای کوچک ترین اغماض و مدارات با معاندان نمی گذارد، قاطعیت امام و یاران مقتدر و شهادت طلب آن حضرت در رویارویی با دشمنان و ایجاد رعب و وحشت در میان آنان، هر مخالف ستم پیشه ای را به تسلیم وا می دارد و آنان، چنان مرعوب می شوند که بعضا، خلع سلاح شده . و قدرت رویائی را ندارند . و بدین ترتیب دامنه برخورد نظامی و خون ریزی، تقلیل می یابد و به حداقل می رسد . از طرفی، زمینه ی گناه نیز از میان می رود; چون، امنیتی برای طاغیان و عاصیان نخواهد بود .

بنابراین، اکثریت مردم، مظلوم و ستمدیده و طالب خیر و صلاح و از کسانی خواهند بود که امام عصر (عج) آنان را مورد لطف قرار می دهد و تنها گروهی اندک مقاومت نشان می دهند . و این جا است که در چنین شرایطی، صلح و تقیه و رحمت و رافت با این گونه افراد و گروه ها و خطوط، معنا ندارد و چاره ای جز شمشیر و اعمال قوه ی قهریه و قضاوت های داودی و سلیمانی که در آن نیازی به شهادت شاهدی ندارد، (42) نیست .

پس اشخاص و گروه هایی مورد نقمت واقع می شوند که می خواهند مانع پیشرفت، و به اصطلاح سد راه و صد «عن السبیل » هستند . این جا است که طبق روایت، «وای به حال کسی که مانع حرکت حضرت بشود .» .

بعضی از آنان، قوم و نژاد خاصی اند و برخی پیرو ادیان دیگرند و گروه ها و فرقه هایی به ظاهر مسلمان ولی منافق صفت و یا مقدسان کج اندیش خواهند بود . امام زمان (عج) با هر یک، به شیوه ی خاصی برخورد خواهند داشت . با نقل روایاتی، این موارد را بازگو می کنیم .

1 - قوم عرب

در روایاتی که از قوم عرب صحبت به میان آمده است، شاید منظور، اهل مکه و قبیله ی قریش و مخصوصا بنی امیه و بنی عباس و بنی شیبه و یا حکومت های عربی دست نشانده باشد .

اینان، با اهل بیت، (علیهم السلام)، مشکل داشتند و عمده ترین سبب آن، جنگ بدر است .

در تاریخ نقل شده که در مکه، بیست و پنج قبیله بودند و بیست و سه قبیله متحد شدند و علیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان جنگ بدر را ترتیب دادند . واقدی - که از علمای عامه است - در کتاب خود، هنگامی که مقتولان جنگ بدر را ذکر می کند، می گوید:

همه ی قبائل، کشته داشتند . در میان آنان، تعدادی را حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به قتل رسانده بود .

لذا آنان، کینه ی شدیدی از امام علی و اهل بیت، (علیهم السلام)، داشتند .