حدیث روز

جوانان در خدمت حضرت مهدی عجل الله تعالی

جوانان در خدمت حضرت مهدی عجل الله تعالی قرائن و شواهد گوناگون در طول تاريخ اسلام و تجربه‌هاى عيني در نهضت بزرگ اسلامى به روشنى حکايت از اين حقيقت دارند که نقش مؤثر جوانان در ظهور حجّت(عج) و حکومت آن حضرت به مراتب کارآمدتر از گذشته و چشمگيرتر از امروز خواهد شد   جوانان در […]

اشتراک گذاری
06 دسامبر 2021
392 بازدید
کد مطلب : 4960

/--old--/images/0035431 copy.gif

جوانان در خدمت حضرت مهدی عجل الله تعالی

قرائن و شواهد گوناگون در طول تاريخ اسلام و تجربه‌هاى عيني در نهضت بزرگ اسلامى به روشنى حکايت از اين حقيقت دارند که نقش مؤثر جوانان در ظهور حجّت(عج) و حکومت آن حضرت به مراتب کارآمدتر از گذشته و چشمگيرتر از امروز خواهد شد

 

جوانان در خدمت حضرت مهدی عجل الله تعالی

قرائن و شواهد گوناگون در طول تاريخ اسلام و تجربه‌هاى عيني در نهضت بزرگ اسلامى به روشنى حکايت از اين حقيقت دارند که نقش مؤثر جوانان در ظهور حجّت(عج) و حکومت آن حضرت به مراتب کارآمدتر از گذشته و چشمگيرتر از امروز خواهد شد و ايثار و جانبازي و خدمت رسانى قشر جوان در راه تحقّق آرمان‌هاى حضرت ولى عصر (عج) به اوج نهايى خود خواهد رسيد.

اين مهم، با احاديثي از امامان معصوم نيز مورد تأکيد قرار گرفته است؛ چنان که امام صادق(ع) فرمود:

«بينا شباب الشيعة على ظهور سطوحهم نيامٌ إذا توافوا إلى صاحبهم فى ليلةٍ واحدةٍ على غير ميعاد فَيصبحون بمکة؛[1] هنگام ظهور حضرت مهدى (عج)، جوانان شيعه در حالى که روى پشت بام خانه‌هايشان در خواب به سر مي‌برند، همگى در يک شب به نداى آسمانى آن حضرت لبيک مي‌گويند و در همان شب بدون وعده قبلى به سوى مکه مي‌شتابند، در بامداد خود را به شهر مي‌رسانند و به زيارت امام و رهبر خويش نايل مي‌شوند و در خدمت آن حضرت قرار مي‌گيرند».

در اين حديث شريف علاوه بر پيشگام بودن جوانان در لبيک گفتن به آن حضرت، داشتن حالت انتظار و گوش به زنگ بودن آنان قبل از ظهور، در اين امر مهم استفاده مي‌شود.

نخستين پيک جوان

در حديث ديگرى از امام صادق(ع) نقل شده است که، هنگام ظهور حضرت حجت(عج) جوانى از جانب آن حضرت به عنوان نماينده، انتخاب و عازم مکه مکرمه مي‌شود تا پيام حجت خدا را به ساکنان آن ديار برساند و آنان را به پيروى و حمايت از حکومت جهانى مهدي موعود فرا خواند. اين جوان که در برخى روايات از وى به عنوان «نفس زکيه» يا «سيد حسني» ياد شده است، سراسيمه خود را به مکه مي‌رساند و پيام امام مهدي(عج) را به مردم ابلاغ مي‌کند، ولى حکمرانان مکه او را ميان رکن و مقام به شهادت مي‌رسانند[2] و اين جوان با ايمان و شجاع، اولين سفير و نماينده حضرت مهدي(عج) و نخستين شهيد حکومت جهانى آن حضرت خواهد شد.

از برخى منابع و روايات استفاده مي‌شود که در مرحله اول وقتى اين جوان پاک سرشت به شهادت رسيد، آن گاه آن 313 ياور خاص امام مهدي(عج) که آنها نيز از قشر جوانان با ايمان هستند، به آن امام همام ملحق مي‌شوند.[3]

سيد حسنى جوان

اين جوان از نسل امام حسن مجتبي(ع) است و در توصيف او نوشته‌اند که: جوان خوش سيمايى است که قبل از ظهور امام قائم(عج) از منطقه ديلم (گيلان) و قزوين، حرکت و قيام خود را آغاز مي‌کند. اين جوان پرشور که از شيعيان خالص به شمار مي‌آيد، در سطحى فراگير و با صدايى رسا مردم را به يارى آل محمد(ص) دعوت مي‌کند.

«نهضت سيد حسني» توأم با اخلاص و رفتار، کردار و گفتارش مطابق شريعت محمد(ص) خواهد بود. مردان شجاع بي‌شمارى از مناطق مختلف به او مي‌پيوندند و بر ضدّ ستم و تجاوز مبارزه مي‌کنند. سيد جوان به کمک ياران سلحشور خويش بر همه ستمگران پيروز مي‌گردد و تا حدودي، عدالت و قوانين اسلامى را در ميان مردم برقرار مي‌سازد.[4]

سيد حسنى وقتى با همرزمان خود وارد شهر کوفه مي‌شود، به او خبر مي‌دهند که حضرت حجت(عج) ظهور کرده است. او به حضور امام مهدي(عج) شرفياب مي‌شود و از محضر آن حضرت دلايل امامت و مواريث انبيا را درخواست مي‌کند. امام صادق(ع) در ذيل اين حديث شريف مي‌فرمايد: به خدا قسم که اين جوان(سيدحسني) حضرت حجت را مي‌شناسد و يقين دارد که او امام بر حق است، ولي هدفش از اين کار، اين است که حقيقت و واقعيت را بر مردم و ياران خود نيز آشکار سازد. آنگاه حضرت حجت(عج) دلايل و براهين را ظاهر مي‌فرمايد. در اين هنگام، سيد جوان تکبيرگويان دست خود را به سوى آن حضرت مي‌برد و با امام مهدي(عج) بيعت مي‌کند و همراه ساير همرزمان خود، جزو ياران حضرت قرار مي‌‌گيرد.[5]

313 ياور جوان

وقت موعود که امام قائم در مکه معظمه ظهور مي‌کند و در حالي که تکيه بر بيت الله الحرام کرده، اين خطبه حياتي را خواهند خواند:

«أيها الناس أنا فلان بن فلان، أنا بن نبى الله، أدعوکم إلي ما دعاکم إليه نبى الله…».[6]

«أنا ولى الله،أَنا أولى بالله و بمحمد(ص) فمن حاجّنى في آدم فأنا أولى الناس بآدم و من حاجّنى فى نوح فأنا أولي الناس بنوح و من حاجّنى فى إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم و من حاجّنى فى محمد فأنا أولى الناس بمحمد و من حاجّنى فى النّبيين فانا أولى الناس بالنبيين. إنّ الله تعالى يقول: )انّ الله اصطفى آدم و نوحاً و آل إبراهيم و آل عمران على العالمين ذريةً بعضها من بعض و الله سميع عليم( فأنا بقية آدم و خيرة نوح و مصطفى إبراهيم و صفوة محمد…».[7]

آن گاه ضمن اعلان آغاز ظهور، مردم رابه پيروى از دين و حکومت جهانى خويش فرا خواهد خواند. در اين وقت اولين گروه بيعت کننده با آن حضرت، همان 313 نفر خواهند شد. اين عده، بدون اينکه همديگر را بشناسند، هر کدام از يک منطقه‌اى در مکه حضور مي‌يابند و پروانه‌وار در اطراف امام گرد خواهند آمد که البته اينان جزو شخصيت‌هاي اجرايى ـ سياسى و در واقع از کارگزاران و حاکمان حکومت جهانى امام مهدي(ع) به شمار مي‌آيند و هر کدام مسئوليت اداره و رهبرى يکى از مناطق و سرزمين‌هاى حکومت اسلامى را برعهده خواهند گرفت.

از برخى روايات استفاده مي‌شود که يکى از اوصاف و ويژگي‌هاى بارز و مهم اين 313 نفر، علاوه بر ايمان راسخ و شجاعت و قدرتمندي، جوان بودن آنان است؛ چنان که امام علي(ع) در حديثى مي‌فرمايد:

«أصحاب المهدي(عج) شبابٌ لا کُهولٌ فيهم إلاّ مثل کحل العين و الملح فى الزاد و اَقلّ الزاد، الملح…[8]؛

ياران حضرت مهدي(عج) جوانانى هستند که در ميان آنها پيرمرد به چشم نمي‌خورد؛ مگر خيلى اندک، مانند سرمه در چشم و نمک در غذا، که کمترين چيزى که در غذا ريخته مي‌شود، نمک است…».

در برخى از کتب روايى و تاريخى در توصيف اين ياران خاص امام مهدي(عج) آمده است که:

«اِنَّهم حُکّام الارض و عُمّاله عليها و بهم يفْتَح شرق الارض و غربها… و هم النجباء، القضاء، الحکام على الناس…».[9]

از مجموع اين عبارات و از محتواى آنچه پيشتر گذشت، استفاده مي‌شود که اين اصحاب خاص در عين اينکه جوان هستند، از دانش و آگاهى کامل و از توانمندى و قدرت لازم در امور اجرايي و کارآمدى و تحرک کافى برخوردار خواهند بود و هر کدام به تنهايي خواهند توانست يک کشور مستقل اسلامى و يک امت بزرگ محمدي را اداره کنند.

جوانان کهف در رکاب مهدي(عج)

«اصحاب کهف» از جمله جوانانى هستند که توفيق ياري حضرت حجت(عج) را به دست خواهند آورد. اينان هنگام ظهور مهدي(عج) زنده و برانگيخته مي‌شوند و در رکاب آن حضرت قرار مي‌گيرند.[10]

اصحاب کهف اگر چه افرادى سالخورده به شمار مي‌آيند، اما به خاطر ايمان، صداقت، جانبازى و فداکارى در راه خدا و مبارزه با ظلم و دفاع از حق، هنگام ظهور حضرت به صورت جوان سر از خاک بيرون مي‌آورند و در خدمت امام مهدي(عج) قرار مي‌گيرند؛ چنان که در برخي از روايات ديگر نيز به اصحاب کهف، جوان «فَتي» اطلاق شده است.[11]

اصبغ بن نباته در حديث طولانى از اميرمؤمنان علي(ع) نقل مي‌کند که حضرت در بخشى از سخنانش فرمود:

«… پس از سه روز از ظهور و قيام قائم آل محمد(عج)، عده‌اي از سپاهيان اسلام جهت نبرد با روميان، عازم انطاکيه مي‌شوند. آنها صندوق مقدس را از غار انطاکيه بيرون مي‌آورند که نسخه اصلي تورات و انجيل در داخل آن است. سپس روميان به طرف ساحل دريا، نزديک غار «اصحاب کهف» هجوم مي‌آورند. در اين هنگام، خداوند جوانان کهف را به همراه سگشان از غار برمي‌انگيزد. دو نفر از آن جوانان به نام‌هاى مليخا و خملاها از پيروان، شاهدان و تسليم شوندگان به امام مهدي(عج) خواهند شد».[12]

رمز جوانى در ياران مهدي(عج)

از مجموع بحث‌هاى گذشته به اين نکته مهم مي‌رسيم که، گويا چهارچوب قيام حضرت(ع) و اساس اين حرکت سرنوشت‌ساز را، همت والاى جوانانى که داراى ايمان قوي، علم، قدرت و درايت کافى هستند، تشکيل خواهد داد و مسئوليت خطير اجرايي، دفاعى و سازماندهى اين نهضت اسلامى ـ جهانى بيش از همه، بر دوش پرتوان جوانان جان برکف و متقى و داراي نبوغ سرشار، سنگينى خواهد کرد و اين، به خاطر ساختار پرتحرک و ماهيت پوياى اين حرکت تکامل يافته انبيا و امامان معصوم در طول تاريخ است که هرگز ضعف، سستي، تنبلي، و بالاخره پيرى و فرسودگى در آن نمي‌تواند راه يابد. بنابراين، اگر از ميان پيرمردان هم کسانى بخواهند در اين حرکت و قيام شرکت کنند و سهيم باشند، قبل از هر چيز بايد خود را به اوصافى که ويژه جوانمردان و جوانان پاک سرشت و با ايمان از قبيل:

ايثار، مقاومت، عشق، شور، تحرک، شيدايى و ايمان است، مسلح سازند.

جالب اينکه وقتى به روايات اين باب مراجعه مي‌کنيم، در مي‌يابيم که در کلام امامان معصوم: خصلت جواني، يکي از ويژگي‌هاى بارز خود امام مهدي(عج) هم عنوان شده است و با عبارات مختلف، جوانى آن حضرت به طور مستمر مورد عنايت و تأکيد آن سروران قرار گرفته است و اين هر انسان صاحب انديشه و فکرى را به تأمل و تفکر وامي‌دارد.

در اين بخش به عنوان حسن ختام، به چند نمونه از اين احاديث اشاره و توجه مي‌کنيم:

1. اميرمؤمنان علي(ع) در توصيف حضرت حجت(عج) فرمود:

«مهدي، جوانى از قبيله قريش، مرد چابک و ماهري از تبار دليرمردان است که در سن سى يا کمتر از چهل سالگي ظهور خواهد کرد».[13]

2. در حديث ديگرى امام علي(ع) خطاب به خليفه دوم فرمود:

«تو صاحب کعبه نيستي، صاحب کعبه جوانى (مهدي) از قريش است که اموال کعبه را در آخرالزمان در راه خدا انفاق مي‌کند».[14]

3. امام حسن مجتبي(ع) فرمود:

«مهدي(عج) نهمين فرزند برادرم، حسين است. خداوند عمر او را در غيبت طولانى مي‌کند، سپس با دست تواناى خويش او را به صورت جوان چهل ساله‌اى ظاهر مي‌سازد تا معلوم شود که خداوند متعال بر همه چيز قادر و توانا است».[15]

4. امام حسين(ع) درباره آن حضرت فرمود:

«اگر مهدي(عج) قيام کند، مردم او را انکار مي‌کنند؛ زيرا او به صورت جوان ظاهر مي‌شود، بزرگ‌ترين امتحان الهى اين است که صاحب آنان در سن جوانى خروج مي‌نمايد؛ در حالى که مردم تصورشان اين بود که او پيرمرد سالخورده‌اى است و به شک و توهم دچار مي‌شوند».[16]

5. امام باقر(ع) از اميرمؤمنان(ع) نقل مي‌کند که از آن حضرت درباره اوصاف مهدي(عج) سؤال شد، آن حضرت فرمود:

«مهدي(عج) جوانى چهارشانه، متوسط القامه و خوش سيما است، نور صورتش، سياهى مو و ريش آن حضرت را تحت الشعاع قرار مي‌دهد».[17]

6. در روايات زيادى از امام صادق(ع) نقل است که حضرت فرمود:

«مهدي(عج) جوانى کامياب «شابّاً موفّقاً، فتي موفّق» و رشيد يا جوان بلند قامت و چهارشانه (شابّ مربوع) است که در سنّ نزديک به سى يا چهل سالگى ظهور مي‌کند».[18]

7. از امام رضا(ع) نيز نقل است که فرمود:

«علامت مهدي(عج) اين است که وى از نظر سني، پير، اما در ظاهر و سيما، جوان خواهد بود؛ به طورى که هر کس آن امام را زيارت کند، چهل ساله يا کمتر از آن تصور خواهد کرد».[19]

8. در روايتى از ابن عباس نقل است که گفت:

«من اميدوارم که چند شبانه روزى نگذرد تا اينکه خدا، جوانى را از ما اهل بيت(ع) برانگيزاند که فتنه‌ها دامن‌گيرش نشود و او نيز دنبال فتنه‌ها نرود. وى امور اين امت را به پا خواهد داشت. همچنان‌که خدا کار اين امت را به ما آغاز کرد، اميدوارم که به ما هم ختم کند».

راوى مي‌گويد: از ابن عباس پرسيدم: آيا پيران شما از اين امر عاجزند که شما اين اميدوارى را درباره جوانان خود داريد؟ گفت: «خدا هر عملى را که بخواهد، انجام مي‌دهد».[20]

9. در اخبار و احاديث اهل سنت آمده است که:

«مهدي(عج) جوانى با چشمان مشکي، ابروهاى باريک، بينى بلند و ريش انبوه است و در طرف راست صورت و دست راستش خال وجود دارد».[21]

پي‌نوشت‌‌ها

1 . بحارالانوار، ج52، ص370؛ غيبة نعماني، ص316، باب 20، حديث11.

2 . الغيبة، طوسي، ص464 و 445؛ الارشاد، مفيد، ج2، ص368؛ کمال‌الدين و تمام النعمه، صدوق، ج2، ص49 و 330.

3 . ر.ک: منابع پيشين و بحارالانوار، ج52، ص307، 273، 217، 192، 147.

4 . منتهى الامال، شيخ عباس قمي، ج2، ص495.

5 . همان، ص496؛ بحارالانوار، ج53، ص15 و 16.

6 . بحارالانوار، ج52، ص306.

7 . همان، ص305، 135 و 341.

8 . الغيبة، طوسي، ص476؛ الغيبة، نعماني، ص316؛ بحارالانوار، ج52، ص333؛ منتخب الاثر، صافي، ص484.

9 . اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج2، ص84.

10 . المهدي، سيد صدرالدين صدر، ص105.

11 . ر.ک: ميزان الحکمة، ج5، ص10؛ بحارالانوار، ج52، 275.

12 . بحارالانوار، ج52، ص275.

13 . المهدي، ص218؛ ملاحم و فتن، ابن طاووس، ص73؛ نجم الثاقب، ميرزاي نوري، ص114.

14 . المهدي، همان.

15 . کمال الدين و تمام النعمه، ج1، ص316.

16 . المهدي، همان.

17 . بحارالانوار، ج51، ص44؛ المهدي، ص80.

18 . ر.ک: الغيبة، طوسي، ص470، 420، 419، 285.

19 . کمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص652؛ بحارالانوار، ج52، ص285.

20 . المهدي، ص280.

21 . همان، ص79.

نویسنده: عبدالرحيم اباذرى

منبع: مرکز اطلاع رسانی آل البیت به نقل از فصلنامه كوثر ـ شماره 74 ـ تابستان 1387

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *